26آوریل2018

29 آبان 1392 نوشته شده توسط 

یوز ایرانی، نماد حیات وحش ایران در حال انقراض است، چه می‌‌توان کرد؟

سامان زمان‌زاده

025-Parvandeh

 در همین رابطه: تلاش مشترک زیست‌بانان و ملی‌پوشان ایران: نجات یوز ایرانی از نابودی


آیا سریع ترین حیوان روی زمین قربانی سرعت نابودی طبیعت می شود؟
این سئوالی است که احتمالا درصد زیادی از افراد، از کودک گرفته تا پیر و جوان به آن پاسخ صحیح خواهند داد. یوزپلنگ یا چیتا، سریع‌ترین دونده روی کره زمین است که می‌تواند با سرعتی بیش از صد و گاه تا صد و ده کیلومتر بر ساعت بدود. اما در ادامه اگر پرسیده شود این گربه‌سان زیبا کجا زندگی می‌کند؟
باز هم احتمالا درصد زیادی پاسخ خواهند داد آفریقا! و البته این پاسخ نادرستی نیست. یوزپلنگ، از پستانداران بسیار کمیاب کره زمین است و زیستگاه اصلی آن آفریقاست. اما اگر این سئوال از ایرانیان پرسیده شود چطور؟ تجربیات شخصی من برآن گواه است که باز هم پاسخ بسیاری از افراد همان خواهد بود. آفریقا!
یوز، یا Cheetah با نام علمی Acinonyx jubatus دارای دو زیرگونه اصلی است. یوز آفریقایی و یوز آسیایی، در گذشته ای نه چندان دور، تا همین چند دهه قبل یوزآسیایی گستره وسیعی از پراکندگی در دشت های خاورمیانه، از عربستان تا سوریه، و ایران و شبه قاره هند داشت. اما به دلیل تخریب بی رویه زیستگاه و کاهش شدید طعمه و دلایل دیگری مانند شکار و کشتار، امروزه نسل یوز آسیایی در تمام کشورهای فوق منقرض شده است و فقط و تنها فقط، تعداد اندکی از این گونه زیبا و منحصر به فرد در دشت‌های فلات ایران به حیات خود ادامه می‌دهند. از این رو در سال‌های اخیر یوز آسیایی را به عنوان «یوز ایرانی» نیز می‌شناسند. در حالی که این گونه در ایران نیز با کاهش شدید جمعیت و خطر قریب‌الوقوع انقراض مواجه است، جای تاسف است که بسیاری از ایرانیان هنوز نمی‌دانند که کشورشان تنها ملجا آخرین جمعیت باقی‌مانده از یوز آسیایی است. جمعیتی که در بهترین برآورد، زیر صد قلاده تخمین زده می‌شود. گرچه با توجه به گستره وسیع زیستگاه‌ها و امکانات موجود ارائه آمار دقیق ممکن نیست.
به طور کلی، روند تخریب زیستگاه ها و اکوسیستم در کشور ما نیز مانند بسیاری نقاط دیگر دنیا در قرن بیستم شدت زیادی یافت، اما در ایران در کنار این سیر روزافزون صنعتی شدن، بی توجهی دولت و همین‌طور ناآگاهی و بی تفاوتی مردم نیز مزید بر علت شد تا شاهد روند حیرت آور کاهش جمعیت حیات وحش در ایران باشیم. روندی که در 50 سال اخیر به شکل تاسف باری ایران را از یکی از غنی ترین زیستگاه‌های حیات وحش، به یکی از بحرانی‌ترین نمونه ها تبدیل کرده است. در قرن بیستم، حیات وحش ما شاهد انقراض کامل دوگونه بسیار با ارزش، یعنی شیر ایرانی در زیستگاه‌های فارس و ارژن، و همینطور گونه بسیار شاخص و نادر ببر مازندران در شمال البرز بوده است. و نسل گونه‌های منحصر به فردی مانند گوزن زرد ایرانی، گور ایرانی و خرس سیاه سیستان، تمساح پوزه کوتاه ایرانی (گاندو) و بسیاری گونه‌های دیگر نیز در خطر شدید انقراض است. در این میان اما، یوزآسیایی، به دلیل اینکه در تمام کشورها به جز ایران، نابود شده و همینطور زیبایی منحصر به فردش، تبدیل به نمادی برای گونه‌های در حال انقراض کشور ما شده است.

