20فوریه2017

01 مهر 1395 نوشته شده توسط 

این یکی واقعا رایگان است!


کلاس‌های آکادمیِ خان، دانشی درپسِ رایانه شما
P28-3
در چند سال اخیر بخت خود را با برنامه‌ها و سایت‌های گوناگون آزموده‌ام و شکست خورده‌ام. همگی این سایت‌ها ادعای رایگان‌بودن داشته‌اند و وقتی واردشان می‌شدی، آن‌قدر محدودت می‌کردند تا مجبور شوی پولی بدهی تا درسی بگیری، درس‌ها همه بی‌کیفیت و به درد‌نخور. این سایت‌ها، که هرکدامشان به نوعی لیلی‌وار، خرامان وعده و وعید رایگان‌بودن می‌دهند، قبل از به حجله رفتن و گذشتن خر معروف از پل، ناگهان خاله خرسه از آب در می‌آیند و شما هوس عاشقی را فراموش می‌کنی و همین‌که از کریدیدت سرقت مسلحانه نمی‌کنند خرسندی. این است که دیگر به هیچ سایتی اعتماد نمی‌کنم، همان‌طور که عکس‌های زیبای فیس‌بوک و اینستاگرام را جدی نمی‌گیرم و حدس می‌زنم این آنجلینا جولی، در واقع همان فاطی کماندوی خودمان است که به یمن حضور انور فتوشاپ، چنین زیبا شده است.
از فارسی همچون کرم کارامل‌ام که بگذریم ( که تن سعدی را در گور می‌لرزاند) به آکادمیِ خان می‌رسیم. این یکی واقعا رایگان است. یعنی از سال تولدش (۲۰۰۶) تاکنون کاملا رایگان بوده است. رایگان ِ رایگان. از آن سایت‌ها نیست که هزار و یک آگهی گوناگون دارند و خانمی‌در پایین شما را مجرد خطاب کند و شما با قاطعیت تمام رد کنید. حتی تبلیغات آمازون هم در صفحه این سایت نیست. این گونه هم نیست که ماه نخست مجانی باشد و از شما شماره کارت کردیت بخواهد و بعد خودش به‌طور خودکار شارژتان کند. این گونه هم نیست که چند درس جلو بروید و بعد که سایت حس کند خاطر‌خواهش شده‌اید، ناز کند و عشوه بیاید که «اگه پول ندی، نمی‌شه». تمام این مشکلات و مشکلاتی شبیه این را با سایت‌های آموزشی مثلا رایگان در اینترنت داشته‌ام. به قول دوستان در این عرصه کاملا درد کشیده‌ام. اما این سایت آکادمیِ خان، کاملا رایگان است. با هر سلیقه و سنی هم که واردش بشوید دست خالی بر نمی‌گردید. حالا این شما و این اطلاعات متنوی در مورد موسسه آموزشی خان.
سجاد صاحبان زند

گفتگوی سلمان‌خان با فوربس
سیستم آموزشی ما نیاز به تحرک دارد
P28-1
نشریه فوربس نامی آشنا در دنیای رسانه به حساب می‌آید. پیتر‌های هم یکی از چهره‌های نامی این نشریه به حساب می‌آید. او که مدیر موسسه « متیس استراتژی» هم هست و چند کتاب در عرصه تجارت قلمی کرده، گفتگویی‌هایی را با چهره‌های تاثیرگذار علمی جهانی انجام داده است که گفتگو با سلمان‌خان یکی از آن‌هاست. در ادامه خلاصه‌ای از گفتگوی او با بنیانگذار موسسه آموزشی آکادمیِ خان را خواهید خواند.

