11دسامبر2017

04 شهریور 1395 نوشته شده توسط 

سهم بانو از المپیک

واکاوای تفاوتهای ورزشکار شدن برای دختران ایرانی و کانادایی
سجاد صاحبان زند

P28-AP-Photo-Jeff-Roberson
زنان کانادایی در این دوره از بازی‌های المپیک کاری کردند کارستان. تقریبا تمام مدال‌های المپیک ورزشی کانادا را زنان کسب کردند. این نکته بسیار با اهمیت است اما وقتی این تعداد مدال را با مدال‌هایی که کل تیم کانادا در دوره‌های گذشته کسب کرده مقایسه می‌کنیم، اهمیت کار بیشتر مشخص می‌شود؛ آن‌ها بیش از دو برابر کل تیم المپیک کانادا در دوره پیش مدال کسب کرده اند. فقط و فقط پنی اولکسیاک توانسته 4 مدال برای کانادا به دست آورد. ما در بخش ورزش مجله به این خبرها پرداخته ایم و در آینده نیز مطالب جدیدی تقدیم خواهد شد. در این پرونده قرار نیست خبرهای ورزشی کاروان کانادا بررسی یا تحلیل شود بلکه قصد داریم از دل‌نگرانی خود برای زنان ایرانی و افغان بگوییم که فرصت به رخ کشیدن توانایی‌هاشان را ندارند. زنان دیار ما از بسیاری از امکانات نخستین رفاهی و آموزشی بی‌بهره اند، هر چند که در بسیاری از آن‌ها مردان هم چندان بهره‌ای نبرده اند. هیچ زنی در جهان نمی‌تواند در حمام دومتری خانه‌اش، فقط زیر دوش آب خود را خیس کند و قهرمان شنای المپیک شود. برای قهرمان شنا شدن، دست‌کم باید یک استخر شنای معمولی وجود داشته باشد. بخشی از این کمبودها به زیرساخت‌ها بر می‌گردد و بخشی دیگر به مسایل فرهنگی. به‌عنوان نمونه زنان فضای کمی برای ورزش‌کردن دارند، اما این مساله فقط یک مشکل سخت‌افزاری نیست. مشکلی فرهنگی هم هست؛ چرا که اگر محدویت‌هایی برای زنان وجود نمی‌داشت، آن‌ها به سادگی می‌توانستند در همان ورزشگاه‌هایی که مردان تمرین می کنند به آموزش ورزش حرفه ای مشغول شوند. این نکته هم بیش از آن که سیاسی باشد فرهنگی است، چرا که اگر گاه دولت‌هایی همچون دولت حسن روحانی کمی کش‌ها را شل می‌کند، اما اقلیتی که تعصب (یا شاید منفعت) چشمشان را به واقعیت‌ها بسته، در انتهای کلاس لواشک پخش می‌کنند؛ کنسرت‌های موسیقی تعطیل می‌شود و فیلم‌های مجوز دار، اجازه نمایش پیدا نمی‌کنند. برای این دسته از دوستان اهمیتی ندارد که روزنامه شان را ببیند، آن‌ها بدون مجوز منتشر می‌شوند.
در پرونده پیش رو تلاش کرده‌ایم تا مشکلاتی را که برای بانوان ایرانی وجود دارد، به‌طور مختصر بررسی کنیم. به‌طور قطع، زنان افغان هم در بسیاری از این موارد همدرد همنوعان ایرانی خود هستند، گیرم عدد و رقم، آمار و ارقام کمی فرق کند.

