14دسامبر2018

05 فروردين 1393 نوشته شده توسط 

نگاهی به نوروز در آریانا

رسم‌‌های و ترانه‌های نوروزی در سرزمین نوروز
20-1
عثمان حبیب
بر چهره‌ی گل نسیم نوروز خوشست
در صحن چمن روی دل‌افروز خوشست
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوشست

روز اول حمل (فروردین) آغاز فصل بهار و روز نوروز کشورهای دری و فارسی زبان‌هاست، کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان... آن را بطور فوق‌العاده و چشمگیر تجلیل می‌نمایند. این جشن یادگار دوره‌ی آریایی‌های قدیم است و تاریخچه‌ی باستانی و ملی دارد. مردم مقدم سال نو را گرامی داشته و آن را با شادی و سرور و میمنت پذیرایی می‌نمایند. نوروز فصل زنده شدن حیوانات، نباتات و گیاهاست. روزهای سرد زمستان به پایان می‌رسد. بادها و نسیم‌های ملایم بهاری به وزیدن شروع می‌کند و باران‌های موسمی طبیعت زیبا را شستشو می‌دهد. همه جا سخن از سرسبزی، طراوت، زیبایی و خوشبویی‌هاست. شادابی بهاران منظر خاصی به دل‌ها و دیده‌ها می‌بخشد.
نوروز جوان کرد به دل پبر و جوان را
ایام جوانی‌ست زمین را و زمان را
آن غنچه‌ی گل که همی نازد بر باد
از خنده‌ی دزدیده فروبست دهان را
مردم افغانستان به پیشواز بهار می‌روند و آن را با مراسم خاصی تجلیل می‌نمایند. در اواخر ماه حوت (اسفند) همه‌ی موجودات به خصوص انسان‌ها می‌خواهند با سردی زمستان و خاطراتش وداع کنند و به مهمانی بهار خجسته روند و تنوعی را در زندگی خویش بوجود آرند. بناء دست به کار شده بخاری‌ها، صندلی‌ها(کرسی‌ها) را از خانه‌هایشان بیرون کشیده اطاق‌های منزل خویش را پاک کاری یا رنگمالی می‌کنند. بعد تمام وسایل منزل را پاک و شستشو می‌نمایند. مردم با در نظر داشت توان مالی خویش وسایل و ضروریات‌شان را خرید می‌نمایند.
20-2
تجلیل از شب سال نو
طبق معمول مردم افغانستان در شب سال نو سبزی چلو می‌پزند.(سبزی چلو غذای خوشمزه‌ی افغانیست که از برنج باریک، سبزی پالک و گوشت تهیه می‌شود.) البته خانواده‌ها می‌توانند نظر به سلیقه و توان خویش خواراکی‌های دیگری را بآن اضافه نمایند. در شب سال نو اطفال خردسال، دختران جوان و زنان دست‌هاشان را خینه (حنا) می‌بندند. دختران و زنان در روزهای نوروز لباس‌های محلی، زنگارنگ و گلدار به تن می‌کنند، می‌کوشند شاد و خندان باشند و آمدن نوروز را فال نیک می‌گیرند. بعد از صرف غذای شب برای تهیه کردن هفت میوه آمادگی می‌گیرند.

هفت میوه یا میوه‌ی ترکده
این خوراک از هفت یا هشت نوع میوه‌ی خشک تهیه می‌شود که عبارتند از: کشمش سرخ و سبز، بادام یا خسته، پسته، چهار مغز (گردو) سنجد، غولنگ و کِشته. اولاً آن‌ها را به طور اساسی پاک و تمیز و چندین بار می‌شویند. (بادام، پسته و چهار مغز را خلال می‌نمایند.) بعد مقداری آب به آن علاوه کرده در ظرف‌های شیشه‌ی بزرگ یادیگبر (قابلمه) انداخته (تَر) می‌کنند، صبح روز نوروز این خوراکی آماده شده هر کسی بقدر یک لیوان (گیلاس) یا نیم کاسه‌ی خورد از آن میل می‌نمایند. میوه ترکده برای معده و کاهش چربی خون مفید است.

