14نوامبر2018

27 مرداد 1395 نوشته شده توسط 

همزمان با گرامی‌داشت استقلال افغانستان

 مردم افغانستان، به مناسبت‌های مختلف و بخصوص به‌مناسبت بزرگداشت از سالروز استرداد استقلال افغانستان، نقش و نام شخصيت بزرگ ملی و فداکار کشور ما را یعنی نامی که با استقلال افغانستان پيوند گسست‌ناپذير دارد، اعلي‌حضرت شاه امان‌الله غازی را گرامی می‌دارند. هيچ افغان چيز فهم، آزادی خواه و وطنپرستی پيدا نخواهد شد که از استقلال کشور ياد نمايد و همزمان با آن، به ياد غازی مرد نامدار اعليحضرت امان‌الله خان، محصل استقلال و رهبر وطنخواه و سر به‌کف افغان نيفتد و ياد آن مرحوم را گرامی ندارد و او را با تکریم و احترام عمیق به زبان نیاورد.

مقام والای اين شخصيت سياسی و رهبر وطن‌پرست افغان را، همين اکنون پس از گذشت بیشتر از نود سال بعد از حصول استقلال، مي‌توان هنگام شنيدن خاطرات بزرگان و ريش‌سفيدان هموطن به وضاحت تمام درک کرد و به محبوبيت معنوی او در ميان ملت پی برد.
انديشمند افغان دکتور اسدالله حبيب در مقدمه رساله «دوره امانی» نوشته است: «در حالی که هرگز قصد بزرگداشت و آرايش رخدادها را ندارم، نمی‌توانم فراموش نمايم که برای امير امان‌الله نيز نمونه‌های ستم و بيداد و معامله با انگليس وجود داشت و آن راه ها در تاريخ کشور ما کوبيده‌تر و هموارتر بود تا سنگلاخی که او برگزيد و سلطنت را برآن گذاشت.» دکتور حبيب می‌افزايد: «به نظرمن امير موصوف مانند اسلاف خويش همه مساعی را برای برانداختن رقبای سلطنت صرف ننمود، بلکه از حلقه حفظ قدرت برون جست و به کارهای بزرگی مانند استرداد استقلال، ترقی و پيشرفت کشور و رشد علوم و فرهنگ و فراهم آوری رفاه مدنی معاصر برای مردم دست يازيد. اقدامات وی با عادت ديرينه جوامع شرقی برابر نبود و هم به چشم دول غربی غيرعادی و خشن می‌آمد و شجاعت و عشق داغ او به پيروزی آرمان‌هايش بدون شک کينه انگيز بوده است.

آقای حبیب‌الله رفیع که در اکادمی علوم افغانستان شخص فعال و تاریخ‌نویس سرشناس است و زمانی من هم افتخار معرفی و همکاری با ایشان را در کلید گروپ داشتم و منبع بزرگ معلومات برای همه ما بود؛ در کتابش به عنوان «اعليحضرت امان‌الله خان، حاکميت قانون در افغانستان»، نوشته است: اعليحضرت امان‌الله خان در يک نطق ديگر خود در مسجد عيدگاه خطاب به عساکر و مامورين و شهريان کابل در حالی که دريشی سفر بری بتن داشت، گفت: «ملت عزيز من! من اين لباس سربازی را از تن بیرون نمی‌کنم تا لباس استقلال را برای مادر وطن تهیه نسازم. من این شمشیر را در غلاف نمی‌کنم تا که غاصبان حقوق ملتم را به جای خود ننشانم. ای ملت عزیز و ای سربازان فداکار من! بيائيد تا که سرهای پرغيرت خود را برای خلاصی وطن فدا سازيم!»
در به‌دست‌آوردن استقلال افغانستان نمی‌توان نقش بزرگ و فداکارانه مردان و زنان افغان را نادیده گرفت؛ زیرا شاه آزدیخواه افغان هیچگاه نمی‌توانست بدون درایت و مبارزه ملت غیور افغانستان استقلال کشور را به ارمغان می‌آورد.

