24آوریل2019

11 آذر 1392 نوشته شده توسط 

رنسانس مونترالی در قرن بیستم بخش شانزدهم و پایانی

36-2-VM94-O70-4

بیتا علیایی


صحنه سیاسی بی‌ سر و سامان مونترال در نیمه دوم قرن بیستم نیازمند ظهور یک چهره بزرگ و فعال بود تا آن را از هرج و مرج پیش آمده در نتیجه تحولات اقتصادی و فرهنگی نجات دهد. این شخصیت مهم، ژان دراپو Jean Drapeau، شهردار مونترال از سال 1954 تا 1986 بود که در طی این سی سال، حضور فعال در کلیه امور اداری شهر داشت. با انتخاب دراپوی وکیل به عنوان شهردار، افق جدیدی در تاریخ سیاسی این شهر گشوده شد. تا پیش از این، صندلی شهرداری در اختیار مردانی از طبقه کارگر قرار داشت که با کمپین های پوپولیستی وارد ساختمان هتل دو ویل می شدند و به مانند پیشینیان خود، نقش سنتی سخنگوی مشاوران شهری را می پذیرفتند. دراپو، اما، فرزند یک کارگزار بیمه و از طبقه متوسط شهری بود. او از جمله روشنفکران فرانسوی-کانادایی محسوب می شد که در دانشگاه مونترال تحصیل کرده و تمایلات ناسیونالیستی داشت. انتخابات شهرداری سال 1954 از جهتی دیگر نیز برای این شهر امریکای شمالی حائز اهمیت بود: در این تاریخ نخستین حزب سیاسی به معنای آن‌چه که امروز می شناسیم وارد عرصه مدیریت شهری شد. حزب لیگ جنبش مدنی کبک LAC توسط Pierre DesMarais ، چاپخانه‌دار قدیمی شهر، با هدف پیگیری فعالیت های کارکنان شهرداری تشکیل شده و در نهایت 34 نامزد به شورای شهر معرفی کرد که 28 نفر از آن‌ها توانستند به این مجلس راه یابند. در این میان DesMarais نیز عنوان رئیس کمیته اجرایی را کسب کرد. هرچند که این حزب نتوانست اکثریت کرسی ها را بدست آورد ولی در تغییر فضای جلسات نقش اساسی داشت. همچنین، توانست با برپایی کمیسیون Champagne مانع از ادامه بسیاری از مفاسد اداری شود.
هرچند که دراپو و دِمَرِ دیدگاه های متفاوتی در زمینه اداره شهر داشتند، هر دو در دایره مخالفان نخست وزیر آن سال های کبک، موریس دوپلسی Maurice Duplessis قرار می گرفتند که برای عقب نماندن از رقبای خود حزب اتحاد ملی Union Nationale را تاسیس کرده بود. حزب مذکور با برخورداری از پشتیبانی مالی و مطبوعاتی نخست وزیر با معرفی یک سناتور لیبرال به نام Sarto Fournier در انتخابات پرتنش سال 57 بر ژان دراپو پیروز شد. علی رغم این پیروزی، عملا طرفداران نخست وزیر و دولت کبک از دخالت در امور شهری ناتوان بودند، زیرا که LAC با کسب اکثریت مجلس اجازه هر فعالیتی را از آن‌ها گرفته بود. چهارسال مدیریت فورنیه (1967-1960) به عنوان یکی از بحرانی ترین دوران ها در تاریخ شهرداری مونترال ثبت شده است. دراپو، در نهایت، با ائتلاف با چند حزب تازه تاسیس دیگر و کمک گرفتن از بعضی از اعضای LAC حزب مدنی مونترال Parti Civique de Montréal را به عرصه انتخابات سال 60 فرستاد و نه تنها به عنوان شهردار انتخاب شد، بلکه اکثریت کرسی ها را نیز کسب کرد. لوسین سولنیه Lucien Saulnier بازیگر دیگر این صحنه سیاسی بود که در قالب شریک سیاسی دراپو و به عنوان رئیس کمیته اجرایی به فعالیت می پرداخت. این دو، با هدف مدرنیزه کردن شهر، استراتژی های بلند مدت و سرمایه‌گذاری های هنگفت را دنبال می کردند؛ از جمله پروژه ساخت مترو که در سال 1966 آغاز شد، اکسپوی 67 و بازی های المپیک تابستانی 76 که حدود یک بیلیون دلار خرج برای شهر در برداشتند. میدان اصلی توسعه شهری برای دراپو و سولنیه در مرکز شهر تعریف شده بود. بر این اساس، فعالان عرصه ساخت و ساز را تشویق به سرمایه گذاری در پروژه های این مناطق می کردند و برای تسهیل دسترسی به خیابان های مرکزی دو قانون جدید را به مجموعه قوانین راهنمایی و رانندگی در مونترال افزودند؛ منع گردش به چپ و تشدید مقررات توقف در خیابان ها. لیکن بسیاری از پروژه های ساختمانی در نتیجه هزینه های سرسام‌آور بازی های المپیک متوقف شدند. مشکلات اقتصادی دهه هفتاد و نارضایتی مردم، در نهایت سولنیه را مجبور به ترک صندلی ریاست کرد. جانشین او، جرارد نیدینگ Gérard Niding، فاقد کاریزمای لازم بود و از همراهی دراپو باز می ماند. محبوبیت دراپو در اثر بدهی شهرداری به کارفرماهای خصوصی و نیمه کار ماندن بسیاری از پروژه ها رو به افول بود. با پایان ماجرای المپیک و با اتخاذ یک رویه جدید مدیریتی، دراپو این بار بر مناطق حومه شهری متمرکز شد. در همین راستا چندین پروژه در زمینه توسعه اقتصادی و تجاری، ایجاد پارک های صنعتی، خانه های فرهنگ و مجتمع های مسکونی تعریف شده و کمیسیون ابتکارات و توسعه اقتصادی مونترال CIDEM و انجمن ابتکارات و توسعه فضاهای تجاری SIDAC تشکیل شدند. علی‌رغم همه این فعالیت ها، آمارها حاکی از عدم موفقت دراپو در انتخابات پیش رو بود. از این رو، وی از شرکت در انتخابات سال 86 کنار کشید و حزب مدنی مونترال پس از 26 سال در صحنه رقابت سیاسی مونترال شکست خود. دوران زمامداری دراپو صفحه جدیدی را به تاریخ مونترال افزود. دورانی که می توان آن را رنسانس این شهرِ در معرض نابودی نامید. سه رویداد بزرگ نیمه دوم قرن بیستم؛ یعنی آغاز به کار سرویس خدمات عمومی شهر که بانی پروژه مترو بود، اکسپو و المپیک، به همراه افتتاح مجموعه Place des Arts فضای شهر را متحول کرده، مونترال را بار دیگر بر سر زبان ها انداختند و حس امید را در میان ساکنان شهر زنده کردند. دراپو برای تامین مخارج ساخت و سازهای خود نخستین دوره بخت آزمایی را در کانادا اجرا کرده و آن را «مالیات داوطلبانه» نامید. ایده او بعدها مقبولیت یافته و به تاسیس Loto-Québec در سال 1970 انجامید. او که در ابتدای ورود خود به جریان سیاسی شهر تفکرات ناسیونالیستی داشت، در رفراندوم سال 80 در زمره بی‌طرفان قرار گرفت و تنها گهگاه برای جذب افکار عمومی سخنانی در مدح کبک ارائه می کرد. یکی از معروفترین جملاتی که به او نسبت داده می شود و در جریان انتخابات شهرداری اخیر نیز شنیده می شد به بهترین وجه وضعیت آن روزهای مونترال و تلاش مدیرانش برای عقب نماندن از تورنتو را نمایان می کند: «بگذارید تورنتو میلان شود، مونترال همیشه رم باقی خواهد ماند.»

