27جولای2017

28 بهمن 1394 نوشته شده توسط 

با «شاگرد عطار»

با بهنام گرزن:«شاگرد عطار» افتخاری است که خود بر سینه‌ام می‌زنم

P12.Behnam-Garzan

علی زندیه وکیلی
خود را «شاگرد عطار» معرفی می‌کند. متولد 1343 است و وارث پنج نسل تجربه‌ی طب سنتی. از سال 1355 همراه پدر و پدربزرگ این کار را همچون باقی خانواده‌ی «گرزن خورشیدی» به دست گرفته است. بهنام گرزن حالا این‌جا در مونترال است. دو هفته‌ی پیش مهمان «هفته» بود و هفته‌ی پیش نیز فرصتی به‌وجود آمد تا گفت‌وگویی کوتاه با هم داشته باشیم تا از دغدغه‌هایش بگوید. که چرا این بارِ سنگین تجربه را برداشته و آمده و در این شهر دوباره شروع کرده و آستین بالا زده برای سلامت تن و جان. پای صحبت‌هایش نشستیم و خلاصه‌اش را قلمی کردیم تا شما عزیزان نیز با او بیش‌تر آشنا شوید.

جناب گرزن گرامی به عنوان سوال نخست چند سال است كه به طب سنتى به شکل يك حرفه اشتغال داريد؟ چون با استناد به گفتار خودتان اين حرفه آبا اجدادى است و از نسل‌های پيشين به شما واگذار شده است.
ابتدا به اين موضوع اشاره می‌كنم بخشى از عطارى كه به فروش ادويه‌جات و اقلام عطارى مربوط می‌شود حرفه عطارى محسوب می‌شود و آنچه كه به امور سلامتى منسوب می‌شود مكتبى است كه ذاتا نگاه حرفه‌اى در آن نقشى ندارد. و توضيح اين كه از كودكى همراه پدر و پدر بزرگم بودم و روزهاى متعددى را با علاقه در دكان عطارى در مختارى اميريه و بازار عطاران كه در بازار نجارها واقع شده بود پشت سر گذاشتم. شايد اگر درس و مدرسه امان می‌داد از همان شش سالگى تكليفم براى خودم معلوم بود.

آيا هميشه در يك دكان عطارى می‌كرديد يا شغل ديگرى هم داشتيد؟
از آنجايى كه تشويق خانواده براى من همواره در جهت ادامه تحصيل و فعاليت دانشگاهى بود، حدود هشت سال، روزها در يكى از گروه‌های آموزشى دانشكده پزشكى و دانشكده بهداشت دانشگاه علوم پزشكى تهران فعاليت می‌كردم اما تلاشم بر اين بود بعد از پايان كار به دكان عطارى بروم و چون فرصت نمی‌كردم ابتداى صبح با پدر باشم، سعى می‌كردم از سر چراغ تا آخر شب همراهشان باشم. پس از مهاجرت خانواده‌ام و سفر پدر مجبور شدم از كار در دانشگاه دست بكشم و با استخدام چند نفر عطارى را اداره كنم.

ارتباط قلبى يا روحى شما با اين حرفه چه تاثيرى بر روند درمان مراجعه كنندگان يا بيماران داشت؟
هميشه احساس می‌كردم همه حال‌شان بهبود پيدا می‌كنند و از شيوه درمانشان رضايت دارند.

واقعا فكر می‌كنيد ديگران هم نظرشان همين‌طور بود؟
البته. با توجه به عدم حمايت سيستم‌های نظارتى از عطارى‌ها چنانچه يك مورد نارضايتى پيش می‌آمد براى پلمپ عطارى هجوم می‌بردند و اين‌كه از سال ١٣٠٧ تا چند سال پيش كه دكان عطارى در يك محل استقرار داشت به نظر می‌رسيد حداقل شكايتى وجود نداشته و اين نكته كه مراجعين معمولا از طريق كسانى معرفى می‌شدند كه نتايج مثبتى با شيوه درمان‌شان گرفته بودند حاكى از نتايج موفقيت آميز بود.