ورزش
فضای ورزشی هر دختر ایرانی: 17 سانتی متر مربع
سرانه امکانات ورزشی برای دختران ایرانی تنها 17 سانتی‌متر برای هر نفر است، در حالی که استاندارد جهانی این امکانات حدود دو متر است. یعنی هر دختر ایرانی به‌طور متوسط فقط و فقط 17 سانتی متر فضا دارد تا ورزش کند، اما همین وضعیت هم برای همه دخترهای ایرانی یکسان نیست. مثلا مطابق گزارش خبرگزاری مهر، سرانه فضای ورزشی دختران در مدارس هرمزگان کمتر از 92 ميلی متر و به عبارتی کمتر از 10 سانت و اين يعنی فاجعه در حوزه سلامت جسم و روان افرادی که می‌خواهند مادران فردای جامعه باشند. وقتی بیشتر به عمق ماجرا پی می‌بریم که بدانیم این سرانه فقط برای دختران دانش آموز محاسبه شده و اگر مقیاس‌های دیگر را در نظر بگیریم، به عدد صفر می‌رسیم.

P28-3

   زن فوتبالیست ایرانی در حال تمرین بر پشت بام/ عکس: وال استریت جورنال
در این شرایط است که دختران با شرایط بد جسمانی روبه‌رو می‌شوند. در نمونه‌ای آماری در سطح مدارس يکی از نواحی آموزش و پرورش شهرستان کرج، در سال 86، 2000 دانش آموز دختر مورد ارزيابی قرار گرفتند که 700 نفر آن‌ها نياز به حرکات اصلاحی زير نظر مربيان داشته‌اند.
این شرایط سبب شده تا مطابق بررسی‌های سازمان تربیت بدنی، توان حرکتی دختران ایرانی معادل زنان 40 ساله فرانسوی باشد. محمد علی‌آبادی، رئیس سازمان تربیت بدنی دولت احمدی نژاد، با انتقاد از کم‌بودن سرانه ورزش در ایران در همان روزها به انتقاد از این وضعیت پرداخت. نکته جالب ماجرا این است که خود آقای علی‌آبادی و علی‌آبادی‌ها باید این وضعیت را بهبود ببخشند و نمی‌بخشند. چطور از دخترانی که برای ورزش‌کردن تنها چند میلی‌متر فضا دارند می‌توان انتظار داشت که قهرمان المپیک شوند؟
دخترها در ایران برای ورش‌کردن با محدودیت‌های عرفی هم روبه‌رو هستند. مثلا در حالی که همه مسولان، کارشناسان و حتی رهبران دینی از دختران می‌خواهند تا ورزش کنند تا در آینده مادرانی سالم‌تر داشته باشیم، هنوز بخشی مهم از جامعه سنتی ما، با ورزش‌کردن دختران موافق نیستند.
مشکل دیگر زنان ایرانی برای حضور در مسابقاتی همچون المپیک، به نوع پوششی بر می‌گردد که دولتمردان ایرانی برای زنان تعریف کرده اند. دویدن و ورزش‌کردن با پوشش کامل، بخشی از توان بدنی زنان را از آن‌ها می‌گیرد و توان‌شان را محدود می‌کند. در برخی از رشته همچون شنا هم که به‌طور کلی نمی‌توانیم ورزشکار زن داشته باشیم.

دانشگاه
ورود دختران ممنوع!
مطابق آماری که در چند سال اخیر منتشر شده، میزان ورود دانشجویان دختر به دانشگاه‌ها تا میزان 65‌درصد و گاهی هم بیشتر بالا رفته است. به‌عنوان مثال، در کنکور 86، از میان یک میلیون و 341 هزار و 639 نفر شرکت کننده، حدود 507 هزار نفر توانسته‌اند وارد دانشگاه‌ها شوند. از این میان، 65‌درصد پذیرفته شدگان دختر هستند. در سال 91، 588 هزار و 866 نفر توانستند یک صندلی مراکز آموزش عالی تحت نظارت وزارت علوم و وزارت بهداشت از آن خود کنند که بیش از 60‌درصد آن‌ها دختر بودند، یعنی 354 هزار و 739 نفر. این‌درصد در سال‌های بعد هم حفظ شده است.

P28-4

          برخی از دختران ایرانی پیش از برگزاری کنکور، امیدی به موفقیت ندارند       
این نکته نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر، دختران برای ورود به دانشگاه فرصت خوبی داشته‌اند و بسیاری از محدودیت‌های گذشته را در میان خانواده‌ها ندارد، البته هنوز هم دختران در بخشی از جامعه سنتی با مشکل روبه‌رویند. با این همه، برخی معتقدند که باید برای ورود دختران به دانشگاه محدودیت‌هایی را قایل شد تا پسران هم فرصت تحصیلات تکمیلی را داشته باشند. گفته می‌شود که به دلیل حضور کم دختران در بازار کار، تناسب باید در میزان ورود آن‌ها به دانشگاه هم وجود داشته باشد، چرا که عملا بسیاری از دختران تحصیل کرده جذب بازار کار نمی‌شوند. نکته دیگری که مطرح می‌شود این است که پسران به دلیل فعالیت‌های اجتماعی یا خدمت سربازی، شرایط یکسان و برابری را با دختران ندارند و در نتیجه نمی‌توانند به راحتی وارد دانشگاه‌ها شوند. نتیجه این صحبت‌ها این است که در سال هایی، بحث‌هایی در مورد سهمیه‌بندی جنسیتی ایجاد شود. به گمان شما، محدود‌کردن دختران به حل مشکل پسران کمک می‌کند؟ آیا بهتر نیست تا فکری برای مشکلات پسران مثل سربازی اندیشده شود، به جای آن که نردبان ترقی دختران را کوتاه کنند؟
البته مشکلات دختران یکی و دو تا نیست. متاسفانه بسیاری از دختران دانشجوی ما با مشکل تامین معاش روبه‌رو هستند. در سال‌های گذشته انتشار تصویر دختران دانشجویی که در خیابان واکس می‌زدند، واکنش‌های زیادی را در پی داشت. به جز این دختران بسیاری هستند که به شغل‌های کاذب روی آورده‌اند تا بتوانند روزگار بگذرانند. البته این مشکلات شاید مختص دختران نباشد، اما به دلیل شرایط اجتماعی، دختران کمتر فرصت کاری پیدا می‌کنند تا پسران. آیا دختر دانشجویی که سقفی بی‌آرامش برای درس خواندن ندارد، می‌تواند به ورزش‌کردن هم فکر کند؟

جامعه
آخر نیستیم!
چندی پیش صحبت‌های شهین دخت‌مولاوردی، معاون رییس جمهوری در امور زنان و خانواده، باعث تعجب و البته تاسف خیلی‌ها شد. او گفت که براساس گزارش شکاف جنسیتی سال مجمع جهانی اقتصاد در مقوله شاخص‌های توسعه انسانی، ایران در بین 135 کشور رتبه 127 را در خصوص نابرابری جنسیتی در بین زنان و مردان به خود اختصاص داده است. او این حرف‌ها را در نشست نقد قوانین و سیاست‌گذاری در حوزه زنان (در دهه اخیر) در کانون وکلای دادگستری مرکز عنوان کرد و سخنانش بازتاب گسترده‌ای در میان رسانه‌ها داشت.

P28-8

                هنوز دیه زنان و مردان به‌طور کامل برابر نشده است/ عکس: روزنامه شهروند
یکی از شاخصه‌های توجه به حقوق زنان، حضور آن‌ها در عرصه‌های سیاسی است. ایران در بین کشورهای ضعیف در این شاخص، تنها کشوری است که گامی برای رفع این نابرابری برنداشته است. به گونه‌ای که هم اکنون حضور زنان در مجلس شورای اسلامی سه‌درصد و در حوزه وزارتی 9‌درصد است. مولاوردی با بیان این که در نظام اسلامی زنان هم مانند مردان حقوقی دارند از جمله حق تحصیل، حق کار، حق مالکیت و حق رای دادن، ادامه داد: «متاسفانه با همه این موارد باید دید که مشکل در کجاست که وقتی یک چارچوب و معیاری برای زنان تعریف شده است چرا باید وجود قوانین تبعیض آمیز برای آنان، جامعه را به چالش بکشد؟ چرا وقتی که 60‌درصد پذیرفته شدگان کنکور، زنان جامعه هستند، باید این چنین قوانین تبعیض آمیز و تحقیر کننده‌ای برای زنان وجود داشته باشد؟» این وکیل دادگستری گفت: «متاسفانه هنوز اصل برابری در پرداخت دیه زن و مرد به‌طور کامل حل نشده است. هنوز اصل برابری زن و مرد در بحث طلاق حل نشده است. هنوز بحث خروج از کشور زنان متاهل که با اجازه همسرشان باید از کشور خارج شوند حل نشده است، در حالی که مردان نیاز به چنین اجازه‌ای ندارند و هزاران نمونه دیگر همه نشان دهنده مشکلات و درد جامعه زنان است.»