مهم‌ترین عوامل تهدید کننده یوزآسیایی
شاید نخستین سئوالی که در ذهن پدیدار می‌شود این باشد که اصولا چرا باید اینگونه شاهد کاهش و یا انقراض گونه‌های با ارزش در حیات وحش کشورمان باشیم. اولین پاسخی که به ذهن همه می‌رسد احتمالا شکار است. اگر بخواهیم این پرسش را به طور خاص درباره یوز مطرح کنیم، باید گفت به دلیل توانایی فوق‌العاده این حیوان در استتار و دوری از انسان آمار شکار مستقیم یوزپلنگ در ایران، تقریبا نزدیک به صفر است. اما شکار طعمه‌های یوزپلنگ توسط انسان، نقش مهمی در تهدید جمعیت این گربه‌سان دارد و از عوامل اصلی به حساب می‌آید. اما همچنان عامل اصلی، تخریب زیستگاه‌هاست که به کاهش محدوده و کمبود طعمه می‌انجامد. یوزپلنگ در مساحت وسیعی از فلات ایران، از استان فارس و یزد گرفته، تا سمنان و خراسان مشاهده‌ می‌شود، و بنا به عادت زیستی، این حیوان همواره در حال حرکت از نقطه‌ای به نقطه دیگر است و گسترش شهرها و مراکز صنعتی، مهم‌ترین تهدید برای بقای یوز است. نکته بسیار مهم و تاسف بار دیگر، کشیده شدن جاده‌ها به سمت مراکز صنعتی است که اکنون از قلب بسیاری از زیستگاه‌های یوز عبور می‌کند و ما در سال‌های اخیر به طور میانگین شاهد کشته شدن یک یا دو‌یوز در هرسال در تصادفات جاده‌ای بوده ایم. عاملی که در سال‌های آینده در صورت گسترش جاده‌ها و با فرض خوشبینانه افزایش جمعیت یوز، می‌تواند به معضل بزرگ‌تری نیز تبدیل شود. اما در شرایط فعلی، کمبود طعمه و تخریب زیستگاه، عوامل اصلی به حساب می‌آیند. از مهم‌ترین مناطق زیستگاه یوز در کشور، می‌توان به «ذخیره گاه زیست کره توران» و پارک ملی کویر در استان سمنان، مناطق حفاظت شده بافق، دره انجیر و نایبندان در استان یزد، و همچنین برخی مناطق دیگر در استان های کرمان و خراسان شمالی اشاره کرد.

موسسه‌ها و انجمن‌های فعال
در سال‌های اخیر و خصوصا در ده سال گذشته پس از وخامت شدید اوضاع حفاظتی در زیستگاه‌های یوز، چند سازمان و ان جی او خصوصی و نیمه دولتی ، برآن شدند تا با تمرکز فعالیت‌ها و جلب توجه سازمان‌های داخلی و خارجی، بتوانند روند کاهش جمعیت یوز را متوقف کنند تا شاید در فرآیندی زمان بر و پرهزینه بتوانند آن را به روند افزایشی تبدیل نمایند. از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به «پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی» و همچنین «انجمن یوزپلنگ ایرانی» اشاره کرد. که اولی با همکاری سازمان حفاظت از محیط زیست و بسیاری نهادهای بین المللی در راستای نجات بخشی یوزآسیایی در سال 1380 تاسیس شد. و دومی یک ان‌جی‌او غیر دولتی و داوطلبانه است، که آن هم در سال 1380 توسط اساتید، کارشناسان و دانشجویان علاقمند، به منظور تحقیقات و همینطور آموزش در جهت کمک به نجات یوزآسیایی تاسیس شد.
«پروژه حفاظت از یوز پلنگ آسیایی» هم اکنون به جز سازمان حفاظت از محیط زیست ایران، با سازمان های بین المللی مختلفی از جمله، اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) دفتر کمکهاي کوچک سازمان ملل (SGP) انجمن حفاظت از حیات وحش WCS))، صندوق حفاظت از یوزپلنگ (CCF) و انجمن یوزپلنگ ایرانی (ICS) اشاره کرد.