جناب آقای خان، داستان مشهوری در مورد دختر عموی شما، نادیا، وجود دارد که او کمک شما در درس ریاضی نیاز داشته و شما برای چند سال کمکش کرده‌اید. چه چیزی باعث شد تا شما درس دادن به یک نفر را تبدیل کنید به موسسه‌ای جهانی با بیش از چند میلیون دانش‌آموز؟
من این موسسه را مردمان باهوشی شروع کردم که به سینه‌ام می‌زدند و برای هر مشکلی راه حلی در آستین داشتند، اما در یادگیری جبر با مشکل روبرو بودند. کاملا درست است. من از درس دادن به دختر عمویم درس گرفتم و تجربه کسب تا این کار را شروع کنم. او در تمام درس‌های ریاضی‌اش نمره «آ» یا «ب» گرفت. علاوه بر این احساس می‌کردم او بیش از آن‌که با دشواری یادگیری ریاضی درگیر باشد، از یادگیری‌اش لذت می‌برد. این موضوع تلنگری به من بود تا این کار را شروع کنم. من سابقه کار کردن با نرم‌افزار را داشتم و همیشه این رویای رومانتیک را داشتم که نرم‌افزاری را طراحی کنم تا به کمک در یادگیری کمک کند. پس شروع به طراحی برنامه‌ای کردم که به نادیا، برادرانش و بقیه افرادی که در جستجوی یادگیری بودند کمک می‌کرد تا با هم روی مشکلاتشان تمرین کنیم. من به آن‌ها اعتمادی نداشتم که مثلا چقدر برای یادگیری‌شان وقت گذاشته‌اند. پس یک سری کدگذاری‌هایی روی برنامه‌ام انجام دادم. این کدها به من کمک بدانم چقدر روی برنامه وقت گذاشته‌اند و توجه‌شان بیشتر به کدام بخش از برنامه بوده است. نتیجه این کارم این شد که متناسب با ساعاتی که کار می‌کردند و علایقی که داشتند، به آن‌ها تمرین می‌دادم. مشکل من برای بسط این نرم‌افزار این بود که فقط ۱۰ نفر می‌توانستند از آن استفاده کنند. در نتیجه به برنامه‌ای وسیع‌تر فکر کردم که ترکیبی از نرم‌افزار و ویدئو بود. این‌ها را تقویت کردم تا به برنامه‌ای شایان توجه رسید. از طرف دیگر دریافتم دانش‌آموزان خوب بسیاری هستند که گمان می‌کنند خوب نیستند. مشکل این است اگر شما مدتی در کلاس جبر باشد و عددهای اعشاری شما را قلقلک بدهد، شاید جالب نباشد از همان مسیرهای سنتی بروید. شاید نیاز به کمی حرکت داشته باشید.

پیش‌بینی شما از آینده چیست؟ آیا فکر می‌کنید موسسه آکادمیِ خان یا موسسات شبیه آن، تغییراتی در کلاس‌های درسی حضوری ایجاد کند؟
فکر نمی‌کنم که ما تهدیدی برای کلاس‌های درس سنتی باشیم یا رقابتی با آن‌ها داشته باشیم. ما موسسه «آمازون» نیستم که در مقابل «بارنز‌اند نابل» قرار بگیریم. ما بر این باور نیستیم که باید جایگزین آموزش سنتی و حضوری شویم. پیش از پیدایی سیستم آموزشی جدید حدود ۲۰۰ سال قبل، آموزش تنها در انحصار نخبگان بود، نجیب‌زادگان و آن‌هم نجیب‌زادگان مرد. سیستم آموزشی جدید، تحولی بزرگ بود و راه را برای تحولات باز کرد. این است که ما به‌عنوان یک سیستم آموزش مجازی می‌پرسیم که از تجربیات ما چه درس‌هایی می‌شود گرفت. پاسخ این است که کلاس‌های درس حضوری باید تغییراتی داشته باشند و از مسیر سنتی خود که همانا سیستم غیابی و منفعل است جدا شوند. دانش‌آموزان نباید تنها شوندگانی برای درس‌ها باشند. آن‌ها باید در تعامل با کلاس باشند و همراهی کنند. از سویی آن‌ها باید در آرامش خود کار کنند. آن‌ها را نباید از افرادی که خیلی بیشتر می‌دانند یا کمتر می‌دانند جدا کرد. ما باید این فرصت را داشته باشیم که کار دیگران را به دقت نگاه کنیم و اجازه دهیم آن‌ها هم به دقت کار‌های ما را ببینند. این جایی است که آکادمیِ خان از آن آمده است. اگر رایانه می‌تواند به آن‌ها تمرین‌هایی بدهد و نتیجه این تمرین‌ها به دست آموزگاران برسد، ما به نتیجه خوبی رسید‌ه‌ایم، چون مدرسان وقتشان را برای مرور تمرینات از دست نمی‌دهند.

