18سبتامبر2018

02 مهر 1393 نوشته شده توسط 

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش

P45.13930628200550656 PhotoL
بازی‌های آسیایی کره جنوبی در شهر اینچوان کلید خورده و کاروان ورزشی ایران روزهای آغازین آن را بسیار تلخ و عجیب تجربه کرده است، یکی از تحلیل‌های وارد بر این اوضاع اسفناک این است که اگر ورزش ایران در سطح آسیا نتواند بدرخشد به دنبال کدام میدان برای درخشش می‌گردد؟ این بیابانی که در پیش است، تو بخوان المپیک، تو بخوان بازی‌های جهانی هر کدام از این رشته‌ها، چه فرقی می‌کند وقتی نه جوانگرایی بوده نه یک کار علمی ریشه‌دار!
ماجرای تیم ملی امید و مشکلات اخلاقی که از سوی یکی از کارکنان بخش تدارکات تیم به وجود آمده بود کم نبود که ناکامی در رشته‌های مختلف هم کلید خورد و غم کاروان دو چندان شد.
نکته جالب این که هر ورزشکاری به هدف نرسید، گریست و خداحافظی کرد و این گریه‌ها سوژه برخی رسانه‌ها در جنوب شرق آسیا نیز شد. این ورزشکاران تلاش خود را کرده بودند و مردم هرگز سختی‌های آنان در اردوهای بسیار فشرده ورزشی را فراموش نخواهند کرد اما دلیل این همه ناگامی هر چه باشد باید رسانه ای شود و آنکه باید به واقع بگرید، پیش بیاید و از مردم عذرخواهی کند.
علی پاکدامن و عابدینی دو شمشیرباز تیم ملی ایران در آغازین روز رقابتها از دور این مسابقات حذف شدند، مجتبی عابدینی و پاکدامن پس از حذف گریه کردند که این کار توجه حاضرین در سالن را به خود جلب کرد.

P45.13930628200542388 PhotoL
تیم ملی جودوی کشورمان در بخش مردان دو نماینده داشت. سعید مولایی در وزن 73- کیلوگرم و امیر قاسمی‌نژاد نماینده وزن 81-کیلوگرم جودوکارانی بودند که با شکست مقابل حریفان خود از دور مسابقات حذف شدند. قاسمی‌‌نژاد پس از اینکه مقابل حریف خود شکست خورد با تیم ملی خدا‌حافظی کرد و سالن مسابقات را با گریه ‌ترک کرد. قاسمی‌نژاد ماه گذشته نیز در مسابقات قهرمانی جهان مقابل جودوکار لبنانی که یک برزیلی‌الاصل است شکست خورده بود.
در رشته ژیمناستیک نیز شاید به اذعان کارشناسان عملکرد داخلی خوبی داشته باشیم اما بر روی کاغذ نتیجه بدی کسب کردیم، تیم ژیمناستیک ایران پس از اتمام مسابقات در رده هشتم جای گرفت. در این بخش تیم‌های ژاپن، کره‌جنوبی و چین به ترتیب مقام‌های اول تا سوم را کسب کردند.
تنها در دومین روز این رقابت‌ها بود که 145 مدال بین 18 کشور توزیع شد و ایران، بدون کسب حتی یک مدال برنز، در جمع 18 کشور مدال آور حضور نداشت.
در شنا، جمال چاوشی‌فر در دور مقدماتی رشته صدمتر کرال پشت و در گروه دوم این رشته در میان 7 شرکت‌کننده با کسب زمان 58،23 ضمن شکستن رکورد ملی ایران در مکان ششم قرار گرفت.

P45.13930628200539642 PhotoL
در رشته تپانچه 10 متر بادی، تیم ملی تپانچه ایران دهم شد. در مقدماتی انفرادی این رشته نیز ابراهیم برخورداری، محمد احمدی و ابراهیم رحمیی در بین 58 تیرانداز به ترتیب در جایگاه‌های سی و یکم تا سی‌وسوم قرار گرفتند.
البته اوضاع در قایقرانی خوب پیش رفت و محسن شادی مثل همیشه مدعی بود و راهی فینال شد، سولماز عباسی، روئینگ سوار ایران نیز راهی فینال روئینگ تک نفره زنان شد. تیم 8 نفره روئینگ مردان ایران در رقابت با 4 تیم دیگر در جایگاه پنجم قرار گرفت و راهی فینال شد.
تیم دوچرخه‌سواری تعقیبی ایران از صعود به مرحله نیمه‌نهایی بازی‌های آسیایی 2014 اینچئون بازماند.
البته که تا پایان این رقابت آسیایی وقت هست و همه ایرانیان امیدوارند اوضاع این کاروان بهتر شود، بعید است هیچ مدالی کسب نشود و نمی‌شود تنها به نیمه خالی لیوان این کاروان نگاه کرد اما چرا باید پس از هر نقدی به توقع بالای مردم اشاره کنیم و زیاده خواهی رسانه ای را پیش بکشیم؟ آیا این توقع بالایی است که کاروان ورزش ایران در کره جنوبی خوش بدرخشد و در جمع برترین‌های قاره کهن باشد؟
آیا در اوضاع بد اقتصادی این روزهای کشور، این یک نقد غیرمنصفانه است که یک خبرنگار، به عنوان چشم بینای جامعه نگران پولهای هزینه شده در این عرصه باشد؟ شکست در یک میدان بین‌المللی ورزشی به مردم هیچ ربطی ندارد؟ آیا مردم در ساختن این کاروان ورزشی سهیم نبوده‌اند؟ اگر پاسخ به این سوال منفی است که نگرانی صد چندان می‌شود و سوال اساسی این که چرا مردم در ورزش کشور خود سهیم نیستند و اگر پاسخ به نویسنده مثبت است پس برای پاسخ به مردم هم کاری کنید!

P45.13930628200536912 PhotoL
گریه یک ورزشکار بعد از شکست در یک میدان آسیایی پیش از آنکه توجیح کننده دلخوری مردم باشد، ناراحتی و دلسوزی مردم را افزایش می‌دهد چرا که به استناد بسیاری از تحلیل‌ها، مقصر و متهم ردیف اول این ناکامی‌ها خود ورزشکار نیست. در میدانی چنین فراخ و حرفه‌ای که در ابعاد روان شناسی، تغذیه، مدیریت، تدارکات و مالی به اوج تخصص و حرفه‌ای‌گری رسیده نمی‌شود فقط شخص ورزشکار را به باد انتقاد گرفت و مشخص است که پاسخ‌گوی اصلی باید از پشت میز خود بیرون بیاید و جرات توضیح دادن به اذهان عمومی را نیز داشته باشد.