27آوریل2017

13 فروردين 1395 نوشته شده توسط 

به‌مناسبت روز تاریخی 29 اسفند، سالروز ملی شدن صنعت نفت ایران دولت مصدق، 28 مرداد، و دلائل پیروزی کودتا

54-1
فریدون بابائی خامنه

آیا کودتای 28 مرداد و پیروزی آن اجتناب ناپذیر بود؟ چرا روز 28 مرداد دکتر مصدق و رهبران احزاب ملی از مردم و هواداران نهضت ملی نخواستند که برای دفاع از دولت ملی و جنبش ملی ایران قیام کنند؟ امر طبیعی است که مخالفین خارجی و داخلی نهضت ملی ایران هر نوع توطئه و اقدام ممکن برای سرنگونی دولت ملی و مردمی دکتر مصدق را بکنند و کردند. آیا دولت ملی و رهبران نهضت ملی در مقابل آن اقدامات ضروری برای حفظ و پیروزی جنبش را به خوبی انجام دادند و یا اینکه اشتباهات آنها سهمی در شکست نهضت ملی و سقوط دولت دکتر مصدق داشت؟
در گذشته و حتی امروز ما هواداران نهضت ملی به طور علنی چندان علاقه به جستجوی اشتباهات دولت ملی و انتقاد از خود را نشان نداده‌ایم و بدون انتقاد گذشته اغلب اشتباهات تکرار می‌شوند. من روز کودتای 28 مرداد در تبریز توسط عوامل کودتا زندانی شدم و در زندان اولین بحثم نیز با زندانی‌های هوادار حزب توده درباره علل موفقیت کودتا شد. از این گفتگو در مقاله‌ای ذکری کرده‌ام (1). آن روزها مثل اکثر هواداران نهضت، علت شکست دولت ملی را به گردن مخالفین می‌انداختم. اما 62 سال بعد، نگاه و برداشت متفاوت زیر را پیدا کرده‌ام که با شما در میان می‌گذارم.
دکتر مصدق با تکیه به مبارزات و پشتیبانی مردم، پس از عمری مبارزه برای استقرار مشروطیت، استقلال ایران و حاکمیت ملی، با استفاده از شرایط بین‌المللی به‌خصوص تضاد‌ها و جنگ سرد بین بلوک غرب به رهبری آمریکا و بلوک شرق به رهبری روسیه شوروی و از جمله تضاد سیاسی بین آمریکا و انگلیس در باره ایران، به نخست وزیری رسید و صنعت نفت در سراسر ایران را ملی کرد.
دشمنان دکتر مصدق و نهضت ملی ایران در سال اول زمامداری او از یک طرف دولت انگلیس و دربار و هیات حاکمه‌ی وابسته به استعمار بودند، و از طرف دیگر حزب توده که وابسته به دولت شوروی بود. این حزب دکتر مصدق را عامل آمریکا و آمریکا را دشمن اصلی ایران معرفی می‌کرد.
دولت آمریکا در این مرحله شرکتی در صنعت نفت ایران نداشت و ملی شدن نفت ایران منافع آن دولت را مستقیما هدف قرار نداده بود. پیروزی حزب کمونیست در چین ترس آمریکا را در ایران، به علل فساد هیات حاکمه، نارضایتی مردم، همجواری با شوروی و خطر حزب توده تشدید کرده بود. در نتیجه هدف اصلی سیاست آمریکا در ایران جلوگیری از افتادن ایران در اردوگاه شوروی بود. بدین دلیل دولت آمریکا در سال اول حکومت دکتر مصدق در توطئه‌ها برای سرنگونی او با انگلستان و عوامل آن همکاری فعال نداشت و در مذاکرات نفت سعی می‌کرد که نقش رابط برای نزدیک کردن دو طرف را بازی کند. چون دولت ملی دکتر مصدق را مانعی در مقابل خطر شوروی و حزب توده می‌دانست.