در پهلوی مردان مبارز و شجاع افغان نقش زنان افغانستان نیز در استقلال کشور برجسته بوده و تاریخ شاهد هر گونه فداکاری و مبارزه این قشر فداکار است. زنان افغان در طول تاریخ همواره در صحنه‌های سیاسی و اجتماعی حضور داشته و گام به گام مردان، در جهت حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور از هیچگونه تلاش و کوششی فروگذار نکرده‌اند. طبق آماری که در تاریخ افغانستان ثبت شده است، در جنگ سوم افغان و انگلیس، حدود ۱۰۰ زن تنها در پشت جبهه فعالیت داشتند.

خانم جنرال نظیفه ذکی، عضو مجلس نمایندگان افغانستان در گفتگو با خبرگزاری (آوا) با بیان مطلب فوق افزوده است: «در جنگ سوم افغان و انگلیس، زنان در پشت جبهه فعالیت داشتند و آب، نان و بعضاً امکانات جنگی را به مجاهدین می‌رساندند.» وی گفت که به‌پاس خدمات بیشایبه زنان افغان در صحنه‌های سیاسی و مبارزاتی، شاه امان‌الله خان نقش زنان را در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی برجسته‌تر ساخت.

او دوره شاه امان‌الله خان را برای زنان افغانستان یک دوره طلایی خواند و گفت: در زیر سایه استقلال افغانستان زنان نیز از آزادی نسبی برخوردار شدند. برخی صاحبنظران نتایج سفرهای بی‌پایان و دید و بازدید‌های او را از برخی کشور‌های خارجی آزادی بیش از حد برای زنان می‌دانند؛ زیرا به گفته برخی از تاریخ‌نویسان اولین زنی که کشف حجاب کرد ملکه ثریا، همسر شاه امان‌الله خان، بود و این امر باعث شد که موقعیت اجتماعی شاه در بین مردم تضعیف شود. خانم نظیفه ذکی این گفته ها را رد می‌کند و می‌گوید این تبلیغات بی‌اساس بوده و یکی از نقشه‌های استعمار در آن زمان بود که می‌خواست نقش پرچمدار استقلال کشور را در بین مردم ضعیف بسازد.
او دوره شاه امان‌الله خان را مقطع زرین تاریخ و آغاز نهضت زنان خواند و افزود که افغانستان در آن زمان آمادگی پذیریش آزادی زنان را نداشت؛ بنابراین دشمن از این نقطه ضعف مردم استفاده کرده و افکار و اندیشه‌ها را علیه شاه جهت دادند.

به باور ذکی، بعد از استقلال افغانستان نیز این کشور از دست اندازی خارجی‌ها و عمال داخلی آنان محفوظ نماند و با دسیسه‌ها و توطئه‌های پی‌درپی از راه‌های مختلف، مردم را نسبت به شاه امان‌الله خان بدبین ساختند.
احمد ویس ندا لیسانس فاکولته علوم اجتماعی افغانستان که اکنون در کانادا به سر می‌برد، درباره واژه استقلال چنین ابراز نظر کرد :
استقلال واژه‌ای است که با اراده و گذشته‌ای مردم این سر زمین کهن گره خورده و در نهاد و سرشت‌شان از جایگاه والا و بر جسته برخوردار است. استقلال و آزادی برگ زرینی است که بر تارک تاریخ پر از حماسه و مقاومت میهن مانند خورشید می‌درخشد.

ویس ندا افزود: در باره اینکه کدام جامعه را می‌توان گفت به استقلال رسیده است؟ و چه تعریف می‌توان از یک جامعه مستقل ارائه نمود؟ چگونه استقلال را می‌توان یک استقلال جامع نامید؟ و استقلال واقعی کدام است؟ و آیا ما توانسته‌ایم این‌هارا بشناسیم؟ از این قبیل سوال‌ها وجود دارد که صاحبنظران علوم اجتماعی و سیاسی جامعه می‌توانند پاسخ دهند.

