22می2017

28 بهمن 1394 نوشته شده توسط 

زبان مادری و رسالت زبان‌شناسی

به بهانه روز جهانی زبان مادری، 21 فوریه
P56.Mother-tongue-01
پانته‌آ مارالانی؛ کارشناس ارشد زبانشناسی
یونسکو به منظور گسترش آگاهی از تنوع زبانشناختی و فرهنگی و چندزبانه بودن روز 21 فوریه را به عنوان روز جهانی «زبان مادری» نامگذاری کرده است. تاریخچه این روز که از سال 2000 به رسمیت شناخته می‌شود، به حرکت گروهی از دانشجویان در بنگلادش برمی‌‌گردد که در چنین روزی در سال 1959 به تحمیل زبان اردو به عنوان زبان رسمی کشور خود اعتراض کردند و خواستار حق خواندن و نوشتن و تکلم به زبان مادری‌شان «بنگالی» شدند که یکی از دو زبان ملی پاکستان شرقی بود. ماموران پاکستانی این دانشجویان را در نزدیکی دادگاه داکا که پایتخت بنگلادش امروزی است به گلوله بستند. بنای یادبودی در داکا برای بزرگداشت این شهدا ساخته شد که چهار کپی از آن در لندن، سیدنی، توکیو و تورنتو نیز نصب شده است.

آنچه در این روز گرامی می‌داریم اهمیت زبان مادری به عنوان نزدیکترین زبان به قلب و افکار و احساسات ما است. این روز به ما یادآوری می‌کند که هر فرد می بایست حق تکلم به زبان مادری خود را داشته باشد و بتواند آن را فارغ از محل زندگی به نسل آینده خود انتقال دهد.

زبانی که به رسمیت شناخته نشود، محکوم به نابودی در طی زمان است. بدین ترتیب، برای آن‌که زبان به خوبی شکوفا شده و تکامل یابد، می‌باید به طور رسمی شناخته شده و در زندگی روزمره به کار رود. زبان مادری عامل موثری در شکل‌گیری هویت فردی است. پیشرفت روانی و شخصیتی کودک به چیزی بستگی دارد که از طریق زبان مادری به او انتقال داده می‌شود. براین اساس است که روانشناسان تاکید دارند آنچه هنگام سخن گفتن با کودک عبارات و واژگان را با دقت انتخاب کنیم. درک اولیه کودک از جهان اطرافش، یادگیری مفاهیم و مهارت‌‌ها با زبانی آغاز می‌شود که اولین بار به او آموخته شده است. به همین ترتیب کودک اولین احساسات، شادی، ترس، و اولین کلماتش را به زبان مادری بیان می‌کند. زبان مادری نقش مهمی در شکل‌گیری تفکرات و عواطف و دنیای روحی ما دارد، چون مهم‌ترین مرحله زندگی فرد، یعنی کودکی، با این زبان درآمیخته است. پیوند عمیق بین کودک و والدین (به ویژه مادر) با عشق، محبت، زبان بدن و از همه مهم‌تر زبان کلامی ایجاد می‌گردد. هنگامی که فردی به زبان مادری شما صحبت می‌کند، ارتباط عمیقی با قلب، مغز و زبان شما برقرار می‌کند. نقل قول معروفی از نلسون ماندلا گفته می‌شود، «اگر با کسی به زبانی که می‌فهمد صحبت کنید، کلام شما به فکر او نفوذ می‌کند. اگر با او به زبان خودش (زبان مادری) صحبت کنید، کلامتان به قلب او نفوذ خواهد کرد». مطالعه Alice Mado Proverbio، استاد الکتروفیزیولوژی شناختی دانشگاه Milano-Bicaco میلان، مهر تاییدی بر نقل قول ماندلاست. او در این مطالعه پانزده مترجم ایتالیایی که برای اتحادیه اروپا کار می‌کردند و کاملا به زبان انگلیسی تسلط داشتند را مورد بررسی داد. نتایج تحقیق حاکی از تفاوت‌‌های حیرت‌آور در عملکرد مغز این افراد در هنگام مواجهه با کلمات زبان مادری خود در مقایسه با مواجهه با کلمات زبان‌‌های دیگری بود که به آن‌ها نیز مسلط بودند. حدود 170 میلی‌ثانیه بعد از این‌که یک کلمه فرد نشان داده شد، محققین یک «نقطه اوج» در فعالیت الکتریکی نیم‌کره چپ مغز او ثبت کردند. نیم‌کره چپ جایی است که حروف را به عنوان بخشی از کلمه، قبل از آنکه معنی کلمه در ذهن متبادر شود، تشخیص می‌دهد. این امواج مغزی هنگامی که کلمه ایتالیایی نشان داده می‌شد، یعنی به زبانی که فرد قبل از پنج سالگی آموخته بود، دامنه بسیار بالایی داشتند. به گفته این محقق «نتایج نشان می‌دهند که مغز چگونه زبان‌‌هایی را که در اوایل کودکی می‌آموزد به شکلی متفاوت از زبان‌‌هایی که بعدا یاد می‌گیرد جذب کرده و به خاطر می‌آورد». خانم آلیس پرُوربیو این تفاوت‌ها را به این موضوع نسبت می‌دهد که مغز هنگام دریافت کلمات زبان مادری، همزمان دانش بصری، صوتی، عاطفی و غیرزبانی را هم یادآوری و بازیابی می‌کند. به این معنا که زبان مادری حکم جرقه ای برای راه افتادن مجموع‌های از پیوستگی‌‌های درون مغز را دارد که خود را به شکل فعالیت الکتریکی بیش‌تر نشان می‌دهند. «زبان مادری ما زبانی است که برای تفکر، تخیل و درک عواطف از آن استفاده می‌کنیم».(2009)