دولت انگلستان و عوامل آن در ایران می‌خواستند و نفع‌شان نیز در این بود که خطر حزب توده را هر چه بیشتر نشان داده و آن را نتیجه سیاست‌های دکتر مصدق بدانند تا به این ترتیب شک و تردید دولت دموکرات آمریکا را برای شرکت در توطئه‌ها بر علیه مصدق از بین ببرند.
در سال دوم زمامداری دکتر مصدق، پس از قیام ملی سی‌ام تیر 1331، روش حزب توده تغییر کرد و تاکتیک تشکیل «جبهه واحد ضد استعمار با جبهه ملی» جانشین مبارزه مستقیم با دولت مصدق و «جبهه ملی عامل امپریالیسم» شد. این تغییر سیاست یکی از عوامل تقویت نسبی سازمان‌های وابسته به حزب توده و چند دستگی هواداران نهضت ملی در این دوره گردید علاوه بر آن سیاست انگلستان در باره‌ی وابسته نشان دادن دکتر مصدق به دولت شوروی و عوامل آن را یاری کرد. عوامل انگلیسی و دربار نیز سیاست بزرگ نمائی حزب توده و خطر ناشی از آن را تشدید کردند.
با روی کار آمدن چرچیل محافظه کار در انگلستان و ژنرال آیزنهاور جمهوری‌خواه در آمریکا و رد پیشنهاد مشترک آنها در باره نفت ایران توسط دکتر مصدق، سیاست آمریکا تغییر کرد. «ایدن» وزیر خارجه انگلستان با تکیه به خطر روزافزون حزب توده و عدم امکان مذاکره و توافق با دکتر مصدق برای قبول شرکت کمپانی‌های نفتی آمریکا در تقسیم نفت ایران، دولت جمهوریخواه آمریکا را قانع کرد تا در توطئه برای سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق شرکت کند. طرح آژاکس در این زمینه‌ی ملی و بین‌المللی تهیه شد و به تصویب و اجرا گذاشته رسید. (3 و 4)
دکتر مصدق در مسئله نفت و ملی شدن آن هدف اصلی مبارزات را قطع ایادی استعمار و نفوذ سیاسی و اقتصادی انگلستان و استقرار حاکمیت ملی ایران می‌دانست. او حاضر نبود به خاطر استفاده اقتصادی از نفت، شرایطی را قبول کند که در نظر او مخالف اصل ملی شدن نفت و استقلال ایران بود.
از طرف دیگر سیاست نفتی دولت دکتر مصدق، به‌علت عدم آگاهی عمیق مشاوران او در باره تحول تولید جهانی نفت بعد از ملی شدن نفت ایران، بر این پایه بود که غرب نمی‌تواند از نفت ایران، در کوتاه یا میان مدت، صرف نظر کند و اگر از نظر داخلی دولت ملی ایران بتواند مقاومت کند غرب نمی‌تواند شرایط ایران را قبول نکند. اما مرور زمان نشان داد که در این مورد نا آگاهی اطرافیان مصدق منجر به ارزیابی اشتباهی شد و قبول پیشنهادهای موقتی و یا عقب نشینی تاکتیکی را در مذاکرات نفت غیر ممکن گردانید.
دکتر مصدق و مردم ایران در روز کودتای 28 مرداد، پس از رفراندم و انحلال مجلس 17 و رویدادهای 25-27 مرداد، در مقابل چه انتخابی قرار گرفته بودند؟

