23مارس2017

26 آبان 1395 نوشته شده توسط 

خودزنی قرن؟

از صفر تا صد انتخابات آمریکا و دونالد ترامپ
انتخاباتی جنجالی و پاسخ‌ به چند پرسش رایج
P28-1
شاید نخستین روزهایی که دونالد ترامپ خود را به عنوان یکی از نامزدهای حزب جمهوری‌خواه معرفی کرده بود، ‌ کسی فکر نمی‌کرد که او بتواند روزی رییس جمهور آمریکا شود. بسیاری از رسانه‌های آمریکایی، ترامپ را موضوعی جالب و بامزه می‌دیدند و گمان می‌کردند او فقط برای بامزه‌تر شدن داستان وارد گود شده است. به این ترتیب، ‌‌ بدون که قصدی برای تبلیغش داشته باشند، مبلغش شدند. ترامپ روز به روز به قدرت بیشتری رسید و در نهایت و در حالی که افراد بانفوذی همچون جان مک کین با او مخالف بودند،‌‌ به عنوان نامزد حزب جمهوری‌خواه انتخاب شد. در پروژه بعدی،‌‌ ترامپ فراز و فرودهای بسیاری داشت، اما در نهایت موفق شد تا در کنار همه چیزهایی که داشت، ‌ دست کم یک دوره ریاست‌جمهوری را هم داشته باشد. در این میان برخی بی آن که اطلاعات دقیقی داشته باشند، منتقد ترامپ شدند و ریاست‌جمهوری‌اش آن‌ها را نگران کرد. بی آن که هیچ موضع مثبتی درباره چهل و پنجمین رییس جمهوری آمریکا داشته باشیم، معتقدیم بسیاری از این نگرانی‌ها بی مورد است و ترامپ آن چنان هالووینی نخواهد بود. شاید بهترین نکته توسط ترودو درباره ترامپ گفته شده باشد: باید بر اساس مسایل مشترک به همکاری با دولت آمریکا بپردازیم، چرا که یک ملت را نمی‌توان در یک رییس جمهور یا یک دوره چهارساله خلاصه کرد.
پرونده‌ای که در ادامه می‌آید،‌‌ تلاشی است برای نشان دادن زوایای گوناگون انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر آمریکا و به طبع به دلیل انتخاب ترامپ، تمرکز بیشتری روی او خواهیم داشت.

پاسخ به پرسش‌‌هایی که این روزها ذهن شما را مشغول کرده است
آمریکایی‌‌ها چه رویایی در سردارند؟
درست از آن روزهایی که دونالد ترامپ یکی از بخت‌‌های پیروزی در انتخابات ریاست‌‌جمهوری آمریکا شد، موجی مکزیکی در میان ایرانی‌‌ها ایجاد شد و همه به طور خودجوش ضدترامپ شدند. متاسفانه بسیاری از افرادی که مطابق جو موجود، مواضع ضد ترامپ اتخاذ کردند، درک درستی از ماجرا نداشتند. البته شاید خود او هم درک درستی از خودش نداشته باشد، پس خیلی نمی‌‌شود از دیگران انتظاری داشت. در ادامه چند پرسش و پاسخ در این‌‌باره خواهد آمد. امیدواریم این مطلب کمی از نگرانی شما بکاهد.

چرا دونالد ترامپ برای ایران خطر بیشتری نسبت به کلینتون ندارد؟
هر چند دونالد ترامپ چندبار مذاکره هسته‌‌ای با ایران را فاجعه‌‌بار دانسته و خواسته تا مذاکرات از نو و با رویه‌‌ای متفاوت شروع شود، اما اختلاف‌‌های با دشمنان منطقه‌‌ای ایران سبب می‌‌شود تا مشکلاتش با ایران کمتر به چشم بیاید. ترامپ در سخنرانی‌‌های انتخاباتی‌‌اش، مواضع عربستان را به دلیل حمایت از گروه‌‌های وهابی نقد کرده و خطاب به آن‌‌ها گفته بود:« گمان نکنید این گروه‌های وهابی‌ای که در نقاط مختلف دنیا راه انداختید و از آنها خواستید تا ظلمت، توحش،‌‌ سربریدن انسانها و نابود کردن زندگی آنان، را منتشر کنند در کنار شما خواهند ایستاد و یا از شما حمایت خواهند کرد چرا که این گروه‌ها هیچ جایی در دنیا غیر از آغوش شما ندارند و یک روز نوبت به شما خواهد رسید و از همه جا به سوی شما سرازیر خواهند شد تا کار شما را یکسره کنند.» او همچنین عربستان را گاوشیرده دانسته بود و گفته بود که هر وقت نفت عربستان تمام شود، آمریکا کاری با آنان نخواهد داشت.
اما از طرف مقابل، بنیاد کلینتون بارها از عربستان کمک مالی دریافت کرده است و همه شواهد نشان می‌‌دهد که او رابطه خوبی با این کشور داشته است، چنان‌‌چه ترامپ گفته بود: « عربستان سعودی به بنیاد کلینتون 25 میلیون دلار کمک مالی اعطا می‌کند حال بگویید آیا او (هیلاری کلینتون) برای تجارت انرژی در عربستان مفید‌تر نیست.»
میزان سوتفاهم میان ترامپ و دولت عربستان سعودی چنان است که بن طلال، شاهزاده میلیاردری مامور شد تا به سیاست خود در خرید سیاستمداران امریکایی ادامه دهد و همه آنها را علیه ترامپ بسیج کند تا مبادا در انتخابات پیروز شود. روزنامه النشره در این ارتباط نوشت: «ولید بن طلال شاهزاده سعودی قبل از شمارش آراء از ترامپ طی پیامی در توییتر خواست تا از رقابت انتخاباتی عقب بکشد.» البته بعد از اعلام پیروزی ترامپ، بن طلال پیام خود را از صفحه توییتر حذف کرد و به جای آن به ترامپ پیام داد که «اختلافات گذشته ما با تو هر چه بود گذشت و اینک آمریکا حرف آخر خود را زد. به تو تبریک می‌گویم و آرزوهای بلند برای موفقیتت در دوره ریاست‌جمهوری دارم.» با این همه به نظر نمی‌‌رسد این دلخوری‌‌ها به سادگی برطرف شود.
البته ترامپ، مطالبی هم درباره ایران گفته است که بیشتر شبیه طنزهای مهران مدیری است. او در جمع هواداران خود در شهر راچستر نیز مدعی شد که آمریکا بر اساس توافق هسته ای به ایران 150 میلیارد دلار پول داده است و ایران به جای بوئینگ از ایرباس هواپیما می‌خرد. وی ادامه داد: «آنها از روسیه موشک می‌خرند. از همه خرید می‌کنند به جز ما. چرا؟ چون ما خرید (نظامی) ایران را ممنوع کرده‌ایم.» رئیس‌‌جمهور منتخب که در آن روزها، نامزد پیشتاز بود، همچنین گفت:« البته من معتقدم که این ممنوعیت چیز خوبی است. اما وقتی که به آنها 150 میلیارد دلار داده ایم باید این ممنوعیت بطور موقت تعلیق شود تا آنها از شهر راچستر خرید کنند. در آن صورت ما به آنها موشک معیوب می‌فروشیم. بگذارید شکایت کنند. برای این موشکها 12 میلیارد دلار به جیب می‌زنیم و آنها هم می‌گویند که موشک‌ها افتضاح بودند. من هم به ایرانیها می‌گویم: بله! هدفمان همین بود!»
مخالفت ترامپ با برکناری بشار اسد و نزدیکی‌‌هایش با ولادیمیر پوتین، او را به دولت ایران نزدیک‌‌تر می‌‌کند. ترامپ در گفت‌وگو با سی‌‌ان‌‌ان گفته بود که اوباما و پوتین آن‌‌قدر از هم بدشان می‌‌آید که نمی‌‌توانند با هم مذاکره کنند، اما «من احتمالا با او رفیق می‌‌شوم و در آن‌‌صورت این مشکلاتی که حالا داریم، نخواهیم داشت.»
با این حساب٬ بیش از آن‌‌که نگران برخورد ترامپ با ایران باشیم، باید نگران آن‌‌چیزی باشیم که فرانسوا اولاند از آن با عنوان بلاتکلیفی نام برده بود. البته باید یک نگرانی دیگر داشته باشیم که هیچ ربطی به ترامپ ندارد. هرچند آیت‌‌الله خامنه‌‌ای تاکنون انتقادی جدی نسبت به ترامپ نداشته است و حتی به گونه‌‌ای از او حمایت کرده، اما بعضی از مقام‌‌های نظامی یا سیاسی نه‌‌چندان مهم، سخنان انتخاباتی او را نقد کرده‌‌اند. به عنوان مثال، سرلشکر پاسدار،‌‌ محمد باقری، رییس ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، با اشاره به سخنان دونالد ترامپ، در دوران تبلیغات انتخاباتی، گفت: «آن فردی که تازه به قدرت رسیده حرف‌‌های بزرگ‌‌تر از دهانش زده که البته در موقع تبلیغات شکرِ زیادی می‌‌خورند».

