23فوریه2017

28 مهر 1395 نوشته شده توسط 

مناطق استثناء در ایران

P12-6
عیسی چراتی
دکتری جامعه‌شناسی فرهنگ
Eisacharati@‌mail.com

نظریه منطقه استثناء
اگر بپذیریم کار نظریه اجتماعی ارائه چارچوبی برای بهتر دیدن پدیده‌های ‌اجتماعی است، استفاده از چارچوب‌های ‌مختلف به مثابه پنجرههایی است که از آن می‌توان رخدادهای پیرامون را هر چه بهتر دید و درک نمود. اما استفاده از منظرگاه‌های ‌مختلف در دیدن پدیده‌‌‌ها، گرچه الزاما ممکن است به دیدن و درک کامل پدیده نینجامد، می‌تواند شمول آگاهی ما را نسبت به پدیده بیفزاید (‌‌چراتی، 1390: 74).
با این مقدمه کوتاه، به یک نظریه نسبتا جدید در میان آرای مطرح معاصر در جامعه‌‌‌شناسی می‌پردازم که به واسطه آن می‌توان بسیاری از رویدادهای ایران معاصر را تحلیل نمود.
آرای جورجیو آگابن (Giorgio Agamben) فیلسوف معاصر ایتالیایی که در حوزه فلسفه اجتماعی معاصر و یا بهتر بگوییم اندیشه اجتماعی و جامعه شناختی معاصر با نظریه‌‌‌ای تحت عنوان «منطقه استثناء» (Zone of exception) مطرح شده است، مورد توجه من است. برای توضیح بهتر موضع نظری او، مثالی از خودش می‌‌‌‌آورم:
نازی‌‌‌ها به محض رسیدن به قدرت در آلمان، طی دوره حکومت دوازده ساله خود، مواد قانون اساسی جمهوری وایمار آلمان را به حالت تعلیق درآوردند. این امر به آنها امکان می‌داد علیه شهروندان، خاصه یهودیان وارد جنگ داخلی حقوقی شوند. نازی‌‌‌ها یک منطقه استثناء ایجاد می‌کنند که به آنها امکان می‌دهد یهودیان و دیگرانی را که نامطلوب می‌دانند قلع و قمع کنند (‌‌ریتزر، 1393: 828)
منطقه استثناء منطقه تیپولوژیکی است، مکانی بدون قانون (‌‌همان، 830) در این منطقه افراد طرد می‌شوند، صرفا به این دلیل که از چارچوب قانون مستثنی شده‌‌‌اند. او مطرودین را با واژه انسان قدیس(Homo sacer) نام می‌برد که شامل فردی است که ممکن است کشته شود اما قربانی نمی‌‌‌شود. این امر از آنروست که انسان قدیس از لحاظ سیاسی از بقیه انسان‌‌‌ها جداست. چه بنا بر تعریف خارج از مرزهای سیاسی قرار دارد (‌‌همان، 830) بدین جهت می‌گوید کسانی که در اردوگاه آشوویتس کشته شده‌‌‌اند، از آنجا که خارج از محدوده قانون قرار گرفته بودند، کشتن آنها از نظر نازی‌‌‌ها آدم کشی محسوب نمی‌‌‌شود.
آگابن، مشکل منطقه استثناء را در مرگ آفرینی آن نمی‌‌‌بیند، بلکه بزرگترین مسئله سازی آن، گسترش قلمرو استثناء به قلمرو زندگی است. او استثناء را ساختار قدرت مطلقه می‌داند و معتقد است که حاکم مطلق کسی است که در مورد قلمرو استثناء تصمیم می‌گیرد (‌‌آگابن، 1998: 28).
او در جای دیگری شکل‌‌‌گیری قلمرو استثناء را به دولت مطلقه منتسب می‌کند. راه انداختن جنگ داخلی قانونی، به وسیله قلمرو استثناء که نه تنها حذف رقیبان سیاسی بل حذف قشر کاملی از شهروندان را ممکن می‌سازد (‌‌آگابن، 2005: 2).

نگاهی گذرا به مناطق استثناء در ایران:
در اینجا هدفم پرداختن کامل به مناطق استثناء در ایران نیست زیرا در صورتی که بخواهم به درستی به آن بپردازم، برای هر کدام از حوزه‌های ‌مورد بحث، باید مقاله‌‌‌ای جداگانه نوشته شود. دسته‌‌‌بندی اخیر تنها بیان کننده حوزه دامن‌‌‌گستری از مناطق استثناء در ایران را نشان می‌دهد که به نوعی مبین زندگی در تنگناست.

1. منطقه استثناء در دین:
یکی از بارزترین مناطق استثناء در ایران، حوزه دینی است. قانون اساسی صریحا اعلام کرده که اسلام دین رسمی ایران است و سه دین مسیحیت، یهودیت و زردشتی به رسمیت شناخته شده‌‌‌اند. با اینحال تبلیغ این ادیان نیز ممنوع است. از سویی دیگر در میان انواع مذاهب اسلامی، مذهب شیعه رسمیت دارد و مابقی از تبلیغ مذهب خود برحذر شده‌‌‌اند. هیچ اندیشه دینی و مذهبی قادر نیست در ایران تبلیغ کند. تقریبا همه اندیشه‌های ‌غیرشیعی در ایران با واژه نجس و یا کافر در شرع و یا عرف به منطقه استثناء رانده شده‌‌‌اند. کشتار بی‌‌‌سابقه بهائیان و سرکوب فرقه‌های ‌مسلمان دراویش نمونه‌های بارز «منطقه استثناء» در ایران هستند.