در روزهای آغازین، همه درس‌ها را خودتان می‌ساختید. نیازی به گفتن ندارد که این سیستم خوبی برای توسعه نیست. فرایند شما برای گسترش کارتان چه بود؟
در روزهای اولیه، نیازی مستقیم برای تولید درس‌هایی برای دخترعمویم وجود داشت و وقتی شروع به کار کردم دیدم که تولید این ویدئوها تا چه اندازه لذت‌بخش است. ما با درس‌های جبر شروع کردم و این برایم لذت‌بخش بود. بعدش سراغ مثلثات رفتم و سپس هندسه. آهسته آهسته پیشرفت می‌کردم و این به نظرم خیلی خوب بود. با این چالش روبرو شدم که اطلاعات کمی از شیمی داشتم. کتاب‌هایی را که در مدرسه خوانده بودم، دوباره خواندم. بعد به سمت تاریخ رفتم. راستش در سال ۲۰۰۶ که کارم را شروع کردم، شرکت آکادمیِ خان تقریبا شبیه یک لطیفه بود. این بود که من تا سال ۲۰۰۹ شغل قبلی‌ام را حفظ کردم. در سال ۲۰۱۰ همکاری‌هایم را با گوگل و گیتس شروع کردم و این بود که نیاز به استخدام افرادی ایجاد شد. ما هم اکنون بیش از ۴۰ همکار ثابت داریم. سه چهارم آن‌ها مهندس نرم‌افزار هستند.
همانطور که شما اشاره کردید، من نمی‌توانم به مدت طولانی همه کارها را خودم انجام دهم. ما به صداها و افکار جدید نیاز داریم. روی آوردن افراد جدیدی تمرکز کرده‌ام که اشتیاقی مشابه برای آموزش داشته باشند.
P28-2
گفته‌اید که ماموریت شما ایجاد یک شبکه جهانی رایگان برای آموزش است برای همه و همه‌جا. نکته کلیدی رایگان‌بودن سیستم آموزشی است. سوالی که ایجاد می‌شود این است که درآمد شما از چه راهی خواهد بود؟ چگونه قادر خواهید بود این مسیر را ادامه دهید؟
بودجه الان ما به اندازه یک دبیرستان متوسط است و البته ما میلیون‌ها دانش‌آموز داریم. من فکر می‌کنم شرایط اجتماعی کمک‌های بشردوستانه را به سوی ما برمی‌گرداند، کمک‌هایی که از سوی موسسات خواهد آمد. تلاش من این است که همان‌طور که بزرگتر می‌شویم و گسترش پیدا می‌کنیم، عمیق‌تر و بهتر هم شویم. ما همچنین آماده‌ایم تا برند خود را به موسسات مالی و تجاری بدهیم تا در مسیر درست از آن استفاده کنند. هم‌اکنون همکاری‌هایی را با چند موسسه شروع کرده‌ایم که مشهورترین‌شان «بانک آمریکا»ست. اگر شما به این بانک بروید بنرهای کوچکی می‌بیند که رویشان نوشته شده:« عادت مالی بهتر- همکاری با آکادمیِ خان». آن‌ها به ما می‌گویند که « مردم به آکادمیِ خان اعتماد دارند، چون شما بچه‌ها برند خودتان را این‌جا ساخته‌اید و شما یک موسسه غیرانتفاعی هستید.» این باعث می‌شود تا ما در مسیر درست حرکت کنیم و تنها به کمک‌های بشردوستانه متکی نباشیم.

شما بچه‌های خودتان را هم دارید. فکر می‌کنید آن‌ها چگونه باید از آکادمیِ خان استفاده کنند؟
پسر من هم اکنون چهار سال دارد و برنامه‌های ما معمولا برای بچه‌های بزرگتر از کلاس سوم و چهارم است. امیدوارم بچه‌ام به مدرسه برود و از آکادمیِ خان به‌عنوان بخشی از تجربه آموزشی‌اش بهره بگیرد. امیدوارم زمانی که هفت یا هشت سال داشته باشد، بتواند از معلم همراهش بهره بگیرد. امیدوارم حتی اگر شده فرصتی پانزده دقیقه‌ای در هفته داشته باشد تا به‌طور مستقیم با یک معلم کار کند، به جای این‌که پنج روز در هفته روی صندلی مدرسه بنشیند و مدام چشمش به ساعت باشد و ادای توجه داشتن داشته باشد. بچه‌ها نیاز به تحرک دارند و به‌طور ذاتی جستجوگرند و متاسفانه سیستم آموزشی این جستجوگری را سرکوب می‌کند.

