29مارس2017

28 مهر 1395 نوشته شده توسط 

رابطه آلمان و ایران در یک اوج جدید؟

مروری بر فرازو نشیب‌های رابطه‌ی ایران و آلمان
به بهانه سفر اخیر هیأت آلمانی به تهران
P48-ShowImage
آرمین آریان‌پور
بعد از توافق هسته‌ای ایران با شش قدرت جهانی، کشورهای زیادی از جمله آلمان علاقه خود را به ازسرگیری روابط اقتصادی با ایران ابراز کردند. آلمان به عنوان قلب اقتصادی اتحادیه اروپا به منزله دروازه تجارت خارجی ایران با این اتحادیه محسوب می‌شود. تا پیش از اعمال تحریم‌های هسته‌ای، آلمان مهمترین شریک تجاری در بین کشورها اروپایی بود. تا جایی که در سال 2006 حجم مبادلات تجاری بین این دو کشور به چهار میلیارد و صد میلیون دلار رسید. در صورتی که آلمانی‌ها مسیر تجارت با ایران را هموار کنند و در راه رفع مشکلات قدم بردارند سایر اعضای این اتحادیه نیز از این مسیر بهره‌مند خواهند شد و از طرف دیگر جرئت و شجاعت بیشتری خواهند یافت تا با وجود مشکلات جدی موجود به خاطر تحریم‌های یک‌جانبه ایالات متحده علیه ایران، در سایه پیش‌قراولی قدرتمند همچون آلمان، پا به بازار بزرگ و وسوسه برانگیز ایران بگذارند. از دلایل جذاب بودن بازار ایران برای کشورهای غربی می‌توان به موقعیت جغرافیایی در قلب خاورمیانه، دارا بودن ثروت و سرمایه ناشی از نفت و منابع طبیعی و همچنین امنیت قابل قبول نسبت به کشورهای همسایه اشاره نمود. البته ناگفته نماند که برای فتح مجدد این بازار نیاز به مبارزه و استقامت در برابر شرکت‌های چینی و آسیایی است که در سال‌های تحریم جای پای خود را در بازار خلوت ایران استوار کرده اند.

تاریخچه مختصر روابط سیاسی و فرهنگی ایران و آلمان
آلمانی‌ها با وجود اینکه به ایران از نظر اقتصادی وابسته نیستند و حتی از خرید نفت ایران نیز سهم چندانی ندارند ولی همیشه دوستدار برقراری ارتباط میان دو کشور بوده اند. سابقه تجارت آلمان و ایران به سال‌های قبل از انقلاب اسلامی باز می‌گردد. زمانی آلمان‌ها دومین شریک تجاری ایران پس از آمریکا بودند و از لحاظ تکنولوژیک کشورمان را در صنایع متنوعی همچون فولاد، خودرو، نفت، الکترونیک و صنایع هسته‌ای تأمین می‌نمودند. شهرت محصولات و تکنولوژی آلمانی در ایران به آن زمان‌ها باز می‌گردد. از این گذشته، سابقه مراودات تاریخی و فرهنگی میان ایران و آلمان همیشه در روابط بین این دو کشور تأثیر گذار بوده است. ماتیاس کونتزل در کتابی با عنوان «داستان گذشته و حال یک دوستی شوم» به این روابط با دید تاریخی می‌نگرد و معتقد است دوستی ایران و آلمان تنها ریشه تجاری و اقتصادی صرف ندارد بلکه ریشه‌های تاریخی و فرهنگی را نیز نباید نادیده گرفت. آغاز این رابطه به سال 1871 باز می‌گردد. سالی که در آن آلمان به شکل کنونی و به عنوان یک کشور مستقل به وجود آمد و دو سال پس از آن میزبانی شاه وقت ایران یعنی ناصرالدین شاه قاجار را به شکلی شاهانه و مجلل تجربه نمود. آلمان در آن زمان برای توازن قوا بین نیروهای خارجی مثل روسیه و انگلیس برای ایران متحد خوبی به شمار می‌رفت. کما اینکه امروزه نیز آلمان برای ایران مانند سپری در برابر فشارهای آمریکا عمل می‌کند و نویسنده این کتاب معتقد است که این موضوع ریشه در کینه تاریخی آلمانی‌ها