23ژانویه2017

10 شهریور 1395 نوشته شده توسط 

سوریه مثلث ناقص

P50-Kazem-Vadie-CMYK

دکتر کاظم ودیعی
۱. از جمله تازه‌گویی‌های بشار اسد یکی هم این است که: «هر اینچ مربع وطن سوری‌مان را بازپس خواهیم گرفت به همانگونه که پالمیر و نقاط دیگر را گرفتیم.» وی البته نمی‌گوید چگونه این وطن سوری را از دست داد. به‌طوریکه امروز روز برای یک آتش‌بس ظاهری موافقت و امضای یک‌صدوچهل گروه متخاصم ضرور افتاده است. وی نمی‌گوید: این وطن سوری مردمی دارد و این مردم حافظه‌ای ملی دارند و از زمان کودتای پدرش حافظ اسد تا زمان خود او در فشارند و خونریزی! وی نمی‌گوید که حزب بعث و نظام سیاسی بعث در همدستی‌ها در عراق و سوریه چگونه هر نوع آزادی را فدای خودمحوری‌های سیاسی کردند؛ اما می‌گوید که به برکت کمک‌های روسیه و ایران توانسته است بعضی نقاط از دست رفته را پس بگیرد. در این صورت نطق اخیر اسد در مجلس سوریه یک برآمده از خود او نیست بلکه این حرف‌های به‌ظاهر میهن‌پرستانه را بر زبان او نهاده‌اند. چگونه و چرا؟