او افزود: استقلال را میتوان به چند بخش عمده تقسیم نمود: استقلال فکری، استقلال فرهنگی، استقلال سیاسی، استقلال نظامی و استقلال اقتصادی و غیره.
استقلال فکری آن است که یکفرد ویا یک جامعه از نظر اندیشه و فکر مستقل باشد. استقلال فرهنگی آن است که آن جامعه دارای توانمندی‌های باشد که هویت اصلی خودرا حفظ نموده تحت‌تاثیر فرهنگ‌های دیگر قرار نگیرد و به همین طور استقلال سیاسی یک فرد یا یک جامعه خود با داشته‌های فکری فر هنگی خو د تصمیم بگیرد و همچنان استقلال نظامی یعنی یک جامعه برای دفاع از خود و منافع ملی و ارزش‌های والایی که توافق جامعه در آن نهفته است از آن دفاع نماید و بالاخره استقلال اقتصادی آن است که یک فرد یا یک جامعه برای گردش درآوردن چرخ‌های حیاتی و بقا زندگی خود سیر و حرکت نماید و نیازمندی‌های خود را بر طرف نماید.

در این پنج اصل که مطرح شد در هر کدام آن بحث‌های طولانی و موشکافی عمیق لازم است و اما اگر بخواهیم یک تعریف کامل از جامعه مستقل ارائه شود، جامعه استقلال‌مند جامعه‌ای است که در تمام ابعاد مستقل باشد، جریان‌ها و حلقات مختلف در منطقه و حتی کشور‌های که استقلال را سرلوحه خود قرارداده بودند، پایبند به آن باشند یا اینکه فقط این یک شعار باشد و بس؟ یا اینکه تعریف که خود نموده بودند، طبق آن عمل نمایند ولی شرایط و مقتضیات زمان بر خلاف آن از آب در آمد نتوانستند که در تنگناها از استقلال خود دفاع و حراست کنند؛ به‌دور از انظار مردم با دشمن استقلال وارد معامله شدند که ما در صدد نیستیم که در این زمینه بپردازیم.
ولی نکته با اهمیت در اینجا اینست که جامعه ماو مردم ما در این سال‌های بحران و جنگ، متاسفانه قربانی اهداف استقلال شعارها شدند ملت که زندگی و سر نوشت خودرا با این کلمه گره خورده می‌دانستند متاسفانه عده‌ای از مغرضان توانسته از این روحیه ما استفاده نمایند.

آقای ویس ندا به این نظر است که اجداد و نیا کان ما طبق درک و شرایط زمانشان از وجیبه‌ای که بر خاسته از باورهای درونی‌شان بوده حراست و پاسداری نموده‌اند و باز هم مبارزه خواهند کرد.
ملت که با این روحیه این‌گونه تاریخ ساخته‌اند می‌توانند در ابعاد مختلف توانمندی‌هایشان را تبارز دهند. در استقلال‌خواهی و استقلال‌طلبی این مردم هیچ گونه بحث نیست؛ اما راهی به سعادت رسیدن و ترقی یک جامعه تنها همین روحیه کفایت می‌کند؟ مسلم است که تنها همین کافی نخواهد بود.

درخور یادآوری است که اعلام استقلال افغانستان توسط شاه امان‌الله خان با عزم راسخ آزادی‌خواهی، استقلال داخلی و خارجی بعد از کنفرانس سنبله در ۱۸ اگست سال ۱۹ ۱۹ میلادی در حالی صورت گرفت که بسیاری از ممالک جهان، تحت سیطره امپراتوری بریتانیای کبیر قرار داشتند. این حرکت ملی نه‌تنها افغانستان را در جهان، وقار و عظمت بخشید؛ بلکه در بین همسایگان و ممالکی که استعمار آمال ملی‌شان را پایمال نموده بود نیز، انگیزه‌ای برای جنبش‌های آزادی‌خواهی گردید.