از آمریکایی‌ها به دلیل شکست در جنگ جهانی دوم دارد. کونتزل در این کتاب می‌افزاید که دوستی بین ایران و آلمان در جنگ جهانی اول و در جایی که ایران از پیوستن به جبهه ضد آلمان سر باز زد، بیشتر شد و در جنگ جهانی دوم با اضافه شدن بعد تازه‌ای به جنگ به تحت عنوان ناسیونالیسم و مشترکات نژادی بسیار شدت یافت. این ایدئولوژی نژادی در سال 1930 توسط آلفرد روزنبرگ مطرح شد که در آن گفته شد که مشعل آریاییسم از این پس از ایرانیان به آلمانی‌ها منتقل شده و از این پس حفظ و نگهداری از آن وظیفه آلمانی هاست. فلسفه‌ای که بسیار مورد علاقه پیشوای حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان یعنی آدولف هیتلر قرار گرفت و به پشتوانه آن جهان را با شعله‌ور ساختن جنگ جهانی به خاک و خون کشید. در جنگ دوم جهانی نیز ایران در مقابل آلمان موضع بی‌طرف گرفت ولی به هر روی توسط روسیه و انگلیس از شمال و جنوب مورد تهاجم قرار گرفت. از آنجا که در آن زمان در نظام سیاسی آلمان نژادها به طرز تبعیض آمیزی طبقه بندی می‌شدند، آلمانی‌ها به دلیل اینکه معتقد بودند ایرانی‌ها با نژادهای همسایه آمیخته شده‌اند ولی با یک درجه تخفیف ایرانی‌ها را در رده نژادهای آریایی قرار دادند ولی پس از اینکه دولت ایران از آلمانی‌ها خواست که یهودیان ایران را نیز باید در این دسته بندی جای دهند حزب نازی که تفکرات خشن و ضد یهود داشت، به شدت برآشفت. به هر روی، روابط ایران و آلمان با وجود فراز و نشیب‌های فراوان در تاریخ معاصر به طور کلی از یک دوستی و نزدیکی فرهنگی و تجاری حکایت دارد. در سال‌های اخیر دولتمردان ایران از جمله هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد سعی در بهبود روابط میان دو کشور داشتند. تا جایی که احمدی نژاد بخشی از نامه‌ای که در سال 2009 به آنگلا مرکل صدر اعضم آلمان فرستاد می‌نویسد: «می‌بایست روابطی که در سال 1941 به وسیله متفقین از میان رفت دوباره احیا شود» و البته سران آلمان به این نامه چندان روی خوشی نشان ندادند.

P48-3
سفر هیأت‌های صنعتی و بازرگانی آلمان به ایران مساله جدیدی نیست. در سال 1960 نیز هیأتی صد نفره از بازرگانان و متخصصین به ریاست وزیر اقتصاد وقت لودویگ ارهارد به ایران سفر کرد. بعد از آن نیز صدر اعظم وقت آلمان کنراد آدناور از ایران بازدید نمود. پس از انقلاب نیز گرهارد شرودر به عنوان بالاترین مقام سیاسی آلمان به ایران سفر کرد و این زمانی بود که مجلس فدرال آلمان به اتفاق قانونی برای تضمین سرمایه‌‌گذاری در ایران وضع نمود. گذشته از این و در جریان پرونده اتمی ایران، آلمان یکی از کشورهایی بود که بر خلاف فرانسه سعی در سنگ اندازی در روند مذاکرات نداشت زیرا بر اساس آخرین نتایج تحقیقات دولت جمهوری فدرال آلمان، «هیچ گونه شواهدی مبنی بر نظامی بودن برنامه هسته‌ای ایران وجود ندارد». این کشور حتی در سال 1990 علاقه‌مند بود پروژه اتمی ایران را که خود قبل از انقلاب در بوشهر آغاز کرده بود به اتمام برساند که با مخالفت شدید بیل کلینتون و تهدید به تحریم‌های شدید مواجه شد و در نهایت از این پروژه صرف نظر کرد. کتاب آقای کونتزل به غیراز زبان آلمانی به زبان‌های فارسی و انگلیسی نیز‌ترجمه شده است.
P48-Angela-merkel-et-vc
سفر اخیر هیأت آلمانی به تهران
در اوایل ماه اکتبر زیگمار گابریل، وزیر اقتصاد و قائم‌مقام صدر اعضم آلمان به دعوت بیژن زنگنه وزیر نفت ایران، طی دومین سفری که در سال گذشته به ایران داشت به همراه اریک شوایتزر رئیس اتاق صنعت و بازرگانی آلمان، جمع قابل توجهی از مدیران صنایع و بازرگانان بلندمرتبه آلمانی را برای گسترش روابط تجاری بین دو کشور در یک سفر دو روزه همراهی نمود. این کاروان تجاری صدوبیست‌نفره در هتل آزادی تهران اسکان داده شدند و اهمیت این سفر به حدی بود که به نقل از اشپیگل، سفارت آلمان در تهران تقاضای مرخصی کارکنانش را از ماه جولای به بعد رد کرده است. ایران همواره برای کشورهای اروپایی بازار درخور توجهی محسوب می‌شده است. در این سفر هر یک از گروه‌های بازرگانی و صنعتی برای ربودن گوی سبقت از یکدیگر تلاش می‌کردند. مثلا گروه بازرگانان منطقه بادن-وورتمبرگ خود را «قلب اروپا» نامگذاری کرده بودند یا مثلا گروه ساکسونی به خود لقب «قلب لوجستیک اروپا» داده بودند. همین گروه ساکسونی‌ها بسیار راضی به نظر می‌رسیدند چون از همتایان باواریایی خود که قرار است در ماه نوامبر به ایران بیایند زودتر رسیده اند!

P48-2
ولکر‌تریر رئیس بخش تجارت بین الملل اتاق بازرگانی و صنایع آلمان به دویچه‌وله از اشتیاقش برای برقراری مجدد این رابطه گفت و افزود: ایران نه تنها منبعی غنی از مواد اولیه محسوب می‌شود بلکه سابقه تاریخی طولانی در تجارت با آلمان دارد. وی خاطر نشان کرد که ایران دارای ساختاری صنعتی است و در ساخت محصولات صنعتی دارای تجربه است و این عوامل می‌تواند موفقیت آلمان را در برقراری مجدد رابطه تجاری با ایران تضمین کند. از طرف دیگر، دنیل برنبک مدیر عامل اتاق بازرگانی و صنایع ایران و آلمان در تهران با کمی بدبینی اشاره نمود که نباید برای معامله با ایران زیاد از حد ذوق زده شد چون ایران با در آمد حدود چهار میلیارد دلار در شش ماهه اخیر دیگر آن کشوری نیست که در دولت قبلی‌اش سالانه صد میلیارد دلار درآمد نفتی داشت. این مقدار درآمد به مثابه قطره‌ای در سطل است! ولی‌تریر کماکان معتقد است که تجارت با ایران به زودی بر حسب میلیارد یورو عددی دو رقمی خواهد شد.
در سال گذشته، در شروع رفع تحریم‌ها و با وجود موانع بسیاری که وجود داشت سهم تجارت آلمان با ایران رشد چشمگیری داشت و از کمتر از یک میلیارد یورو به دو و نیم میلیارد یورو رسید. به گزارش بی‌بی سی، اگر اوضاع رفته رفته به همین منوال بهبود یابد این رقم تا سه سال آینده حدود ده میلیارد یورو براورد می‌شود. به علاوه، منابع غیررسمی از طرف مقامات آلمانی نقل کردند که سقف تجارت ایران و آلمان در دراز مدت شاید به مرز بیست و دو میلیارد یورو نیز برسد.