P50-1
۲. روسیه پوتین که از پس کاهش بهای نفت و گاز و آن ولخرجی‌ها که در اوکراین شرقی و کریمه کرد و آن افزایش‌ها که در بودجه وزارت دفاع نمود خودبه‌خود روبه‌رو شد با نارضایتی‌های اجتماعی عمیق. از سوی دیگر نتوانست از پس چچن‌ها در قفقاز برآید؛ حتی با تمام تلاش‌ها نتوانست مانع آن‌ها که رفتند و پیوستند به داعش شود تا به قفقاز برنگردند. و از سه‌هزارتن چچنی قریب ۷۰۰تن به قفقاز برگشتند و آرام‌آرام در فعالیت‌اند. پوتین در آرمان خود از باب تشکیل فدراسیونی برای میراث‌داری شوروی سودی نبرد.
پوتین در مبارزه با تروریسم در سوریه توفیقی نیافت؛ اما دریافت که به بهانه‌هایی، ایران ولایی و حزب‌اله را همراه خود به تقویت بشار اسد بگمارد تا بین قلمرو نفوذ گروه‌های مخالف اسد و فلمرو باقی مانده ارتش اسد یک منطقه خالی از مخالفان ایجاد کند.
مجموع این اقدامات بر نارضایتی‌های مردم روسیه افزود؛ زیرا آن‌ها سودی در ماجراجویی‌های برون‌مرزی ندیدند.
پوتین این امر را دریافت و به یک استراتژی میهن‌پرستانه رو کرد و گفت: «تنها راه روسیه وحدت ملی است». و این بدان معناست که بر ناروایی‌ها و کم و کسری‌ها چشم بپوشید. چون روسیه در شرایط جهانی خاصی است. منتهی پوتین به مردم نگفت آن باد به گلو انداختن‌ها در گذشته ریشه در بالابودن بهای نفت و گاز (بالای صد دلار برای هر بشکه) داشت. در همین حال لاورف وزیر خارجه روسیه به دستور پوتین گفت: ما از آن دوره که در کار مبارزه با تروریسم با امریکا در تبادل اطلاعات بودیم، گذشته‌ایم و امروز با آمریکا در همکاری هستیم.
این اظهارات تهران را عصبی کرد و قال و قیل‌ها راه افتاد و مسکو به اطمینان دادن‌ها، به تهران و به دمشق رفت. و اینکه اسد باید به یک حرکت میهن‌پرستانه در سوریه دست زند و چنین که شد. و اسد رفت به مجلس خودساخته و گفت: ائتلاف ۱۷ کشور کوچک و بزرگ با شرکت امریکا و روسیه برای کمک‌های انسانی به گروه‌های معارض در سوریه مورد تایید او نیست. و نگفت چرا؟
زیرا این کمک‌ها به گروه‌های معارض ایجاد جوی می‌کند که در نهایت مشت جنگ‌طلبان باز می‌شود و اعتماد مردم به همکاری‌های جهانی جلب می‌گردد. و کار بمذاکره‌ها و به بازی و به حساب گرفتن نیات مردمان و رای آن‌ها می‌کشد و سرانجام به حساب پس دادن نظام اسد.
۳. برای تایید نطق میهن‌گرایانه اسد در مجلس نظام اسد تهران و روسیه و دمشق دست به نمایشی زدند به نام «اجلاس وزرای دفاع سوریه و روسیه و ایران با شرکت تیمسار سرتیپ دهقان و فهدجاسم الفرج و سرگیی شویگو، به تاریج دهم جون ۲۰۱۶.
اما اگر این اجلاس قدرتی داشت، به‌واقع مسلما ایران آنقدر آب در دوغ آن نمی‌ریخت و جبهه نصرت و گروه احرار شام و جیش اسلام به آن بی‌اعتنا نمی‌ماندند.
۴. بررسی سخنان اسد: سخنان اسد برگرفته از نظرات پوتین است و پایگاهی در جامعه سوریه ندارد؛ ولی در قشری از ارتش یکصدهزار نفری شاید دلگرمی بیافریند. و در دل قشر مرفه وابسته به اسد که مهمترین امتیازات مالی، تجارتی، مقاطعه‌کاری را دارند شاید امیدها بکارد. اما اگر ارتش پر نفر و لت‌وپار و بی‌ثمر اسد واقعا قدرتی داشت لازم نبود برای دفاع از «هر اینچ مربع از خاک سوریه» مردم را بسیج کند یا حراست خود را در نهان به حزب‌اله بسپارد. وبه‌راستی چرا روسیه و ایران باید به جای ارتش او پیوسته در تقویت و حراست او باشند؟
۵. یک حرکت میهن‌پرستانه بی‌مشارکت و مقاومت مردم امکان توفیق ندارد. سوریه اسد در اتهام‌هاست. مردم در حرکت منشعب از بهار عرب بی‌اعتمادی خود را به نظام سوریه و همدستان بعثی و اخوان‌المسلمین آن نشان داده‌اند. به همین دلیل خالد مشعل رهبر حماس اخوانی بعد از یاس از سرکوبی‌های حرکت بهار عرب سوریه، این کشور را ترک کرد و به قطر رفت. اسد نمی‌بیند و نمی‌خواهد درست ببیند که چرا و به کدام علت نیمی از ارتشیان سوریه از بدنه ارتش سوریه خود را جدا ساختند و به همراه شورشیان علیه او و دخالت ایران و روسیه شدند. اسد هرگز نخواست از میزان سوءاستفاده کسان خود و فشارها حرف بزند.
