21فوریه2017

31 شهریور 1395 نوشته شده توسط 

همه باید شنا بلد باشند، در کانادا بویژه

با شناگر ملیِ سابقِ ایران، گونش پیرنیا:
مژگان رجبی
P52-Goonesh-Pirnia-1
در شماره این هفته بخش ورزشی قصد داریم یکی از ملی‌پوشان سابق و با تجربه کشور را در رشته شنای بانوان به شما معرفی کنیم. خانم گونش پیرنیا از دوستان و هم‌تیمی‌های قدیمی من در رشته شنا است. او حدود سه سال است که به قصد تحصیل به مونترال آمده‌. حضور او در مونترال سبب شد تا با هم درباره سابقه ورزشی این شناگر ملی سابق ایران گفت‌وگویی داشته باشیم.
گونش پیرنیا از ژانویه 2013 در مونترال زندگی می‌کند و مشغولِ تحصیل در مقطع فوق‌لیسانس مهندسی صنایع در دانشگاه کنکوردیا است. او در گفت‌وگو با «هفته» خودش را چنین معرفی می‌کند:
تقریبا از سن 4 یا 5‌سالگی شنا را در استخر «حجاب» تهران شروع کردم. در ابتدا در مسابقات خردسالان شرکت می‌کردم و خیلی وقت‌ها در مسابقات اول می‌شدم. در آن سن برای تشویق بیشتر بچه‌ها، جایزه نفر اول با سایرین متفاوت بود و به یاد دارم که مسئول مسابقات به شوخی می‌گفت «تو همه جوایز را از آن خودت کردی. آیا جایزه دیگری هم دوست داری که برایت تهیه کنیم؟» در سن هفت‌سالگی برای اولین بار و برای مسابقات کشورهای اسلامی به تیم ملی دعوت شدم و اگر اشتباه نکنم در آن مسابقات یک نقره و یک طلا کسب کردم. به همین ترتیب هرساله در مسابقات المپیاد دانش‌آموزی و قهرمان کشوری از رده سنی هشت تا ده سال تا رده سنی پانزده تا هفده سال شرکت کردم که این مسابقات هر بار در یکی از شهرهای ایران برگزار می‌شد. البته به دلیل اینکه زمان زیادی از آن می‌گذرد دقیقا یادم نیست؛ ولی فکر می‌کنم حدود پنج دوره مقام قهرمان قهرمانان را در مسابقات المپیاد دانش‌آموزی کسب کردم که بیشترین تعداد در آن دوره محسوب می‌شد. در مسابقات قهرمانی کشور هم که هرساله برگزار می‌شد به‌طور تقریبی پنج یا شش مدال طلا و نقره آوردم. در دومین دوره بازی‌های کشورهای اسلامی من دوازده سال داشتم و در آن دوره نه مدال طلا و یک نقره کسب کردم و سه رکورد ملی را در 200 متر، 100 متر و 50 متر قورباغه ثبت کردم. همچنین قهرمان قهرمانان در آن دوره از بازی‌های کشورهای اسلامی شدم. در مسابقات کشوری و المپیاد هم رکوردهای شایان توجهی ثبت کردم. رکوردهای ملی من تاکنون توسط سایرین جابه‌جا شده است ولی تا آنجا که می‌دانم رکورد 200 متر قورباغه‌ام در رده سنی 11 تا 12 سال هنوز پابرجاست. البته به دلیل اینکه در کشور ما سیستم دقیقی برای ثبت آمار و رکوردهای رشته شنا وجود نداشت به‌طور یقین نمی‌‌توان این ادعا را مطرح کرد. در مورد سوابق خود این نکته را نیز اضافه کنم که در حدود پنج سال نماینده شنای بانوان در فدراسیون شنای ایران و همچنین چندین سال مربی تیم باشگاه شهید کشوری برای رده سنی زیر ده سال بودم.
P52-Goonesh-Pirnia-2
می‌دانیم مسابقات شنای زنان در کشورمان خیلی رسانه‌ای نمی‌شود و شاید به همین دلیل اطلاعات عامه مردم در این زمینه زیاد نیست. می‌توانید درباره تفاوت‌های مسابقات «المپیاد دانش‌آموزی»، «قهرمانی کشوری» و «مسابقات کشورهای اسلامی» را به اختصار توضیح دهید؟
مسابقات المپیاد دانش‌آموزی و قهرمانی کشوری هر دو به صورت سالانه در سطح کشور برگزار می‌شوند ولی مسابقات کشورهای اسلامی همانطور که از نامش پیداست، در سطح فراملی و هر چهار سال یکبار برگزار می‌شد. در واقع می‌توان گفت مسابقات کشورهای اسلامی برای ما بالاترین سطح مسابقات شنا محسوب می‌شود. در مسابقات المپیاد دانش‌آموزی رده بندی سنی وجود دارد و شناگران در سه رشته انفرادی و دو رشته تیمی با یکدیگر به رقابت می‌پردازند. ولی در مسابقات قهرمانی کشوری رده سنی وجود نداشت و به عبارتی شناگر هشت‌ساله و هجده‌ساله می‌توانستند در کنار هم رقابت کنند و براساس رکوردشان رتبه بیاورند و هیچ محدودیتی برای تعداد رشته‌های شنا وجود نداشت. به طوری که شناگران می‌توانستند در هر هفده رشته شنا با یکدیگر به رقابت بپردازند.

بهترین خاطره‌ای که از شنا و مسابقات به یاد دارید چیست؟
یکی از خاطرات جالبی که از آن دوران به یاد دارم در دوره‌ای از مسابقات بود که اگر به یاد داشته باشید به اتفاق خود شما و خانم آیسان حقانی، دیگر ملی‌پوش کشورمان در اردوی مسابقات، به دلیل رژیم ورزشی از خوردن تنقلات محروم شده بودیم ولی در شب اتمام مسابقات به قدری در خوردن این تنقلات زیاده روی کردیم که هر سه به دل درد شدید دچار شدیم و این موضوع تا مدت‌ها دست‌مایه خنده و طنز شده بود. ولی از این گذشته، خاطره جالب دیگری که به ذهنم می‌رسد این است که در اولین دوره کشورهای اسلامی با وجود اینکه کوچکترین شرکت کننده مسابقات بودم، به دلیل پاهای فوق‌العاده قوی که داشتم، در تمرینات گروهی پیش از مسابقات در 50 متر پای قورباغه، حتی از شرکت‌کنندگان بزرگسال هم پیشی می‌گرفتم که این موضوع موجب حیرت مربیان و شرکت‌کنندگان در آن دوره شده بود. در هر حال، در تمام مسابقات و با وجود هیجانی که وجود داشت، همیشه خاطرات جالب و شیرینی برایمان به جا می‌ماند.

آیا هیچ به این فکر کرده بودید که در رشته تربیت‌بدنی به تحصیل مشغول شوید و این رشته را به صورت دانشگاهی ادامه دهید؟
دوست داشتم در رشته تربیت‌بدنی ادامه تحصیل بدهم ولی به دلیل جوی که در ایران حاکم بود رشته تربیت‌بدنی از جایگاه خوبی برخوردار نبود و از آنجا که به محصلان این رشته چنان که باید ارزشی داده نمی‌‌شد همه بر این عقیده بودند که اگر کسی قصد ادامه تحصیل در این رشته را دارد بهتر است پس از اینکه در یک رشته مقبول دانشگاهی فارغ‌التحصیل شد، در مقاطع بالاتر در رشته تربیت‌بدنی به تحصیل بپردازد. ولی من که هم‌اکنون مشغول به تحصیل در رشته صنایع هستم و به این رشته علاقه دارم، اگر در زمان ورود به دانشگاه می‌دانستم که قرار است روزی از ایران خارج شوم حتما در رشته تربیت‌بدنی به تحصیل می‌پرداختم چون این رشته در کشورهای خارجی بسیار مورد توجه است.

فکر می‌کنید شنای بانوان ایران نسبت به گذشته چقدر پیشرفت کرده و چه جایگاهی در مقایسه با سایر کشورها کسب کرده است؟
نمی‌توان به‌طور دقیق گفت که شنای ایران پیشرفتی داشته یا نداشته است چون از نظر من پیشرفت این است که ببینیم شناگران ایرانی بتوانند در مسابقات آسیایی مدال بیاورند. یا مثلا شاهد این باشیم که رکوردهایشان با قهرمانان آسیا شایان مقایسه باشد. متاسفانه من در این رشته ورزشی پیشرفت چندانی نمی‌‌بینم.

دلیل عدم پیشرفت شنای ایران در چیست؟
به نظر من مشکل شنای ایران سیستماتیک است و تنها مربوط‌به شنای بانوان نیست. چرا که اگر دقت کنیم ضعف در شنای آقایان نیز به چشم می‌خورد. شنا رشته‌‌ای است که باید در سنین کودکی روی آن سرمایه‌گذاری نمود. به علاوه به امکانات مالی هم نیاز دارد و نمی‌‌شود مثل فوتبال با یک توپ در یک زمین خاکی شروع به یادگیری نمود. از سوی دیگر فکر می‌کنم سیاست بخش ورزش در کشور ما اینگونه نیست که روی این ورزش سرمایه‌گذاری چندانی داشته باشد.
P52-Goonesh-Pirnia-3
در آخرین دوره ملی که حضور داشتید شایعاتی در خصوص دوپینگ در اردوی تیم ملی به گوش می‌رسید و از آنجا که در آن دوره من از مسابقات خداحافظی کرده بودم اطلاعات دقیقی در این زمینه ندارم. آیا واقعا چنین شایعاتی صحت داشت؟ و اینکه آیا شما موافق با برخورد قانونی با ورزشکاران دوپینگی هستید؟
به‌طور مشخص نمی‌‌توان این شایعات را تأیید کرد. طبیعتا هر ورزشکاری که به رقابت سالم معتقد بوده و روحیه ورزشی داشته باشد با دوپینگ مخالف است. من شخصا همیشه با این پدیده مخالف بوده‌ام. ولی آنچه مسلم است این است که مبارزه با دوپینگ باید به صورت سیستماتیک پیگیری شود و نباید به وسیله‌ای تبدیل شود که یک عده با تهمت‌های واهی سعی در بد نام کردن رقبای خود داشته باشند. به عبارت بهتر، ارگان و نهادی که برای تأیید دوپینگ در شنای کشور صلاحیت داشته باشد وجود نداشت و آزمایش‌های دوپینگ به صورت سلیقه‌ای و گاهی به دلیل تهمت‌های شناگران به یکدیگر انجام می‌شد. به‌عنوان مثال در یکی از دوره ها، شناگری که در چندین دوره قهرمان رشته خود بود و رکوردهای خوبی هم ثبت کرده بود به دلیل شکست از یک شناگر جدید به مربیان اعتراض کرد و با تهمت به او موجب شد تا در صدد انجام آزمایش دوپینگ از وی برآیند. با وجود اینکه این مساله در همان زمان و با اعتراض سایر شناگران و کادر ورزشی لغو شد اما این مثال به خوبی نشان می‌دهد که روند بررسی مشکلات دوپینگ در شنای ایران تا چه حد سلیقه‌ای و غیرکارشناسی بود.

با وجود مدت زیادی که از آن دوره‌ها گذشته، با کدامیک از هم‌دوره‌ای‌های تیم ملی ارتباط دارید؟
در این مدت به دلیل مشغله زیاد درسی موفق نشدم به‌طور کامل با هم تیمی هایمان ارتباط برقرار کنم ولی به غیراز خواهرم اولدوز، دخترداییم آیسان، شما و چند نفر از سایر شناگران که اکنون در مونترال به سر می‌برید، کم و بیش با سایرین فقط در شبکه‌های اجتماعی در ارتباط هستم. به‌عنوان مثال با خانم شادی بانیانی که از ملی‌پوشان سابق ایران بودند و اکنون در آمریکا به سر می‌برند دورادور در تماس هستم. یا به‌عنوان مثال و همانطور که خود شما هم اطلاع دارید با خانم مرجان صیرفی دیگر قهرمان کشورمان که اتفاقا اکنون در مونترال هستند پس از سالیان زیاد در ارتباط هستم چون ایشان متاسفانه پس از دوازده یا سیزده‌سالگی، از شنای حرفه‌ای کناره‌گیری کردند و از آن زمان تا کنون با ایشان در ارتباط نبودم تا وقتی که به مونترال آمدم و مجددا ایشان را دیدم. همان‌طور که قبلا هم اشاره کردم با سایر دوستان در تورنتو، آمریکا، ایران و آلمان از طریق شبکه‌های اجتماعی در ارتباط هستم.

هر چهار سال یک بار و همزمان با مسابقات المپیک، من مسابقات تیم شنای استرالیا، کانادا و آمریکا را دنبال می‌کنم و دیدن این مسابقات برای من همواره با هیجان همراه بوده. همیشه رکورد شناگران زن را با رکوردهای بچه‌های خودمان در ایران مقایسه می‌کردم و دوست داشتم جای یکی از این شناگران در المپیک باشم. شما از حس خود در این باره برایمان بگویید؟
تقریبا می‌توانم بگویم که در طی روزهای برگزاری مسابقات ریو من اکثر رشته‌ها را اعم از شنا، دو میدانی و سایر رشته‌ها دنبال می‌کردم. وقتی پنی اولکسیاک کانادایی موفق شد چهار مدال برای کانادا به دست بیاورد حسی به من دست داد که چرا من با وجود اینکه حداقل به مدت دوازده سال در رده‌های بالای شنای ایران فعالیت می‌کردم هرگز چنین فرصتی نداشتم و این موضوع بسیار تلخ است.

دوست دارید حالا که به کانادا آمده اید برای فرزندان آینده خود چنین فرصتی فراهم کنید تا شاید آنان به آرزوهای شما دست پیدا کنند؟
البته که دوست دارم و در صورت داشتن فرزند حتما به ورزش تشویقشان خواهم نمود. ولی به این موضوع اعتقاد ندارم که فرزندم را با اصرار و فشار به شنا علاقمند کنم اما در صورتی که خودش تمایل داشت حداکثر امکانات را برای موفقیت وی فراهم خواهم نمود.

ورزش شنا در سطح قهرمانی در روند زندگی شما چه تأثیری داشت؟
اگر بخواهم مثالی بزنم که به صورت کامل به این سوال پاسخ دهم می‌توانم بگویم پس از اینکه شنا و به‌طور کلی ورزش حرفه‌ای را کنار گذاشتم مواردی را تجربه کردم که تابحال هرگز تجربه نکرده بودم. مثلا برای من این حرف بی‌معنی بود اگر فردی می‌گفت که برای مسابقه یا امتحانات درسی یا هر مورد دیگری استرس داشته باشد. در واقع زمانی که ورزش مداوم و حرفه‌ای انجام می‌دادم اصلا استرس شدید را تجربه نکرده بودم. در مدت پس از ترک ورزش با استرس‌های شدید در مورد درس و مسائل زندگی روبرو شدم و وقتی علت را از یک مشاور جویا شدم متوجه شدم دلیل آن تنها ترک ورزش است و راه حل این مشکل تنها ورزش مداوم و بازگشت به وضعیت روحی و جسمی سابق است. اگر از بسیاری از ورزشکاران حرفه‌ای بپرسید که آیا در صورت برگشت به زمان قدیم دوباره ورزشکار حرفه‌ای می‌شوند شاید پاسخ دهند: خیر! ولی من بدون شک اگر به عقب برگردم مجددا ورزش را به صورت حرفه‌ای ادامه خواهم داد. شاید به دلیل محدودیت‌هایی که در رشته شنا داریم در رشته دیگری به فعالیت می‌پرداختم ولی حتما مسیر ورزش را انتخاب می‌کردم. چرا که به یاد دارم در زمانی که هم سن و سال‌های من در آن سال‌ها وقت خود را به بطالت می‌گذراندند، من بر ورزش و موفقیت‌های ورزشی خود متمرکز بودم و احساس می‌کردم زمان و زندگی خود را در مسیر مفید و مثبتی می‌گذرانم. به علاوه، ورزش به من درس انعطاف پذیری، همکاری و کار گروهی داد. بدین معنی که در مورد کارهای گروهی درک بهتری نسبت به سایر همکلاسی‌ها یا همکاران خود دارم.

چه پیشنهادی دارید برای آن دسته از خوانندگان که در کانادا زندگی می‌کنند و به شنا علاقمند هستند؟
به نظر من همه انسان‌ها باید شنا بلد باشند. ولی اگر در کانادا زندگی می‌کنند با توجه به طبیعت و جغرافیای کانادا باید حتما شنا بلد باشند! منظورم این نیست که همه باید قهرمان باشند ولی مطمئنا آرامشی را که با شنا کردن به دست می‌آورند با هیچ چیز دیگری شایان مقایسه نیست. در کانادا و با وجود رودخانه‌ها و دریاچه‌های فراوان می‌توان به راحتی در طبیعت شنا کرد و شنا در طبیعت حس آرامشی وصف‌ناشدنی به انسان می‌دهد. من به‌عنوان کسی که این مسیر را طی کردم به همه پیشنهاد می‌کنم برای به دست آوردن بهترین نتیجه، فرزندانشان را از سنین کودکی به آموزش شنا تشویق کنند. البته به این موضوع هم اعتقاد دارم که برای یادگیری شنا هیچ وقت دیر نیست چون به‌عنوان مثال مادر من در دهه چهارم زندگی شنا را آموختند و می‌توانم بگویم اکنون شناگر قابلی هستند.
در پایان مایلم از شما مژگان عزیزم و همینطور از مجله «هفته» که این فرصت را در اختیار من گذاشتید، تشکر کنم. به نظر من این مصاحبه و سایر مصاحبه‌های مانند آن، قدم مثبتی خواهد بود تا ایرانیان مهاجر بدانند ملی‌پوشان کشورشان که بوده‌اند و در همسایگی آن‌ها چه می‌کنند و از آن گذشته با این مصاحبه خاطرات ورزشی و دوستی ما نیز زنده شد.

خانم گونش پیرنیا، از شما سپاسگزاریم