21فوریه2019

21 آبان 1393 نوشته شده توسط 

نصرت پارسا؛ هنرمندی که در اوج جوانی از دست رفت

P20.NasratP2
برای یادبود و ذکرخیر از نصرت پارسا، هنرمند جوان افغانستان نگاه و اشاره کوتاهی داریم به زندگی‌نامه، دستاوردها و تلاش‏های او درعرصه هنر موسیقی افغانستان كه هنرمندانه به آن پرداخته و جایی در دل‏های دوستداران هنرموسیقی برای خودش باز کرده است.
نصرت پارسا در سال ۱۹۶۹ میلادی درشهرکابل از پدر و مادری روشنفکر متولد شد و نظربه علاقه و استعدادی که به هنرموسیقی داشت از همان سنین کودکی و نو جوانی پیوسته در محافل شخصی پدرش که با استاد سرآهنگ در منزل‏شان برپا می داشت ، شرکت می‏جست و به هنرآوازخوانی استاد فقید استاد سرآهنگ گوش فرا می‏داد تا اینکه آهسته آهسته مبادی موسیقی کلاسیک را از او فرا گرفت.
بعدها زمانی‏که به کشور هند مهاجرشد؛ در آنجا نیز به آموزش موسیقی پرداخت و ازبرخی استادان بنام موسیقی آندیار بهره ها جست و سپس به آلمان رفت و تا اخیر عمر کوتاهش (۳۵) سال در همانجا اقامت گزید. نصرت پارسا در آلمان ضمن اینکه تحصیلاتش را در رشته انرژی برق با موفقیت به انجام رسانید موسیقی را نیز رها نکرد و بطور پیگر و مداوم از طریق ارائه سی . دی ها و آلبوم‏های جدید، اجرای کنسرت ها و شرکت فعال در محافل خوشی هموطنانش سهمش را در امرخدمت به هنرموسیقی کشوربه انجام رسانید.
نصرت پارسا به تاريخ 8 ماه می سال (2005) میلادی که غرض اجرای کنسرتی در سالون «کوئين اليزابت» به شهر ونکوور کانادا رفته بود تا در روز مادر همراه با مادران هموطنش درآنجا فریاد عشق و انسان دوستی سر دهد، پس از اجرای کنسرت در هوتل اقامتش با ضربه مشت فردی بنام احمد فروغ تعادلش را از دست داده و با اثابت سرش به پله زینه بلافاصله بیهوش شد و چندساعتی طول نکشید که با هزار آرزوی برنیامده و سری پرشورو قلبی پرسودا چشم ازجهان فروبست و بمعنای واقعی کلمه، ناکام ازدست رفت. نجيب، برادر آقای پارسا به بی.بی.سی گفته بود که در طول مراسم کنسرت عده ای پيوسته از اين خواننده درخواست آهنگهای شاد را می‏کردند و آقای پارسا در پاسخ به اين درخواست‏ها می‏گفت که عده‏ای نيز خواهان آهنگهای آرامتر اند.
خبر غم‌انگیز مرگ نابه‌هنگام نصرت نه تنها خانواده و بستگان و جامعه هنری را برآشفت و درسوگ و ماتم نشاند بلکه در روز مادر، فرزند دلبندی را از مادر مهربانی که در طی تمام حیاتش پرستارگونه بدورش میچرخید، از وی ستاند و گریان و عزادار ساخت. آری، اینک سالهاست که دیگر نصرت پارسا درمیان ما نیست ولی یاد و خاطره آهنگهای او هنوز از ذهن دوستداران صدایش پاک نشده وهمیشه زنده خواهد ماند.
مریم محبوب نویسنده خوب افغان در باره نصرت پارسا در وبلاگش چنین نوشته است:" از روان‏های استبداد زده، جز نفرت و نفرين بر نمی‏خيزد.
نصرت پارسا در يکی از گرامی ترين لحظات زندگی که هر فرزندی با دسته گلی به دست بوسی مادر می‏رود،به جای دسته گل، گلدسته روح و روان جوان خود را هديه مادرش کرد.