کوشکی و دلبر
تا سال 1373، هیچ نمونه یوز آسیایی در اسارت در ایران موجود نبود، تا اینکه در این سال و در پی وقوع حادثه‌ای تلخ برای نخستین بار یک توله یوز در شرایط اسارت برای نگهداری به پارک پردیسان منتقل شد. در نهم شهريورماه سال 1373 این توله یوز به همراه با مادر و دو خواهرش براي رفع تشنگي به روستایی در نزديکی شهر بافق استان يزد پناه آورده بود. ولی به دليل عدم آشنايی مردم، موردحمله تعدادی قرار گرفت و مادر موفق به فرار شد، اما دو توله کشته شدند و با دخالت مردم بومی، توله دیگر در حالی که زخمی شده بود، به محیط‌بانان تحویل داده شد. یوزپلنگ، تمام مهارت‌های بقا را از مادرش فرا می‌گیرد و بدون این آموزش‌ها به هیچ عنوان توانایی حفاظت از خود و شکار، آن هم در طبیعت سخت و کم طعمه زیستگاه‌های ایران را ندارد. بنابراین وقتی توله‌ای از مادرش جدا می‌شود، راهی به جز نگهداری در شرایط اسارت وجود ندارد. این توله که «ماریتا» نامگذاری شد، در حدود نه سال، در پارک پردیسان، به عنوان نماد یوزایرانی نگهداری می‌شد و در سال 1382 به مرگ طبیعی مرد (عمر یوز در طبیعت در حدود 10 سال، و در اسارت گاه به 14 یا 15 سال هم رسیده است) و روز نهم شهریور به مناسبت روز نجات ماریتا، روز ملی یوزپلنگ ایرانی نامگذاری شد.
چهار سال بعد، در سال 1386، یک شکارچی-چوپان محلی، با موتور، یک یوز و دو توله‌اش را تعقیب می‌کند، و یکی از توله‌ها را که نر بود، به دام می‌اندازد، اما فرد بومی دیگری به نام آقای کوشکی، تحت تاثیر آموزش‌هایی که توسط سازمان ‌های فوق، به جوامع محلی داده شده بود این توله را از چوپان خریداری می‌کند و آن را به مسئولان سازمان تحویل می‌دهد، این توله یوز کوشکی نام می‌گیرد و به دلایلی که ذکر شد، امکان بازگشتش به طبیعت نبود و در منطقه میاندشت خراسان شمالی، در محوطه ای در حدود 15 هکتار، در شرایط نیمه اسارت نگهداری شد. کوشکی یاد گرفت که خودش شکار کند، و با رها سازی خرگوش و گاهی طعمه‌های دیگر در محوطه، برای او تامین طعمه می‌شود. کوشکی هم اکنون در حدود 6 سال دارد و به عنوان مهم ترین نمونه تحقیقاتی یوز ایرانی در شرایط نیمه طبیعی نگهداری می‌شود.

در سال 1390، اتفاق مشابهی برای یک توله یوز ماده افتاد.
او توسط سگ‌های گله یک چوپان در بهار سال 1390 در منطقه توران استان سمنان به دام افتاد. پس از به دام افتادن توله یوز، چوپان تصمیم به نگهداری از آن می گیرد تا چوپان دیگری متوجه می‌شود و پس از متقاعد نمودن او توله یوز را گرفته و به منزل خود می آورد و با محیط بانان منطقه تماس می‌گیرد. دلبر نیز مانند کوشکی شانسی برای ادامه حیات در طبیعت نداشت. و در نزدیکی پاسگاه محیط بانی دلبر (که نامش نیز از همین آمده است) محوطه موقتی برای او در نظر گرفته شد. مسئولان تصمیم گرفتند با توجه به داشتن ناخواسته یک یوز نر، و یک ماده در اسارت شرایط را برای جفت گیری این دو یوز فراهم کنند. شاید در ابتدا ساده به نظر بیاید، اما زادآوری یوز در اسارت فرآیندی بسیار پیچیده و علمی است، که شانس شکست و موفقیت آن را نمی‌توان به سادگی تخمین زد. و همچنین اگر پروژه موفق شود، و توله‌های جدیدی هم متولد شوند، بازهم شانس برگرداندن آن توله ها به طبیعت بسیار کم است. به هر حال اما ارزش امتحان کردن دارد و از همه مهم‌تر ضرری ندارد و روی چگونگی اجرای آن در حال حاضر بحث در جریان است.