پیام تبریک جاستین ترودو به ترامپ چه بود؟
جاستین ترودو نخست‌‌وزیر کانادا از دونالد ترامپ، رئیس‌‌جمهور جدید آمریکا دعوت کرد برای بازدید از کانادا در اولین فرصت به این کشور بیاید. دفتر آقای ترودو اعلام کرد او چهارشنبه شب در تماسی تلفنی، انتخاب ترامپ را به او تبریک گفت و آنها درباره تعداد زیادی از منافع مشترک صحبت کردند. بنا بر اعلام دفتر آقای ترودو، ترامپ نیز از ترودو دعوت کرد به واشنگتن بیاید. هنوز هیچ جزئیاتی درباره این دیدار منتشر نشده است.
البته جاستین ترودو صبح روزی که پیروزی دونالد ترامپ اعلام شد، قرار سخنرانی برای جمعی از دانش‌‌آموزان را داشت. او در بخش‌‌هایی از این سخنرانی به انتخاب دونالد ترامپ پرداخت و گفت که مشتاقانه منتظر همکاری بسیار نزدیک با ترامپ و دولت وی در زمینه تجارت، سرمایه گذاری، صلح بین المللی و امنیت است و ادامه داد که به جای فرد، او از رابطه و دوستی با کشور همسایه حرف می‌‌زند. افزود: «کانادا دوست، شریک و متحدی نزدیکتر از آمریکا ندارد و روابط بین کشورهای ما، نمونه‌‌ای برای اقتصاد جهان است. وی گفت: ارزش‌های مشترک ما، روابط فرهنگی عمیق و اقتصادهای یکپارچه و قوی، اساسی را برای تقویت شراکت محکم و پررونق فراهم می‌کند.»
ترودو در این پیام خود از روابط دو کشور گفت که براساس ارزش‌هایی مشترک بنا شده اند:«رویا و امید». او از همکاری‌اش با ترامپ خبر داد و گفت که دو کشور به سوی آینده حرکت خواهند کرد.
آمریکا و کانادا طولانی‌ترین مرز بین المللی را دارا هستند و بزرگترین شرکای تجاری محسوب می‌شوند. رقم مبادلات سالانه دو کشور به طور تقریبی 2 میلیارد دلار است.

آیا ترامپ می‌‌تواند هر چه دل تنگش خواست انجام دهد؟
پاسخ به این پرسش کاملا منفی است. به عبارتی هرچند رئیس‌‌جمهوری نخستین قدرت اجرایی کشور است، اما نیروهایی سبب کنترلش می‌‌شوند.
برای روشن‌‌تر شدن موضوع یک سوال را مطرح می‌‌کنم: چرا باراک اوباما یا رئیس‌‌جمهوری‌‌های قبلی، به وعده‌‌های تبلیغاتی‌‌شان عمل نمی‌‌کنند؟ آیا آن‌‌ها واقعا کلاه‌‌بردار هستند؟ پاسخ به این پرسش، موضع ما در برابر ترامپ را روشن می‌‌کنند: اهرم‌‌هایی هستند که به رئیس‌‌جمهور اجازه نمی‌‌دهند تا کاملا مطابق میلش عمل کنند. نخستین اهرم همان مجلس نمایندگان است. هرچند اکثریت این مجلس در دوره اخیر با جمهوری‌خواهان است، اما باز هم ترامپ با آن مشکل خواهد داشت به دو دلیل: بخشی از مجلس را به هر حال دموکرات‌‌ها تشکیل می‌‌دهند و دیگر این‌‌که حتی بسیاری از جمهوری‌خواهان هم با او هم‌‌صدا نیستند. مجلس سنا هم تقریبا همین حالت را دارد، با احتساب این‌‌که سناتور‌‌ها اساسا مستقل‌‌تر عمل می‌‌کنند.
استقلال در آمریکا، علاوه بر آ‌‌ن‌‌که به مجلس اجازه می‌‌دهد مستقل عمل کند، این اجازه را به قوه قضاییه می‌‌دهد که بتواند منتقد باشد. به این ترتیب، دومین عامل کنترلی دولت، قوه قضاییه خواهد بود. اما فراتر از این‌‌ها نیرویی است که از آن با عنوان دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا یاد می‌‌شود که از یک سو اعضای آن توسط قوه مجریه و قوه مقننه انتخاب می‌‌شوند و از سوی دیگر نظارت خود را بر دو قوه اعمال می‌‌کند. انتخاب اعضای ۹ نفره دیوان عالی فدرال با معرفی رئیس جمهور و با تصویب دو سوم سناتورها صورت می‌‌گیرد که به صورت مادام العمر به فعالیت می‌‌پردازند. این امر سبب می‌‌شود که اعضاء دیوان عالی بدون نگرانی از برکناری توسط رئیس جمهور و یا کنگره به وظایف قانونی خود بپردازند. بر اساس قانون اساسی، اعضای دیوان عالی فدرال، تنها از طریق اعلام جرم علیه آنان و محکومیت از سمت خود بر کنار می‌‌شوند.

