17اکتبر2017

03 شهریور 1395 نوشته شده توسط 

درباره‌ی جلسه‌ی رونمایی کتاب "تهران کوه کمرشکن"، نوشته‌ی خانم مهین میلانی

در شماره 402 مجله هفته، یادداشتی از خانم مهین میلانی منتشر شد که در آن ایراداتی به نحوه برگزاری جلسه رونمایی از کتاب جدیدشان توسط کافه لیت وارد کرده بودند. آرمین لطفعلیان به نمایندگی از کافه لیت و دوستان دیگری که در آن جلسه درباره کتاب "تهران کوه کمرشکن" سخنرانی کرده بودند، جوابیه‌ای آماده کرده که در ادامه می‌خوانید.
P40-Tehran-Kouhe-Kamar-Shekan-02
آرمین لطفعلیان
سلام
با توجه به نحوه‌ی انعکاس برنامه‌ی رونمایی کتاب "تهران کوه کمرشکن" در مجله‌ی هفته، لازم دیدم نکاتی متذکر شوم:
1- خانم میلانی مطلع بودند که در جلسه‌ی رونمایی کتابشان، قرار است عده‌ای که اثرشان را خوانده‌اند، نظراتشان را درباره‌ی کتاب بگویند. وقتی محبت کردند و کتابشان را به من دادند، گفتم خواهم خواند و در روز برنامه نظراتم را خواهم گفت. علاوه بر آن، در تماس‌های تلفنی مطرح کرده بودم که آقای مهدی مرعشی و دکتر فرشید سادات‌شریفی هم در روز برنامه نظراتشان را درباره‌ی کتاب خواهند گفت. بعد از این که باخبر شدم آقای مرعشی نمی‌توانند در جلسه شرکت کنند، به خانم میلانی پیشنهاد دادم که آقای علی زندیه‌وکیلی جایگزین ایشان باشد. در پیغام‌های ایمیلی که روز پیش از برنامه میان خانم میلانی و من مبادله شد، خانم میلانی نوشته‌اند که "فکر می‌کنم فردا مناظره‌ی گرمی خواهیم داشت ". و من در جواب آن پیغام، زمان‌بندی پیشنهادی برنامه را نوشتم، که بخشی از آن به فرصت ابراز نظرات آقایان سادات‌شریفی و زندیه‌وکیلی درباره‌ی کتاب اختصاص داشت. حالا چه شد که اسم خودم را جا انداختم، نمی‌دانم. گواه مکتوبی ندارم که به خانم میلانی گفته‌ام که در روز برنامه خودم هم درباره‌ی کتاب صحبت خواهم کرد. هر چه هست، همان قرار شفاهی ملاقات اول و صحبت‌های تلفنی‌مان است و در این باره خانم میلانی را به حافظه و وجدانشان ارجاع می‌دهم.
2- خانم میلانی در تمام مدت تماس‌های تلفنی و ایمیلی، هیچ‌گاه با این که در روز برنامه آقایان زندیه‌وکیلی و سادات‌شریفی و من نظراتمان را درباره‌ی کتابشان بگوییم، مخالفت نکردند. ایشان پیش از جلسه کاملا نسبت به ساختار برنامه آگاه بودند.
3- این که در رونمایی کتاب،عده‌ای که کتاب را خوانده‌اند درباره‌ی آن نظر بدهند، در کافه‌لیت تازگی ندارد. برنامه‌ی رونمایی مجموعه‌ی داستان کوتاهآقای مهدی مرعشی با عنوان "از جاده که می‌گذشتیم" یک نمونه‌ی آن است. در آن برنامهآقای مهدی بابایی و من، که هر دو در داستان‌نویسی از آقای مرعشی بسیار یاد گرفته‌ایم، کتاب را از پیش خوانده بودیم و نظراتمان را درباره‌ی کتاب در روز رونمایی مطرح کردیم. بعد از جلسه، نویسنده‌ی محترم از ما خواست که آن چه سر جلسه گفته‌ایم را در قالب نقد بنویسیم و برایش ارسال کنیم. این دو نقد، به رغم آن که لزوما مثبت نبودند، به خواست نویسنده برای نشر "ایچ‌اند‌اس مدیا" (ناشر کتاب) ارسال شدند و در وب‌سایت این نشر در دسترس هستند. جدا از آن که حسن نیت آقای مرعشی بیش از گذشته برای آقای بابایی و من آشکار شد، می‌توان فهمید درک ما از ادبیات داستانی در حدی هست که آقای مرعشی آن را قابل انتشار بداند.