شما این فرصت را داشته‌اید که از سیستم آموزشی آمریکا استفاده کنید. آیا فکر می‌کنید این سیستم نیاز به تغییر دارد؟
به گمان من ما به‌طور جدی نیازمند بازنگری در سیستم آموزشی آمریکا هستیم. به گمان من ما باید بدانیم چرا چیزی را می‌آموزیم و در سطحی از مهارت آن را یاد بگیریم. کسی در جبر نمره «سی» می‌گیرد لزوما آدم بدی نیست، فقط باید جدی‌تر کار کند. مشکل دیگری که در مدارس وجود دارد این است که هر دانش‌آموز باید مرتبا خودش را به دیگران اثبات کند. این نکته خوبی نیست.


آکادمیِ خان از زبان خودش*
ما هم اکنون بیش از ۲۲۰۰ ویدئوی آموزشی با مباحث گوناگون در سایت‌مان داریم و بیش از یک میلیون دانش‌آموز از این ویدئوها بهره می‌برند. به این ترتیب روزانه ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار نفر از ویدئوهای آموزشی ما دیدن می‌کنند. با این پیش‌زمینه، می‌خواهم شما را به روزهایی ببرم که کارمان را تازه شروع کرده بودیم. ماجرا پنج سال پیش آغاز شد. من در بوستون زندگی می‌کردم و شغلم تحلیل‌گری در یکی از موسسات مالی-اعتباری این شهر بود. اما به جز این به چند تا از پسرخاله-دخترداییم‌ها که در نیواورلئان زندگی می‌کردند، درس خصوصی می‌دادم. یعنی با هم چت تصویری می‌کردیم و بهشان درس می‌دادم. بعد تصمیم گرفتم ویدئو ضبط کنم و آن‌ها را بگذارم روی یوتیوب. ویدئوها خیلی کیفیت نداشتند و بیشتر واسه این تولید شده‌ بودند که کمکی به فامیل‌هایم کرده باشم. همین که ویدئوها را گذاشتم روی یوتیوب، اتفاق خیلی جالبی روی داد. دقیق‌تر بگویم، چند اتفاق بامزه با هم روی داد. نخستین اتفاق این بود که بچه‌های فامیل ما، سلمان یوتیوبی را بیشتر از سلمان واقعی دوست داشتند.

P28-4

اما در پشت این ماجرای خیلی ساده، اتفاق بسیار مهم و عمیقی وجود دارد. آن‌ها می‌گفتند که نسخه اتوماتیک پسرعمویشان را به نسخه واقعی‌اش ترجیح می‌دهند. در نگاه نخست، این ماجرا اصلا درست به نظر نمی‌آید، اما وقتی دقیق‌تر بهش نگاه کنی، ماجرا بیشتر با عقل جور در می‌آید. آن‌ها این حس را داشتند که می‌توانند پسرعمویشان را نگه دارند، دوباره بگذارند از اول شروع کند و حتی اگر حوصله‌شان سر رفت خاموشش کنند و بروند کمی اسموتی بنوشند تا درس‌های ریاضی را بشورد ببرد پایین. احساس نمی‌کردند دارند وقتم را می‌گیرند. اگر هم دلشان می‌خواست چیزی را مرور کنند، سری به ویدئوهای چند هفته قبل می‌زدند. اصلا هم بحث خجالت پرسیدن دوباره از پسرعمو وجود نداشت. هر وقت دلشان می‌خواست ویدئوها را در صلح و صفای کامل تماشا می‌کردند. برای من هم ماجرا فرق می‌کرد؛ وقتی شما به کسی درس می‌دهی، این سوال در ذهن‌ات وجود دارد که طرف حرفت را می‌فهمد یا نه و این مشکلی بود که من قبلا با بچه‌های فامیل‌ام داشتم، اما وقتی ویدئو ضبط می‌کنی هم خودت راحتی و هم کسی که در اتاق‌اش می‌نشیند و می‌بیند.
اتفاق بامزه دیگر این بود که بعد از گذاشتن ویدیوها روی یوتیوب، چند نفر نظر داده بودند، چون من هیچ دلیل ویژه‌ای برای شخصی کردن آن‌ها نداشتم و هرکسی می‌توانست آن‌ها را ببیند. مثلا یکی نوشته بود:« حالم رو خوب کرد این ویدئو و بقیه روز رو سر حالم. یادم می‌اد این همه این درس‌های ریاضی رو که توی این ویدئو دیدم یادم می‌اد و دوست‌شون دارم. در ضمن من کنگ فو هم بلدم.» دیگری نظر داده بود:« این اولین باریه که با مشق نوشتن حال کردم.»