P28-2
روابط دیوان عالی فدرال و رئیس جمهور به این گونه تعریف شده است که از یکسو رئیس جمهور، اعضای آن را برای تائید به کنگره معرفی می‌‌کند و از سوی دیگر دیوان عالی فدرال می‌‌تواند علیه رئیس جمهور اعلام جرم کند. در چنین صورتی مراحل قانونی استیضاح رئیس جمهور در کنگره به جریان می‌‌افتد. دیوان عالی فدرال و کنگره نیز دارای روابط متقابل هستند، به این شکل که کنگره افراد معرفی شده توسط رئیس جمهور برای عضویت در دیوان عالی فدرال را تائید می‌‌کند و در مقابل این نهاد می‌‌تواند مصوبات کنگره را به دلیل مغایرت با قانون اساسی ابطال نماید. رأی دیوان عالی فدرال به عنوان ضامن اجرای صحیح قانون اساسی برای کنگره و رئیس جمهور الزام آور است و کنگره نمی‌‌تواند آن‌‌گونه که در مقابل وتوهای رئیس جمهور عمل می‌‌کند، تصمیمات قانونی دیوان عالی را نقص کند.
این بحث جزییات بیشتری دارد که به سادگی و حتی به زبان فارسی اطلاعات بیشتری درباره‌‌اش داشته باشد، نکته مهم آن است که رییس جمهور نمی‌‌تواند هرچه دل تنگش خواست به اجرا بگذارد.