P28-2

                                     رویاهایی که بر باد می‌روند/ عکس: ایسنا
وقتی مدیران کشور با مشکلات زنان آشنا نیستند، چطور می‌توانند به حل شدن این مشکلات کمک کنند؟ وقتی برخی از جمعیت مردان( و حتی زنان) نگاهی سنتی-قبیله‌ای به زنان دارند، چطور می‌شود به زنانی موفق در سطح جهانی اندیشید؟ ورزش نشاندهنده تنها بخشی از جامعه است و وقتی زنان ایرانی در چنین وضعیتی به سر می‌برند، نمی‌توان از آن‌ها انتظار معجزه داشت. خدا را شکر که در این زمینه آخر نیستیم.

فرصت شغلی
دخترانی که نمی‌خواهند بوی آب گوشت بدهند
این روزها دختران بسیاری هستند که می‌خواهند وارد فعالیت‌های اجتماعی شوند، با این همه هنوز شرایطی مساعدی برای حضور زنان در بازار کار وجود ندارد، هر چند که در دهه‌های اخیر، شرایط زنان کمی بهتر شده است. مطابق گزارشی که خبرگزاری مهر منتشر کرده، بررسي آمار کلي و وضعيت اشتغال زنان در کشور طي سال ۸۸ نشان مي دهد که از کل ۲۱ ميليون شاغل کشور در اين سال بيش از ۳ ميليون و ۶۰۰ هزار نفر آن زن بود. آمار اشتغال مردان در اين بخش رقمي بيشتر از ۱۷.۳ميليون نفر بود. در حالي که مردان در سال گذشته ۸۷‌درصد کل اشتغال کشور را در اختيار داشته اند، زنان توانسته‌اند ۱۳درصد کل فرصت هاي شغلي را در کشور به خود اختصاص دهند که خود اين موضوع نشان دهنده توزيع نامتوازن فرصت هاي اشتغالي بين مردان و زنان است.