P28-5
بعد از مدتی نامه‌هایی به دستم رسید و این نامه‌ها به من نشان داد که این ویدئوها چیزی بیشتر از آن‌چیزی هستند که من فکرش را می‌کردم. یکی نوشته بود:« پسر ۱۲ ساله‌ای دارم که مبتلا به اوتیسم است و برای یادگیری ریاضی با مشکل مواجهه است. هر چه که فکرش را بکنید برایش خریده‌ایم، هر چیزی را دیده‌ایم و خلاصه هرچه از دستمان برمی‌آمد برایش انجام داده‌ایم تا این‌که به ویدئوهای شما رسید. او ماجرا را گرفت. ما باورمان نمی‌شد. خودش هم در پوست نمی‌گنجد.
خیلی با کارم حال می‌کردم، پس ادامه دادمش. خوبی ماجرا هم این بود که درس‌ها کهنه نمی‌شدند. مثلا با خودم فکر می‌کردم که اگر ایزاک نیوتن یوتیوب داشت، شاید من مجبور نمی‌شدم این ویئوها را ضبط کنم.
بعد نامه‌هایی از معلم‌ها داشتم که ویدئوها را در کلاس‌های درسی‌شان استفاده می‌کردند. به این ترتیب بچه‌ها در کلاس همان حالی را داشتند که پسرعموها و دخترخاله‌هایم. اما نکته جالب‌ترش این بود که این ویدئوها با آن‌که برآمده از فناوری بودند، به کلاس بعدی انسانی می‌دادند. بچه‌ها می‌توانستند ویدئوها در خانه ببیند و وقتی به مدرسه رفتند، به دوستانشان درباره‌اش حرف بزنند. معلم‌ها هم آزادتر بودند و می‌توانستند راحت‌تر به بچه‌ها کمک کنند، چون آن‌ها قبل از آمدن به کلاس چیزهایی می‌دانستند و ذهن‌شان خالی نبود. این‌ اتفاق‌ها باعث شد تا کارمان را به‌طور جدی‌تری ادامه دهیم و آکادمیِ خان به راه افتاد تا یادگیری برای همگان باشد.

این گفتار در سال ۲۰۱۱ توسط موسسه «تد» ضبط شده است.

