18اکتبر2017

28 مهر 1395 نوشته شده توسط 

با رضا رستگاری٬ مسئول اجرایی مرکز حافظ‌شناسی در شیراز

نگاهی گذرا به جاودانگیِ واژه

فرشید سادات‌شریفی

P28-Reza-Rastegari
دکتر رضا رستگاری را سال‌هاست که می‌شناسم. شخصیت آرام، متین، زلال، منظم و در یک کلام «به‌قاعده»اش مرا از اول شیفته او کرد. اینک مجال ذکر ساعات زیبا و اوقات خوشی که با ایشان گذراندم، نیست؛ فقط به این بسنده کنم که از وقتی بی‌سروصدا امور اجرایی یادروز حافظ در شیراز و نشر دفترهای حافظ‌پژوهی را بر عهده گرفته است، همه چیز، نه‌فقط به‌سامان‌تر، که شادتر و شیرین‌تر پیش می‌رود. وقتی گردانندگان هفته پیشنهاد تدارک گفت‌وگویی برای پرونده حافظ را دادند، من که گرفتاری‌های استادمان دکتر کاووس حسن‌لی رییس و بنیان‌نهنده مرکز حافظ‌شناسی را می‌دانستم، پیشنهاد دادم گفت‌وگوی مکتوب با دکتر رستگاری مهربان انجام شود که اینک حاصل آن پیشِ روی شماست.

 با سلام؛ بسیاری از افراد بدون توجه به مصحح٬ ناشر و هر موضوع دیگر٬ دیوان حافظ را بر اساس رنگ جلد آن انتخاب می‌کنند. شما دلیل این اتفاق را چه می‌دانید؟ چرا کسی یا کمتر کسی با کلیات سعدی یا غزلیات شمس چنین نمی‌کند؟
حافظ، شاعر مقبول و مورد توجه خاص و عام است، اما این‌که او نسبت به دیگر شاعران با اقبال بیشتری روبه‌روست، یک موضوع است و اینکه خوانندگان معمولی در انتخاب کتاب، به اعتبار نسخه و اعتبار مصحح کم‌توجه‌اند، موضوع دیگری است. بدیهی است که عام مردم، با رویکرد نقّادانه و تخصصی به حافظ و شعرش نمی‌نگرند و هنگام خرید دیوان حافظ، شیوه تصحیح، ضبط متن، ذکر نسخه‌های بدل و توالی ابیات را در نظر نمی‌گیرند؛ بلکه به زیبایی صفحات، خوشنویسی غزل، تذهیب و نقوش حاشیه و مرغوبیت جلد و کاغذ توجه دارند. از اینرو در نظر عوام، ظاهر چشمنواز بر صحت متن اولویت دارد. خواننده معمولی هنگام انتخاب کلیات سعدی و غزلیات شمس نیز به ظاهر کتاب توجه بیشتری دارد؛ اگرچه برای خرید این دو کتاب، با تنوّع چاپ و تصحیح محدودتری نسبت به دیوان حافظ مواجه است.