کودک از طریق زبان مادری با والدین، خانواده، اقوام، فرهنگ، تاریخ، هویت و مذهب خود ارتباط برقرار می‌کند. زبان اول، کودک را به فرهنگ جامع‌های که از آن می‌آید و هویت او را شکل می‌دهد پیوند می‌دهد. بسیاری از کودکان خانواده‌‌های مهاجر، که زبان مادری خود را به خوبی نمی‌دانند، در معرض بحران هویت قرار می‌گیرند. هنگامی که کودکی زبان خود را به خوبی بلد نیست نمی‌توان گفت که با فرهنگ خود به درستی آشنا خواهد شد، چرا که زبان و فرهنگ بسیار در هم‌تنیده هستند. زبان مادری یکی از قدرتمندترین ابزار‌های حفظ و اشاعه فرهنگ و پیوند‌های فرهنگی است. کودکانی که با فرهنگ، زبان و تاریخ خود بیگانه می‌مانند، اعتماد به نفس، به خانواده، جامعه و ملتی که به آن تعلق دارند را از دست داده و چار‌های جز کاوش برای یک هویت جایگزین نخواهند داشت. کودک خود را با زبان و فرهنگی می‌شناسد که به خوبی به آن تسلط داشته باشد.

اسکوتناب-کانگاس Skutnabb-Kangas محقق مباحث حقوق انسانی زبانشناختی «LHR»Linguistic Human Rights معتقد است حال که حقوق بشر به دغدغه مهمی در سطح بین‌المللی و بین حکومت‌‌های مختلف تبدیل شده است، می‌باید نقش زبان را هم به عنوان یکی از نیاز‌های حقوق انسانی مورد تاکید و توجه قرار داد. او حقوق زبانشناختی را یکی از حقوق ابتدایی بشر دانسته و می‌گوید اکثریت‌‌های زبانی، یعنی کسانی که به زبان غالب یک منطقه تکلم می‌کنند، از تمامی حقوق انسانی زبانشناختی بهره می‌برند، در حالی‌که اقلیت‌‌های زبانی از آن‌‌ها بی‌نصیبند. این در حالی است که تن‌ها چند صد زبان از بین 6-7000 زبان موجود در دنیا رسمی هستند و از همه‌ی مزایای حقوق زبانشناختی برخوردارند.

• به رسمیت شناختن LHR یا حقوق انسانی زبانشناختی در سطح فردی به این معناست که هر کس بتواند خود را به شکلی مثبت با زبان مادری خود شناسایی و هویت‌یابی کند و آن هویت‌یابی فارغ از این‌که زبان مادری آن‌‌ها زبان اکثریت یا اقلیت است، مورد احترام قرار گیرد. یعنی حق یادگیری زبان مادری، که حداقل شامل تحصیلات ابتدایی از طریق زبان مادری است، و حق استفاده از آن در بسیاری از بافت‌‌ها و موقعیت‌‌های رسمی و دیوانی. (1995)

• در سطح گروهی، حقوق انسانی زبانشناختی به این معناست که گروه‌‌های اقلیتی حق وجود و حضور داشته باشند، بتوانند زبان خود را به کار برده و توسعه دهند و مدارس و موسسات آموزشی به زبان خود تاسیس و اداره کنند.