2. منطقه استثناء در سیاست:
گسترده‌‌‌ترین حوزه استثناء در ایران در قلمرو سیاست نمود یافته است. در جریان انقلاب سال 1357 گروه‌های ‌زیادی علیه حکومت شاهنشاهی مبارزه می‌کردند. برخی از آن گروه‌‌‌ها حتی اقدام مسلحانه را که نشانه اشتیاق بیشتر آنها به سرنگونی رژیم سلطنتی بوده است، مجاز می‌شمردند. بعد از برافتادن حکومت سلطنتی، برخی از گروه‌های ‌مشخص، با تدوین قانون اساسی مبتنی بر آرای خود، احزاب غیراسلامی بخصوص حزب توده و بعد از آن احزاب اسلامی غیرهمسو همچون مجاهدین خلق را با واژه منافق به حاشیه و به منطقه استثناء راندند.
درنتیجه اعدام‌های ‌وسیع حزبی هرگز نوعی آدم‌‌‌کشی تلقی نگردید و زمینه مناسبی برای خودشان باقی گذاشتند. نمود دیگر معاصر آن را بعد از انتخابات ریاست جمهوری 1388 در ایران در واژه سران فتنه و فتنه‌‌‌گران می‌توان دید.

3. منطقه استثناء در اقتصاد:
همیشه حضور در منطقه استثناء به قیمت از دست دادن زندگی تمام نمی‌‌‌شود بلکه بیشتر از وجهی که من به آن می‌پردازم به معنای افزودن تنگناهای زندگی و محدودیت منطقه زندگی است.
یکی از صورت‌های ‌محدود شده زندگی در قلمرو اقتصادی آن دیده می‌شود، حضور هرچه بیشتر نهادهای غیردولتی وابسته به حکومت که حضور نهادهای خصوصی را برنمی‌‌‌تابد و از سویی با وضع قوانین منع حضور سرمایه‌‌‌گذار خارجی در آن عرصه‌‌‌ها، راه ورود سرمایه‌‌‌گذاران داخلی غیرخصوصی و غیردولتی را هموار می‌سازد. نهادهایی که به راحتی صاحب اسکله‌‌‌ها، مراکز مخابراتی و... هستند. سرمایه‌‌‌گذار داخلی حقوقی و یا حقیقی، حق ورود به آن عرصه را ندارد و در صورت تمایل با برخورد شدید از جانبشان روبرو می‌شود و با واژههایی همچون کارتل اقتصادی و مرفه بی‌‌‌درد به منطقه استثناء رانده خواهد شد.

4. منطقه استثناء در آموزش:
وجود انواع سهمیه‌های ‌آموزشی بخصوص در تحصیلات تکمیلی اثرگذارتر است. زمانی که سهمیه جذب دانشجوی دکتری در یک دانشگاه دولتی تنها سه نفر باشد، تاثیر سهمیه‌‌‌ها بهتر دیده می‌شود. از سویی دیگر، جذب تحصیل کرده‌های ‌با انواع سهمیه‌های ‌امتیازآور به عنوان هیئت‌علمی دانشگاه‌‌‌ها، یعنی یکی از بخش‌های ‌مهم جذب نخبگان، بسیاری را به حاشیه می‌راند.
واژههایی همچون تحصیل کرده غیرمتعهد و نخبه بی‌‌‌تعهد بیانگر مناطق استثناء در سیستم آموزشی ایران است که خود منجر به خروج نخبگان از ایران شده است. بعد از خروج این نخبگان از ایران واژههایی همچون نخبه خائن به وطن و نخبگان نمک‌نشناس در راستای گسترش منطقه استثناء در آموزش بکار می‌رود.

5. منطقه استثناء در موسیقی:
موسیقی زیر زمینی یکی از برجسته‌‌‌ترین و آشناترین واژههایی است که می‌تواند منطقه استثناء در موسیقی ایران را نشان دهد. عدم وجود تعریف صحیح و دقیقی از موسیقی مطلوب سبب شده است تا هر موسیقی که به زعم متولیان و یا مسلطین بر موسیقی خوش نیاید، به حاشیه رانده شود. موسیقی زیر زمینی به عنوان یک موسیقی نامطلوب و غیرقانونی تلقی می‌گردد و در کنار آن همچنین واژه موسیقی لوس آنجلسی حتی اگر در ایران تولید شود، استفاده ابزاری از واژه برای راندن گونه‌‌‌ای از موسیقی به منطقه استثناء و سبب قلع و قمع آن است. جالب است که امروزه حتی انواع موسیقی مطلوب، در برخی از شهرها مثل مشهد ممنوع می‌شوند، که در واقع نوعی گسترش منطقه استثناء از حالت تیپولوژی انتزاعی به مصداق-یابی مکانی واقعی است.

سخن پایانی:
منطقه استثناء را می‌توان در حوزه‌های ‌مختلفی از جمله مد، سبک زندگی، رسانه‌های ‌جمعی از تلویزیون و مطبوعات تا شبکه‌های ‌اجتماعی، عرصه‌های ‌ورزشی، جنسیت و... نیز در ایران ملاحظه نمود، که هر کدام نوشتاری مستقل را می‌طلبد و این نوشته تنها باب ورود برای دیدن پدیده‌های ‌اجتماعی در ایران از منظری دیگر بود.

منابع:
چراتی. عیسی (1390). دین در حوزه عمومی، ساری، انتشارات روش روشن.
ریتزر. جورج (1393). نظریه جامعه‌شناسی، ترجمه هوشنگ نایبی، تهران، نشر نی.
Agamben. G (1998). Homo sacer, Stanford, Stanford university press.
Agamben. G (2005). State of exception, Chicago, university of Chicago press.