نتایج سفر اخیر
سفر هیأت آلمانی به ایران منجر به امضای قراردادهای مهمی شد که به گفته برخی روزنامه‌های هوادار دولت این قراردادها می‌تواند تا حدی ایران را بر جای خالی روسیه در اقتصاد آلمان بنشاند. تاکنون شرکت‌های بزرگی مانند زیمنس، فولکس واگن و مرسدس دایملر توانسته‌اند برای بازپسگیری سهم خود از بازار ایران پیش قدم شوند و مذاکرات اولیه را برای بازگشت به بازار ایران انجام دهند. زیمنس موفق شد قراردادی برای به روز رسانی شبکه ریلی با ایران منعقد کند که به گفته رویترز ارزش این قرارداد کمتر از پانصد میلیون یورو براورد شده است. فولکس واگن و زیر مجموعه ماشین‌های سنگین مان در نظر دارند خط تولید مونتاژ ماشین‌های خود را در ایران به راه بیاندازند زیرا معتقدند سود این کار از واردات مستقیم خودروهای مونتاژ شده به دلیل بالا بودن تعرفه‌های گمرکی بیشتر است. گروه فولاد SMS، گروه نیروگاه گازی میتسوبیشی آلمان و گروه نیروگاهی کلر، در این مذاکرات موفق به امضای قراردادهایی با طرف ایرانی گردیدند. همچنین در این دوره از مذاکرات نیز شرکت‌های دارنده فناوری در زمینه نفت و گاز با طرف ایرانی به صورت محرمانه وارد گفتگو شدند. به نقل از آژانس خبرگزاری فرانسه، شرکت‌های دارویی و شیمیایی نیز در کنار خودروسازان آلمانی رویای افزایش همکاری با ایران را در سر می‌پرورانند.

P48
به گزارش بلومبرگ، ایران هنوز از دوره پیش از تحریم حدود پانصد میلیون یورو بابت اعتبار تضمین واردات از آلمان به این کشور بدهکار است که طی این سفر و امضای قراردادهای جدید احتمالا این مبلغ نیز از حساب بدهکاری ایران پاک خواهد شد. گابریل بر این عقیده است که گشودن راه‌ها و قراردادهای جدید ضمانتی بر صادرات آلمان به ایران خواهد بود و موجب از سر گیری روابط اقتصادی و به دنبال آن سود بردن آلمان در دراز مدت است. میزان اعتبار تخصیص داده شده برای تضمین صادرات به سایر کشورهای جهان از سوی آلمان، در سال گذشته حدود بیست و پنج میلیارد دلار برآورد می‌شود.

موانع سیاسی روابط ایران و آلمان
با وجود اینکه سفر گابریل به ایران جنبه اقتصادی داشت ولی با حاشیه‌هایی سیاسی نیز همراه بود. وزیر اقتصاد آلمان از رفع تحریم‌ها علیه ایران استقبال نمود و خاطر نشان کرد که در این راه حتی حاضر است پایبندی به تعهدات برجام را به طرف آمریکایی گوشزد نماید که این نیز خود گامی مثبت در مسیر پر پیچ و خم تجارت با ایران است. ولی از طرف دیگر، گابریل قبل از سفر به ایران در مصاحبه‌ای با اشپیگل گفته بود که ایران باید اسرائیل را به رسمیت بشناسد. مطرح نمودن این شرط موجب شد مقامات ایرانی از جمله محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران و علی لاریجانی رئیس مجلس از دیدار با هیأت آلمانی سر باز زنند. این اتفاق باعث شد تا اریک شویتزر، رئیس اتاق بازرگانی صنایع و بازرگانی آلمان به رویترز بگوید که «وزن این سفر تا حدی کاهش یافت ولی در مجموع قدم مهمی بود. اکنون وقت آن رسیده تا مقداری اعتمادسازی کنیم.» هیأت آلمانی با این کار تا حدودی مواضع آلمان در مقابل ایران را پیچیده‌تر نمود زیرا با چنین شرطی این سوال مطرح می‌شود که آیا حزب دموکرات مسیحی آلمان که اکنون در رأس قدرت است از سیاست‌های سرسختانه ایران در قبال اسرائیل بی‌خبر است؟ یا اگر خبر دارد با مطرح کردن این موضوع قصد دارد در باغ سبز را از دور به ایران نشان دهد و با انداختن تیری در تاریکی درجه تحمل ایران را در مورد مساله اسرائیل بسنجد؟ یا شاید هم موضوع اسرائیل را سرسرانه و با هدف رفع تکلیف از جانب لابی‌های قدرتمند اسرائیل در اروپا مطرح نموده تا اجازه یابد به ادامه مذاکرات و مسائل اقتصادی بپردازد؟ از این گذشته، این موضوع که آلمانی‌ها با وجود سابقه تیره‌ای که در قرن گذشته در قبال یهودیان از خود بر جای گذاشتند حال مدعی حقوق سیاسی آنان شده‌اند نوعی سعی در پاک کردن این لکه سیاه از تاریخ معاصر است و خود به طنزی تلخ می‌ماند. به هر روی، هرکدام از این‌ها که باشد، با وجود اشتیاق فراوان آلمانی‌های کارکشته به تجارت با ایران، می‌توان نتیجه‌ای روشن از آن گرفت که این کاروان تجاری با هدف کسب درآمد به ایران آمده و با امضای قراردادهای اقتصادی با ایران نشان داد گوشش به این حرف‌ها و شعارها بدهکار نیست! البته آقای گابریل حتی از سوی دیگر این پیشنهاد را هم مطرح نمود که آلمان قادر است نقش میانجی را در قبال ایران و اسرائیل ایفا نماید اما باید دید این سخنان تا چه حد از جانب مقام‌های ایران مورد توجه قرار خواهد گرفت.
از سوی دیگر ایران پیش شرط‌های سیاسی هیأت آلمانی را کاملا مردود دانست و وزارت امور خارجه ایران تصریح کرد روابط سیاسی میان ایران و آلمان بر پایه منافع و احترام متقابل است و در این مذاکرات دو جانبه هیچ پیش شرطی قابل قبول نیست و بیان موضوع کشور ثالث کاملا بی‌مورد است. البته واکنش‌ها به پیش شرط آلمان از دید محافظه کاران ایران کمی تندتر بود، تا جایی که رئیس قوه قضائیه ایران به طور کلی از ورود کاروان آلمانی به ایران انتقاد کرد. مقام سخنگوی وزارت خارجه ایران همچنین مواضع آقای گابریل را در مورد حقوق بشر را نامربوط خواند و خاطر نشان نمود که ایران به هیچ کشوری اجازه دخالت در امور داخلی را نخواهد داد. در پایان و فارغ از این تنش‌ها و با ورود تیم تجاری آلمان به ایران، وزرای اقتصاد دو کشور و مقامات اقتصادی و بانکی ایران با یکدیگر به گفتگو پرداختند.
P48-German-Economy-Minister-Sigmar-Gabriel-in-Isfahan-6
موانع فنی بر سر روابط تجاری
گابریل در این سفر یکی از موانع در مسیر عادی‌سازی روابط تجاری با ایران را مشکلات بانکی دانست. این مشکلات شامل مواردی همچون عدم اشتیاق بانک‌های بزرگ اروپایی به همکاری با بانک‌های ایرانی است که از سیاست‌های دوگانه آمریکا و تهدیدهای سنای آن کشور ناشی می‌شود. تا جایی که مهرداد عمادی کارشناس اقتصادی اتحادیه اروپا در گفتگویی با خبرنگار بی‌بی سی به این نکته اشاره نمود که صنعتگران آلمانی بارها به صراحت به سیاست‌های مبهم و تهدید‌آمیز آمریکا در مورد تجارت با ایران به صورت رسمی اعتراض نمودند که این نشان دهنده اهمیت تجارت با ایران برای آلمان و سایر کشورهای اروپایی است.