۶. یک مورد بحق: ملوک عربستان سعودی همواره از باب رفتن سوریه به آرمان بعث و همکاری با ناصر و ظهور همکاری با اخوان و تمایلات بهار عرب و اتحاد اسد و ایران ولایی نفرت داشته و دارند. به همین سبب جهادگراها را به آن کشور گسیل داشتند که به ظهور داعش منتهی شد. این موارد را هرگز مردم سوریه فراموش نکرده‌اند. پس امروز با هر نوع دخالت از سوی اجنبی مخالفتی ذهنی، روانی ملی دارند. ظهورِ البغدادی که بانو کلینتون نیز آن را از باب چشم بر هم نهادن‌های واشینگتون انتقاد کرد، بر معضلات سوریه افزود و شاید بشود گفت دخالت قدرقدرت‌ها را آسان کرد و به ائتلاف ۱۷کشور و روسیه منجر شد. چگونه ممکن است در سوریه اسد به حرکت میهنی و میهن‌پرستانه‌ای را به رهبری اسد متکی به بیگانه باور کرد.
۷. امریکا چه می‌گوید؟: امریکا عمیقا دریافته است که بین مردم سوریه و نظام اسد شکافی عمیق و وسیع وجود دارد؛ زیرا این مردم قبل از هر چیز متنفرند از دخالت اجنبی چه در لباس جهاد گران سعودی باشد و چه در لباس لشکر قدس ایران و لایی و چه در لباس نیروی نظامی پوتین. تمایل مردم بر رفتن به یک نظام برآمده از اراده و رای مردم سوریه، برای امریکا شناخته ‌شده است. به همین دلیل است که امریکا خود را داعش‌ستیز و ضدتروریسم می‌داند؛ ولی اقدامی مستقیم و عملی علیه نظام اسد نمی‌کند تا ریاض و مسکو و تهران تمایلات مردم سوریه را دریابند.
اقدام امریکا در کمک رسانی‌های انسانی چنان پایگاهی دارد که حتی روسیه پوتینِ معاند، نتوانست منکر آن شود و همراه آن شد و جون کری درباره حرف‌های اخیر بشار اسد گفت: بار دیگر بشار اسد ثابت کرد که به مردم سوریه توجهی ندارد. و البته بسیار از مفسران جدا جدا در همین مایه به نفی سخنان اسد پرداختند و روی‌هم‌رفته رسانه‌های بزرگ وقعی به سخنان اسد ننهادند.
۸. جست‌وخیزهای توخالی: عربستان در مهار وضع داخلی خود فعلا خود را قدری از ماجراجویی‌ها دور نگه می‌دارد.
روسیه پوتین شادمان آنست که در چند ماه اخیر بیشترین فروش را در نفت و گاز داشته است. و به‌قول لاورف با امریکا از باب مبارزه با تروریسم در همکاری است؛ اما با اجتماع وزرای دفاع سوریه، روسیه و ایران، جست‌وخیزی توخالی برای سرگرم‌کردن تهران و دمشق دارد، تا برسد به نتایج انتخابات امریکا. در حالی که تهران باور دارد که اتحاد روشش با مسکو و دمشق، حتمی است
۹. معضل سوریه، معضل ایران ولایی شده است. اینکه ما بیش ار هر زمان به گذران سیاسی اسد برمی‌گردیم، ریشه در آن دارد که نظام فعلی و خامنه‌ای چنان متعهد شده‌اند که با آن همه ضرر و زیان راه پس و پیش بر آن‌ها بسته شده است.
نظام، شکست اسد را عین شکست خود می‌انگارد. سرمایه نهی‌ها در سوریه و در حزب‌الله هیچ بازده ندارد. زیرا دنیای اسلام بدون این نظام ولایی به حرمت شیعیان در لبنان و یمن و بحرین و عربستان و غیره رسیده و خواهد رسید؛ ولی محال است سروری شیعیان در سرزمین‌های اسلامی به ایران ولایی تفویض گردد؛ اما ایران از بابت سوریه و چشم‌بستگی‌ها بر قواعد حقوق بین‌الملل و تجارت جهانی، در حال زیان‌کردن‌های جبران‌نشدنی است.
جست‌وخیزهای تابستانه ایران البته ادامه دارد؛ ولی حتی روسیه دریافته است که غفلت‌کردن از نارضایتی‌های مردم به‌سبب سوریه عین زیان است، پس یک حرکت میهنی حتی کم بعد و کوتاه‌مدت به‌سود است. اینک بپرسیم از خود آیا ایران ولایی می‌تواند چنان کند که روسیه؟ پس تنها راه نظام کنارآمدن با اصلاح‌طلبان وابسته به روحانی است. اگر روحانی بتواند اعتماد سرکرده‌های اصلاح‌طلب را اصل نانگارد و عمیقا رو به پاسخ‌گویی تقاضای مردم منتظر مواعید کند.