در آکادمیِ خان چه می‌گذرد؟
سیستم آموزش راه دور چیز تازه‌ای نیست. این ماجرا از سال‌ها پیش شروع شده، از روزگاری که جعبه جادو روانه خانه‌ها شد. نسلی در دهه ۱۳۶۰ در ایران زندگی کرده به خوبی به یاد دارد که بخشی مهم از شبکه دوم سیما، به برنامه‌های آموزشی اختصاص داشت. کلاس‌های ریاضی، علوم و ریاضی. اما بعدها به دلایلی که شاید نیاز به بررسی داشته باشد، این برنامه‌ها در ایران به شکلی جدی دنبال نشد. در سطح جهانی هم شبکه‌های تلویزیونی بسیاری بودند که برنامه‌های آموزشی (شاید بهتر باشد بگوییم کمک آموزشی) پخش می‌کردند که شاید بی‌بی‌سی مشهورترین‌شان باشد. اما وقتی این مخاطبان این برنامه‌ها را با کلاس‌های مجازی آکادمیِ خان مقایسه می‌کنیم به اعداد جالبی می‌رسیم. تعداد کل مخاطبان برنامه‌های آموزشی تلویزیونی، با تعداد یک یا دو روز مخاطبان آکادمیِ خان برابری می‌کند. شاید مقایسه آکادمیِ خان و برنامه‌های آموزشی تلویزیونی، همان رابطه برنامه‌های رادیویی و پادکست‌ها باشد.( داخل پرانتز و خطاب به فرهنگستانی‌ها زبان فارسی. تا این واژه پادکست همه‌گیر نشده، کلمه چیزی برایش درست کنید. شاید رادایانه).                         
در کلاس‌های آموزشی آکادمیِ خان می‌توانید همه‌چیزی پیدا کنید از کلاس‌های ریاضی گرفته تا کلاس‌های آموزش هنر. خلاصه هر کسی و با هر سنی که به این سایت سر بزند دست خالی برنمی‌گردد. این ویدئوها در ابتدا بیشتر جنبه کمک آموزشی داشتند، اما خیلی زود آموزگاران از آن بهره بردند و به این ترتیب، ویدئوهای خان بدل شد به بخشی از کلاس‌های درسی. در سال‌های نخست خود خان بیشتر این ویدئوها را به تنهایی ضبط می‌کرد، اما به تازگی و به دلیل حجم بالای تولیدات این سایت، آموزگاران دیگری به سایت کمک می‌کنند. کافی است سری به سایت بزنید تا فهرست نسبتا بلند بالایی از مدرسان را در آن ببنید. طرفه آن‌که باید به فهرست نام‌هایی که در بخش آموزگاران سایت وجود دارد باید نام‌هایی دیگر را افزود، منظورم همان مدرسان محلی است که به زبانی به جز انگلیسی کار می‌کنند. در یک نگاه گذرا، نام هیچ آموزگار ایرانی‌ای را در این فهرست بلند بالا ندیدم، هر چند که می‌دانیم آکادمیِ خان بخش فارسی نسبتا خوبی دارد.                                                       
بخش فارسی آکادمی، در ایران با مشکلاتی همراه است و دلیل آن، ربطی به آکادمی ندارد، که به دلیل همکاری مشترک گوگل با این سایت روی می‌دهد؛ چرا که بخش‌های گوناگون گوگل در ایران به‌طور کامل شایان دریافت نیست و از همین رو آکادمیِ خان هم با مشکلاتی در داخل ایران دردسترس است. اما این مشکلات سبب نشده تا ایرانی‌های داخل ایران دسترسی به آموزش این موسسه نداشته باشند. جمعی از ایرانیان مقیم کالیفرنیا که همکار آکادمیِ خان هستند، همان برنامه‌ها را در سایتی دیگر با عنوان درس‌نامه بارگذاری کرده‌اند و به این ترتیب همو‌طن‌های ایرانی، دیگر بهانه‌ای برای درس نخواندن ندارند. نکته جالب این سایت ایرانی‌شده، شیوه چینش درس‌هاست که بر اساس سیستم آموزشی ایران طراح شده‌اند و به همین دلیل با آکادمی اصلی کمی متفاوتند، اما ویدئوها یکی هستند و شیوه کار همان است که در آکادمی وجود دارد. خبر خوش دیگر برای ایرانی‌ها آن است که برای دانلود کردن(بارگیری) از این سایت نیازی به ترفندهای عجب و غریب نیست و خود سایت این فرصت را به شما می‌دهد تا فری دانلود کنید. البته اگر دلتان خواست می‌توانید از تلفن باهوش‌تان هم استفاده کنید. کافی است به اپل استور یا گوگل پلی بروید و دانلود کنید.                     
اما نکته قالب توجه کلاس‌های آموزشی آکادمیِ خان آن است با استفاده از نرم‌افزارها و طراحی‌هایی که در سایت انجام شده، از دانش‌آموزان امتحان گرفته می‌شود و تا زمانی که درس‌ها را به‌طور کامل فوتِ آب نشدید، نمی‌توانید بروید کلاس بالاتر. البته فقط درس‌های خشک و خالی نیست. شما کلی سرگرمی و صدآفرین هزار و سیصد آفرین مجازی هم از آکادمیِ خان دریافت می‌کنید.                                            
آکادمیِ خان مخاطبان گوناگونی از سراسر جهان دارد، اما حدود دو سوم از مخاطبان این موسسه آموزشی کاملا رایگان در آمریکا زندگی می‌کنند. بخشی شایان توجه از دانش‌آموزان هم در کشورها در حال توسعه( که معلم نیست کی توسعه پیدا می‌کنند) اما به دلیل سرعت پایین اینترنت، دریافت این امکانات در کشورهای توسعه نیافته با اشکالاتی همراه است.
خلاصه این که، آکادمیِ خان سازمانی آموزشی است که سایتی با همین نام دارد و هدف اصلی این سازمان، «ارائه امکانات آموزشی با کیفیت و استاندارد بالا، به هرکس و در هر کجا» بیان شده‌است. این سازمان غیرانتفاعی در سال ۲۰۰۶ به دست سلمان‌خان، آمریکایی-بنگلادشی تبار که خود دانش آموخته مؤسسه فناوری ماساچوست است بنیان نهاده شد. در وب‌گاه این سازمان بیش از ۳۲۰۰ ویدیوی آموزشی درباره ریاضیات، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی، اقتصاد، تاریخ، پزشکی و … به رایگان ارائه شده‌است که در و یوتیوب نیز درخور دستیابی است.