کلچه نوروزی، ماهی و جلبی
کلچه (کلوچه) نوروزی را از آرد برنج یا ذرت بشکل دایروی به سایز بشقاب‌های خورد بالای کاغذهای رنگه تهیه و روی آن پسته میده می‌ریزند و بداخل داش پخته می‌نمایند. و در روزهای نوروز آن را با میوه خشک و چای صرف می‌کنند.
ماهی و جلبی هم یکی از خوراکه‌های خوشمزه است که معمولاً در فصل زمستان به بازارها عرضه می‌شود اما با فرارسیدن بهار از نظرها می‌افتد. این خوراکه را مردم از مغازه‌های مخصوص آن خریداری می‌نمایند. با وجودیکه از نظر کیفیت و طعم این دو با هم متضاد یکدیگرند اما خوردن آن با هم لذت بخش است.
در ایام نوروز مردم به دامان کهسارها، تپه‌ها، باغها،دریاچه‌ها و کنار طبیعت زیبا می‌روند. فقط هر طرف سرور و شادمانیست ساز می‌نوازند، آواز می‌خوانند و رقص‌های دسته جمعی و محلی اجرا می‌کنند.
پسران جوان که نامزد هستند، تحفه‌ی نوروزی را برای عروس آینده خویش تدارک دیده به منزل‌شان می‌فرستند. تحفه‌ی نوروزی آن‌ها شامل یک دست لباس مکمل به اصطلاح عام (جوره سر تا قدم) یعنی پیراهن، چادر ، بوت و غیره می‌باشد. معمولاً آنها را در سینی (پطنوس) های بزرگ که با گل و شیرینی‌های رنگارنگ دیزاین شده می‌برند.در یک سینی لباس‌ها را می‌گذارند، در دومی ماهی و جلبی و در سومی میوه خشک و کلچه نوروزی ... خانم‌ها تحفه‌ها را به منزل عروس می‌برند. از فامیل داماد که تحفه‌های نوروزی را می‌برند پذیرایی و قدردانی می‌شود.
روزهای نوروز در بازارها، جاده‌ها، سرک‌ها و مغازه‌ها ازدحام زیاد است بر علاوه مغازه‌ها، دکان‌ها و مارکت‌ها یک تعداد مردم اجناس و مواد خوراکی را روی زمین پهن کرده به فروش می‌رسانند. خاصتاً این بیروبار (شلوغی) در شب سال نو بیشتر است. در تمامی ولایات (شهرستان‌های ) افغانستان نوروز را با مراسم بسیار باشکوه و شانداری تجلیل می‌نمایند. مراسم جشن نوروز در افغانستان شامل چندینبخش می‌باشد.
20-3
میله‌ی دهقان:
در روز نوروز جشن میله‌ی دهقان جالب و تماشایی است. دهقانان و کشاورزان از دهات و ولسوالی‌ها به مراکز شهر آمده رسم گذشت (رژه) دهقانی را با موزیک محلی انجام می‌دهند. بعد از آن نمایشات محلی شروع می‌شود. دهقانان و کشاورزان با خود حیوانات و پرندگان سالم، فربه و قوی و نمونه‌های از تولیدات و محصولات زراعتی خویش را آورده به نمایش می‌گذارند همچنان حیوانات و پرندگان‌شان را با رنگ‌های متنوع و قشنگ دیزاین نموده و به بهترین‌های آنها جوایز اهداء می‌شود. در قسمت بعدی رقص‌های محلی (اتن)، شمشیر بازی، نیزه بازی، پهلوانی(کشتی گیری) شروع می‌شود. علاوتاً مسابقات بین حیوانات نیز براه انداخته می‌شود. این مسابقات شامل، قوچ جنگی، مرغ جنگی و سگ جنگی است.


میله‌ی نهال‌شانی
سرسبزی شهر و دیار، هوای پاک و منزه نمایانگر صحت و سلامتی است. همه می‌کوشند که محیط زیست و شهر خود را سرسبز و شاداب نگهدارند. در روز نوروز هر که به نوبه‌ی خود نهالی، گلی بته‌ی و نباتی را غرس می‌نمایند. چون همه‌ی مردم دوست دارند که فضای زندگی آنها عاری از هر گونه آلودگی باشد. و نوروز را بدینسان بدرقه می‌نمایند.

میله‌ی سمنک
بعد از سپری شدن چند روزی از سال نو میله‌ی سمنک آغاز می‌شود. قبل از نوروز مقداری از گندم را در یک ظرفی می‌کارند تا گندم سربزند و سبز شود بعد عصاره یا شیره آن را کشیده با آرد و مقدار قابل ملاحظه‌ی آب مخلوط نموده در دیگ‌های بزرگ به ظرفیت پانزده الی بیست کیلو سمنک می‌پزند. پختن سمنک کار بسیط و ساده نیست. چند خانواده دور هم جمع شده، هر نیت و مقصد و مرادی که به دلها دارند، از بارگاه خداوند(ج) استدعا می‌نمایند. پختن سمنک از اوایل شب شروع تا نزدیک‌های بامداد ادامه می‌یابد. بعد از طلوع آقتاب همه بدور دیگ سمنک جمع شده با دعای خیر و عافیت سر دیگ را باز می‌نمایند. سمنک را نه تنها به مهمانان و اشتراک کنندگان میله‌ی سمنک توزیع می‌نمایند بلکه به اندازه ظرف‌های کوچک به همسایگان و دوستان نیز تقسیم می‌نمایند. در موقع پختن نذر سمنک ترانه مشهور سمنک را دسته جمعی بدین شرح می‌خوانند.
سمنک در جوش ما کپچه زنیم
دیگران در خواب ما دپچه زنیم
سمنک نذر بهار است
میله شب‌زنده‌دار است
این خوشی سالی یک بار است
سال دیگر یا نصیب
سمنک در جوش ما کپچه زنیم
دیگران در خواب ما دپچه زنیم
بی شکر شیرینی دارد
طعم خوش چو فرنی دارد
خودبه‌خود رنگینی دارد
سال دیگر یا نصیب
سمنک در جوش ما کپچه زنیم
دیگران در خواب ما دیچه زنیم