36-1-drapeau metro
ژان دوره Jean Doré شهرداری که پس از دراپو بر صندلی ریاست شهر تکیه زد، از طبقه نخبگان فرانسوی نوین بود که پس از رفورم های انقلاب آرام شکل گرفته بودند. همزمان با ورود او به ساختمان هتل دو ویل، ریاست کمیته اجرایی نیز به Michael Fainstat واگذار می شود؛ نخستین انگلیسی زبانی که به این جایگاه دست می یابد. بی‌شک این اتفاق نشانگر نوع نوینی از همزیستی این دو گروه قومی در شهر مونترال است. شیوه این دو در اداره شهر بر تقویت قدرت مشاوران محلات و کاهش قوای مرکزی تمرکز داشت. کمیته های شورای محلات و دفاتر هم‌فکری شهروندان از جمله دستاوردهای این دوران به حساب می آیند.
ستاره بخت مونترال برای بار دوم در دویست سال اخیر در سال 1992، همزمان با رکود اقتصادی شدید در کانادا بی رمق شد. نرخ بیکاری به 12 درصد رسید، بسیاری از فعالیت های ساخت و ساز متوقف شدند و سرمایه‌گذاری ها کاهش یافت. پیروزی حزب کبکوآ و رفراندوم سال 95 چنان تاثیر منفی بر صحنه تجاری داشت که شهر تا سال 2000 نتوانست از بحران پیش آمده رهایی یابد. با وقوع تغییرات در فضای سیاسی دولت کبک و کاهش تمایلات جدایی‌طلبانه، شرکت های حمل و نقل هوایی، مهندسی پزشکی، انفورماتیک، ارتباطات راه دور و چند رسانه ای پا به عرصه حضور گذاشتند تا با استفاده از منبع انسانی تحصیل کرده، ارزان و دو یا چند زبانه - که در نتیجه سرمایه گذاری در چهار دانشگاه شهر، مهاجرت ها و انقلاب آرام به وجود آمده بود- بهره ببرند. با بازگشایی درب های تجارت جهانی و تاسیس شرکت های بین المللی، مونترال به خاطر ویژگی های زبانی، هنری و تحصیلی در زمره محبوب ترین شهرهای امریکای شمالی در آمده و فروغ گذشته را باز یافت.
مونترال با همه فراز و نشیب ها، داستان خود را در قرن معاصر با امید آغاز کرد، هرچند که هنوز با دوران طلایی خود در سده نوزدهم فاصله بسیار دارد و شاید هرگز نتواند از سایه رقیب قدیمی خود، تورنتو، خارج شود، اما همچنان جایگاه خود را در میان شهرهای مهم آمریکای شمالی حفظ کرده و به آینده خوشبین است. / پایان
برداشت آزاد از کتاب Histoire de Montréal depuis la Confédération اثر Paul-André Linteau انتشارات Boréal.