54
با وجود تصمیم دکتر مصدق، نخست وزیر قانونی می‌توانست به تشکیل شورای سلطنتی (بعد از فرار شاه به خارج) و برگزاری انتخابات دوره 18 مجلس شورای ملی مبادرت ورزد. اما حزب توده با تمام نیروی خود در تهران و شهرستانها با این تصمیم مخالفت کرده و با شعار «سرنگونی سلطنت» و «استقرار بی درنگ جمهوری دموکراتیک» و تشکیل جبهه واحد ضد استعمار با رهبری آن حزب، تظاهرات مداومی را به راه انداخته بود. در تهران و برخی از شهرستان‌ها خیابان‌ها در تصرف آنها و یا طرفداران قلابی حزب توده بود. هواداران نهضت ملی دچار سرگیجه شده و حتی گاهی دنباله روی از شعارهای عوام پسند حزب توده کرده و یا در انتظار خط مشی روشن رهبران احزاب ملی بودند. این وضع در اذهان مردم امکان استقرار «جمهوری دموکراتیک توده‌ای» و سقوط دولت مصدق به‌دست آنها و یا کودتاگران را متصور می‌کرد.
از سوی دیگر چون دکتر مصدق از نظر مذاکرات در باره نفت با انگلیس و آمریکا به بن بست رسیده بود، با انحلال مجلس 17 پایگاه قانونی خود را از دست داده بود و از طرف شاه از نخست وزیری برکنار شده و پشتیبانی نیروهای نظامی و طرفداران کاشانی را از دست داده بود و قادر به برقراری نظم قانونی به نظر نمی‌آمد. ادامه مقاومت دکتر مصدق امکان جنگ داخلی را به وجود می‌آورد. برنده این جنگ داخلی، بین مخالفین شاه به رهبری حزب توده و طرفداران نظامی و غیرنظامی سلطنت با پشتیبانی آمریکا و انگلیس، حتما نهضت ملی و دکتر مصدق به نظر نمی‌آمد. از این رو به نظر من شادروان دکتر مصدق رضایت به جنگ داخلی نداد و با سکوت خود نوعی تسلیم کودتا شد. با این روشن بینی ایران را از افتادن به دست وابستگان روسیه شوروی و دخالت نظامی غرب و کشتار مردم هوادار نهضت ملی نجات داد.
در چنین شرایطی برای اکثریت هواداران نهضت ملی انتخاب بین بد و بدتر بود. یعنی انتخاب بین ادامه‌ی سلطنت و حکومت کودتاچیان وابسته به استعمار غربی از یک طرف و استقرار «جمهوری دموکراتیک وابسته به شرق» از سوی دیگر. چون متاسفانه وضع دولت مصدق و رهبری نهضت ملی راه سوم را عملا غیر محتمل کرده بود. راه سومی چون بقای حکومت ملی دکتر مصدق در آن شرایط. این فضا و بن بست‌های آن روزهای حساس، زمینه‌ی داخلی موفقیت کودتا را فراهم ساخت.
اطلاعات و تجربیات ده‌ها سال بعد از کودتا نشان می‌دهد که اشتباهات حکومت دکتر مصدق و نهضت ملی متعدد و چند جانبه بودند. دولت ملی با وجود تجربه قیام 30 تیر سیاست‌های ضروری برای جلوگیری از کودتا و پیروزی نهضت ملی را پیش نگرفته بود. پیشنهاد‌ها و انتقادات برخی از رهبران نهضت ملی را درباره‌ی ضرورت تشکیل حزب فراگیر ملی و گارد ملی، خنثی کردن تاکتیک‌های «توده نفتی» برای قوی نشان دادن حزب توده، وابسته نشان دادن دکتر مصدق به اردوگاه شوروی و خطر تسلط آن و در نتیجه از بین رفتن تضاد بین انگلستان و آمریکا در باره ملی شدن نفت ایران مواردی بودند که مورد اعتنا قرار داده نشدند! از سوی دیگر دکتر مصدق در مذاکرات با دول غربی امکان سازش موقتی را کنار گذاشت.
شادروان خلیل ملکی رهبر حزب زحمتکشان ملت ایران (نیروی سوم) در مقاله ای تحت عنوان «سرنوشت تاریخی لیبرالیسم در دو قرن اخیر» در مجله «علم و زندگی»، چندین ماه قبل از کودتا (2)، تجزیه و تحلیل روشن کننده‌ای کرده و موفقیت کودتای احتمالی را در صورت ادامه سیاست‌های اشتباه جاری پیش بینی می‌کند. او می‌نویسد:
... «پس از راندن عمال مستقیم بیگانه از ایران، لازمه رهبری نهضت ملی این بود که دستگاه دولتی قدیم را که موثرترین آلت و ابزار استعمار است می‌شکست و درهم می‌ریخت و از عناصر مفید آن به اتفاق عناصر ملی دیگر، دستگاهی متناسب با هدف‌های نهضت ملی به وجود می‌آورد. دولت دکتر مصدق از نتایج تلخ و تاریخی غفلتی که در این باره روا می‌دارد غافل است... طبقات ممتاز و در عین حال منحط به مناسبت حمایتی که از طرف دولت‌های استعماری می‌شوند در صورتی که جبهه ملی و یا هر نهضت ملی دیگر نتواند وظیفه تاریخی خود را انجام دهد، این طبقات صاحب امتیاز، به بهانه ساکت کردن حزب توده، هر آن مهیا و آماده برای استقرار زور و قدرت خود با خشن‌ترین روش‌ها خواهند بود...
آیا دکتر مصدق و دستگاه رهبری حاضر نهضت ملی ایران با هدف اجتماعی و روش سیاسی خود قادرند که به دو نیرو و یا دو مشکل یعنی هیات حاکمه و حزب توده غلبه کنند؟ لیبرالیسم دکتر مصدق و رهبری نهضت ملی ما، مانند مکاتب لیبرال، هدف اجتماعی معین و مشخّص و روش قاطعی ندارد ... اگر این وضع ادامه پیدا کند مطابق سوابق تاریخی در ایران، از طرفی توده‌ای‌ها و از طرف دیگر رقبای خارجی آنان یعنی آمریکا و انگلیس، عکس العمل نشان خواهند داد و چون در شرایط حاضر روی کار آمدن حکومت توده‌ای زمینه داخلی و خارجی ندارد یک حکومت شبه فاشیستی به‌وجود می‌آید تا بتواند از تقویت حزب توده جلوگیری کند.
برای اجتناب از پیدایش حکومت قلدری یا فاشیستی باید راهی را طی کنیم که اروپای غربی با توسل به دموکراسی متمرکز و سوسیالیسم دموکراتیک پیش گرفته است ... باید روش دموکراسی پارلمانی ما توام با دموکراسی متمرکز گردد یعنی انضباط دموکراتیک جای هرج و مرج و بی انضباطی را بگیرد. آن آزادی‌خواهی که به غارت‌گران متنفذ و سرمایه‌دار از طرفی آزادی در غارتگری و به خرابکاران آزادی به خراب کاری می‌دهد آلت دست و ابزار متناسبی در مقابل افکار توتالیتر قرن بیستم نیست. برای مبارزه با فاشیسم و کمینترنیسم، باید به سوسیالیسم دموکراتیک و کار مطابق نقشه و هدف متوسل شد».
به این ترتیب زمینه برای کودتا و موفقیت آن آماده شد و در روز 28 مرداد مقاومت ملی همراه با پیروزی نظیر قیام ملی سی تیر ممکن نشد. سخنانم را با گفتاری از شادروان دکتر صدیقی وزیر کشور دولت ملی دکتر مصدق در مصاحبه ای (3) خاتمه می‌دهم:
... «هرچند عمل دکتر مصدق از حیث سیاسی مواجه با شکست شد اما آثار حقوقی و تاریخی آن باقی ماند. از نظر حقوقی مخالفان به رغم زد و بند‌ها نتوانستند اصل ملی شدن صنعت نفت ایران را نفی کنند و از نظر تاریخی تاثیر کار او در ایران و دیگر کشورهای استعمار زده، محفوظ مانده و مورد توجه است» ...


منابع:
1 به مناسبت پنجاهمین سالگرد کودتای 28 مرداد 1332 فریدون بابائی، نشریه بازار مونترال، شماره 155 و 156، سال 1382
2 خلیل ملکی، مجله علم و زندگی، ص 580 ، 1331
3 جنبش ملی شدن صنعت نفت و کودتای 28 مرداد 1332 به قلم سرهنگ غلامرضا نجاتی 1369
4 کودتای 28 مرداد 1332 به قلم مارک ج گازیوروسکی، ضمیمه منبع3



بخش«خوانندگان» هفته متعلق به خوانندگان است. تنها محدودیت انتشار مطالب در این صفحه قوانین کاناداست. سلیقه سردبیر و دست‌اندرکاران هفته در انتشار مطالب در این بخش تاثیری ندارد