میله‌ی گل سرخ
میله‌ی گل سرخ مربوط شهر مزار شریف است. این شهر میزبان مهمانان میله‌ی گل سرخ است. مردم از برخی ولایات افغانستان حتی در این اواخر از کشورهای مجاور اسلامی در میله‌ی گل سرخ اشتراک می‌ورزند. مراسم تجلیل میله‌ی گل سرخ در روز نوروز بطور رسمی و دولتی برگزار می‌شود. تجمع مردم به خاطر روضه‌ی مزار شریف یعنی زیارت حضرت علی کرم‌الله وجهه در آن شهر است. مردم را عقیده بر این است که از فیض و برکت روضه‌ی مبارک و مقدم سال نو دعاهای آنها به درگاه الهی مستجاب می‌گردد. میله‌ی گل سرخ باشکوه و جلال خاصی برگزار می‌شود.
نوروز تاریخچه ملی و باستانی دارد. تجلیل از سال نو در حقیقت پیروی از عادات و رسوم اجداد و گذشتگان مردم آریایی است در اینجا مختصر نگاهی در مورد تاریخچه‌ی نوروز در عهد مردمان قدیم آریایی می‌اندازیم که در کتاب تاریخ افغانستان اثر استاد احمد علی کهزاد به آن اشاره شده و آمده است:
20-4
نوروز باستانی و پیشدادیان بلخی
تجلیل از روز اول سال خورشیدی منحصر است به زمانه‌های اولین شاهان و مردمان اصیل آریایی. «یما» که اولین پادشاه پیشدادیان بلخی است. وقتی که بر تخت سلطنت جلوس کرد با وسایلی که به دسترسش قرار داشت از راه زراعت و غرس درخت و آبیاری اراضی و تربیه حیوانات قلمرو خود را سبز و خرم ساخته بود. اولین سرزمین امن و امان همان «بُخدی زیبا با بیرق‌های بلند» مقر یما پادشاه که رهایشگاه اصیل‌ترین اولاد آریایی است بنا نمود. یما وقتی به سلطنت رسید به کشیدن نهرها بطرف بلخ و دیگر صفحات باختر توجه نموده مردم را به کشت و زراغت و غرس اشجار و آبادی تشویق نمود. در اطراف این نهرها چمن‌زارها، چراگاه‌های وسیع احداث شده بود. از اثر همه آبادانی‌های شهر معروف و زیبا، معمور و بزرگ بلخ عرض وجود کرد، و به صفت «بخدیم سرایم» یعنی بلخ زیبا یاد کرده شده است که در بعضی جاها بنام بلخ درخشان بلخ‌الحسنا و بلخ گزین نیز ذکر شده است.
بلخ زیبا دارای بیرق‌های بلند پایتخت پادشاهان اولیه آریانا بوده که بعدها بنام «ام‌البلاد» یعنی مادر شهرها مسمی شد. این شهر معروف مهد پرورش دلیران، آزادگان و بزرگ مردان مشرق زمین بوده است.
یما پادشاه در صحت و سلامت رعیت و مردمش اهمیت فوق‌العاده می‌داد. موضوع انتخاب مردان و زنان سالم و زیبا و انتخاب یک یک جوره حیوانات و پرندگان اشاره به این اصل می‌کند که می‌خواست نسل حیوانات و پرندگان کشور خود را هم بهتر سازد به این ترتیب قرار گذاشته بود که سالم‌ترین افراد قوم را در مرکز مملکت در بُخدی و اطراف خود جمع کند و جا دهد تا همه رعیت بدانند که نظافت و سلامتی بدن عامل نزدیکی به شخص و مقر پادشاه است.
یما پادشاه اولین کسی است که اصول زراعت و حرفه را به آریایی‌های باختر یاد داده، فن بافت و بافتن را به قلمرو خود پهن ساخته و طبقات نظامی را روی کار آورد. اصول معماری و آبادی را به مردم تلقین کرده استعمال فلزات و سنگ‌های قیمتی، عطر و ادویه همه در عصر درخشان او معمول شد.
جشن اول سال که طبیعی‌ترین تمام جشن‌هاست یادگار قیمت‌دار اوست. دوره‌ی یما را دوره‌ی طلایی تاریخ آریانا می‌دانند. این جشن بزرگ سال به پیروی از رسوم و عادات آریایی‌های اصیل بوده و تا کنون پابرجاست.
«هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز»