16آگوست2017

09 دی 1394 نوشته شده توسط 

«خاطره‌ای تلخ و داستانی شرم آور»‌ و نوشته خانم عذرا عابدی

وضعیت پناهندگانِ در کانادا و در ایران
شایسته الهامی

در مورد مسئله مربوط به اذیت و آزار و بد رفتاری ایرانی‌ها با برادران و خواهران افغانی، در ایران نظر من این است که ما نمی‌توانیم مسائل جامعه شناسی را مثل قوانین ریاضی فرموله کرده و بصورت سیاه و سفید ببینیم و راجع به آن حکم صادر کنیم. در خود کانادا سال‌های سال است که حتی با مردم و صاحبان اولیه این مملکت یعنی با بومیان بدرفتاری کرده‌اند. پرونده‌های کشتار و تجاوز و بدرفتاری با آنها تازه دارد رو می‌شود تازه اگر آقای‌هارپر روی کار بود، شاید همین اندازه هم از بدرفتاری‌ها رو نمی‌شد. در نتیجه رفتار حکومت و یا عکس‌العمل جامعه روشنفکری اینجا نمیتواند مثال خوبی باشد. اگر جلوی ایستگاه‌های مترو را نگاه بکنید پر است از آدم‌هایی که نشان می‌دهد جزو بومیان هستند. تا همین سی سال پیش یک نفر از این‌ها را در شهر و جلوی ایستگاه‌ها نمی‌دیدیم. ولی حالا به برکت گلوبالیسم و جهانی شدن سرمایه‌ها این بی‌خانمان‌ها هر روز تعدادشان بیشتر می‌شود.
در شهر کله، از شهر‌های نزدیک پاریس، یکی از کمپ‌های مهاجران که افغان‌ها و سوری‌ها و عراقی‌ها و... در آن سکونت دارند برپا است. اخیرا گزارشی در دموکراسی ناو تهیه شده بود، که نشان می‌دهد آنجا مثل حلبی آباد بود، قابل تصور نبود که شهری در 60 کیلومتری پاریس باشد. کشوری که مهد تمدن و دموکراسی است، از یک طرف حکومت به خاطر پیش بردن هدف‌های خودش با تبلیغات همه را تبدیل به «شارلی» می‌کنند ولی از طرف دیگر زندگی و جان این پناهنده‌ها اینقدر بی‌اهمیت است که در زاغه زندگی کردن را منتی بر سر آنها می‌داند . چون تعداد پناهنده‌ها کم هست کنترل آن‌ها راحت است و اجازه نمی‌دهند که از آن محل خارج شده و به سایر قسمت‌های کشور بروند. این گزارش‌ها توسط خانم گودمن در همان روزهای مربوط به کنفرانس محیط زیست در اوایل دسامبر تهیه شده است لینک آ ن را می‌توانید در سایت دموکراسی ناو پیدا کنید. در سویس مهد تمدن دیگری که تابستان پارسال خودم در انجا بودم و روی آن مطالعه کردم پناهنده را بعد ازمدتی زندگی در کمپ برای تحقیقات به مدت یک ماه به زندان می‌برند و اگر پناهنده در تحقیقات رد بشود دست بسته به هواپیما برده می‌شود و از آنجا به کشور محل زادگاهش دیپورت می‌شود.
آیا این شرایط در ایران عملی بوده است؟ سال 2015 حدود یک میلیون پناهنده به کل اروپا آمده و زندگی کل اروپا فلج شده است.
می‌شود گفت، فرهنگ عمومی هر جامعه فرهنگ طبقه حاکم است. در زمان خانم ماروا بدلیل آوردن لایحه مربوط به «منشور کبک» که هنوز قانونی نشده بود چند نفر به زنان با حجاب در مترو و اتوبوس توهین کردند؟ تصور کنید اگر آن لایحه قانونی می‌شد و خانم ماروا هم در راس قرار داشت، چه وضعییتی برای زنان محجبه پیش می‌آمد؟ خوشبختانه آن لایحه از مجلس نگذشت و خودِ‌خانم ماروا هم رفتنی شد.

قانونی که اخیرا در آمریکا از مجلس گذراندند و مسلمان‌ها و ایرانی‌ها طبق آن شهروند درجه دو شدند، مطمئنا مشابه آن با ماندگار شدن آقای‌ هارپرو خانم ماروا در اینخا هم می‌گذشت. با تبلیغات نظر و دید مردم را عوض می‌کردند. و دشمنی‌ها نسبت به مهاجرین مخصوصا مسلمان‌ها بیشتر می‌شد وضعیتی که الان در آمریکا می‌بینیم.
در شرایطی که هموطن‌های ما خودشان به عدالت اجتماعی دسترسی ندارند و بجه‌هایشان به دلیل فقر کار می‌کنند و امکان فرستادن بچه‌هایشان به مدرسه وجود ندارد، چطور می‌توانیم توقع داشته باشیم که چهار صد هزار بچه مجانی به مدرسه بروند. مطمئنا کسی که پول داشته باشد هم می‌تواند بچه‌اش را به مدرسه بفرستد و هم اجازه سکونت داشته باشد. در ضمن چظور می‌شود توقع داشته باشیم همین آدمها رفتار خوبی با کسی که جایش را گرفته داشته باشد؟
اگر متاسفانه افغان‌ها بخاطر جنگ در کشورشان به ایران آمده اند، و مردم رفتار محبت آمیز با آنها ندارند آیا بانی و باعث آن جنگ ما ایرانی‌ها هستیم؟ آیا خود افغان‌هایی که با متجاوزان به کشورشان همکاری می‌کنند مقصر نیستند؟ درست است که در این طرف هر کس که با دشمن کشورش بجنگد اسمش را طالبان می‌گذارند ولی آیا کسانی که واقعا با طالبان همکاری کرده‌اند مقصر نیستند؟
ما باید شرایط هر جامعه را در نظر بگیریم. ایران به دلیل همسایه بودن با افغانستان مجبور شده که هر کسی را از آن کشور آمده چه قانونی و یا غیرقانونی بپذیرد. تعداد آنها کم نیست. بیش از چند میلیون نفر است. در کانادا برای پذیرش فقط بیست و پنج هزار نفر پناهنده قشقرق راه انداختند. تازه بخاطر تحقیق تا آخر فوریه طول خواهد کشید. آنهم به خاطر اینکه آنها را از غربال بگذرانند تا از هفت جد و آباد آنها مطمین بشوند. برای همین هر چه ما در تلویزیون می‌بینیم همه آدمهای شاد و سرحال هستند و نشانی از در رفتن از جنگ و کشتار در آنها نیست. حتی خیلی از آنها با ساپورت فامیل‌هایشان ویزا داده شده است. و این فرق می‌کند با کسانیکه بعنوان پناهنده به ایران می‌آیند. بیاییم کمی فکر کنیم و برای خوش آمد و رضایت عده‌ای، از عده دیگری دیو نسازیم و همیشه عدالت را در نظر بگیریم. امیدوارم همه فیلم قشنگ و با احساس باران را دیده باشید. من با نوشته خانم عذرا عابدی موافقم و اعتقاد دارم که قسمت‌هایی از جواب شما منصفانه نبود. اگر چه کار شما بعنوان سردبیر و دفاع از نویسنده مطلب «خاطره‌ای تلخ و داستانی شرم آور» کاملا تحسین برانگیز است.
با امید و آرزوی اینکه همه انسانها روزی بدون دغدغه و نگرانی از جنگ در کشور خود زندگی کنند