چرا و چگونه ترامپ انتخاب شد؟
یازده دلیلی که کارشناسان در این مورد گفته در ادامه خواهد آمد:
۱. ایالت‌‌هایی که می‌‌گفتند پنجاه‌پنجاه است، آنقدر هم پنجاه‌پنجاه نبود. اوهایو، فلوریدا، کارولینای شمالی. دونالد ترامپ یکی یکی رأی‌‌ها را جارو کرد. هیلاری کلینتون ماند و ایالتهای حامی دموکراتها، یا به قول کارشناسان آمریکایی «سد آبیرنگ» رأی که قرار بود جلوی پیشروی رقیب را بگیرد. آن سد هم عاقبت سوراخ شد. در این انتخابات بخش سفیدپوست رأی، به خصوص سفیدپوست های دانشگاه نرفته ، از حزب دموکرات برگشت، چه زن چه مرد. رأی غیرشهری هم سوی ترامپ سرازیر شد. رأی آمریکایی‌‌هایی که حس می‌‌کردند ساختار قدرت که در سواحل شرقی و غربی آمریکا متمرکز شده، فراموش شان کرده است.
۲. یکی از مشکلات آمریکا این است که تحصیلات دانشگاهی در این کشور بسیار گران است و از طرفی بدون تحصیلات دانشگاهی هم می‌‌توان کار پیدا کرد و زندگی کرد. این است که بسیاری به زندگی نباتی روی می‌‌آورند و به همین دلیل، شیفته کلی‌‌گویی‌‌های ترامپ می‌‌شوند.
۳. دونالد ترامپ نه فقط با دموکرات‌‌ها،‌‌ که با حزب خودش هم جنگید. و همه را شکست داد. بی‌‌اعتنایی او به بزرگان جمهوری‌خواه و رأی‌‌شان، حجتی بود برای رأی‌‌دهنده‌‌های آمریکایی که او مستقل و غیرخودی است. آن هم در دورانی که افکار عمومی روزبه‌‌روز از واشنگتن و واشنگتن‌‌نشینان بیزارتر می‌‌شود. البته فقط ترامپ نبود که این فضا را حس کرده بود. برنی سندرز، رقیب هیلاری کلینتون در حزب دموکرات، یا تد کروز جمهوری‌خواه، فهمیده بودند مردم «کمافی‌‌السابق» نمی‌‌خواهند، اما آن‌‌که بیش و بهتر از همه از این موج بهره برد، و با آن تا کاخ سفید رفت، ترامپ بود.
۴. تجربه نشان داده است که بسیاری از مردم، به ویژه در زمانی که با مشکلات زیادی دست و پنجه می‌‌کنند، به سادگی با حرف‌‌های کلی و شعارهای بزرگ کنار می‌‌آیند. برخی حتی صبحت‌‌های توهین‌‌آمیزش در مورد زنان، شعارهایش در مورد مهاجران و مسلمانان را هم در این راستا ارزیابی می‌‌کنند. او خود را به این وسیله واقعی‌‌تر نشان داد و همین کافی بود تا شعارهای دیگرش هم باورپذیر باشد.
۵. در دنیایی که پول حرف اول را می‌‌زند، بسیاری از مردم می‌‌خواستند تا کسی سر کار بیاید که می‌‌توان چگونه می‌‌توان به پول رسید. آن‌‌ها گمان می‌‌کنند که کلیدهای اقتصادی در دستان ترامپ است. اسیاک ایوزف یکی از طرفداران ترامپ از فلوریدا، در این مورد می‌‌گوید:«به نظرم او از اقتصاد و امور مالی بین المللی در سطح گسترده و جهانی درک خوبی دارد که فقط تئوری نیست بلکه محصول تجربه شخصی خود اوست.»
۶. وضعیت معیشتی بخش‌‌هایی از جامعه امریکا یکی از دلایل بسیار مهم انتخاب ترامپ بود. روند‌‌ وضعیت شغلی امریکاییان موید‌‌ این نکته است که انبوهی از مشاغل از امریکا به د‌‌یگر کشورها از جمله چین و مکزیک مهاجرت کرد‌‌ه است. گرچه سرانه تولید‌‌ ناخالص د‌‌اخلی امریکا جزو بالاترین‌‌هاست، اما نباید‌‌ از یاد‌‌ برد‌‌ که فاصله طبقاتی هم د‌‌ر این کشور افزایش یافته است. به جای هر صد‌‌هزار نفر که فقیرتر می‌‌شد‌‌ند، یک نفر د‌‌ر نیویورک به ثروتی افسانه‌‌ای د‌‌ست می‌‌یافت و شاخص تولید‌‌ د‌‌اخلی امریکا را بالا نگه می‌‌د‌‌اشت. عصبانیت د‌‌ر چهره مرد‌‌م امریکا د‌‌ر این سال‌‌ها د‌‌ید‌‌ه می‌‌شد‌‌.
۷. کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ بی‌‌اغراق سنت‌‌شکنانه‌‌ترین کارزار انتخاباتی تاریخ معاصر آمریکا بود. اما ظاهرا او بیشتر از همه متخصصان و کارشناسان می‌‌فهمید. ترامپ نظرسنجی‌‌ها را ندیده گرفت. به ایالت‌‌هایی رفت که کارکشته‌‌های رقابت‌‌های انتخاباتی می‌‌گفتند هرگز نمی‌‌برد، مثل ویسکانسین و میشیگان. به جای اینکه لشکر داوطلبانش را دم خانه‌‌ها بفرستد که رأی جمع کند، تجمع‌‌های عظیم برگزار کرد. پولی که صرف تبلیغات کرد، چه در رقابت داخلی حزب جمهوری‌خواه، چه در رقابت نهایی با هیلاری کلینتون، به مراتب کمتر از رقیبان بود.
در یک کلام، دونالد ترامپ کل دانش برآمده از سال‌‌ها کار انتخاباتی کارکشته‌‌ها را نادیده گرفت و گاه دقیقا عکس‌‌اش عمل کرد. آن ها که فکر می‌‌کردند بهتر می‌‌دانند و بیشتر بلدند یک‌‌صدا و پیوسته به تصمیم‌‌های ترامپ می‌‌خندیدند. در نهایت اما همان تصمیم‌‌ها ثمر داد. و حالا ترامپ است که می‌‌خندد، با فرزندانش و جمع کوچک یارانش، آن‌‌هم در کاخ سفید.
۸. ترامپ همان چیزهایی را دارد که رویای آمریکایی بر آن بنا شده است: پول، خانواده و استقلال. دست‌‌کم او در ظاهر چنین نشان می‌‌دهد و بسیاری از افراد به نکته ایمان داشتند.
۹. برخلاف دموکرات‌‌ها، ترامپ هیچ‌‌گونه نشانه مثبتی برای دگرباشان جنسی ندارد. در گزارشی که چند ما پیش نشریه مک‌‌لین منتشر کرد، این نکته یکی از دلایلی بود که یکی از طرفداران ترامپ، بیان می‌‌کرد. او نمی‌‌خواست پسرش در آینده چنین رفتاری داشته باشد و گمان می‌‌کرد ترامپ دست کم با این قضیه هیچ تفاهمی ندارد.
۱۰. با آن‌‌که زن بودن یکی از دلایل موفقیت هیلاری کلینتون بود، اما همین‌‌ نکته پاشیل آشیل او هم محسوب می‌‌شد: بسیاری از آمریکایی‌‌های سنت‌‌گرا، هنوز یک زن را مناسب ریاست‌‌جمهوری نمی‌‌دانند. به این‌‌ها اضافه که خود هیلاری کلینتون از محبوبت کافی برخوردار نبود.
۱۱. تعداد رای‌‌های کلینتون از ترامپ کمتر نبود و او هم به دلایل سیستم الکترال نتوانست برگزیده شود.یعنی در حالی که کلینتون 47،8 درصد را کسب کرده بود و ترامپ 47،3 درصد اما نماینده جمهوری‌خواهان به دلیل رای الکترال بیشتر از 270، رئیس‌‌جمهور شد.
P28-3
این ماجرای سیستم الکترال دقیقا یعنی چه؟
وقتی مردم در انتخابات ریاست‌‌جمهوری آمریکا رأی می‌‌دهند، در واقع با این رأی به نمایندگان شان در کالج الکترال که شامل 538 عضو است، حکم می‌‌کنند که به چه‌‌کسی رأی دهند. یعنی نمایندگان کالج الکترال از خودشان حق رأی ندارند و رأیشان نمادین است و متعلق به نامزدی است که مردم همان ایالت او را انتخاب کرده‌‌اند. مثلا اگر مردم فلوریدا رامنی را انتخاب می‌‌کردند، نمایندگان آن ها در کالج الکترال نمی‌‌توانستند با اختیار خودشان مثلا به اوباما رأی دهند. این که هر ایالت چه تعداد نماینده در کالج الکترال دارد به جمعیت آن ایالت و نسبت آن به کل کشور بستگی دارد. ایالت‌‌های پرجمعیتی مانند کالیفرنیا، تگزاس، نیویورک، فلوریدا، پنسیلوانیا و ایلی‌‌نویز که بیشترین جمعیت را در میان ایالت‌‌های آمریکا دارند، بیشترین آرای الکترال را هم به‌‌خود اختصاص داده‌‌اند.