چرا اين حرفه آبا اجدادى نتوانست شما را در ايران نگه دارد و این‌که چرا ايران را ترك كرديد؟
روح من كه همچنان در ايران و لابلاى خشت و تار و پود همان محله و همان دكان نگه داشته شده است. و اما ترك وطن دلايل فراوانى داشت. در سى سال گذشته ورود افراد سودجو به اين حرفه مقدس، قدرى خاطرم را آزرد اما در سال‌های اخير، ورود افراد شياد به اين حرفه ديگر ننگى بود بر حرفه عطارى.
روزگارى در تهران و شميران و شاه عبدالعظيم به تعداد انگشت شمارى عطارى وجود داشت و همان تعداد پاسخگوى نياز شهروندان بودند، اما اين اواخر كه در هر كوچه و خيابانى ده‌ها عطارى در غالب داروى ترك اعتياد، مواد مخدر شهر و كشور را تامين و پخش می‌كردند، ديگر جايى براى خدمت ما باقى نبود.
روزى افتخار می‌كردم كه پيش دوستانم بگويم كه پدرم عطار است و ديگران می‌پرسيدند همان‌هايى كه با فرآورده‌های طبيعى بيماران را درمان می‌كنند؟ و لابد روزگاری از پسرم می‌پرسيدند عطارى همان شغلى است كه به طريقه قانونى مواد مخدر پخش می‌كنند؟
براى دانشگاه طب ايران اسلامى هم تلاش خودم را كردم اما بى‌نتيجه بود و سرگرم بازى مافياى ميلياردى داروسازى و خودمانى‌ها بودند. از طرفى اخلاق عطارى و اين داستان‌ها از حوصله آن‌ها خارج بود و از سوى ديگر تلخى طعم حق الناس كه با ورود به اين بازى عايد می‌شد، در جيب ما جايى نداشت.

آيا در اين استان شرايطى در زمينه كار شما مهيا است و يا بايد خودتان اين شرايط را مهيا كنيد؟
خوشبختانه شيوه تفكر مسئولين بسيار مثبت بود و شرايط فعاليت مهيا شد و از سوى ديگر افراد بسيار زيادى در اين شهر اشتياق خود را به حفظ و ارتقاء سطح سلامتى‌شان با اين روش نشان داده‌اند و تا امروز از حمايت‌های ارزشمندى برخوردار بوده‌ام.
تصورم اين است كه دليل گشايش مسيرم در اين جهت ايمانى است كه به رسالت خودم در اين جهان به عنوان يك عطار دارم و به همين دليل نيز همواره خودم را شاگرد اين مكتب معرفى می‌كنم.

چه برنامه‌اى براى آينده شغلى خودتان داريد؟
اين‌جا در كلينيكى يك تيم مشاوره تشكيل داده‌ايم و با همين بضاعت محدود از نظر اقلام موجود طبيعى در خدمت علاقمندان هستم و همه‌ی گذشته و آينده شغلی‌ام در همين راستا بوده و همچنان مستدام است.
تا كنون در هيچ رسانه‌اى جهت تبليغات اقدام نكرده‌ام و مراجعين ساكن منطقه زندگى‌ام ساعات خدمت‌گزارى‌ام را پر می‌كنند، با اين حال همچنان و با كمال ميل پاسخگوى هم‌وطنان علاقمند ساكن در ايران و نیز ايرانيانى بوده‌ام كه از نقاط مختلف تماس گرفته‌اند و سپاس از پروردگار چنانچه توانسته‌ام خدمتى انجام دهم.

با توجه به شرايط آموزشى كه در اين استان به‌تر از ساير استان‌ها مهيا است آيا برنامه‌‌اى براى آموزش اين حرفه در مونترال داريد؟
اولين اقدام من پس از ورود به مونترال كسب مجوز آموزشى بود. دليل تامل در برگزارى كارگاه آموزشى زمان بيش‌ترى است كه براى فراگيرى زبان تخصصى اين علم طلب می‌كند.

جناب گرزن گرامی از شما سپاسگذارم

گفت‌وگوی ای‌میلی با آقای بهنام گرزن توسط علی زندیه‌وکیلی، در تاریخ 10 فوریه 2016 برای انتشار در مجله «هفته» مونترال انجام شد.