17فوریه2019

10 شهریور 1395 نوشته شده توسط 

برگزاری یادبود «عباس کیارستمی» در فرهنگسرای سینا

P14-02
موضع‌گیری نکردن در مسائل مربوط به سیاست، تغییر در ساخت سنتی و باور کلاسیکی که عباس کیارستمی در کارهای مربوط به ادبیات، سینما و هنر داشت، موفقیت وی را در عرصه جهانی چند برابر کرد. این سخنان در جلسه یادبود «عباس کیارستمی» کارگردان نامی ایران مطرح شد. جلسه یادبود به همت فرهنگسرای سینا روز سه‌شنبه 23 اوت برگزار شد.
در این جلسه علی زندیه‌وکیلی، دکتر فرشید سادات‌شریفی و امین شیرازی، هر یک از زاویه‌های مختلف در زمینه ادبیات، سینما و اجتماع به نقشی که این کارگردان بزرگ ایرانی داشت پرداختند. در ابتدای جلسه بعد از خوش‌آمدگویی، علی زندیه‌وکیلی (فعال ادبی و علاقه‌مند به مباحث فرهنگی) به «جایگاه عباس کیارستمی و حضور و تاثیر وی در بیرون از سینما» پرداخت.

P14-2-1
او گفت: بعد از خیام، عباس کیارستمی معروف‌ترین ایرانی در عرصه هنر در جهان است. هنر به خاطر خلاقیتی که دارد شاخه‌ای خارج از علم قرار می‌گیرد. بیرون از سینما واقعیت این است که دیدگاه و توانمندی که عباس کیارستمی دارد بسیار متفاوت است. وی وقتی وارد ادبیات می‌شود مثل اثر شاملو در واقع مفاهیم کلیدی خوانده شده را تحلیل و آن را در عرصه سینما استفاده می‌کند. او ساخت سنتی و باور کلاسیکی که در ادبیات کلاسیک ما بوده را آن گونه مورد نقد قرار می‌دهد که به عنوان یک کار روشنفکرانه بسیار اهمیت دارد و بسیار هم لذت‌بخش است. در ادامه سخنران یک شعر از عباس کیارستمی خواند و آن را مورد تحلیل قرار داد.
در ادامه جلسه امین شیرازی (دانش‌آموخته ادبیات نمایشی)، در زمینه نابازیگر و حدود آن در سینمای کیارستمی سخن گفت. او بیان داشت: استفاده از نابازیگر برای تمام کارگردان‌ها که کار را تازه شروع می‌کند، مهم است و با آن روبه‌رو هستند. اما چطور در سینمای کیارستمی استفاده از نابازیگر به عنوان یک هنر بزرگ مطرح می‌شود و از آن بارها و بارها استفاده می‌گردد؟ به‌همین منظور ابوالفضل جلیلی کارگردانی که کارهایش به کیارستمی بسیار شباهت دارد مدعی است: استفاده از نابازیگر در فضای طبیعی برای من که سینمایم به حقیقت و واقعیت بسیار نزدیک است از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و به همین خاطر است که فیلم‌های من در ایران پخش نمی‌شود و مسئولان حقیقت عریان در فیلم‌های مرا قبول ندارند.
این سخنران افزود: شکل‌گیری سینمای نئورئالیسم که جنبشی سینمایی بود که پس از پایان جنگ جهانی دوم در ایتالیا پدید آمد، تا میانه دهه پنجاه تداوم داشت. فیلمسازان پیشروی جنبش «نئورئالیسم» ایتالیا، سعی درنزدیک‌شدن هرچه‌بیشتر به «واقعیت»، چه در روایت و چه در فرم، داشتند. از برجسته‌ترین فیلمسازان این جنبش سینمایی روبرتو روسلینی، ویتوریو دسیکا و لوکینو ویسکونتی هستند و فیلم‌هایی مانند رم شهر بی‌دفاع، آلمان، سال صفر، زمین می‌لرزد و دزد دوچرخه فیلم‌های نمونه‌ای این جنبش سینمایی هستند. این جنبش به مرور زمان رو به افول گذاشت و در میانه سال‌های دهه پنجاه، کم‌کم از میان رفت اما تأثیرات گسترده‌ای بر سینمای جهان گذاشت.
به نظر من عنصری که کیارستمی در کارهایش به جا گذاشته واقعی بوده و همین باعث ماندگاری و جهانی‌شدن آثارش شده است. وی خودش را وام‌دار سینمای نئورئالیسم می‌داند و تالیف حقیقت یکی از دغدغه‌های اوست و تمام تلاشش این بود که حقیقت زندگی ما را به نمایش بگذارد.
در ادامه فرشید سادات‌شریفی، به عنوان سومین سخنران به ماجرای شنیدن مرگ عباس کیارستمی پرداخت. او با جمع‌بندی درباره دو سخنران قبلی گفت: در زمینه ادبیات عباس کیارستمی در شعر حافظ هر تجربه نابی که می‌‌خواست را در قاب‌بندی خاص بسیار زیبا کنار هم قرار داد و روشنگرانه کار عالی را ارائه کرد؛ اما بعد از آن به‌واقع با شعر سعدی و نیما و شاملو نتوانست آن ارتباط معنایی را به دست آورد و این ضعف او را نشان می‌داد.
اما در زمینه سینمایی عباس کیارستمی برای من اهمیت خاصی دارد، من تحقیقی کردم که در آن عباس کیارستمی و اصغر فرهادی از گزینه‌های من محسوب می‌شدند. بحث من کاملا اندیشمندانه بود و بحث جدی «در معنای زندگی» بود چه دید بیولوژیک و چه پدیدارشناسانه. به نظر من «مرگ‌اندیشی» به‌عنوان جزئی از زندگی دیدگاهی است که کیارستمی، فرمان‌‌آرا، بیضایی و فرهادی آن را قبول دارند.
در بخش دوم از این جلسه یادبود، به بحث و گفت‌وگو بین حضار و سخنرانان گذشت.