P28-5

        برخی از دانشجویان دختر، فضای کار مناسب ندارند و به کارهایی مثل واکس‌زدن رو می‌آورند
با این که دختران بیش از نیمی از فارغ التحصیلان دانشگاه‌های ایران را تشکیل می‌دهند، اما گفته می‌شود در سال‌های اخیر، تنها یک سوم از بازار کار به دختران تعلق داشته است. بر اساس‌ اولین‌ گزارش‌ توسعه‌ انسانی‌ ایران‌ در سال‌ ۲۰۰۵، ایران‌ در شرایط‌ کنونی‌ از نظر توسعه‌ جنسیتی‌ دارای‌ رتبه‌ ۷۸ در میان‌ ۱۴۰ کشور دنیا است‌. این‌ در حالی‌ است‌ که‌ کشورهای‌ مسلمان‌ حوزه‌ خلیج‌ فارس‌ همچون‌ بحرین‌ در رتبه‌ ۴۷، ترکیه‌ در رتبه‌ ۷۰، کویت‌ در رتبه‌ ۳۹، عمان‌ در رتبه‌ ۶۰ و حتی‌ عربستان‌ در رتبه‌ ۶۵ قرار دارند. یعنی وضعیت چندان خوب نیست. اما مشکل چیست؟ چرا دختران سهم کمتری از بازار کار دارند؟
کارشناسان چند مشکل را برای حضور دختران در بازار کار ارزیابی می‌کنند. برخی از فعالان حقوق زنان معتقدند که کارفرمایان بازار کار در ایران، عموما مردسالار هستند و ترجیح می‌دهند تا در فرصت‌های شغلی خود از مردان بهره بگیرند. کارفرمایان ایرانی دوست ندارند تا یکی از کارمندان خود را به علت مرخصی زایمان در اختیار نداشته باشند. از سوی آن‌ها معتقدند که بسیاری از زنان، به دلیل مشکلات خانوادگی، گاه به گاه تمرکز خود را از دست می‌دهند.
زنان از طرف دیگر برای حضور در بازار کار، باید از سد خانواده‌های خود بگذرند. هنوز دختران در بسیاری از شهرهای ایران، فرصت‌های بسیار کمتری دارند. مشکل دیگری که در این عرصه وجود دارد آن است که متاسفانه‌ از ظرفیت‌ کاری‌ زنان‌ به‌ درستی‌ استفاده‌ نشده است و هنوز بسیاری از کارفرمایان شناخت درستی از توانایی‌ها و مهارت‌های دختران همکار ندارند. در حال‌ حاضر سهم‌ زنان‌ در بازار کار رسمی‌ در خوشبینانه‌ترین‌ برآورد ۱۵‌درصد از کل‌ اشتغال‌ کشور را به‌ خود اختصاص‌ می‌دهد. این‌ مفهوم‌ یعنی‌ به‌ ازای‌ هر ۱۰۰ مرد فعال‌ در زمینه‌های‌ اقتصادی‌ حدود ۳۹ زن‌ فعال‌ وجود دارد، که البته بعضی از آن‌ها باید خانه داری کنند فقط.

فرهنگ وهنر
جایزه‌ها برای دختران نویسنده
خیلی هم که به گذشته برگردیم، اولین زن ایرانی که به زبان فارسی نوشته به دوران قاجار بر می‌گردد. البته باید از آن خالی‌بندی تاریخی بگذریم که مثلا آتوسا، دختر کوروش کبیر را نخستین شاعر زن ایرانی می‌داند. ما هیچ متن مکتوبی از آن سال‌ها نداریم، چه برسد که این شعر توسط یک زن سروده شده باشد.
اما دختران در سال‌های اخیر حضور خوبی را در عرصه هنری ایران داشته اند. زنان در فاصله سال‌های پایانی دهه هفتاد و ابتدای دهه هشتاد، توانستند جوایز ادبی مهمی را کسب کنند. از سوی دیگر، پرفروش ترین کتاب‌های ادبیات داستانی ما توسط زنان نوشته شده است. چند ناشر حرفه‌ای این روزها به دست زنان اداره می‌شود و این ناشرها اتفاقا کتاب‌های خوبی را منتشر می‌کنند. در سینما هم در سال‌های دهه 60 و 70 کارگردان زن مولفی وارد کار شدند. اما متاسفانه در سال‌های اخیر، این روند دچار مشکلاتی شده است، گر چه در همان سال‌های اوج هم، مقایسه میان هنرمندان دختر ایرانی با دیگران، خیلی ما را به زندگی امیدوار نمی‌کرد.

P28-6

گلشیفته فراهانی در کنار لئوناردو دی‌کاپریو در فیلم «مجموع دروغ‌ها». گلشیفته بعد از بازی در این فیلم به ایران برنگشت
بازیگران زن ایرانی برای حضور بر صحنه با مشکلاتی روبه‌رویند. بسیاری از زنان ایرانی برای حضور در سینمای ایران با پبشنهادهای عجیب و غریب روبه‌رو می‌شوند و جالب این که فرصت بیانش را هم ندارند. ممکن است این اتفاق‌ها در سراسر جهان بیافتد، اما تفاوت ایران با بسیاری از کشورها این است که در کشور ما دختران فرصت بیان مشکلاتشان را ندارند و در بسیاری از کشورها دارند. ممکن است فردی همچون آلفرد هیچکاک به بازیگر زن فیلمش پیشنهاد بی‌شرمانه کند، اما مهم این است که زن به راحتی حرکت نادرست مرد را بازتاب می‌دهد. اتفاق خاصی هم نمی‌افتد. فیلم با همان بازیگر و کارگردان ادامه می‌یابد. فقط حساب کار دست هیچکاک می‌آید که هیچکاک بودن به او اجازه دسترسی به هر چیزی را نمی‌دهد. تفاوت بسیاری از کشورها با ایران این است که بعد از بیان مشکلات یک دختر، نمی‌گویند «کرم از درخت است».
دختران ایرانی فرصت حضور در فیلم‌های خارجی را ندارند. اگر دختری پیدا شود که همچون گلشیفته فراهانی، در فیلمی غیرایرانی بازی کند، احتمالا باید قید ادامه زندگی در ایران را باید بزند، در صورتی که پیمان معادی، بعد از حضور در فیلمی آمریکایی، هیچ مشکلی برای حضور در سینمای ایران را ندارد.

فرهنگ عامه
لیلا رجبی و شان انسانی
اتفاقی که هفته گذشته برای یک دونده زن ایرانی افتاد، نشان از فرهنگی است که شاید ریشه در همیشه ما دارد. بیان دوباره ماجرا خالی از لطف نیست. لیلا رجبی، دونده‌ای که اصلیت بلا روس دارد، به‌عنوان نماینده ایران در المپیک شرکت کرد. تاتسیانا ایلیوشچانکا یا همان لیلا رجبی، در زمان برپایی یکی از اردوهای تیم ملی ایران در بلاروس با پیمان رجبی، دوندهٔ دو سرعت ایرانی آشنا شد و در سال ۱۳۸۶ با او ازدواج کرد و پس از دریافت تابعیت ایرانی، با نام لیلا رجبی در بوشهر زندگی می‌کند. لیلی رجبی نمایندهٔ ایران در رشتهٔ پرتاب وزنه در بازی‌های المپیک ۲۰۱۲ لندن بود. او سومین سهمیه المپیک را برای دوومیدانی ایران به ارمغان آورد. این اولین سهمیه‌ای است که بانوان ایران برای حضور در المپیک ۲۰۱۶ ریو کسب کردند.

P28-7

                               لیلا رجبی با پیراهن تیم ایران به افتخارات زیادی رسیده است

رجبی که پیش از المپیک به دلیل بی‌توجهی‌ها حتی تا آستانه انصراف از مسابقات هم پیش رفت، وبدون مربی اش اعزام شد در المپیک نتیجه خوبی نگرفت و از رکورد همیشگی اش نیز پایین‌تر پرتاب کرد. این است که همسر این دونده از امکاناتی در حد پراید و انتظاراتی در حد مازاراتی حرف می‌زند. فضای ورزشی برای لیلا رجبی قطعا بیشتر از چند میلی متر است، اما آن قدر نیست که بتوان با آن مدال طلای المپیک گرفت. به هر حال او تلاشش را کرده و پیش از این هم چند مدال رنگارنگ برای ایران کسب کرده است. با این مقدمه به روزی برویم که او در حال انجام مسابقه است. دو مجری تلویزیونی در حال گزارش هستند. یکی از دو مجری از خونسردی لیلا رجبی می‌گوید و دیگری بدون آن که فکر کند از بی‌غیرتی اش می‌گوید. کاری به این نکته نداریم که کلمه غیرت در ورزش حرفه ای، واژه‌ای کاملا بی‌معنی است.