دیگر اینکه به دلیل عدم اتصال کامل و کارامد سیستم بانکی ایران به شبکه سوئیفت امکان نقل و انتقال پول بین ایران و سایر کشورها از جمله آلمان مقدور نیست. از این رو به نقل از اشپیگل، بازرگانان آلمانی در این سفر مجبور شده بودند حتی برای پرداخت پول هتلشان مبلغی حدود هفتاد و یک هزار یورو به صورت نقد با خود بیاورند! بیژن زنگنه نیز در گفتگویی با خبرگزاری آلمان، DPA گفته بود که این مساله به نفع هیچ یک از طرفین نیست. در حال حاضر برای مبادلات تجاری بین ایران و آلمان، بعضی از شعب بانک‌های سپه و ملی در آلمان فعال و به سیستم بانکی تارگت 2 متصل هستند و به تازگی مذاکراتی مبنی بر افتتاح شعبه برای سه بانک ایرانی پارسیان، سینا و خاورمیانه در مونیخ با خانم آیگنر، وزیر اقتصاد ایالت بایرن صورت گرفته و بانک مرکزی ایران نیز در این مورد با بانک‌های آلمانی همکاری‌هایی را آغاز نموده است. از دیگر مشکلات تجارت بین ایران و آلمان می‌توان به مساله منطبق نبودن بانک‌های ایرانی با استانداردهای روز جهانی، مشکلات نظام مالیاتی، تورم و بیکاری در ایران است. همچنین آلمان خواستار وضع چارچوبی قانونی برای حمایت از شرکت‌های آلمانی در صورت وقوع بدترین سناریو یعنی نقص معاهدات برجام توسط ایران شده است تا تکلیف آلمانی‌ها را در آن زمان در بازار ایران مشخص کند. به طور کلی تأمین امنیت حقوقی از دیگر نگرانی‌های شرکت‌های آلمانی در بازار ایران است که خود جای بحث و گفتگوی بسیار دارد.
روابط ایران و آلمان در سده اخیر فراز و نشیب‌های فراوانی را تجربه کرده است که به نظر نگارنده، بیشتر آن‌ها تحمیلی و بر اثر فشار قدرت‌های ذینفع به وقوع پیوسته و اگر نمی‌بود شاید ایران اکنون به جای‌ترکیه مهمترین نقش را در اقتصاد و فرهنگ آلمان بازی می‌کرد. به هر حال، اشتیاق طرفین در برقراری ارتباط و تعاملات فرهنگی و تجاری بر کسی پوشیده نیست و هر دو طرف مترصد موقعیتی هستند که از گشایش سیاسی به وجود آمده حداکثر استفاده را ببرند.

منابع:
http: //www.spiegel.de/international/business/german-businessmen-travel-to-iran-before-sanctions-disappear-a-1059840.html
http: //www.bbc.com/persian/iran-37528175
http: //www.spiegel.de/international/business/european-business-prepare-for-lifting-of-iran-sanctions-a-1034240.html
http: //ir.voanews.com/a/germany-iran/3534976.html
http: //www.bbc.com/persian/iran/2015/07/150719_l26_iran_germany_economy_minister_visit
http: //ir.voanews.com/a/germany-minister-visit-iran/3533855.html
http: //www.bloomberg.com/news/articles/2016-06-20/iran-pays-german-export-debt-opening-path-to-renewed-trade-ties
http: //ir.voanews.com/a/iran-germany-economy/3532832.html
http: //www.bbc.com/persian/world/2015/07/150714_me_iran_economy_boost_nuclear_deal
http: //www.hurriyetdailynews.com/german-firms-sign-contracts-in-iran-on-trade-mission.aspx?pageID=238&nID=104541&NewsCatID=344
http: //www.bbc.com/persian/business/2016/09/160904_u01-germany-iran-banks
http: //ir.voanews.com/a/germany-iran-trade/3532096.html
http: //www.bbc.com/persian/iran/2015/07/150720_l10_afkham_germany_israel_reax
http: //www.dw.com/en/german-economy-minister-completes-iran-trade-trip/a-35954313
http: //ir.voanews.com/a/iran-germany-meeting-canceled/3536047.html
http: //www.bbc.com/persian/iran-37548593
https: //www.gatestoneinstitute.org/4556/germans-iran
hahttp: //www.bbc.com/persian/37533083
http: //www.dw.com/en/german-firms-aim-for-better-business-ties-to-iran/a-17256372