21نوامبر2017

19 فروردين 1394 نوشته شده توسط 

حرف و صوت و گفت را بر هم زدیم

سخنرانی رضا داودی در انجمن ادبی ایرانیان مونترال
P20.Reza-Davoudi-CMYK

انتظارها برای از هرمنوتیک شنیدن آنهم از زبان رضا داودی بالاخره به پایان رسید و یکشنبه 5 آوریل 2015 وعده داده شده از سوی دست‌اندرکاران پر تلاش انجمن ادبی ایرانیان مونترال کلید خورد، طبقه پنجم ساختمان 1455 خیابان مزونوف همان جای آشنایی که چشم و گوش ایرانیان علاقه مند را به حضور روشن سیمین بهبهانی آشنا می‌کند، همان جای آشنایی که محمد فاضل را می‌شود شنید، می‏شود نگاه کرد، می‎شود صدایش زد و با او ساعت‌ها سخن گفت و این بار فضا کمی مه‌آلود به نظر می‏رسید، حرف از گادامر بود و هایدگر، هرمنوتیک فلسفی و تفسیر متن مقدس، تاویل و قرائت تازه، فهم نوین و فهم کهنه و تنها زمزمه پیر بلخ بود که آرامت می‏کرد، آنچه می‌گویم به قدر فهم توست، مردم اندر حسرت فهم درست.
میهمان این برنامه انجمن ادبی ایرانیان مونترال، رضا داودی محقق و پژوهشگر فعال ایرانی مونترال بود، مردی که بی‌دریغ و فداکارانه از هر فرصتی برای خدمت به جامعه ایرانی نهایت استفاده را می‏کند و در مقدمه بسیاری از سخنرانی‏ هایش می‏شود به وضوح، حسرت فعالیت مفید و همه‌جانبه برای جامعه جوان ایرانی در داخل کشور را تماشا کرد و شنید.
رضا داودی سخنان خود را با تشکر از انجمن ادبی ایرانیان مونترال آغاز کرد و سال نو را به مردمان سرزمین نوروز تبریک گفت، مثل همیشه منتظر منظور او بودیم چرا که مترجم آشنای بسیاری از ایرانیان مقیم شهر مونترال بیهوده از تبریک سال نو شروع نکرده بود و گفت: «فهم تازه و درک نوین و خاص ایرانیان و مردم سرزمین نوروز از تازه شدن طبیعت باعث می‌شود چنین مراسم باستانی و مهمی همیشه تکرار شود و نو به نو بوی تازگی دهد.»
رضا داودی با همین مقدمه زیبا به سراغ هرمنوتیک و تاویل و تفسیر و فهم رفت. او موضوع اصلی را حول محور «حقیقت و روش» معنا و معرفی کرد و موضوع «روش» را بسیار کلیدی خواند. فرصت کوتاهی که در اختیار این محقق و صاحب نظر جوان قرار داشت اجازه بسط و توضیح کامل همه موارد را نمی‌داد بنابراین در سیری تاریخی از رقابت علوم دقیقه (طبیعی) با علوم انسانی سخن به میان آمد و نگاه روش شناختی (متدولوژی) به هرمنوتیک برای جان بخشیدن به علوم انسانی. از دیلتای و کتاب مهم او، نقد عقل تاریخی گفته شد و شلایرماخر و شاگردانش.
مطالعه قواعد صحیح تفسیر متن را هرمنوتیک یا علم تاویل می‌گویند. هدف از هرمنوتیک، کشف پیام‌ها، نشانه‌ها و معانی یک متن یا پدیده است. هرمنوتیک به مطالعه اصول تعبیر و تفسیر متون، به‌ویژه متون ادبی و دینی و حقوقی می‌پردازد. هرمنوتیک دانشی است که به «فرایند فهم یک اثر» می‌پردازد و چگونگی دریافت معنا از پدیده‌های گوناگون هستی اعم از گفتار، رفتار، متون نوشتاری و آثار هنری را بررسی می‌کند. دانش هرمنوتیک با نقد روش‌شناسی، می‌کوشد تا راهی برای «فهم بهتر» پدیده‌ها ارائه کند؛ اگرچه گروهی از نظریه‌پردازان هرمنوتیک، با ایجاد و تبیین «روش» در مسیر فهم مخالفند و «فهمیدن» را یک واقعه می‌دانند که قابل اندازه‌گیری و روش‌مندسازی نیست. به زبان ساده‌تر، تأویل‌شناسی به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش است که آیا روش و راهکاری وجود دارد تا خوانندگان یک متن و یا بینندگان یک اثر هنری، با به‌کارگیری آن روش، به دریافت معنای ثابت و مشخصی از آن اثر یا متن دست یابند؛ یا این که درک و فهم هر مخاطبی مختص اوست و با دیگری تفاوت دارد.
هرمنوتیک، از فعل یونانی (Hermeneuein) به دو معنای «تفسیر کردن» و «بیان کردن» است.
کار به مرد بزرگ قرن بیستم که رسید، رضا داودی با حرارت بیشتری از هرمنوتیک سخن راند، حق هم داشت، ماجرای مارتین هایدگر بود و پرسش‌های زیادی که این روزها نزد جوانان علاقه مند ایرانی در محافل ادبی و فلسفی مونترال وجود دارد، وی در انتها به موضوع مهم «پیش فهم» های بشری اشاره کرد و این که نمی‏شود با یک لوح سفید و بدون هیچ فهم اولیه به سراغ فهم یک موضوع رفت.
در قرن بیستم میلادی، تحول بزرگی در هرمنوتیک روی داد و این دانش پا به عرصه تازه‌ای گذاشت که عوامل اصلی این تحول را باید فیلسوفان نامداری چون فردریش نیچه، مارتین هایدگر، هانس گئورگ گادامر، پل ریکور و... دانست. در این دوره به جای تلاش برای روش‌مندسازی شیوه فهم، بحث از ماهیت فهم به میان آمد. فیلسوفان این عصر در صدد اثبات این نکته بودند که چیزی به نام «فهم نهایی» و مؤلفه‌ای تحت عنوان «نیت مؤلف» مطرح نیست. فهم آن چیزی است که در اندیشه مفسر نقش می‌بندد (تکیه بر محوریت مخاطب). فهم هر مفسر ریشه در زمانه، جامعه، فرهنگ و تربیت او دارد و این عوامل، محدوده عملکرد ذهن مفسر را ناخودآگاه در حصار می‌گیرد؛ او نمی‌تواند بیرون از این دایره بیندیشد و بفهمد؛ بنابراین فهم، امری اتفاقی و مسبوق به پیشینه تاریخی مفسر است که به شکل یک رویداد درون ذهن وی شکل می‌گیرد و به هیچ روی قابل کنترل‌کردن و تعریف در قالب روش و راهکار نیست. دریافت و برداشت هر خواننده، منحصر به خود اوست و به تعداد خوانندگان یک متن، فهم‌های متفاوت وجود خواهد داشت.
رضا داودی در انتهای سخنرانی خود با شعر پیر بلخ جمعیت حاضر در سالن را تحت تاثیر قرار داد و برای اثبات و تکرار و تاکید بر اهمیت معنای واقعی زبان که در سکوت و شنیدن جمع می‌شود و در کلام اسیر می‏شود گفت:
حرف و صوت و گفت را بر هم زنم،
تا که بی این هر سه با تو دم زنم.