P28

فقط به این نکته بیاندیشیم که چطور می‌توان دیگران را به سادگی متهم کرد. آیا زنی که هویتش را، اسمش را، کشورش را به دلیل علاقه به مردی ایرانی تغییر داده است، شایسته دریافت چنین عنوانی است؟ آیا همه باید فریاد «وامصبیتا» و «ننه من غربیم بازی» سر بدهند و به سر و صورت بزنند تا باور کنیم متعصب اند؟
دریغا که زنانی که در خود ایران متولد شده‌اند هم وضعیتی بهتر ندارند. در کشوری که هنوز نوشتن و عنوان‌کردن نام زنان یک تابو به حساب می‌آید، چه انتظاری می‌توان داشت؟ بیش از نیمی از جوک‌هایی که در ایران ساخته می‌شود، در کنار بی‌ارزش‌کردن قومیت ها، به ظریب هوشی پایین خانم‌ها اشاره دارد. آیا می‌توان از زنی که حتی توان انجام یک پارک دوبله را ندارد، انتظار مدال طلای المپیک را داشت؟
زنان ایران و افغان زمانی اعتبار می‌یابند که خودشان و بعد پدران، برادران و همسران به آن‌ها بها دهند.

سیاست و دین
زنان به المپیک بروند یا نه؟
حالا به یک سوال جدی‌تر می‌رسیم. آیا می‌توان و باید زنان ایرانی را راهی مسابقات المپیک کرد؟ پاسخ این پرسش از دیدگاه برخی از روحانیون و اهل سیاست ایران منفی است.
وقتی آيت الله صافی گلپايگانی، از مراجع تقليد قم، در واکنشی تند به اعزام ورزشکاران زن به خارج از کشور انتقاد می‌کند و اعزام ورزشکاران زن را مايه شرمساری می‌داند و خواستار جلوگیری اش می‌شود، چا انتظاری می‌توان داشت؟ اين مرجع تقليد محافظه کار که در ديدار با جمعی از اعضای جامعه روحانيت مبارز شيراز سخن می‌گفت، خواستار اجرای «اصل امر به معروف و نهی از منکر» با به گفته وی «زبان و شيوه مناسب» شد. اين روحانی گفته که «انجام معاصی و گناهان و بدحجابی‌ها در بروز مسئله خشکسالی تاثير زيادی دارد» و در ادامه افزوده است: «بايد به سوی خدا برويم و از ارتکاب گناهان و تظاهر به معاصی که متاسفانه روز به روز در جامعه بيشتر می‌سود، به شدت دوری کنيم.»

P28-Alizadeh
اما آیت الله صافی 91 ساله تنها منتقد حضور زنان در المپیک نیست. سيد محمد غروی اعزام ورزشکاران زن را بارها به باد انتقاد گرفته وخواستار برخورد جدی مسولان با این موضوع شده است. عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم معتقد است مسابقات جهانی آميخته با يکسری لوازم و ملزومات است که با ارزش‌های اسلامی ما سازگار نيست. پيشتر نيز در جريان المپيک سال ۲۰۰۸ پکن، حجت الاسلام علم الهدی امام جمعه مشهد در خطبه‌های نماز جمعه، در واکنش به اعزام چند دختر ورزشکار به المپيک پکن و پرچمداری هما حسينی در مراسم افتتاحيه گفته بود: «اين موضوع جنگ با ارزش‌ها و آماده‌سازی مردم برای فرج امام زمان است، آيا می‌فهميد چه می‌کنيد؟»
شاید باید تعریفی مجدد از ورزش زنان، امکانات و شرایط داشته باشیم و بعد از آن سطح انتظاراتمان را تنظیم کنیم. وقتی امکانات لازم وجود ندارد، وقتی به مشکلات رسیدگی نمی‌شود، وقتی بخشی از فرهنگ عمومی جامعه با ورزش زنان چندان موافق نیست، انتظار زنانی طلایی، تنها سرابی است که هرگز نمی‌توان به آن رسید.