اسکوتناب-کانگاس و فیلیسون Philipson 1986 در مطالعه دیگری ضمن پرداختن به مکانیزم‌‌های سیاسی که به کمرنگ شدن و کم‌ارزش جلوه‌دادن زبانِ مادری اقلیت‌‌ها می‌انجامند، از واژه Linguicism (تبعیض زبانی) استفاده می‌کنند. به نظر آن‌‌ها اکثریت افراد چندزبانه (multilingual)، چندزبانه هستند نه به خاطر این‌که چندزبانه بودن برای آن‌‌ها مطلوب و خوشایند بوده است. بلکه چون تمام افرادی که زبانِ مادری آن‌‌ها فاقد حقوق رسمی در کشور خود بوده است، مجبور شده‌اند که علاوه بر زبان خود، زبان یا زبان‌های دیگری را هم بیاموزند. لیکن چون قدرت کم‌تری دارند (و قادر نبوده‌اند حقوق رسمی زبان خود را طلب کنند) قدرت کم‌تری از یک‌زبانه‌‌ها دارند.

«تبعیض زبانی مجموعه ایدئولوژی‌‌ها و ساختار‌هایی است که برای قانونی کردن، عملی ساختن و بازتولید تقسیم ناعادلانه قدرت و منابع (مادی و غیرمادی) بین گروه‌‌هایی استفاده می‌شود که براساس زبان (زبان مادری خود) تعریف می‌شوند».

سیستم‌‌های قدرتمند گاهی به این خاطر مانع از رشد و توسعه زبان‌‌های دیگر می‌شوند که آن‌‌ها را کم‌ارزش‌تر و کم‌اهمیت‌تر می‌بینند. پاتانایاک Pattanayak در تحقیق خود اشاره می‌کند که از نظر گروه قدرتمند، شکل ایده‌آل یک کشور این است که تک‌زبانه باشد. اگر دوزبانه بود، جای افسوس دارد ولی کشور چندزبانه نهایت توسعه‌نیافتگی و بربریت است (1986).در این دیدگاه تمام کشور‌ها باید سعی کنند در جهت به تک‌زبانه بودن حرکت کنند.

اما سوالی که مطرح می‌شود این است که پس تکلیف بقیه زبان‌‌ها چه می‌شود؟ تعداد زبان‌‌ها از تعداد کشور‌ها بیش‌تر است و اگر همه کشور‌ها سعی کنند تک‌زبانه شوند، چه سرنوشتی در انتظار بقیه زبان‌ها و متکلمین آن‌‌ها خواهد بود؟ آیا همگی باید تک‌زبانه شوند؟ آن زبان مشترک زبان «قدرتمند و غالب» خواهد بود یا زبان مادری خودشان؟ اگر جواب مورد اول باشد، پیامد این فرآیند منسوخ شدن بقیه زبان‌هاست. آیا بقیه باید دوزبانه شوند؟ اگر این چنین است، دوزبانگی باید با چه سیستم و شرایطی صورت بگیرد؟ کودک متعلق به جمعیت اقلیت باید به چه زبانی آموزش ببیند تا به یک دوزبانه موفق تبدیل شود؟ بیش‌تر به زبان مادری یا به زبان غالب؟ چالش‌‌های این حوزه (هدف تک‌زبانه یا چندزبانه بودن) و ابزار آن (آموزش به زبان مادری یا به زبان دوم) نیازمند بحث و بررسی طولانی‌تری است که در این یادداشت نمی‌گنجد، اما آنچه مسلم است رسالتی است که بر دوش زبانشناسان زبان‌‌های اقلیت در به چالش کشیدن نگاه تبعیض‌آمیز و غیرعلمی به زبان‌هاست. آن‌‌ها می‌بایست برای پیشرفت فرهنگی و زبانی خود، سیستم‌‌های آموزشی را آگاهی ببخشند و در شرایطی که یادگیری زبان دوم برای یک کودک الزام به شمار می‌رود، خواستار امکانات عادلانه برای یادگیری و حفظ زبان مادری نیز باشند.

Mado Proverbio, A., Adorni, R., & Alberto Zani.,(2009) Inferring native language from early bio-electrical activity. Biological Psychology. Elsevier.Volume 80, Issue 1, January 2009, Pages 52–63

Skutnabb-Kangas, T., Phillipson, R., & Mart Rannut (1995).Linguistic Human Rights: Overcoming Linguistic Discrimination. Berlin, New York: Walter de Gruyter

Skutnabb-Kangas, T., & Phillipson, R., (1989). 'Mother Tongue': The Theoretical and Sociopolitical Construction of a Concept. In U. Ammon (Ed.), Status and Function of Languages and Language Varieties. Berlin, New York: Walter de Gruyter.

Pattanayak, D.P. (1986). Educational use of the mother tongue. In B. Spolsky (ed.)pp.5-15.