21نوامبر2017

18 فروردين 1395 نوشته شده توسط 

زن جوان گل به دست

P22-la-jeune-fille-a-la-fleur-2
پریسا کوکلان
«مارک ریبو» هنرمند عکاس فرانسوی در سال 1923 میلادی در نزدیکی لیون متولد شد و امروز 92 سال دارد. او در یک خانواده‌ی متمول و سرشناس اهل لیون فرانسه بزرگ شده است و عکاسی را از نوجوانی با دوربینی که از پدرش هدیه می‌گیرد شروع می‌کند. او استعداد بارزش در این زمینه را با انتخاب کادر و سوژه‌ی جذاب با اثر «نقاش برج ایفل» در سال 1953 نمایان می‌کند. آخرین نمایشگاه این هنرمند با عنوان «چشم اندازی از کوبا» در دانشگاه ییل Yale University در آمریکا از 28 مارس 2016 آغاز شده و تا 2 آوریل 2016 ادامه خواهد یافت.
جدای از سفرهایش در اروپا این هنرمند به کشورهای زیادی سفر کرده است که از آن میان می‌توان به کشورهای ترکیه، ایران، افغانستان، پاکستان، هند، چین و ژاپن اشاره کرد. در سال 1967 او در یک تظاهرات برای مقابله با جنگ در آمریکا شرکت می‌کند و تصویری را ثبت می‌کند که یکی از سمبل‌های صلح می‌شود. عکس «زن جوان گل به دست» در 21 اکتبر 1967 در واشنگتون در مقابل پنتاگون، در هنگام راهپیمایی برای صلح ویتنام متولد می‌شود. در سمت راست تصویر زن جوانی را می‌بینیم که به رو به رویش نگاه می‌کند و شاخه گلی را در مقابل صورتش نگه داشته است. در سمت چپ، در مقابل زن جوان سربازانی ایستاده اند که تفنگ هایشان را به سمت او نشانه گرفته اند.

P22-marc-riboud-1
«مارک ریبو» این تصویر را اینگونه توصیف می‌کند: «در آنجا دانشجوها، مبارزان حقوق مدنی، حامیان قدرت سیاه پوستان، لیبرالیست‌ها، هیپی‌ها، کارکنان فدرال و افرادی از طبقه متوسط حضور داشتند. برنامه تئاتر، کنسرت، مراقبه‌های بودیستی، سرود، شادی و خنده و تقسیم گل میان سربازان همراه با بوی ماری جوانا تلفیق شده بود. و در این میان «ژان روز» سرکش، آرمان گرا و سرسخت هم حضور داشت. او در شانزده سالگی معتقد بود که می‌تواند چیزهایی را در دنیا تغییر دهد. همین که جمعیت به پنتاگون نزدیک می‌شد گویی پر قدرت ترین ارتش دنیا به لرزه در می‌آمد. سربازانی که تا دندان مسلح بودند از ساختمان در مقابل جمعیت محافظت می‌کردند. اما «ژان روز» بی مهابا به آنها نزدیک می‌شد تا جایی که انگار می‌توانست سرنیزه‌هایشان را لمس کند. او آرزو داشت که می‌توانست با آنها صحبت کند، متقاعدشان کند و یا شاید آنها را نرم کند و یا در چشمانشان نگاه کند. ولی سربازان قدرت مواجهه با نگاه او را نداشتند. پس «ژان روز» دست هایش را از هم باز کرد تا آنها بتوانند به سینه‌اش شلیک کنند و ناگهان یک شاخه گل بیرون آورد و همچون شیئی مقدس و شکننده آن را جلوی صورتش گرفت.»
این عکس دور تا دور دنیا سفر کرده و به نمادی از گریز از خشونت و منبع الهام صلح جویان جهان مبدل شده است. این اثر تاریخ مصرف، قهرمان و سرزمین ندارد و به موضوعی تکیه می‌کند که بشر را سال‌ها در گیر خودش ساخته است.
«هاوارد گرینبرگ»، گالری‌دار آمریکایی، اذعان می‌کند که «مارک ریبو» توانایی این را دارد که انسانیت را در لحظات مختلف زندگی همچون سرخوشی و یا غم به چالش بکشد. او حتی می‌تواند زندگی را همچون رقصی زیبا نگاه کند و این کار را با طراحی حرکات انسان انجام می‌دهد. او معتقد است که «مارک ریبو» بر چیزی تکیه نمی‌کند و عکس‌هایش همیشه بر لب مخاطبش لبخند می‌نشانند. او می‌افزاید که تصویر «زن جوان گل به دست» دو جنبه دارد، هم تاریک و هم روشن است. زن جوان را در مقابل سرنیزه‌ی سربازان نشان می‌دهد و سال‌های جنگ ویتنام را تداعی می‌کند، ولی در نهایت چیدمانی خوشبینانه به وجود می‌آورد زیرا که مخاطب احساس می‌کند که زن جوان پیروز خواهد شد. این‌گونه است که این تصویر به نمادی از صلح جویی بدل می‌شود. «هاوارد گرینبرگ» در آخر می‌گوید: «ما فکر می‌کردیم که می‌توانیم دنیا را عوض کنیم و عکس مارک ریبو این امید را به ما می‌بخشد». این عکس امید بخش است، به انسانیت بها می‌دهد و حسی را در بیننده ایجاد می‌کند که هیچ‌گاه قدیمی نمی‌شود. حسی مشترکی که فارغ از هر ایده و تفکری، دوست‌داران صلح و آرامش را به هم پیوند می‌دهد.



محتوای بیشتر در این بخش: « آیراد Ayrad شنل قرمزی‌ها در شهر »