20آوریل2019

01 مهر 1395 نوشته شده توسط 

به بهانه سالروز درگذشت فروید

مردی که چهره روانکاوی ذهن انسان را تغییر داد
مریم ایرانی
P48-freudsmind
فروید در 6 مِی 1856 خانواده‌ای یهودی در شهر موراویا بخشی از جمهوری چک به دنیا آمد. پدرش ژوزف 41 ساله بود و به تجارت پارچه پشمی می‌پرداخت. او در آن زمان دو فرزند از ازدواج قبلیش داشت. مادر فروید، آمالیا نام داشت و بیست سال کوچک‌تر از شوهرش بود و در واقع همسر سوم پدر فرویدمحسوب میشد. ورشکستگی تجاری پدر فروید باعث شد که خانواده آن‌ها از فرایبورگ به وین نقل مکان کنند. آن‌ها مشکلات اقتصادی داشتند و وقتی زیگموند متولد شد، در یک اتاق اجاره‌ای در خانه یک قفل ساز در شهر اشلاساگاسا زندگی می‌کردند. او با یک پرده نازک که به دور بدنش پیچیده شده بود از رحم مادر بیرون آمد که مادرش این را نشانه خوبی برای آینده پسرش می‌دانست. فروید غالباً خود را به عنوان عزیز دردانه مادرش توصیف کرده است. خود فروید گفته که «من دریافته‌ام که کسانی که می‌دانند مادرشان آن‌ها را به خواهر و برادرهایشان ترجیح می‌دهد، آدم‌هایی می‌شوند با اتکاء به نفس فوق‌العاده و خوش‌بینی راسخ و تزلزل ناپذیر که همین خصوصیات غالباً باعث موفقیت آن‌ها می‌گردد.»
فروید عاشق ادبیات بود و در زبانهای آلمانی ایتالیایی فرانسه انگلیسی اسپانیایی عبری لاتین و یونانی تخصص داشت فروید ویلیام شکسپیر رادر طول عمرش فقط به زبان انگلیسی می‌خواند و به عقیده بعضی‌ها درک او از روان‌شناسی به خواندن نمایشنامه‌های شکسپیر برمیگردد.

نظریات روان‌شناسی فروید
او به عنوان استاد دانشگاه در رشته نوروپاتولوژی در سال ۱۸۸۵ منصوب و در سال ۱۹۰۲ به عنوان پروفسور شناخته شد. در ایجاد روانکاوی و روش‌های بالینی برای روبرو شدن با علم آسیب‌شناسی روانی از طریق گفتگو بین بیمار و روانکاو فروید تکنیک‌هایی را مثل استفاده از تداعی آزاد (به روشی گفته می‌شود که در آن بیمار هرآن چه را به ذهنش خطور می‌کند، بیان می‌نماید) و همچنین کشف انتقال (فرایندی که در آن بیمار و روان‌شناس خاطرات کودکی خود را با هم درمیان می‌گذارند) و همچنین فرایند تحلیلی روان‌شناسی را ارائه کرد. بازتعریف فروید از تمایلات جنسی که شامل اشکال نوزادی هم می‌شد به او اجازه داد که عقده ادیپ (احساسات جنسی بچه نسبت به والدین جنس مخالف خود) را به عنوان اصل مرکزی نظریّه روانکاوی درآورد.

P48-Sigmund Freud LIFE
تجزیه و تحلیل او از خود و رویاهای بیمارانش به عنوان یک آرزوی تحقق یافته او را به یک مدل برای تجزیه و تحلیل علائم بالینی و سازکار سرکوب رسانید و همچنین برای بسط نظریه خود مبنی بر اینکه ناخودآگاه یک مرکز برای ایجاد اختلال در خودآگاه است از آن استفاده کرد. فروید وجود زیست‌مایه (لیبیدو) را قطعی می‌دانست (به نظر او لیبیدو انرژی روانی‌جنسی است. منبع آن اروس یعنی مجموع غرایز زندگی است. لیبیدو با مرگ می‌جنگد و می‌کوشد انسان را در هر زمینه به پیروزی برساند. این نیرو را شهوت نیز می‌نامند. زیست‌مایه بیش از هر چیز معنای جنسی دارد).

سوءتفاهمات درباره نظریات فروید و غریزه جنسی
شکی نیست که وی بحث‌ها و بررسی‌های ارزنده‌ای در مسایل انسانی انجام داده ولی از آنجایی که نتیجه گیری‌ها و توجیه‌های وی بر اساس «جنسیت» هست، توجیه کمتری به تحقیقات دیگرش شده است. متأسفانه سوءتفاهم بسیاری در مورد اغلب مفاهیم فرویدی وجود دارد، از جمله مفهوم «لیبیدو» که با شهوت یکی دانسته شده است یعنی «به فروید این طور نسبت می‌دهند که گویی او همه چیز را بر اساس سکس می‌دانسته است.» در حالیکه فروید «به جای کلمه عرفانی و شاعرانه عشق، کلمه تکنیکی‌تر و حرفه‌ای‌تر سکسوالیته را انتخاب کرد.» در حقیقت او بارها اعلام کرده که واژه‌های عشق، سکسوالیته، erotisme و Eros را معادل یکدیگر به کار می‌برد.
فروید می‌خواست به تمامی رفتارهای انسانی، از لحظه‌ای که از زهدان مادر خارج می‌شود تا آن هنگام که در بستر سردگور آرام می‌گیرد رنگ جنسیت دهد. اگر کودک پستان مادر را می‌مکد؛ اگر پسر به مادر و دختر به پدر محبت می‌ورزد؛ اگر فلان نویسنده در گوشه‌ای می‌نشیند و به خلق آثار ادبی می‌پردازد؛ اگر هنرمندی با قدرت خلاقه ی خود به ابداع یک اثر هنری می‌پردازد و اگر... همه و همه می‌کوشند تا تمایلات واپس رانده خود را ارضاء نمایند.
تمامی این نتیجه گیری‌ها مبتنی است بر دنیای ناخودآگاه. دنیایی برتر و باشکوه‌تر از دنیای برون؛ دنیایی که انسان را از آن آگاهی نیست. دنیایی که از آغاز کودکی و حتی شاید پیش از آن بر اساس رفتارها و کردارها و برداشت‌ها شکل می‌گیرد.
دنیایی که جایگاه تمایلات است: تمایلات سرکوفته و ارضا نشده. در این جایگاه وسیع است که انسان‌ها تمایلات واپس مانده جنسی با زیرکی خود را پنهان داشته و هرگاه که فرصت یابند به عرصه خودآگاه گام نهاده و خود را ارضا و اقناع می‌نمایند
با وجودی که بسیاری از نظریه‌های فروید مورد انتقاد یا عدم پذیرش روان درمانگران امروزی قرار گرفته است، امّا بسیاری از آن‌ها هنوز از روش‌های روانکاوی فروید تا حدّی استفاده می‌کنند. گفتگو درمانی به صورت بخش مهمی از بسیاری تکنیک‌های مختلف روان‌درمانی در آمده است. با استفاده از گفتگو درمانی، روان درمانگر در جستجوی الگوها یا رویدادهای مهمی که ممکن است نقشی در مشکلات فعلی بیمار داشته باشند، برمی‌آید. روانکاوان عقیده دارند که رویدادهای دوران بچگی و احساسات، افکار و انگیزه‌های ناهشیار (ناخودآگاه) در بیماری‌های ذهنی و رفتارهای ناسازگارانه نقش دارند

حقایقی درباره زندگی فروید
• در تابستان سال ۱۹۳۹ فروید از درد شدید ناشی از سرطان دهان رنج می‌برد. او (دو روز قبل از مرگش) درحالی که درد شدیدی داشت، دست دکتر مکس شور را گرفت و به او قولش را یادآور شد. دکتر شور به فروید قول داده بود که اگر بیماری او به جایی برسد که مرگ او حتمی باشد، نخواهد گذاشت که او درد عذاب آور را تحمل کند. دکتر شور، اولین دوز مرفین را به فروید تزریق کرد. پس از این تزریق که بسیار بیش از حد معمول بود، فروید به کما رفت و دیگر بیدار نشد. بیماری او بر اثر مصرف بالای سیگار بود. پس از اینکه فروید اولین سیگارش را در ۲۰ سالگی کشید، اعتیاد شدیدی به سیگار پیدا کرد. برنامه روزانه او اینگونه بود که هر روز در وسط راه در یک تنباکو فروشی توقف می‌کرد و پس از انتخاب نوع مناسب آن، ۲۰ تای آن‌ها را تا پایان روز می‌کشید. علیرغم هشدار پزشکان درباره پیامدهای مصرف سیگار زیاد، فروید عقیده داشت که اینکار بازدهی و خلاقیت او را افزایش می‌دهد.
• اتاق روانکاوی زیگموند فرویدشامل یک تخت است که همچنان به همان صورت نگهداری می‌شود. زینت بخش این تخت و اتاق؛دستباف‌های عشایری ایران است:آن که روی دیوار است قفقازی ، روی کاناپه فرش قشقایی و روی زمین فرش هریس است.
• فروید توسط نازی‌ها مجبور به ترک وین شد کتاب‌های او به همراه کتاب‌های متفکران معروف دیگر سوزانده شد. فروید درباره این اتفاق به یکی از دوستانش گفته است «چه پیشرفت بزرگی کرده‌ایم. اگر من در قرون وسطی بودم خودم را می‌سوزاندند و حالا به سوزاندن کتاب‌هایم قانع هستند.» فروید و دخترش آنا هر دو توسط گشتاپو مورد بازجویی قرار گرفتند تا آن که یکی از دوستان فروید به نام ماری بوناپارت توانست آن‌ها را به انگلستان فراری دهد. بوناپارت همچنین سعی کرد که چهار خواهر کوچک‌تر فروید را نجات دهد امّا موفق به این کار نشد. آن چهار زن همگی بعداً در اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها درگذشتند.

منابع:
http://www.iep.utm.edu/freud/
http://www.simplypsychology.org/Sigmund-Freud.html
http://www.bbc.co.uk/history/historic_figures/freud_sigmund.shtml