24آوریل2017

24 فروردين 1395 نوشته شده توسط 

زبان منطق و احترام؛ نشان آگاهی و شناخت

بخش«خوانندگان» هفته متعلق به خوانندگان است. تنها محدودیت انتشار مطالب در این صفحه قوانین کاناداست. سلیقه سردبیر و دست‌اندرکاران هفته در انتشار مطالب در این بخش تاثیری ندارد. با پوزش که دو بخشی بودن این متن در شماره‌ی قبل ذکر نگردیده است.

نگاهی به بحث‌های دکتر فریدون بابایی و آقای ابو جعفر خدیر
فرزین طیرانی
P26
رسم خوبی در مجله هفته موجب شده است که به گذرگاه‌های تاریخ کشورمان به دیده عبرت و تجربه بنگریم. مرور وقایع تاریخی کشورمان در صد ساله اخیر بارها و توسط افراد مختلف و گروه‌هایی با تفکرات گوناگون صورت گرفته است. لزوم بازخوانی تاریخ کشورمان و التزام به عبرت گرفتن از وقایع پیش آمده، مانع از تکرار خطا در آینده خواهد شد. که آزموده را آزمودن خطاست. وجود قومیت‌های مختلف در کشورمان افتخار و فرصتی است که اگر نیک بیاندیشیم موقعیت‌هایی را برای تمامیت کشورمان ایجاد می‌کند که برای هر چه بارور شدن استعدادهای کشور کمک خواهد بود. ایجاد امکانات برابر و عادلانه، استفاده از نیروهای بالقوه اقوام در اداره کشور، اعطای آزادی در فراگیری زبان، آداب و رسوم آنان بر مبنای حفظ استقلال کشور و احترام به مرزهای شناخته شده کشور در رشد میهن‌مان، بی‌شک موثر و مفید است.
پس برای شناسایی و شناخت دقیق کشور، نیازمند به مطالعه و بررسی اتفاقات مختلف درگذرگاه‌های تاریخی هستیم. این امکان را به یکدیگر بدهیم که از نگاه خویش و براساس مطالعات و تجربه‌ی شخصی خود به گذشته برگردیم و با عدالت‌ورزی آن اتفاقات را با خوانندگان شریک شویم. با کمال تاسف در متن مقاله‌ای که در نقد مقاله جناب آقای دکتر فریدون بابایی در ارتباط با حکومت یک‌ساله آذربایجان در مجله ۱۵ بهمن ۱۳۹۴ درج گردیده بود به نحوی با نویسنده برخورد شده است که فرد دیگری مجددا به باز خوانی تاریخ کشورمان نپردازد.
صرف نظر از محتوی‌ اظهارات دکتر بابایی در این متن کوتاه، شایسته نیست به عنوان نقد او، به محکوم کردن افراد و جریانات قابل احترام مردم ایران متمسک شویم. انتقاد از عملکرد گذشتگان می‌تواند در فضایی دمکراتیک چه رودررو با طرفداران یا به طور محترمانه از طریق جراید امکان پاسخ دادن طرف مقابل را فراهم نماید. استفاده از کلماتی چون «شکست مفت و خفت بار نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق» پس از ۶۲ سال از سقوط دولت ملی دکتر محمد مصدق به دست کودتاگران آمریکا و انگلیس که از رهبران بزرگ شرق و تصویر کننده‌ی حرکت‌های ملی ضد استعماری در دوره‌ی خودمحسوب می‌شود، نه تنها جفای به نویسنده است که توهین به ملت ایران و توهین به حرکت‌های آزادی‌خواهانه کشورهای منطقه نیز هست که مصدق را الگوی حرکت‌های آزادی‌بخش خویش قرار داده اند.
گناه نویسنده مقاله اصلی این است که از حرکت کشوری خارجی که نیروهایش به هر بهانه مرزهای کشورمان را از شمال غربی مورد هجوم قرار داده بودند پشتیبانی نکرده است. آنچه مورد انتقاد نگارنده است عینا ذکر این نکته است که ما چرا زبان منطق و احترام را به فضای سرکوب و تهدید تبدیل نماییم. این‌گونه انتقاد، جز به نابودی فضای گفت‌وگو و آزاداندیشی نخواهد انجامید.