22فوریه2017

26 آبان 1395 نوشته شده توسط 

لئونارد کوهن دیگر از عشق نمی خواند

ارسام انوری
هنر مرز و بوم ندارد و هنرمند کسی است که بتواند در قالب هنر تمامی احساسات، خواسته‌ها و حرف‌هایش را به گوش مردم برساند. در آثار هنری اگر بتوان یک نسل را تحت تاثیر قرار داد. این حرکت موفق، به گونه‌ای صورت می‌گیرد که شاید ماندگاری اثر را تضمین کند. لئونارد کوهن توانسته بود بر سه نسل در سراسر جهان تاثیر بگذارد. به پاس قدردانی از این هنرمند بزرگ جایزه «گرمی آوارد» در سال 2010 با عنوان «یک عمر فعالیت و دستاورد هنری» را از آن خود کند.

P22-Leonard-Cohen
لئونارد کوهن در سال 1934 در یک خانواده یهودی در شهر مونترال کانادا چشم به جهان گشود و دانش‌آموخته دانشگاه مک گیل در رشته ادبیات انگلیسی بود که به‌سبب علاقه‌مندی به ادبیات و نوشته‌های خلاقانه‌اش جوایز ادبی نیز دریافت کرده است.
او در سنین نوجوانی با ساز گیتار آشنا شد و در سال 1954 زمانی که او هنوز دانشجو بود اولین کتاب شعر و رمان خود را منتشر کرد این کتابها فروش چندان خوبی نداشتند که این امر باعث شد تا در سی‌وسه سالگی اولین آلبوم موسیقی خود را با عنوان «آهنگهایی از لئونارد کوهن» منتشرکند. درخشش او در دهه شصت باعث شد تا فعال تر و پرکارتر با کنسرتهای پرشور و با آلبوم‌های بعدی، خود را به یک اسطوره موسیقی تبدیل کند. در سال 1974 همکاری‌اش با جان لیسار پیانیست چنان ترکیب هیجان‌انگیزی بوجود آورد که منتقدان را تماما به تحسین واداشت. دهه هشتاد، شروعی دوباره برای او بود. در موسیقی‌اش تغییر‌ اساسی صورت گرفت و تـرانه‌هایش بیش‌تر به سمت اجتماعی‌شـدن و طـنز‌ تـلخ‌ پیش رفت. آلبوم «من مرد تو هستم» شاید محبوب‌ترین آلبوم او تا آن روز بود. استفاده از ترانه‌های کوهن‌ در‌ فیلم‌های‌ دهه نود، او را به نسل جـوان نـزدیک‌تر کـرد؛ ترانه‌هایی‌ که با لحنی پیامبر گونه و آسمانی در رویارویی با چـشم‌اندازهای وهم انگیز سرشار از امید و آرزو سخن می‌گفتند.

P22-2
کوهن چارچوب‌های اخلاقی بخصوصی داشت و روش زندگی‌اش تا اندازه‌ای معتکف‌وار بود. از سال ۲۰۰۱ به دنبال یک دوره پنج ساله گوشه نـشینی‌ در‌ مـقام یـک بودیست با آلبوم «ده ترانه جدید» به عالم موسیقی بازگشت. این‌ آلبـوم‌ با آهنگسازی مشترک شارون رابینسن تهیه شد. کوهن دیدگاه برون گرایانه‌، سرزنده‌ و حـتی خـوش‌بینانه آلبـوم «آینده» را داشت، با تلاش برای پذیرش انواع فقدان‌های زندگی‌، مرگ‌ و هجران‌ عشق. به همین دلیل او به خاطر ترانه‌های عاشقانه‌ غمگین خود شهرت جهانی پیدا کرده است.
این شاعر، خواننده و ترانه‌سرای مشهور کانادایی در ۸۲ سالگی درگذشت. در صفحه رسمی فیس‌بوک وی اعلام شده است:
«ما با اندوه عمیق خبر می‌دهیم که شاعر، ترانه سرا و هنرمند افسانه‌ای، لئونارد کوهن، فوت کرده است.»
پس از آنکه خبر درگذشت این هنرمند اعلام شد، جمعی از هوادارن او با روشن‌کردن شمع و گذاشتن گل در مقابل خانه او در شهر مونترال ابراز همدردی کرده و با خواندن آهنگهای او، یادش را گرامی داشتند. در روز پنجشنبه مورخ دهم نوامبر تمامی سایت‌ها و رسانه‌ها اجتماعی از فوت «لئونارد کوهن»، خواننده مشهور کانادایی خبر دادند، در صورتیکه او دوشنبه، یعنی سه روز قبل از اعلام این خبر فوت کرده است.
به گزارش قانون، «گلوب اند میل» نوشت: فرزندان و دوستان «لئونارد کوهن» سه روز پیش از این‌که اعلام کنند او فوت کرده، جسدش را در قبرستان یهودیان مونترال دفن کرده بودند. بنا به درخواست خودش در زادگاهش مونترال و در کنار والدین، پدربزرگ و مادربزرگ و اجداد خود به خاک سپرده شد. این مراسم بدون اطلاع عموم و پیش از اعلام خبر درگذشت او برگزار شد.
در اصل «کوهن» روز دوشنبه هفتم نوامبر در لس‌آنجلس درگذشته و این خبر شب پنجشنبه از طریق صفحه فیس‌بوکش منتشر شد. پس از آن پسرش «آدام» هم اعلام کرد: پدرم در آرامش کامل در خانه خود در لس‌آنجلس و در حالی که می‌دانست یکی از بزرگترین ضبط‌ها را به پایان رسانده، درگذشت. او تا آخرین لحظات عمر با همان حس بی‌همتای شوخ‌طبعی‌اش، در حال نوشتن بود.

P22-4
آهنگ «تا انتهای عشق با من برقص» یکی از معروفترین آهنگهای عاشقانه است و همچنین او با ترانه‌هایی از جمله سوزان، هله لویا و بدرود ماریان به شهرتی جهانی دست یافته است.
آلبوم «من مرد تو هستم» در سال ۱۹۸۸ از نظر تجاری موفق‌ترین آلبوم وی بوده است.
حدود دو سال پیش کوهن تور کانادایی موفقی داشت و اجرایی هم برای مونترالی‌ها در سالن بل سنتر با شکوه هر چه تمام تر برگزار کرد. در طول یک سالی که با علیرضا فخاریان همکاری دارم بطور معمول روزی نبوده که در آموزشگاه باشی و از تلویزیون موزیک ویدئو‌های لئونارد کوهن را نشنوی به همین دلیل از او درباره کنسرت مذکور پرسیدم. فخاریان گفت: آخرین دقایق سراغ تهیه بلیت رفتم. صندلی‌های خوب فروش رفته بود. جای من در حاشیه بود. دید خوبی نداشتم و کیفیت صدا هم در آن قسمت سالن ایده‌آل نبود. اما شانس بزرگی آوردم. در همان لحظه یکی از ماموران سالن به سمت من و همراهم آمد و گفت که صندلی‌های بخش وی‌آی‌پی و قسمت وسط سالن خالی مانده و درخواست کردند که به آنجا برویم و کنسرت خیلی خیلی از آن چه که می‌شد لذت‌بخش‌تر شد. به جرات می‌توانم بگویم که از بهترین کنسرتهایی بود که در بخش غیرایرانی تا کنون رفتم با اینکه آهنگهای کوهن را همیشه گوش می‌دادم از این که این خواننده با حوصله و با آن صدای گرمش در حدود یک ساعت هم بیشتر از زمان کنسرت برای طرفدارانش موسیقی اجرا کرد و لحظات زیبایی را خلق کرد. همه توانستیم یک دل سیر کوهن گوش کنیم.
بسیاری از خوانندگان معروف کارهای کوهن را بازخوانی کرده‌اند. آهنگ «تا انتها با من برقص» که توسط مجید سبحانی بازسازی و تنظیم شده بود برای خودم خاطره‌انگیز است. به همین دلیل با او تماس گرفتم و از او درباره تهیه و انگیزه تنظیمش پرسیدم. مجید سبحانی می‌گوید: «موزیک ویدئو این کار را امیر مقیمی برعهده داشت که در سال 1384 با استقبال خوبی مواجه شد و با کمی تغییرات در آهنگ و با اضاضه کردن آکوردهای میج و دیمینیشت آهنگ سبکی هیپ هاپ پیدا کرد در تنظیم هم از سازهای کلاسیک استفاده شد ولی ریتم هیپ هاپ انتخاب شد تا فرمی مدرن بخود بگیرد، که این پروژه را به سفارش یکی از دوستان به مریم حیدرزاده داده شد تا ترانه‌ای بر اساس این ملودی برایش بنویسد و برای اولین سری برنامه ماه عسل با اجرای احسان علی خانی که تهیه شد این آهنگ برای تیتراژ انتخاب و پخش شد.»

کـتاب‌ها:
بـیایید اسـاطیرمان را‌ مقایسه‌ کنیم (شعر، ۱۹۵۶)، جعبه ادویه از زمین (شعر‌، ۱۹۶۱‌)، بازی محبوب(رمان، ۱۹۶۳)، گل‌هایی برای‌ هیتلر‌ (شعر، ۱۹۶۴)، بـازندگان زیـبا(رمان، ۱۹۶۶)، انگل‌های بهشت (شعر، ۱۹۶۶)، گزیده اشعار‌ ۱۹۵۶‌-۱۹۶۸ (شعر، ۱۹۶۸)، انرژی بردگان شعر‌ (۱۹۷۲)، مرگ مرد بانوان‌ (شعر‌ و نثر، ۱۹۷۸)، کـتاب سـعادت (شعر‌ منثور‌، ۱۹۸۴)، موسیقی غریبه (گزیده اشعار و ترانه‌ها، ۱۹۹۳)، کتاب حسرت (شعر، نثر، طـراحی، ۲۰۰۶‌)
مجموعه آلبومهای موسیقی لئونارد کوهن شامل 14 آلبوم است که نام هر آلبوم را در جدول زیر بطور کامل آوردیم تا شما بزرگواران بتوانید در صورت نیاز به آنها دسترسی داشته باشید امیدوارم با شنیدن این آثار زیبا و جاودانه یادشان را همیشه زنده نگه داریم.
1- دسامبر 1967 آهنگهایی از لئونارد کوهن
2- آوریل 1969 آهنگ‌هایی برای رم
3- مارس 1971 آهنگ‌هایی از عشق و نفرت
4- اوت 1974 پوست جدید برای مراسم قدیمی
5- نوامبر 1977 مرگ مرد خانمها
6- سپتامبر 1979 آهنگ‌های اخیر
7- دسامبر 1984 موقعیت‌های مختلف
8- فوریه 1988 من مرد تو هستم
9- نوامبر 1992 آینده
10- اکتبر 2001 ده آهنگ جدید
11- اکتبر 2004 هدر عزیز
12- ژانویه 2012 پیشنهادهای قدیمی
13- ژانویه 2014 مشکلات عامه پسند
14- اکتبر 2016 شما تیره تر می‌خواهی

اگرچه قطعه «تا انتهای عشق با من برقص» یا «تا انتهای عشق مرا برقصان» همه جا به عنوان ترانه‌ای عاشقانه شناخته می‌شود، با این حال لئونارد کوهن در یک مصاحبه تلویزیونی در سال 1985 این چنین بیان کرد که منشا این شعر «هولوکاست» است.
لئونارد کوهن می‌گوید: «همیشه این کنجکاوی وجود داشته که منشا «مرا تا انتهای عشق برقصان» چیست. شکل گیری هر ترانه‌ای با دانه‌ای آغاز می‌شود که کسی یا چیزی در جهان در ذهن شما می‌کارد و همین دلیل این موضوع است که نوشتن یک ترانه انقدر رازآلود است. اما این ترانه، وقتی شکل گرفت که من شنیده بود یا جایی خوانده بودم یا به نوعی می‌دانستم که در اردوگاه‌های مرگ همجوار کوره‌های آدم سوزی، در برخی از آنها، یک کوارتت زهی، مجبور به اجرا می‌شدند، در حالی که این جنایت در حال رخ دادن بود، جایی که همه مردم سرنوشت محتوم به مرگ داشتند. و آنها در حالی که هم سلولی هایشان در اتاق گاز کشته و سپس در کوره‌ها سوزانده می‌شدند، به اجرای موسیقی کلاسیک می‌پرداختند. بنابراین جایی که گفته میشود «با ویلنی آتشین مرا به سوی زیبایی ات برقصان» به معنی درجه‌ای از زیبایی است که با یافتن کمال در زندگی به آن دست می‌یابیم، به معنای پایان این وجود و پروراندن سودای دستیابی به این کمال. با این حال زبان گفتگو در این شعر به همان گونه‌ای است که ما برای کسانی که دوستشان داریم به کار می‌بریم. بنابراین شعر «مرا تا انتهای عشق برقصان» چون از احساسات عمیق عاطفی بر می‌خیزد، حتی اگر هیچکس دلیل شکل گیری آن را نداند، در بسیاری از مواقع پرشور احساسی، به دل می‌نشیند.»
متن آهنگ تا انتهای عشق با من برقص
با زیبایی‌ات، مرا به نوای سوزان ویلون برقصان
در میانه‌ی اضطراب، تا آرام و مطمئن شوم، مرا برقصان
مانند یک شاخهٔ زیتون مرا بردار، چون فاخته‌ای در راه خانه باش
تا انتهای عشق مرا برقصان، تا انتهای عشق مرا برقصان

آه بگذار زیبایی‌ات را نظاره کنم آن‌گاه که همه نظاره‌گران رفته‌اند
بگذار حرکت کردنت را لمس کنم، آن‌گونه که در بابل می‌کردند
آرام آرام نشانم بده آن‌چه را که تنها مرزهایش را می‌شناسم
تا انتهای عشق مرا برقصان، تا انتهای عشق مرا برقصان

حالا برای پیوند زناشویی مرا برقصان، مرا برقصان و برقصان
بسیار آرام مرا برقصان، بسیار طولانی مرا برقصان
ما هر دو در عشق هم عمیق هستیم، ما هر دو در آسمان هستیم
تا انتهای عشق مرا برقصان، تا انتهای عشق مرا برقصان

مرا برقصان، به خاطر کودکانی که تمنای زاده‌شدن دارند
مرا برقصان، از میان پرده‌های که بوسه‌های ما آنها را فرسوده
خیمه‌ای برای سرپناه بر پا کن، هر چند همه رشته‌ها گسسته شده
تا انتهای عشق مرا برقصان

با زیبایی‌ات، مرا به نوای سوزان ویلون برقصان
در میانه‌ی اضطراب، تا آرام و مطمئن شوم، مرا برقصان
با دست برهنه‌ات مرا لمس کن یا با دستکش مرا لمس کن
تا انتهای عشق مرا برقصان، تا انتهای عشق مرا برقصان
تا انتهای عشق مرا برقصان.