21فوریه2019

29 مرداد 1393 نوشته شده توسط 

میرمن پروین و پوهاند رشاد؛ دو ستاره تابناك ادبیات و هنر افغانستان

18.1

علامه پوهاند عبدالشکور رشاد یکی از محققین نامدار کشور است که به عمر ۸۳ سالگی چشم از جهان بست.
وی از آوان طفولیت استعداد و پشتکار فوق‌العاده‌ای داشت و بیشتر از ۱۰۰ اثر چاپ شده و چاپ ناشده از او به جا مانده است.
پوهاند رشاد؛ در هیچ شرایطی کشورش را ترک نکرد و تسلیم هیچ زورگویی نشد. عبدالشكور رشاد از بنیان‌گذاران ویش زلمیان بود، وقتی یکی از طالبان بر ویش زلمیان تاخته و به دفاع رشاد مواجه شد در اشاره به او نكتایی پوشیدن دیروزش را در تقابل با باورهاى مذهبی‌اش قرار می‌دهد، او بلافاصله به کس خود را خواسته به عنوان اعتراض دفترش را در آكادمی علوم افغانستان ترک کرده و به دوستان خود که او را همراهی کردند، توصیه نمود به وظایف‌شان برگردند تا از خطر مرگ و زندان در امان باشند.
زمانی که شاگرد مکتب بود به حدی لیاقت و ذکاوت داشت که غازی امان الله خان از صنف‌شان دیدن کرد و برایش گفت که فقط برای دیدن تو آمده‌ام، شکور رشاد محقق سخت‌گیری بود که بدون تحقیق از چندین مرجع، نتیجه‌گیری‌های عجولانه نمی‌کرد.
وى فقط یك‌هفته قبل از آن‌كه چشم از جهان بپوشد خواستار كلكسیون نشریه «روزگاران» و مصاحبه با آن شده بود كه متاسفانه به دلیل بیماری‌اش جامه‌ی عمل نپوشید. تمام شاگردانش و تمام کسانی که خوشه‌چین محضر مبارکش بوده‌اند معترف و شاهد‌اند که استاد رشاد در نگارش هر سطری، تعالی و سرفرازی وطن و وطن‌دارانش را در نظر داشت و با تمام توان می‌کوشید گوشه‌ها و زوایای ناگفته و نانوشته ادبیات،تاریخ، سنن و ارزش‌های معنوی مردم افغانستان را آشکار کند و جایگاه والای آن دریافت‌ها را در گستره دانش زمانش معین کند.
وقتی کسی بخواهد درباره آن بزرگ‌مرد مطلبی سر کند درمی‌ماند که زودتر از کدام قابلیتش سخن براند. از تسلط کم نظیرش بر دستور زبان‌های پشتو و دری، از احاطه وسیعش بر علم نحو در زبان عربی، از وقوف حیرت‌آورش بر ادبیات اردو و هندی و از وسعت اطلاعاتش در باب زبان‌های روسی و انگلیسی.
شاعری، روستای کوچکی از قلمرو عریض و طویل شخصیت هنری و ادبیش بود. کوروش نامه مثنوی غرا، هیجان‌برانگیز و بلندش به زبان فارسی- دری است که سروده‌ای حماسی، تاریخی و عاطفی است.
آن یگانه روزگار ما، دیوان مدونی به زبان مادری‌اش پشتو نیز دارد که از نظر استحکام کلام لطافت طبع و پروردن معانی بکر در سطح سخن پردازان درجه یک ادبیات غنایی پشتو است.
18
میرمن پروین اولین آواز خوان زن در افغانستان
میرمن پروین، اولین آوازخوان زن، ۸۵ سال زندگی خود را در فراز و نشیب سخت و تلخ بسر رساند. هنوز کودک بود که پدرش به روسیه تبعید شد. مادرش به تنهایی و با هزار محنت از او سرپرستی نمود. در جوانی وقتی به همسری مردی درآمد بیش از یک سال و چند ماه با او زندگی نکرد و تا آخر تنها ماند.
پروین با شهامتی که داشت به عنوان اولین آواز خوان زن، به موسیقی رو آورد. طلسم ظاهر شدن زن به روی ستیژ را همین هنرمند شجاع ما شکست. بیش از هزار آهنگ ثبت نمود. به چند ولایت و چند کشور به سفر پرداخت و کنسرت داد.
میرمن پروین، طعم تلخ تنهایی را در روزهای مرگ خود چشید. به جز دخترانش محبوبه جباری و میمونه غزال و تنی چند از وابستگانش هیچ مقام و مرجعی خدمت شایسته‌ای برایش نکردند.
وزارت امور زنان چون کوه یخی به مرگ این ستاره نامدار کشور برخورد کرد. فقط وزارت اطلاعات و کلتور، شورای شهروندان کابل و تنی چند از چوب‌های سوخته‌ی هنر افغانستان یادی از او کردند.
میرمن پروین به وطن و مردمش عشق می‌ورزید. دردناک‌ترین روزهای زندگیش زمانی بود که در دوران جنگ‌های وحشیانه تنظیمی و حاکمیت فاشیستی طالبان از هنر و هنردوستانش دور ماند.
خانم پروین اولین آوازخوانان زن افغان رادیوی افغانستان که در سال‌های چهل میلادی آوازخوانی را آغاز کرد و تا پایان در این هنر ماندگار ماند روز چهارشنبه (8 دسامبر سال 2004) در بستر بیماری در شهر کابل درگشت. خانم پروین به هنگام مرگ در سال‌های هشتاد زندگی‌اش قرار داشت.
خانم پروین که نام اصلی‌اش خدیجه است؛ دختر سردار عبدالرحیم خان و از خانواده پسران امیر عبدالرحمن خان است. سردارعبدالرحیم خان که در زمان استالین به سیبری تبعید شده بود روزگار سختی را گذراند و سپس با پا درمیانی سفیر وقت افغانستان در مسکو از تبعید رها شد اما هیچ‌گاه حق بازگشت به میهنش را به دست نیاورد و تا مرگ در مسکو باقی ماند.
مادر خانم پروین از بدخشان افغانستان بود که بعد از تبعید همسرش به ازبکستان و روسیه به تنهایی در تربیت دخترش همت گماشت.
پروفسور عبدالاحمد جاوید از اولین روسای رادیوی افغانستان در یادآوری خاطره‌ای از آغاز به کار خانم پروین گفت که آن‌ها برای ثبت آهنگ‌های خانم پروین که بعد از سامعه و فرشته سومین آوازخوان زن در رادیو بود با دسته‌ساز به خانه او رفتند و آهنگی از او را ضبط کردند تا در رادیو نشر شود.
جلیل زلاند اولین مدیر موسیقی رادیو افغانستان نیز در خاطره‌ای از خانم پروین گفته است؛ آن‌ها برای جلب توجه شنوندگان و معرفی موسیقی افغان برنامه‌ای را در تئاتر کابل روی دست گرفتند که خانم پروین در آن به اجرای آهنگ گل‌فروش پرداخت. این آهنگ به شکل دراما توسط کودکان اجرا شد.
خانم پروین با زحمات زیاد کار آوازخوانی را در رادیو افغانستان ادامه داد و با پوشیدن برقع رفتن به رادیو را ادامه داد و مشوق سایر آوازخوان زن از جمله مهوش، ژیلا و رخشانه و دیگران شد. خانم پروین تا ایام بیماری زنی فعال و دل‌زنده بود و در محافل هنری شرکت می‌کرد. خانم پروین به زبان‌های دری، پشتو ، ازبکی و بلوچی آواز می‌خواند.