اين ستاره تابان و مردم دوست که عاشق موسيقی و شيفته هنرش بود، هرگز در انتظار مرگی نبود که از سوی جنون زدگان و ديوانگان که زد و خورد و خشونت و قهر را به پول می‏خرند، به سراغش بيايد. او آواز می‏خواند چرا که زندگی و زيبايی را دوست داشت. او نغمه عشق می‏سرود چرا که مردمش را دوست داشت. او جوانان را ترغيب می‏کرد که در کنسرت‏ها اشتراک کنند چرا که نمی‏خواست نسل جوان ما با فرهنگ و موسيقی شان بيگانه شوند. نصرت پارسا با گام‏های استوار، در راه پيشرفت هنرش کار می‏کرد چرا که به توانايی انسان و آفرينش‏هايش باورمند بود.
قتل نصرت پارسا، جنايت سهمگين و تکان دهنده ايست که شنيدن آن قلب هر انسان آزاده و بشر دوست را به غم جانکاه ميفشارد. اين جنايت که سنگينی آن بلافاصله روان بسياری از هنرمندان، آواز خوانان هنردوستان و پير و جوان را در ماتم خود فرو برد، زمانی اتفاق افتاد که هنوز عرق خستگی و گرمای ساز و موسيقی را که نصرت پارسا در کنسرتی برای احترامگذاری از روز مادر اجرا کرده بود، از جان و جسم او نخشکيده بود. اين جنايت زمانی به وقوع پيوست که تار های صوتی حنجره نصرت پارسا ، زيبايی و شکوه آهنگها و غزل های را که به احترام مقام مادر سروده بود، ميرفت که جذب جان و روان او کند."
همچنان زهره یوسفی در یکی از نبشته هایش مرگ نصرت پارسا را ضایعه و اینبار هم ضایعه جبران ناپذیر گفته است .
آيا جنون و وحشت بی فرهنگی، لااباليگری و ميخوارگی تا اين پيمانه عقل و هوش آدمی را زايل و او را به مرزی می‏کشاند که بدون موجب ديگران را هتک حرمت و توهين نمايد و حتی مرتکب قتل گردد؟
می‏گويند نصرت پارسا از شمار اندک هنرمندانی بود که برای پيشرفت کار هنريش، سخت تلاش می‏کرد و رياضت می‏کشيد. يکی از علاقمندان آواز او ضمن سخنانی در مورد نصرت پارسا گفت: وی يگانه هنرمندی بود که هنگام آواز خوانی هيچگونه فشاری را به صورت و رگان حنجره‏اش تحميل نمی‏کرد. صدايش نرم و گيرا بدون کوچکترين زحمتی از حلقومش خارج می شد و بدون اندکترين خستگی يی، فضای شاد و دوست داشتنی را فراهم می‏آورد. نصرت پارسا در آخرین مصاحبه اش که با مجله آسمایی داشت گفته بود که از جمله هنرمندان افغان احمد ظاهر و فرهاد دریا را هنرمندان واقعی می‏داند و به ایشان علاقه دارد و با تصیحح این مجله او در این شمار یک تعداد دیگر از هنرمندان افغان را نیز نام برده بود.
شاعران و ادیبان بیشماری در رثای نصرت پارسا شعرهایی گفته اند و سخن هایی آورده اند که در اینجا با شعری از كاوه شفق آهنگ یاد او را ارج مى نهيم و بروانش درود می‏فرستیم:
فرهنگ كور مسخره بال و پرت شكست
آخ ای عزيز، مشت جهالت سرت شكست
پروانه‏های ساز به سوگت نشسته اند
نفرين به خنجری كه صدای ترت شكست
خورشيد و ماه و سنگ و چمن گريه می كنند
آخر در اين بهار چرا پيكرت شكست
در قلب تو شراب هنر بود و نور عشق
اين خلق بی هنر بنگر ساغرت شكست
گلهای آرزوی تو نشكفته خاك شد
يك آسمان اميد جوان در برت شكست
باور نمی‏كنم كه تو خاموش گشته اي
نصرت سخن بگو كه دل مادرت شكست

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید" style="line-height: 15.8079996109009px;">این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید