21فوریه2019

08 آبان 1393 نوشته شده توسط 

سالشمار زندگی علی‌اشرف درویشیان

علی‌اشرف درویشیان در شهریور ماه 1319 هجری شمسی در کرمانشاه متولد شد. در کودکی و نوجوانی مشاغلی مانند شاگرد مغازه، شاگرد بنایی، ریخته‌گری و آهنگری را تجربه کرد. در کار آهنگری به قدری کم سن و سال بود که وقتی می‌خواست کاری انجام دهد باید چهارپایه زیر پایش می‌گذاشت. او در سال 1338 معلم روستاهای گیلان غرب شد.
در سال 1342 وارد دانشسرای عالی و در رشته مشاوره و راهنمایی تحصیلی مشغول به تحصیل شد و در همان زمان در دانشگاه تهران در رشته ادبیات فارسی ادامه تحصیل داد.
در سال 1348 کتاب «صمد جاودانه شد» که مقاله‌ای راجع به صمد بهرنگی و پژوهشی درباره صمد، افکار و اندیشه‌های ‌اوست به چاپ رساند. در همان سال کتاب کودکان «گل طلا و کلاش قرمز» را منتشر کرد.
در سال 1349 به اتفاق دوستش علی اکبر خداکرمی در روستاهای غرب ایران در حالی که مشغول جمع آوری افسانه‌ها و باورهای قوم کرد بودند دستگیر شد و 8 ماه در زندان کرمانشاه سپری کرد.
در سال 1351 برای بار دوم دستگیر شد زیرا در سفری که به سیستان و بلوچستان داشت متوجه فقر شدید مردم آن نواحی شد و با عده ای دانشجو چند اعلامیه نوشته و آن را پخش کرده بود. در این دستگیری به مدت 10 ماه در زندان بود. این بار از شغل معلمی منفصل و از دانشگاه که حالا در رشته روانشناسی در مقطع فوق لیسانس تحصیل می‌کرد اخراج شد.
در سال 1352 کتاب «صمد جاودانه شد» به طور مستقل، و درخرداد ماه همان سال اولین مجموعه داستان‌اش به نام «از این ولایت» در انتشارات صدای معاصر به چاپ رسید. این کتاب نگاهی به زندگی روستاییان و محرومیت آنان از امکانات اولیه زندگی دارد و اصلاحات ارضی شاه را زیر سوال می‌برد.
در آبان ماه 1353 با دختر دایی‌اش شهناز دارابیان ازدواج و مجموعه داستان «آبشوران» را منتشر کرد.
در اردیبهشت 1354 برای بار سوم دستگیر و به 11 سال حبس محکوم شد.
در سال 1355 داستان کوتاه درویشیان به نام «روز اول تعطیلی» در نشر احیاء تبریز منتشر و در همان سال دست‌نوشته‌های ‌سومین مجموعه داستان کوتاهش به نام «فصل نان» توسط همسرش شهناز از زندان خارج گشت و در بیرون از زندان به چاپ رسید.
دوم آبان 1357 زمانی که انقلاب اوج می‌‌گرفت از زندان آزاد شد. در این زمان جمعا حدود 6 سال را در زندان سپری کرد. در سال 1357 کتابهای «همراه آهنگ‌های ‌بابام»، «کی بر می‌گردی داداش جان» و «رنگینه» در انتشارات «نگاه» و «یارمحمد» به چاپ رسید.
در سال 1358 درویشیان به عضویت کانون نویسندگان ایران درآمد و همزمان «مجموعه‌ی مقالات»، «کتاب بیستون»، داستان بلندِ «سلول 18» و «آتش در کتابخانه‌ی بچه‌ها» از او منتشر شد. مهرماه 1358 اولین فرزندش بهرنگ به دنیا آمد.
در سال 1359 پژوهشی درباره‌ی ادبیات کودکان و نوجوانان انجام داد که توسط نشر نوباوه چهار شماره آن منتشر شد و پس از مدتی توقیف شد.
در دی ماه 1359 کتاب کودکان «ابر سیاه هزار چشم» منتشر شد. در سال 1360 یازده شماره از نوشته‌های ‌کودکان و نوجوانان را انتخاب نموده، به صورت کتابی به نام «کودکان و نوجوانان» توسط انتشارات نوباوه و ققنوس به چاپ میرساند.
از سال 1360 با شروع اعدام‌های سیاسی در ایران، رژیم اسلامی درپی او افتاد.
در مهرماه سال 1362 دخترش گلرنگ متولد شد. درویشیان که به صورت اجباری بازنشسته شده بود و اجازه تدریس نداشت، در نتیجه با حقوق ناچیز بازنشستگی و حقوق کم همسرش از معلمی زندگی می‌کردند. به این صورت در دوره شاه سابق از خدمت منفصل و از دانشگاه اخراج شد. بعد از انقلاب پاکسازی شده و از دانش آموزانی که آن قدر دوستشان داشت و به آنها عشق می‌ورزید جدا شد. به اجبار بازنشسته و از تمام خدمات دولتی محروم شد.
در سال 1363 سومین فرزندش گلبرگ به دنیا آمد. در این سال‌ها در نهایت فقر زندگی می‌کردند و تمام کتاب‌هایش توقیف بود. در همان سال‌ها روی رمان چهار جلدی «سال‌های ‌ابری» کار می‌کرد. در سال 1366 کتاب «افسانه‌ها و متل‌های ‌کردی» در نشر روز به چاپ رسید و کم‌کم دیگر کتاب‌هایش مجوز چاپ گرفت.
در سال 1369 رمان «سال‌های ‌ابری» توسط نشر اسپرک منتشر شد.