4- فرض که هیچ جای دنیا در رونمایی کتاب کسی نظری درباره‌ی کتاب نمی‌دهد. خوب یا بد، نگاه کافه‌لیت به رونمایی کتاب یا هر برنامه‌ی دیگری این نیست که کسی بیاید و صحبتی بکند و ما آخرش برایش دست بزنیم. کافه‌لیت مجالی است برای به اشتراک گذاشتن و به چالش کشیدن فکر؛ چه برای میهمان برنامه، چه برگزارکنندگان، چه شرکت‌کنندگان. آن چه از نظر کافه‌لیت اهمیت دارد این است که شرایط برنامه را از پیش به میهمان اعلام کند. اگر میهمان برنامه به هر دلیلی مخالف آن شرایط باشد مسئول است که مخالفتش را ابراز کند. نهایتش این است که برنامه را برگزار نمی‌کنیم.
5- خانم میلانی در مطلبی که در صفحات 44 و 46 شماره‌ی 402 مجله‌ی هفته چاپ شده نوشته‌اند کهمن گفته‌ام شخصیت اول داستان ایشان خودشیفته است. نه! حرف من سر جلسه این بود که من روان‌شناس نیستم، اما یک روان‌شناس بزرگم کرده. اگر این کتاب را به یک روان‌شناس بدهید و از او بخواهید که شخصیت اول داستان را تحلیل کند، به شما خواهد گفت که رگه‌هایی از خودشیفتگی دارد و درجات زیادی از قضاوت‌گری‌های نامنصفانه نسبت به اطرافیانش. و مجموعه‌ی این ویژگی‌ها باعث می‌شود که خواننده‌ی کتاب دلزده بشود. خانم میلانی! در فارسی معیار اگر گفته شود که این سنگ مرمری سفید با رگه‌هایی سیاه است، معنایش این نیست که آن سنگ مرمر سیاه است. لطفا حرفم را عوض نکنید. به فیلم یا فایل صوتی جلسه ارجاعتان می‌دهم.
6- در همان مطلب خانم میلانی نوشته‌اند که من از اول جلسه با صدای رسا گفته‌ام که کتابشان کتاب بدی است. دوباره پیشنهادم به خانم میلانی و هر کس دیگری که چنین برداشتی دارد این است که فیلم یا فایل صوتی جلسه را مرور کنند. جلسه را این طور آغاز کردم که برگزاری برنامه‌ی رونمایی کتاب به این معنی نیست که این کتاب بهترین کتاب دنیاست، بلکه فرصتی است برای گفتن و شنیدن از ادبیات. معنای این جمله روشن است. اگر خانم میلانی برداشتی غیر از این دارند یا اگر فکر می‌کنند کتابشان بهترین کتاب دنیاست، در سکوت لبخند می‌زنم.
7- در طول جلسه طبق قراری که از پیش با خانم میلانی داشتیم، آقایان زندیه‌وکیلی، سادات‌شریفی و من در آرامش و مودبانه نظراتمان را درباره‌ی کتاب خانم میلانی گفتیم.صد البته آن چه گفته شد انعکاس نقاط ضعف کتابشان در ویرایش، شخصیت‌پردازی، زمان، روایت و ... بود. اگر کسی نسبت به کیفیت ادبی یا حسن نیت ما در شیوه‌ی بیان این نکات تردید دارد، به فیلم یا فایل صوتی برنامه ارجاعش می‌دهم. اگر صدایی در جلسه بالا رفت و اگر لحن کلامی تند شد، صدا و لحن خانم میلانی بود.
8- بعد از آن که خانم میلانی صحبت ما را قطع کرد و لحنش تند شد و تقریبا نیمی از حاضران جلسه را ترک کردند، بعد از آن که سخنرانی گرمی در مخالفت با سانسور و در تشویق بیان درونیات و پرهیز از پرده‌پوشی ایراد کرد،در انتهای جلسه گفتم اگر از جلسه‌ی امروز یک چیز یاد گرفته باشم این است که نباید در لفافه صحبت کرد. چیزی که از اول جلسه سعی کردم بگویم این است که این کتاب، به دلایلی که گفتم و دلایل دیگری که نتوانستم بگویم، کتاب بدی است. آن چه گفتم، خوب یا بد، نتیجه‌ی طبیعی عمل کردن به پیشنهاد مطرح شده در سخنرانی خانم میلانی بود. و گر نه در حالت عادی دوست ندارم این طوری صحبت کنم.
