18اکتبر2017

25 آذر 1394 نوشته شده توسط 

واقع‌بینی و توهم در منش‌های سیاسی

P28.refugees-teddy-bears-montreal

جواد جلالی / کارشناس ارشد حقوق

جملاتی که نخست وزیر منتخب کانادا در استقبال از آواره‌گان سوری در تورنتو استفاده کرد نشان‌گر واقع بینی و به روز بودن در تشخیص و تحلیل ماجراهای دنیای امروز است و موجبات شور و شعف در بین مهاجران و جامعه میزبان کانادایی را فراهم آورده است. در مقابل، هفته گذشته مجلس ایالات متحده آمریکا مجددا ایران را جزو چهار کشور کانون تروریسم معرفی کرد و سفر به آن را مستوجب سخت‌گیری در ورود اتباع کشورهایی به آمریکا دانست که عضو Visa Waiver Program بوده‌اند. گرچه اتباع کانادایی شامل این قانون نخواهند شد، ولی شهروندان اروپایی را که در 5 سال گذشته به ایران سفر کرده باشند و همچنین ایرانیان دو تابعیتی اروپا را شامل شده و از طرف دیگر صنعت گردشگری در ایران را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.
این‌که نخست وزیر جوان مونترالی با بهره گیری از فضای چند فرهنگی با آغوش باز به سراغ پناه جویانی می‌رود که از درد و رنج روزگار به ستوه آمده‌اند، یک بار دیگر فرهنگ بشر دوستانه ملت کانادا را به رخ جهانیان می‌کشد. این مسئله نشان از درک عمیق این سیاستمدار چهل و چند ساله است که امنيت و عدالت و انسان دوستی لازم و ملزوم هم‌ديگر هستند و در فقدان امنيت، حريم انسان‌ها به خطر می‌افتد و در غياب عدالت و انسان دوستی تعريف و تفسير مناسبی برای امنيت پيدا نمی‌شود. جالب‌تر این‌که حوادث ریز و درشت تروریستی در عالم هم نتوانسته به غلبه نگاه امنیتی بر انسان دوستی این سیاستمدار جوان منجر شود.
اما در تنها کشور همسایه کانادا، زمزمه محدود کردن توافق چندجانبه فوق (لغو روادید بین آمریکا و 38 کشور) پس از حملات پاریس به این صورت مطرح شد که مهاجمان آن حمله شهروند فرانسه بوده‌اند و این امکان را داشتند که بدون نیاز به ویزا با استفاده از گذرنامه اروپایی‌شان به آمریکا سفر کنند. البته پس از وقوع حملات اخیر در کالیفرنیا (سن برناردینو) ماجرا بیش از پیش جدی شد و به مرحله اول تصویب رسید. ظاهرا نام ایران نیز با استفاده از قانونی که آن را به همراه سودان و سوریه در فهرست کشورهای حامی تروریسم وزارت خارجه آمریکا قرار داده در آخرین روزهای قبل از رای‌گیری به متن مصوبه اضافه شده است. موضوع جالبی هم در خبرها آمده بود که از چشم تحلیل‌گران مخفی نماند، این‌که اولین نفری که برای کمک رسانی در صحنه عملیات تروریستی سن برناردینو حاضر شد و در حالی که عملیات در جریان بود نسبت به انجام امور امدادی اقدام نمود آقای دکتر نیکی (پزشک اورژانس) ۵۱ ساله‌ متولد ایران بود و در آن طرف صحنه، مشخص شده است که خانم تاشفین مالک (یکی از تروریست‌های حادثه مرگبار سن برناردینو) متولد پاکستان بوده و بیش‌تر عمر خود را در عربستان سعودی سپری کرده بود.
حتی قبل از این فاجعه، این‌که اتباع کدام کشور در فاجعه یازدهم سپتامبر نقش اساسی داشته‌اند، این‌که چه حکومتی حتی حق رانندگی و دادن رأی را از نیمی از جامعه دریغ می‌کند، این‌که کدام اردوگاه فکری با تئوریزه کردن خشونت فجایع بین المللی به بار می‌آورد، این‌که چه مکتب اعتقادی مشغول تولید و بازتولید گروه‌های تروریست بین المللی مانند طالبان و القاعده و داعش هستند، این‌که چه دولتی رسماً و بنا به اعلام سازمان عفو بین الملل به عمد مدارس را در یمن آماج حملات هوایی خود می‌کند... بر کسی پوشیده نیست. اما مجلس نماینده‌گان ایالات متحده آمریکا بار دیگر با نگاهی یک جانبه (self-affirming) نام ایران را در کانون تروریسم بین الملل قرار داده و نسخه‌های بی‌نتیجه برای دمل چرکین تروریسم بین الملل می‌پیچد. خلاصه، از نظر نگارنده مشخص نیست که چه زمانی دولت‌مردان و سیاست‌گذاران آمریکایی چشم خود را به روی واقعیات باز کرده و به جای دادن آدرس غلط و یا اصرار به درستی درک اشتباه خود، اقدامات یک‌جانبه و هیجانی را کنار خواهند گذاشت.
پرزیدنت اوباما هم که تا امروز به واقع بینی نسبی در عرصه سیاست بین‌الملل شهرت داشت، چنان‌چه با این تصمیم مجلس نماینده‌گان آمریکا همراهی کند، فاصله خود را با واقعیات موجود بیش‌تر کرده و با کسانی که در اتاق‌های در بسته مشغول مرور تحلیل‌های کاغذی هستند هم‌صدا خواهد شد.