P28-4
کالیفرنیا با 37میلیون نفر، ‌‌ 55 آرای الکترال دارد. یعنی هم در فهرست جمعیتی اول است و هم در فهرست آرای تعیین‌‌کننده رئیس‌‌جمهور. این براساس تعریف مفهوم دمکراسی که حکومت اکثریت بر اقلیت است برنامه‌‌ریزی شده‌‌است. ورمونت با 600هزار نفر جمعیت تنها سه رأی الکترال دارد.اما نقطه ضعف مهم این سیستم که ابزار اصلی منتقدان هم هست اینکه، ممکن است یک نامزد اکثریت آرای مردم را به‌‌دست نیاورده باشد اما اکثریت آرای الکترال را به‌‌دست بیاورد و برنده انتخابات شود. این مسئله‌‌ای است که در انتخابات سال 2000روی داد.اما این وضعیت چگونه ممکن است؟ اگر نامزدی اکثریت آرای مردم در 11ایالت پرجمعیت یعنی کالیفرنیا، نیویورک، تگزاس،‌‌ فلوریدا، پنسیلوانیا، ایلی‌‌نویز، اوهایو، میشیگان، نیوجرسی، کارولینای شمالی و جورجیا را به‌‌دست آورد رئیس‌‌جمهور می‌‌شود، حتی اگر در 39ایالت کم جمعیت‌‌تر هیچ رأیی به‌‌دست نیاورده باشد. مجموع آرای الکترال آن 11ایالت به 270می‌‌رسد و این حد نصابی است که نامزد برنده باید از مجموع 538رأی الکترال به‌‌دست آورد. به این ترتیب چون جمعیت ساکنان 39ایالتی که به نامزد برنده رأی نداده‌‌اند، از مجموع شهروندان 11ایالت اصلی بیشتر است، بنابراین نامزد برنده بدون اینکه رأی اکثریت مردم را به‌‌دست آورده باشد با مجموع آرای الکترال 11ایالت پرجمعیت به کاخ سفید می‌‌رود. در تاریخ آمریکا تا به حال سه بار این اتفاق روی داده ‌‌است.
بسیاری در داخل خود آمریکا هم بر این عقیده‌‌اند که این سیستم انتخاباتی متناسب با شرایط روز باید تغییر کند. در دهه 70 کنگره تصمیم به تغییر این ساختار انتخاباتی و حذف کالج الکترال گرفت. اما این کار در مراحل پایانی متوقف شد. اکنون حامیان تغییر این سیستم انتخاباتی می‌‌گویند که باید واسطی به نام کالج الکترال حذف شود و مردم مستقیما رأیشان را به صندوق بیندازند و این رأی به سبد نامزد برنده یا بازنده برود.

P28-5

چرا سایت مهاجرت کانادا در شب انتخابات از کار افتاد؟
وبسایت اداره مهاجرت کانادا روز انتخابات به تناوب دچار مشکل عدم دسترسی ‌‌شد و آن را برای مدت‌ها غیرقابل دسترسی کرده. به نظر عده‌ای از ناظران، چنین مشکلی به علت افزایش ناگهانی مراجعه شهروندان آمریکا به این سایت پس از مشخص شدن پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری ایجاد شده است. مقامات مسئول در اداره شهروندی و مهاجرت کانادا (سی‌‌آی‌‌سی) تا به اکنون در این باره نظر نداده‌‌اند. اما بعضی از متخصصین معتقدند که این مشکل ممکن است به دلیلی غیر از افزایش مراجعه آمریکایی‌ها به سایت اداره مهاجرت پیش آمده‌‌باشد. بنا بر نظر پرفسور آلن وودوارد از دانشگاه ساری، مشکل پیش‌‌آمده می‌‌تواند صرفاً یک تصادف غیرعادی باشد. با این حال، خبر بروز این مشکل در رسانه‌‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌‌ای داشته ‌‌است.
P28-6
 مادر اسکاتلندی ترامپ
آیا ترامپ یک آمریکایی اصیل است؟
هر وقت ترامپ می‌‌خواهد کسی را خراب کند می‌‌گوید که «تو آمریکایی نیستی». این عبارت را حداقل در مورد تد کروز و باراک اوباما به کار برده است. او حتی باراک را متهم کرده که مدراک تولد جعلی برای خودش درست کرده است. تد کروز هم هرچند والدینی آمریکایی دارد، اما در زمان تولد در کانادا بودند و او به همین دلیل در این کشور به دنیا آمده است. با این همه خود آقای ترامپ، مطابق نظریه انگلیسی‌‌ها، آمریکایی اصیل به حساب نمی‌‌آید. مادر ترامپ یک مهاجر اسکاتلندی است و او بارها به سرزمین مادری‌‌اش سفر کرده است. داخل پرانتز عرض کنیم که انگلیسی‌‌ها می‌‌گویند، هر وقت هفت جد کسی در جایی ساکن بودند، می‌‌توانیم او را دارای اصالت بدانیم. البته آن‌‌ها این ماجرا را درباره «انگلیسی اصیل» می‌‌گویند، که با توجه به اصلیت بریتانیایی ترامپ، احتمالا در مورد او هم صدق می‌‌کند.
قسمت طنز آمیزتر ماجرا زمانی رو می‌‌آید که پسرخاله اسکاتلندی ترامپ بعد از انتخاب او به عنوان رئیس‌‌جمهور آمریکا از او خواسته بود تا به جزیره کوچک سرزمین مادری‌‌اش سفر نکند. کالوم که در یکی از جزایر اسکاتلند با نام لوییس ساکن است از وی خواسته است تا برای بازگشت به زادگاه مادری‌اش عجله نکند. ترس از باز شدن پای رسانه‌های جهان به این جزیره کوچک و آرام علت این درخواست بوده است. او در این مورد همچنین گفته است: از آخرین سفر ترامپ به زادگاه مادری‌اش 8 سال می‌گذرد. آن سفر یک سفر معمولی بود. وی در اینجا به عنوان یک تاجر میلیاردر و چهره‌ای تلویزیونی شناخته می‌شد اما حالا همه چیز تغییر کرده است. اگر ترامپ اکنون بخواهد به اینجا سفر کند این جزیره از عهده این سفر بر نخواهد آمد.»
P28-7
ایوانکا ترامپ، دختر رییس جمهور آمریکا
ایرانی‌‌های کاربر اینستاگرام چه پیام‌‌هایی را در صفحه او نوشتند؟
ایرانی‌‌ها که در زمینه کامنت‌‌گذاری در اینستاگرام به شدت فعال هستند و نشان داده‌‌اند که با داور استرالیایی، براد پیت، لیونل مسی وهیچ کس دیگری شوخی ندارند، بار دیگر حماسه خلق کردند. بخشی از این پیام‌‌ها دست به دست چرخیده‌‌اند تا جایی که خبرگزاری ایسنا هم اقدام به بازنشر آن‌‌ها کرد. در ادامه گزیده‌‌ کوتاهی از آن‌‌ها را خواهیم آورد تا بحث‌‌های سیاسی بالا را بشورد٬ ببرد پایین:
- سلام. یه داماد ایرانی ورزشکار نمی‌خوای؟
- کلید کاخ سفید زیر گلدون جلو دره
- چند پرس کوبیده و قیمه دادی به ملت آمریکا رای آوردی؟
- ایشالا یه بار با خانواده بیاین تهران در خدمت باشیم.
- شام، همه خونه ترامپ!
- با آرزوی موفقیت و پیروزی برای شما و خانواده محترم. از طرف قالیشویی شربت اوغلی (شعبه دیگری ندارد).
- ناموسن داماد نمیخوای؟ از دار دنیا یه مسکن مهر ملارد دارم، می‌زنم به نام دخترت.
- باید فلافل بدی دونالد جون.
- ترامپ ببین این وام ازدواج منو جور نمی‌کنی؟ مرسی عشقم. بوس بای.
- ترامپ ایرانیا رو شناختی یا بیشتر ایفای نقش کنن؟
- داداچ من یه پراید مدل 90 دارم می‌فروشم. اگه میخوای بیا وسط بهت تخفیف هم میدم.‌ تر و تمیز مال یه دکتر بوده فقط باهاش مسافرکشی می‌‌کرده.
- آقا کسی پیج کلینتونو نداره بریم بهش تسلیت بگیم؟ گناه داره پیرزن.
- آنقدر که ایرانی تو این پیج هست آمریکایی نیست.
- وزارت مهاجرت ایران اعلام کرد پناهجویان آمریکایی که غیرقانونی و از طریق دریا وارد کشور شوند به کمپی در تنب کوچک منتقل خواهند شد.
- رابرت دنیرو: آن فیلم را یک پرستار از من گرفت و من روحم از این ماجرا خبر ندارد.
- ترامپ الان داره تو گوگل سرچ می‌‌کنه: How to run a country
- شاید بعضی آمریکایی‌‌ها الان شوکه و ناراحت باشن ولی چهارسال دیگه باهاش کلی جوک می‌‌سازن می‌‌خندن، ‌ سختیش سال اوله! دیدم که می‌‌گم.
- اگه ترامپ رئیس‌‌جمهور بشه هر وقت یه آمریکایی ببینم یه سری با تاسف تکون میدم و میگم واقعا چی توی اون جامعه می‌‌گذره که برآیندش این شده؟
- الان راننده ‌‌تاکسی‌‌های آمریکا دارن میگن یه گروهی هستن توی ایران، اینا دنیا رو مدیریت می‌‌کنن همونا یه کاری کردن ترامپ انتخاب بشه.
- ثبت‌نام لاتاری رو چه جوری میشه کنسل کرد؟
- راننده تاکسیه جوری معنی آرای الکترال رو برامون باز کرد که همگی دربست حساب کردیم!

زندگی ترامپ در ۱۰ قاب
P28-08

- ۱۴ ژوئن 1946، تولد در کویینز: دونالد اندکی پس از پایان جنگ جهانی دوم به دنیا آمد،‌‌ در دوران اوج رشد جمعیت آمریکا و رونق بازار مسکن. پدرش،‌‌ فرد ترامپ،‌‌ معاملات ملکی خودساخته‌‌ای بود که دوست داشت دو لیموزین با راننده داشته باشد. مادر دونالد، ‌ مری، ‌ یک مهاجر اسکاتلندی بود. پدر و مادر دونالد سختگیر بودند. کسی حق نداشت در خانه حرف بد بزند. با اینکه ثروتمند بودند،‌‌ بچه‌‌ها باید تابستان‌‌ها کار می‌‌کردند و پول توجیبی خودشان را درمی‌‌آوردند. دونالد از همان کودکی یاغی بود. یک بار در دبستان به معلمش مشت زده بود چون،‌‌ آن‌طور که خودش می‌گوید، «چیزی از موسیقی نمی‌فهمید.»

P28-09

- از سیزده‌سالگی: ‌سیزده‌ساله بود که پدرش یک چاقوی ضامندار توی اتاقش پیدا کرد. اسمش را در مدرسه نظامی نوشت که درستش کنند. آکادمی نظامی نیویورک از آن مدرسه‌های شبانه‌روزی بود که مسئله اولش نظم است و بعد آمادگی جسمانی. دونالد کاپیتان تیم بیسبال مدرسه شد و یک بار هم مدال «نظم و ترتیب» را برد؛‌‌ اما با کسی دوست نبود. سال ۱۹۶۴ فارغ‌التحصیل شد. اول می‌خواست به مدرسه فیلم برود،‌‌ اما نهایتا از مدرسه بیزینس وارتون در دانشگاه پنسیلوانیا سر درآورد.

- ۱۹۷۱،‌‌ موفقیت در منهتن: سه سال پس از فارغ‌‌التحصیلی به منهتن رفت. با کمک مالی پدرش هتل کومودور را ۷۰ میلیون دلار خرید و بازسازی کرد. سال ۱۹۸۰ هتل را با نام گرندهایت بازگشایی کرد. پروژه بسیار موفق بود،‌‌ و دونالد که سهمی ۵۰ درصدی از هتل داشت،‌‌ پولی هنگفت به دست آورد. و این تازه آغاز راه بود.

- ۱۹۸۲،‌‌ برج ترامپ: برج ترامپ یکی از مشهورترین برج‌‌های نیویورک است. روز افتتاحش ۷۰۰ مهمان،‌‌ از جمله اد کخ شهردار نیویورک،‌‌ آمده بودند. ده‌هزار بادکنک در خیابان مدیسون رها کردند. ترامپ با این برج نامش را به معنای واقعی کلمه بر چهره منهتن حک کرد. او همچنان همان‌‌جا زندگی می‌‌کند.
P28-10
- نوامبر۱۹۸۷،‌‌ هنر معامله: هنر معامله نام اولین کتاب ترامپ بود که سال ۱۹۸۷ چاپ شد. مردم کتاب را می‌‌خریدند که ببینند راز موفقیت ترامپ چیست. کتاب ۴۸ هفته جزو لیست پرفروش‌‌های نیویورک‌‌تایمز بود؛ ۱۳ هفته در صدر.

- ۱۹۹۰،‌‌ روزهای بد: دهه نود میلادی از آغاز برای ترامپ خوش نبود. ابتدا همسرش، ‌ ایوانا،‌‌ به خاطر خیانت ترامپ از او جدا شد. کمی بعد رکود اقتصادی بازار ملک نیویورک را فلج کرد. کار به جایی رسید که در یک مقطع ترامپ دوسوم بهره پول‌‌هایی را که بدهکار بود نتوانست به موقع بدهد.

- ۱۹۹۷،‌‌ «دختر شایسته» و هنر «دوباره بلندشدن»: ترامپ ناچار شد کشتی و هواپیمای شخصی‌‌اش را بفروشد. بعد ناگهان خط عوض کرد و وارد دنیای سرگرمی شد. حق برگزاری رقابت‌‌های «دختر شایسته» را خرید و آن را دگرگون کرد. حتی از مشکلات مالی‌‌اش پول درآورد: کتابی نوشت به نام هنر دوباره بلندشدن.
P28-11
- ۲۵ ژوئن 1999، مرگ پدر: فردریک کرایست ترامپ،‌‌ پدر دونالد ترامپ،‌‌ روز ۲۵ ‌‌ژوئن ۱۹۹۹ در ۳ سالگی از دنیا رفت و حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار ارث به جا گذاشت. حتی جان اف کندی جونیور هم برای دونالد نامه تسلیت فرستاد. در آن تسلیت نوشته شده بود «فرق نمی‌‌کند کجای زندگی باشی،‌‌ مرگ پدر و مادر آدم را عوض می‌‌کند.»

P28-12

- ۱۹۹۹،‌‌ حزب اصلاح: رقابت ترامپ با هیلاری کلینتون نه اولین که در حقیقت دومین تلاش او برای رسیدن به کاخ سفید است. سال ۱۹۹۹،‌‌ هرچه می‌‌توانست کرد که نامزد حزب اصلاح برای انتخابات ریاست‌‌جمهوری سال ۲۰۰۰ باشد. حتی می‌‌گفت اپرا وینفری،‌‌ مجری سرشناس آمریکایی،‌‌ معاونش خواهد بود. سرفصل برنامه‌‌های انتخاباتی‌‌اش این بود: افزایش مالیات ثروتمندان برای کاهش کسری بودجه دولت،‌‌ اصلاح قانون حقوق مدنی ۱۹۶۴ و منع تبعیض علیه هم‌‌جنس‌‌گراها،‌‌ و ارایه خدمات درمانی همگانی از محل افزایش مالیات شرکت‌‌ها. اما چند ماه پیش از انتخابات (در فوریه ۲۰۰۰) ترامپ به خاطر درگیری‌‌های داخلی از حزب اصلاح کناره گرفت.

- ژانویه ۲۰۰۴،‌‌ کارآموز: کمی پس از تلاش ناموفق در عرصه سیاست،‌‌ ترامپ دوباره به دنیای سرگرمی برگشت. تهیه‌‌کننده‌‌ای به نام مارک برنت به او پیشنهاد داد برنامه‌‌ای بسازند که در آن شرکت‌‌کنندگان برای اینکه با ترامپ کار کنند با هم رقابت می‌‌کنند. سال ۲۰۰۴ اولین دوره پخش شد،‌‌ و آن چنان محبوب شد که قسمت آخرش پس از فینال فوتبال آمریکایی دومین برنامه تلویزیونی پربیننده سال شد.

-2005، دانشگاه ترامپ: هنوز هیجان برنامه «کارآموز» نخوابیده بود که ترامپ سراغ ماجراجویی بعدی رفت: این بار در عرصه آموزش. خبر تاسیس دانشگاه ترامپ جنجال‌‌آفرین بود و نقدهای بسیاری همراه داشت. قرار بود دانشگاه در مورد خرید و فروش و سرمایه‌‌گذاری در ملک «مدرک کارشناسی و کارشناسی‌ارشد» بدهد. ادعای ترامپ این بود که مردم عادی می‌‌توانند رمز موفقیت او را در دانشگاهش یاد بگیرند. مدتی بعد دانشگاه با شکایت دانشجویانی که می‌‌گفتند کلاهبرداری بوده ، تعطیل شد.

- ۱۶ ژوئن 2015،‌ به دنبال ریاست‌‌جمهوری: ترامپ بیست‌‌وسه سال بعد از افتتاح برج خود،‌‌ در همان ساختمانی که نامش را سر زبان‌‌ها انداخته بود اعلام کرد می‌‌خواهد وارد رقابت‌‌های ریاست‌‌جمهوری بشود. از همان آغاز قول داد که هزینه کارزار انتخاباتی را خودش بپردازد و وامدار گروه‌‌های فشار و حامیان مالی نباشد. بعد مهاجران مکزیکی را تجاوزکار و قاچاقچی خواند و گفت دیواری در مرز مکزیک می‌‌کشد که جلوی ورود مهاجران غیرقانونی را بگیرد. از وعده‌‌های دیگرش تغییر قراردادهای تجاری خارجی آمریکا و لغو قانون خدمات درمانی اوباما بود.

- ۷ دسامبر 2015، «ممنوعیت کامل ورود مسلمانان»: شش ماه بعد از ورود به انتخابات،‌‌ ترامپ یک بمب دیگر در فضای سیاسی آمریکا منفجر کرد. در جمع هوادارانش در ایالت کارولینای جنوبی گفت ورود مسلمانان به آمریکا باید کامل متوقف شود، تا وقتی که نمایندگان کشور بفهمند چه خبر است.

- ۱۹ ژانویه 2016،‌‌ شکاف در حزب جمهوری‌خواه: ترامپ که به انتخابات ریاست‌‌جمهوری قدم گذاشت، حزب جمهوری‌خواه دو دسته شد. سارا پیلین، ‌که سال ۲۰۰۸ معاون نامزد حزب جمهوری‌خواه بود،‌‌اعلام کرد ترامپ را به تد کرورز،‌‌ رقیب اصلی خود،‌‌ ترجیح می‌‌دهد. یک ماه بعد،‌‌ کریس کریستی، ‌ فرماندار نیوجرسی که از چهره‌‌های شاخص حزب است،‌‌ به سارا پیلین پیوست و گفت ترامپ دارد دفتر سیاست آمریکا را از نو می‌‌نویسد. از سوی دیگر،‌‌ میت رامنی که سال ۲۰۱۲ رقیب اوباما بود، شدیدا به ترامپ حمله کرد و گفت او مناسب ریاست‌‌جمهوری نیست.

- ۱۹ ژوئیه 2016، نامزد جمهوری‌خواهان: در یک روز گرم تابستانی در ایالت داکوتای شمالی، معلوم شد دونالد ترامپ ۱۶ رقیب جمهوری‌خواه را شکست داده و نماینده حزب در انتخابات ریاست‌‌جمهوری شده. در نطق پیروزی بار دیگر وعده دیوارکشی در مرز مکزیک را تکرار کرد؛ در حالی که هوادارانش پلاکاردهای «هیلاری باید زندانی شود» و «آمریکا را دوباره بزرگ خواهیم کرد» به دست داشتند.
P28-13
- ۸ نوامبر 2016، در آستانه کاخ سفید: ترامپ دشمنان زیادی دارد، حتی در حزب جمهوری‌خواه. اما واقعیت این است که فقط در رقابت داخلی حزب ۱۳ میلیون نفر به او رأی داده‌‌اند؛ یعنی میلیون‌‌ها آمریکایی می‌‌خواهند او رئیس‌‌جمهور شود. کم نیستند کسانی که حاضر نیستند به کلینتون رأی بدهند، اما چهره‌‌های شاخص سیاست و رهبران آمریکا اکثرا پشت او ایستاده‌‌اند. باید دید آیا او نخستین رئیس‌‌جمهور زن آمریکا می‌‌شود، یا پسربچه اهل کویینز که با معاملات املاک تا اینجا رسیده، کلید کاخ سفید را هم می‌‌گیرد.
منبع: بی‌‌بی‌‌سی فارسی

گاه‌شمار چهل و پنجمین دوره ریاست‌جمهوری آمریکا

۱۲ آوریل ۲۰۱۵
هیلاری کلینتون به طور رسمی نامزدی خود را برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ اعلام کرد.

۳۰ آوریل ۲۰۱۵
برنی ساندرز، کمپین انتخاباتی‌اش را با وعده بر این که تحولاتی اساسی ایجاد می‌کند، به راه انداخت.

۱۵ ژو‌‌‌‌ئن ۲۰۱۵
جب بوش که روزگاری فرماندار فلوریدا بود، اعلام نامزدی کرد. او می‌خواهد سومین نفر از خانواده بوش باشد که در راس قدرت آمریکا قرار می‌گیرد.

۱۶ ژوئن ۲۰۱۵
دونالد ترامپ با یک سخنرانی طولانی که در آن مکزیکی‌ها را متجاوز می‌خواند و معقتد بود مواد مخدر را به آمریکا می‌آورند، اعلام نامزدی کرد. کسی او را جدی نمی‌گرفت.

۶ آگست ۲۰۱۵
ترامپ با اظهاراتش در مورد مگان کلی، بار دیگر توجه‌ها را به خود جلب کرد. همگان او را به تبعیض جنسیتی متهم کردند. او در پاسخی مگان کلی، مجری فاکس نیوز، گفته بود که به دلیل داشتن عادات ماهانه عصبانی و ناراحت است.

۸ سپتامبر ۲۰۱۵
هیلاری کلینتون بابت استفاده از بابت اینکه از ایمیل شخصی‌اش به جای ایمیل اداری‌اش برای ارسال نامه‌های وزارت امور خارجه آمریکا بهره برده بود، عذرخواهی کرد.

۱۳ سپتامبر ۲۰۱۵
مناظرات دموکرات‌‌ها با مشاجره جدی کلینتون و ساندرز همراه بود.

۲۲ اکتبر ۲۰۱۵
طرح مساله بنغازی از سوی جمهوری‌خواهان که طی آن چهار دیپلمات آمریکایی در لیبی کشته شده‌‌اند، مشکلی را برای هیلاری کلینتون که در آن زمان وزیر خارجه آمریکا بود، ایجاد نکرد.

۷ دسامبر ۲۰۱۵
ترامپ در تویترش به مسلمانان تاخت و گفت که جامعه آمریکا باید در برابر مسلمانان هوشیار باشد.

۱۹ دسامبر ۲۰۱۵
برنی ساندرز بابت جستجو در آرای شخصی کسانی که به رقبایش در حزب دموکرات رای داده بودند، از کلینتون و همچنین از طرفدارانش عذرخواهی کرد.

۱۴ ژانویه ۲۰۱۶
ششمین مناظره داخلی جمهوری‌خواهان برگزار شد. تد هیوز تلاش بسیاری کرد تا نیویورکی‌ها را متوجه خود کند. او در این روزها به شدت درگیر ادعایی بود که ترامپ مطرح کرده بود: تد کروز آمریکایی نیست و او متولد کاناداست.

۲۸ ژانویه ۲۰۱۶
دونالد ترامپ در اعتراض به حضور مگان کلی در مناظرات و حمایت شبکه فاکس نیوز از او، در هفتمین مناظره جمهوری‌خواهان حاضر نشد.

۱ فوریه ۲۰۱۶
تد کروز موفق شد تا با اختلاف بسیار ناچیزی در ایالت ایووا از ترامپ پیشی بگیرد. ترامپ در تویترش مدعی تقلب در انتخابات شد و درخواست تجدید آن را کرد.

۴ فوریه ۲۰۱۶
هیلاری کلینتون از مطرح شدن کمک‌هایی که به کمپین انتخابی‌اش شده بود، بسیار عصبانی شد و گفت که او به هیج وجه بابت این کمک‌ها، تغییری در سیاست‌هایش نمی‌دهد.

۹ فوریه ۲۰۱۶
پیروزی بزرگ برنی ساندرز در نیو همپشایر اتفاق افتاد.

۱۸ فوریه ۲۰۱۶
پاسخ به ترامپ به پاپ فرانسیس، همچون دیگر واکنش‌هایش توام با خشم، عصبانیت و چیزی بود که فقط می‌توان از او انتظار داشت: هیچ رهبری٬ به ویژه یک رهبر مذهبی، حق پرسش از کسی بابت ایمان یا دین‌اش را ندارد.

۲۰ فوریه ۲۰۱۶
جب بوش،‌‌ فرماندار سابق ایالت فلوریدا، پس از شکست در انتخابات درون حزبی جمهوری‌خواهان درایالت کارولینای جنوبی از رقابت‌‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری آمریکا کنار کشید.

۲۵ فوریه ۲۰۱۶
دهمین مناظره جمهوری‌خواهان در حالی برگزار شد که روبینو بارها ترامپ را به سخره گرفت. تد کروز از زاویه‌ای دیگر بر ترامپ تاخت.

اول مارچ ۲۰۱۶
شبی فراموش‌نشدنی برای کلینتون و ترامپ در دو اردوی متفاوت رخ داد

۱۱ مارچ ۲۰۱۶
خبرنگاری به نام میشل فیلد، کوری لوانددوسکی (مدیر کمپین ترامپ) را متهم به حمله و دشنام کرد. ترامپ عذرخواهی کرد.

۱۵ مارچ ۲۰۱۶
روبیو کنار کشید. کلینتون و ترامپ به هدف نزدیک‌تر شدند.

۳۰ مارچ ۲۰۱۶
ترامپ خواستار مجازات زنانی شد که سقط جنین می‌کنند.

۱۹ آوریل ۲۰۱۶
کلینتون موفق شد رای نیویورکی‌ها را از آن خط کند.