9- تعداد برنامه‌هایی که کافه‌لیت مستقل یا مشترک با گروه‌های دیگر برگزار کرده از تعداد صفحات کتاب خانم میلانی کمتر نیست. کارنامه‌ی کافه‌لیت مشخص است. پیش از این جلساتی بوده که سخنرانی آمده و حرف بی‌حساب زده و سر جلسه بهش گفته‌ایم حرف بی‌حساب زدی. سخنرانی بوده که بدتر از حرف بی‌حساب زده، بهش گفته‌ایم بدتر از حرف بی‌حساب زدی. با کسی تعارف نداریم. برایمان حرف حساب از خوش‌آیند میهمان مهم‌تر است. تا به حال اینطور بوده، از این به بعد هم این طور خواهد بود. اگر خوشتان نمی‌آید، یا میهمان برنامه‌های ما نباشید، یا اگر می‌شوید حرف ناحساب نزنید، یا اگر زدید منتظر جوابش باشید. اصلا می‌خواهیم نوشته‌ی خانم میلانی در شماره‌ی 402 مجله‌ی هفته را بزنیم سردر کافه‌لیت که میهمانان آینده بدانند کافه‌لیت جای تعارف و تعریف نیست.
10- اگر کافه‌لیت در مونترال و بیرون از مونترال اعتباری دارد، بخشی به خاطر همین سخت‌گیری‌مان در کیفیت جلسه‌هاست. بخشی دیگر به اعتبار وجود افراد زیادی مثل آقایان زندیه‌وکیلی و سادات‌شریفیاست. امیدواریم پوست‌کلفت‌تر از این باشند که با یکی دو مطلب ناصحیح و نامنصفانه دلشان چرکین شود و دیگر نبینیمشان.
11- اگر به طور معمول برای هماهنگی هر برنامه به طور میانگین حدود 5 ساعت وقت می‌گذارم، برای رونمایی کتاب خانم میلانی حدود 15 ساعت وقت گذاشتم. اگر وقت آقای زندیه‌وکیلی و سادات‌شریفی را هم به آن اضافه کنید، خواهید دید که کافه‌لیت به این برنامه بسیار اهمیت داده است. ما کاری جز آنچه به خانم میلانی گفته بودیم، نکردیم. از روش‌های معمول خودمان برای اطلاع‌رسانی برنامه استفاده کردیم. بر خلاف همیشه، پوستر برنامه را هم پرینت کردیم، چون خانم میلانی خواسته بودند و تعهد کرده بودند که پولش را پرداخت خواهند کرد.
12- خانم میلانی! سر جلسه گفتید که آدم‌ها آزادند هر چه می‌خواهند بکنند مادامی که آزادی و حریم دیگران را خدشه‌دار نکنند. خواستم بپرسم زمانی که از کوره در رفتید و آن بخش کتاب را خواندید که شخصیت اول داستان و هم‌خوابه‌اش هنگام سکس تکرار چندین‌باره‌یهیچ عضو کاف‌داری را از قلم نینداختند، آیا فکر این را کردید که شاید عده‌ای از حاضران دوست نداشته باشند این حرف‌ها را در جمع بشنوند؟ دقت کردید که تقریبا نیمی از جمع در همان چند دقیقه جلسه را ترک کردند؟ آیا فکر این را کردید که ما که در طول برنامه کنار شما نشسته‌ایم و تصویرمان در فیلم ضبط می‌شود، پس‌فردا که بخواهیم برای دیدن پدر و مادرمان سری به ایران بزنیم، برایمان دردسر می‌شود؟ بعید می‌دانم. به هر حال، همان‌طور که در ایمیل بی‌جواب مانده‌ام برایتان نوشتم، علی زندیه‌وکیلی، فرشید سادات‌شریفی و من می‌خواهیم که تصویرمان از فیلمی که از جلسه گرفتید حذف شود. صدایمان را لازم نیست حذف کنید.