در سال 1372 کانون نویسندگان ایران در اوج اختناق و بسته بودن فضای سیاسی متنی را منتشر کرد به نام «ما نویسنده‌‌ایم» که اعتراضی بود علیه سانسور و عدم آزادی. درویشیان به همراه 133 نفر از نویسندگان آن را امضا کرد که به متن 134 نفر معروف شد. در همان سال مجموعه داستان کوتاهش به نام «درشتی» منتشر شد و همزمان با آقای رضا خندان مهابادی کار بر روی پروژه عظیم 20 جلدی «فرهنگ و افسانه‌های ‌مردم ایران» مشغول به کار شد.
در سال 1374 در هیئت دبیران کانون نویسندگان انتخاب شد.
در سال 1375 «فرهنگ کردیکرمانشاهی» در نشر آنزان را منتشر کرد.
در سال 1376 دوباره در هیئت دبیران کانون انتخاب شد.
در سال 1377 پژوهش و مطالعه درباره ی زندگی صفر قهرمانیان زندانی سیاسی در دوره پهلوی که 33 سال زندان بوده است را انجام داد و کتابی به نام «خاطرات صفرخان» را توسط نشر چشمه به چاپ رساند.
در سال 1378 از سوی کانون نویسندگان در تبعید و پارلمان بین‌المللی نویسندگان اروپا که در آن زمان سوله اوتیکا برنده سیاه پوست جایزه نوبل رئیس پارلمان بود به اروپا دعوت شد و در فرانسه، سوئد، نروژ و یازده شهر آلمان از جمله برلین به سخنرانی، داستان خوانی و پرسش و پاسخ پرداخت.
در سال 1379 «داستان‌های ‌محبوب من» را به همراه آقای رضا خندان (مهابادی) در نشر چشمه منتشر ساخت که بررسی و نقدی بر داستان‌های ‌کوتاه چندین دهه در ایران است و تا کنون 6 جلد آن منتشر شده است. در همین سال کتاب «یادمان صمد بهرنگی» در نشر کتاب و فرهنگ منتشر شد و همچنین از طرف انجمن کودکان و نوجوانان سوئد به آن کشور دعوت شد.
در سال 1381 کتاب «چون و چرا» که مجموعه مقالاتی در باره سانسور، نقد ادبی چند چهره ادبی وضعیت اجتماعی و ادبیات ایران بود به چاپ رسید.
در سال 1383 با داستان «نان و نمک برای پر طاووس» از مجموعه داستان کوتاه درشتی برنده جایزه کتاب و فرهنگ از بین 24 نویسنده ایرانی در نروژ شد.
در سال 1383 به دعوت چند دانشگاه و کانون مبارزه برای دموکراسی به استرالیا دعوت شد.
در سال 1384 مجموعه داستان‌هایی از نویسندگان برجسته کرد ترجمه و منتشر ساخت.
در سال 1384 از طرف فستیوال گلاویژ به سلیمانیه کردستان عراق دعوت شد.
در سال 1385 برنده جایزه بین المللی هلمنهمت شد که این جایزه به نویسندگان تحت ستم جهان از طرف دیدبان حقوق بشر در آمریکا اعطا می‌شود. در همان سال 1385مجموعه داستان «تازه داغ» به دلیل سانسور شدید در ایران، در کلن به چاپ رسید و در همان سال بود که توسط دانشگاهِ آنکارا به همراه رضا براهنی رئیس انجمن «پن» کانادا و چند تن دیگر از اعضای کانون نویسندگان ایران به ترکیه دعوت شد و در چند جلسه سخنرانی کرد. درویشیان در سال 1385 به عضویت هیئت امنا ساخت دانشگاه بم بعد از زلزله بم درآمد.
در سال 1385 به همراه همسرش به دعوت پارلمان بلژیک به اروپا سفر کرد و همراه 20 تن از نویسندگان و فعالان سیاسی در پارلمان اروپا سخنرانی کرد و سپس در آلمان و فرانسه در جلسه داستان خوانی و پرسش و پاسخ در امور ادبی و سیاسی ایران شرکت کرد.
درویشیان در اردیبهشت سال 1386 در ایران به علت کار زیاد و شب‌نخوابی‌های ‌طولانی در منزلش دچار سکته مغزی شد و در بیمارستان «ایران مهر» توسط دکتر خسرو پارسا تحت عمل جراحی قرار گرفت.
در سال 1387 برنده جایزه ویژه «مهرگان» و برنده جایزه ویژه مطبوعات شد. کتاب «سلول 18» توسط هاشم خسروشاهی به ترکی ترجمه شد و در سال 1387به عنوان پرفروش‌ترین کتابِ ترجمه در ترکیه معرفی شد.
هفدهمین دوره جشنواره فرهنگی گلاویژ در کردستان عراق، در آذر ماه ۱۳۹۲ خورشیدی جایزه نخست خود، جایزه هردی، را که بزرگترین جایزه ادبی کردستان عراق است به درویشیان اهدا کرد.
در دهمین دوره جایزه ادبی هوشنگ گلشیری، از علی‌اشرف درویشیان برای «تعهد بی‌چون و چرا به آزادی بیان و در امان نگاه داشتنِ حریم قلم از دستبردِ قدرت» و «تصویر صادقانه‌ای که از گذر دردناک جامعه‌ای روستایی به جامعه‌ای شهری به دست داده»، تقدیر به‌عمل آمد
همسرش شهناز دارابیان که از سال 1353 با او ازدواج کرده همیشه در تمام سختی‌ها همراه علی اشرف بوده. او از سال 1355 به عنوان معلم زبان انگلیسی در مقطع راهنمایی تدریس کرده است. خانم دارابیان در ابتدای بیماری درویشیان در سال 1386 بازنشسته شد و اکنون پرستاری از او را به عهده دارد. علی‌اشرف درویشیان اکنون همراه با همسر خود ساکن کرج است.