در میان شاعران پارسی‌گو٬ مولوی و خیام بیشتر مورد توجه جهانیان بوده‌اند و اگر از استثنای گوته بگذریم که شیفته‌ی حافظ بود٬ این اتفاق در دیگران هرگز قابل مقایسه با عطش مولاناخوانی نبوده٬ حال آنکه خود ایرانیها حافظ را بیشتر دوست دارند. چرا؟
یکی از بنیادی‌ترین ویژگیهای شعر حافظ، پیوند هنری و چندلایه بودن معنای واژگان و ترکیبات است. قدرت فوق‌العاده حافظ در گزینش و چینش کلمات، سخن او را از لحاظ هنری برکشیده است، چنانکه فهم این زیباییهای بی‌بدیل، تنها برای کسی میسر است که با زبان فارسی به‌خوبی آشنا باشد. بسیاری از این زیباییهای هنری از فیلتر ترجمه نمی‌گذرد و در زبان مقصد بازنمی‌تابد؛ از اینرو شعر حافظ ترجمه‌ناپذیر می‌نماید. حال آنکه مثنوی مولوی، بیش از آنکه متکی به الفاظ هنری باشد، به مفاهیم بلند و معانی عمیق تکیه دارد و به‌آسانی می‌تواند به ترجمه درآید و در زبان مقصد قابل دریافت باشد.
درباره اقبال غربیان به خیام نیز باید به سهم عمده فیتز جرالد توجه کرد. این شاعر و نویسنده انگلیسی در قرن نوزدهم با الهام گرفتن از رباعیات خیام، متنی را شاعرانه مطابق سلیقه غربیان بازآفرینی کرد، آن‌گونه که لفظ «ترجمه» برای چنین برداشت آزادی مناسب نمی‌نماید. اگر فیتز جرالد نبود که چنین اثر متفاوتی بیافریند، معلوم نبود جایگاه خیام در ذهن و ضمیر مردم اروپا چگونه می‌شد.
اگر به جایگاه این شاعران در ایران بپردازیم، باید بدانیم که پیشتر نگاه خوبی به مولانا و خیام وجود نداشت. برخی از علما مانند آیت‌الله بروجردی و ملااحمد نراقی با مولانا و کتاب مثنوی مخالف بودند. از برخی از عرفا هم نقل شده که مولانا را گرفتار در برزخ می‌دانستند و مردم را از خواندن مثنوی نهی می‌کردند. گروهی دیگر خیام را بی‌دین و بدبین و ماتریالیست و پوچگرا می‌انگاشتند. این دو دیدگاه، در التفات نظر ایرانیان به حافظ بی‌تأثیر نبود، اگرچه زبان زیبا و اسلوب سحرگونه کلام خواجه بیش از هر سببی در مقبولیت او دخیل بوده است.

چه شد که با دیوان حافظ فال می‌گیریم؟ نظر شما در مورد تفاسیری که در برخی از دیوان‌های حافظ و برای فالگیرها قرار می‌دهند، چیست؟ آیا این تعابیر٬ کلام حافظ را سخیف نمی‌کند؟ آیا توجه به حافظ از این نوع نگاه فالگیرانه٬ نوعی کج‌سلیقگی است؟
تأویل‌پذیری از خصایص عمده شعر حافظ است. شعر هیچ یک از سخن‌سرایان ایرانی به اندازه حافظ تأویل‌پذیر نیست. گویی شعر او آینه‌ای است که هر کسی می‌تواند نقش خود را در آن ببیند. اعتقاد به لسان‌الغیب‌بودن هم یکی از دلایل اقبال عمومی به شعر حافظ است.
از طرفی، حوادث آینده بر ما پوشیده است و انسان به سائقه کنجکاوی می‌خواهد بر غیب و اخبار آینده راهی بگشاید. تفأل نوعی تفنّن و از آینده خبرگرفتن است با این تأکید که تفأل، فال خیر زدن و یمن و برکت طلبیدن است که در روایات به آن سفارش شده، نه شومی و نامبارکی جستن که تطیّر نام دارد و از آن نهی شده است. از این دیدگاه تفأل به دیوان حافظ، به خودی خود بد نیست و غبار وهنی بر دامان حافظ نمی‌نشاند؛ اما اینکه از حد تفنّن بگذرد و یک امر یقینی انگاشته شود و عدهای فالنامه بنویسند و به بیان طالع افراد و پیشبینی حوادث آینده بپردازند، قدری ساده‌انگاری و کج‌سلیقگی است.

عباس کیارستمی٬ سینماگر فقید ایرانی٬ نسخه‌ای از دیوان حافظ را ارایه می‌دهد؛ بیتی از یک غزل. بسیاری این کارش را نوعی کتابسازی دانسته‌اند. نظر شما چیست؟
وقتی اثری مثل دیوان حافظ مقبولیت عام می‌یابد و به میان مردم می‌آید، دیگر نباید انتظار داشت فقط از منظر شعرا و پژوهشگران ادبی مورد نقد و بررسی قرار گیرد. استاد کیارستمی که عکاس و کارگردانی صاحب‌سبک با معیارهای جهانی است، در جایگاه یک منتقد با حافظ روبه‌رو می‌شود و شعر و زبان و اندیشه او را از دیدگاه یک سینماگر می‌کاود و طبقه‌بندی می‌کند و در قالب کتاب در دسترس جامعه قرار می‌دهد. وی نه تنها کتابسازی نکرده، بلکه حافظدوستان و حافظ‌پژوهان را با بُعدی از ابعاد ناشناخته شعر و شخصیت حافظ آشنا کرده و این بسیار مغتنم و ارزشمند است.

فکر می‌کنید اگر حافظ را بخواهیم با یکی از شاعران معاصر مقایسه کنیم٬ به کدامشان نزدیکتر است؟ منظور فرم غزل نیست... شاملو، فروغ٬ سهراب؟ چرا؟
مقایسه حافظ با شاعران معاصر به سبب تفاوت‌های زیست‌جهانی، مقایسه‌ای منطقی نیست؛ اما اگر ناگزیر از پاسخ باشیم، شاید بتوان شعر حافظ را به لحاظ همسانیهای زبانی با شعر شاملو و به لحاظ رازگونگی، دیریابی و محتوای عمیق و عارفانه با شعر سهراب سپهری مقایسه کرد.

حافظ در کدام غزلش٬ بیشتر خودش است؟
معمولا غزلهایی مانند «منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن» یا «ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم» را نوعی بیانیه اخلاقی و اعتقادی حافظ و آیینه افکار و اندیشه او می‌دانند، اما برای بنده غزلهایی مانند «صلاح کار کجا و من خراب کجا» یا «سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی» حافظانه‌تر و دلپذیرترند.

شاید بد نباشید در این‌جا کمی به مرکز مرکز حافظ‌شناسی و فعالیتهای مرکز بپردازیم. کمی در این‌باره بگویید.
مرکز حافظ‌شناسی، نام نهادی فرهنگی و دیرپاست که در سال 1375 خورشیدی (1996 میلادی) در شیراز تأسیس شد و با استقرار در حافظیه آغاز به‌کار کرد. برگزاری منظم کلاسهای حافظ‌خوانی از بدو تأسیس تاکنون در جوار آرامگاه حافظ و‌پذیرش بیش از 12 هزار حافظ‌آموز در 62 دوره فصلی، برگزاری 20 نشست علمی در طول 20 سال برگزاری مراسم یادروز حافظ در مهرماه هر سال، چاپ و انتشار نوزده شماره سالنامه حافظ‌پژوهی در کنار کتابخانه تخصصی و بانک نسخ دستنویس دیوان حافظ، بخشی از فعالیتهای مرکز حافظ‌شناسی است. این مرکز با مدیریت آقای دکتر کاووس حسن‌لی، حافظ‌پژوه و استاد محترم دانشگاه شیراز، آماده حمایت از طرح‌های پژوهشی و همکاری با نهادهای بین‌المللی در مطالعات مشترک حافظ‌پژوهی است.

برنامه‌های سالانه یادروز حافظ چگونه تعیین می‌شود و شامل چه مواردی است و برنامه‌های امسال چیست؟
برنامه‌های سالانه مرکز حافظ‌شناسی، مصوبات شورای برنامه‌ریزی مرکز است که با رأی اعضا و تأیید مدیر مرکز حافظ‌شناسی تعیین می‌شود. این مصوبات درخصوص برگزاری نشست علمی یادروز حافظ، برگزاری کلاسهای حافظ‌خوانی، جایزه کتاب سال حافظ، نشان درجه یک حافظ‌پژوهی، طرحهای پژوهشی و چاپ و انتشار دستاوردهاست.
امسال بیستمین نشست علمی یادروز حافظ به‌سبب تقارن با تاسوعا و عاشورای حسینی، دو روز زودتر از موعد مقرر، از ساعت 8:30 دقیقه صبح روز یکشنبه 18 مهرماه 1395 در تالار مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس، در دو نشست و 6 سخنرانی با موضوع محوری «حافظ و معنویت» برگزار شد. همچنین جایزه و لوح تقدیر «کتاب سال حافظ 1395» به استاد دکتر منصور رستگارفسایی برای کتاب «شرح تحقیقی دیوان حافظ» (در 6 مجلد) که اخیراً از سوی انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی روانه بازار نشر شده است، اهدا شد.