28جون2017

15 ارديبهشت 1395 نوشته شده توسط 

نقد آزادانه در هوای آزاد دموکراتیک

بخش«خوانندگان» هفته متعلق به خوانندگان است. تنها محدودیت انتشار مطالب در این صفحه قوانین کاناداست. سلیقه سردبیر و دست‌اندرکاران هفته در انتشار مطالب در این بخش تاثیری ندارد.

نگاهی به متن «زبان منطق و احترام؛ نشان آگاهی و شناخت»
ابوجعفر خدیر
P26
دوست گرامی آقای فرزین طیرانی در شماره 386 مجله هفته به درستی نوشته بودند که زبان منطق و احترام نشان آگاهی و شناخت است. بلی کاملا حقیقت دارد و درست از همین روست که خرقه‌ی دموکرات آذربایجان، این بزرگ‌ترین جنبش مسلحانه‌ی دهقانی عصر ما، اما «غریب و ناشناخته» در پرده‌ی زخیمی از تبلیغات و لجن‌پراکنی‌های استعمار و ارتجاع، مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد و حتی بعد از 70 سال به یمن رسم خوبی که در مجله‌ی هفته به وجود آمده است، در مسئله خرقه‌ی دموکرات آذربایجان بر پایه‌ی گفته‌ها، شنیده‌ها، شایعه‌ها و حتی اسناد ساخته‌ای که از دستگاه‌های گوناگون و پیچیده‌ی تبلیغاتی یک‌طرفه‌ی انگلیس و آمریکا که فعالانه وارد کارزار شده بودند بیرون آمده و وسیعاً توزیع می‌یافت و پیشتاز را که لغو سیستم ارباب، رعیتی، برابری مذاهب و اقوام، حقوق زن و مرد، آموزش زبان‌های اقوام، و سوادآموزی اجباری را در برنامه داشت، غائله‌ی غم‌انگیز می‌خوانند و پیشگامان از جهان گذشته و فرهیخته آذربایجان و میلیون‌ها دهقان بپاخاسته را خیلی ساده با فرمایشی خواندن جنبش به عروسک‌های بلااراده و آلت دست اجنبی فرومی‌کاهند.
گفته می‌شود نقد صریح شکست یک یا هر جریان سیاسی، بی‌احترامی به ملت ایران و حتی بالاتر به همه‌ی حرکت‌های آزادی‌خواهانه‌ی مردم منطقه به حساب می‌آید! اگر این گفته یک تعارف و ناشی از سابقه‌ی ارادتمندانه‌ی پر از عاطفه نباشد یک اغراق ساده‌اندیشانه است. نباید نقد آزادانه در هوای آزاد دموکراتیک به هر بهانه‌ای دچار خودسانسوری شود، آزادی بیان و قلم را در گرو تعارفات اغراق‌آمیز و احترامات اشرافی سلطنتی گرفت و در گرداب فرهنگ ارباب/ رعیتی گرفتار ساخت.
امروز ما می‌توانیم در جلو پارلمان یا مجلس قانون‌گذاری کانادا نخست‌وزیر هارپر را در کنار نتانیاهو یک جا و به یک اندازه فاشیست و نوکر صهیونیسم بخوانیم و محکوم کنیم بدون اینکه نگران میلیون‌ها کانادایی باشیم که دو بار بر او رای دادند و به او اعتماد کردند.
داستان غم‌انگیز جریان روشنفکری ما به مسئله آذربایجان، اتحاد شوروی و حزب توده ختم نمی‌شود که در پی کودتای 28 مرداد و گرماگرم حمله و آتش زدن دفاتر سندیکاهای و احزاب شرقی در ایران و در متن جنگ سرد سرمایه‌داران بر علیه حرکت‌های شرقی دنیا، مورد حملات تبلیغاتی و فحاشی‌های نویسندگان و مبلغین بورژوازی ملی و بازاری قرار داشتند.
هم اکنون نیز زمانی که جامعه‌ی شرور جهانی، برای حل بحران‌های مالی/ اقتصادی خود، به خاورمیانه نفتی روی می‌آورد و یک‌شبه از رهبران کشورهای پیرامونی که گردن‌فرازی کرده و به نظام بانکی سرمایه سرپیچی کرده‌اند دیوی می‌سازند و از هر طرف به او هجوم برده و کشور و ملتی را به خاک و خون می‌کشند، روشنفکر غرب‌زده و عموماً غرب‌نشین‌ها به جای گرگ‌های لعنتی دنیای سیاست و اقتصاد جهان سرمایه همچون جرج بوش، تونی بلر، سارکوزی و ... با تحلیل‌های عالمانه در جیب، سراغ فی‌المثل میلوشویچ یا قذافی و ... می‌روند و اینها را محکوم می‌کنند و با یک ندای سرگردان گرگ صفت سرمایه‌داری به خیابان‌های پاریس و لندن و غیره می‌ریزند و در کنار نتانیاهوها، سارکوزی‌ها، و تونی بلرها فریاد می‌زنند «من هم شارلی عبدو هستم!» به این ترتیب بر چشم میلیون‌ها قربانی جنایات «جامعه» شرور جهانی خاک می‌پاشند.
در پایان لازم است برای اطلاع گفته شود آغاز جنبش‌های اجتماعی و حرکت‌های مطالبانی به طور جدی و سازمان‌یافته از پایانه‌ی جنگ جهانی اول آغاز و در پایانه‌ی جنگ دوم جهانی تقریبا همه‌ی مستعمرات آسیائی و آفریقائی به استقلال رسیدند در این راه عوامل زیر نقش عمده را بازی کرده‌اند.
1. پیروزی ارتش سرخ بر آلمان هیتلری.
2. ضعف و ذلت دولت‌های استعماری اروپا.
3. کمک‌های نامحدود اتحاد جماهیر شوروی به جنبش‌های استقلال طلبانه بخصوص چین، کره، ویتنام، آنگولا، نامی‌بیای آفریقای آپارتاید و غیره.
جنبش‌های آزادی و استقلال خواهانه در روند مبارزاتی خود قهرمانان و رهبران بزرگی را در ابعاد جهانی، به عرصه‌ی وجود آوردند که دکتر احمد سوکارنو، هوشی مین، مائوتسه تونگ، لومومبا، نلسون ماندلا و آمیلکار کابرال، قوام نکرومه و ... از آن جمله‌اند. این شخصیت‌ها نه تنها در قاره‌ی خود به شهرت رسیدند بلکه یک چهره‌ی جهانی شدند.