27می2018

23 مرداد 1392 نوشته شده توسط 

با اعظم نوری از فداییان اقلیت: جنگ جناح‌ها واقعی‌ست اما تغییر اساسی برای مردم درپی ندارد. انتخابِ روحانی و دیدگاه‌های چپ در باره روندهای سیاسی اجتماعی در ایران

Logo-Fadian-Aghaliat

هفته گذشته اعظم نوری برای شرکت در سومین نشست اتحاد چپ ایرانیان خارج از کشور به مونترال آمد. از این فرصت سود جستیم با وی به عنوان یکی از فعالین سازمان فداییان (اقلیت) به گفت‌وگو نشستیم و نظر وی را درباره انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر جویا شویم.
درباره اعظم نوری:
اعظم نوری، از فعالین سازمان فداییان (اقلیت) که از سال ۱۹9۶، ساکن آلمان است. از آن زمان تاکنون، مدتی به عنوان یکی از اعضای کانون نویسندگان ایران (در تبعید) و انجمن قلم ایران (در تبعید) با این دو نهاد همکاری داشته‌ و یک دوره نیز عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران (در تبعید) بوده است. وی هم‌چنین در زمینه مسایل زنان فعالیت داشته است.

انتخابات ریاست‌جمهوری در خرداد 1392 چگونه می‌بینید، ادامه شرایط موجود یا تغییر این شرایط؟
من معمولا در این رابطه از واژه «به‌اصطلاح انتخابات» استفاده می‌کنم. ما می‌دانیم شرایطی که در انتخابات کشورهای غربی وجود دارد در ایران نیست. مثلا کاندیداها در ایران از چندین صافی می‌گذرند تا مردم اجازه داشته‌باشند به آنها رای بدهد. یعنی این‌ها در واقع از سوی ارگانهای حکومتی انتخاب شوند. آزادی هر شهروند برای کاندیدا شدن اولین شرط یک انتخابات آزاد است. در ایران مسلما کسانی می‌توانند از صافی‌های مختلف بگذرند که در راستای سیاست‌های حکومت و موافق با آنها باشند. بنابراین به نظر من خیلی فرق نمی‌کند که از این کاندیداها کدام یک انتخاب شود.
علاوه‌براین می‌دانیم که در جمهوری اسلامی تعدد مراکز قدرت وجود دارد. خامنه‌ای آن بالا نشسته یک سری چیزها را دیکته می‌کند، مجلس جای خود دارد و سپاه تاثیر دیگری دارد. من فکر نمی‌کنم که آقای روحانی حتی اگر بخواهد قادر به ایجاد تغییر جدی باشد. البته تاکید کنم که باور دارم ایشان نمی‌خواهد ولی ‌به‌فرض این‌که بخواهد، دست و پایش بسته است. در آینده حتی اگر تغییری صورت بگیرد آنچنان زیاد‌ نخواهد بود که بگوییم تاثیری در زندگی مردم دارد.

اگر تفاوت میان روحانی و کاندیداهای اصولگرایان زیاد نیست استقبال گسترده غرب از نتیجه انتخابات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
دلیل این است که آنچه اتفاق افتاد برخلاف چیزی بود که حدس زده می‌شد. حدس این بود که کاندیدایی از میان اصولگرایان انتخاب بشود. مثلا اگر جلیلی که کاندیدای مستقیم دفتر خامنه‌ای بود و یا قالیباف انتخاب می‌شدند، چه مردم و چه غرب انتظار تغییر جدی در سیاست خارجی رژیم نداشتند. در واقع اصلاح‌طلبان و جناح رفسنجانی بویژه در سیاست خارجی خواهان تغییراتی هستند اما اینکه بخواهند و اینکه آیا می‌توانند دو بحث است. به هر حال یک امید و انتظاری در بین مردم ایجاد شده. این درحالی‌ست که خامنه‌ای در سخنرانی 30 تیر خیلی روشن اعلام کرد که خطوط اصلی همان است که بود و  اصول روابط با غرب همانطور که بود باقی می‌ماند. خودش [روحانی] هم در مصاحبه‌ای که چند روز قبل داشت که تاکید کرد: «ما اهل تعامل و مذاکره هستیم ولی اصولی داریم که از آن پایین نمی‌آییم.»
در مساله رابطه با غرب در ظاهر انرژی هسته‌ای را عمده می‌شود اما من فکر نمی‌کنم که مشکل غرب مشکل هسته‌ای باشد، در واقع مشکل اصلی دعوای دیگری است که در آن غرب و جمهوری اسلامی نمی‌توانند به توافق برسند و آن این است که ایران در منطقه سعی می‌کند که [درحوزه نفوذ غرب] دخالت کند. به جنبش‌های مختلف اسلام گرا کمک می‌کند و این با سیاست امپریالیسم که به طور مداوم سعی دارد حوزه نفوذ قدرتش را گسترش دهد در تضاد است. اگر اینها بتوانند این دعوا را به شکلی حل کنند مشکل هسته‌ای هم به راحتی حل خواهد شد اما چنین چشم‌اندازی را من نمی‌بینم.

برخی از نیروهای اپوزیسیون در خارج و داخل دعوای بین جناح‌های اصولگرا و اصلاح‌طلب و جناج آقای رفسنجانی را جنگ زرگری می‌دانند. شما در صحبت‌های خود به درگیری این دو جناج اشاره کردید. آیا از نظر شما این یک درگیری واقعی است یا جنگ زرگری؟
به نظر من جنگ یک جنگ واقعی است! واقعیت این است که این باندها یا گروه‌ها منافع خاصی اقتصادی دارند و می‌بنیند که هر باندی که قدرت می‌گیرد افراد خودش را سر کار می‌گذارد. از اخباری که علیه هم منتشر می‌کنند و از دزدی‌های هم خبر می‌دهند،خبر داریم. واقعیت این است که اینها نماینده جناح‌های مختلف بورژوازی هستند. یکی بورژوازی صنعتی را نمایندگی می‌کند و دیگری نماینده بورژوازی دلال است. این یعنی اینها به جز منافع شخصی و فردی منافع گروه‌های اقتصادی را نیز نمایندگی می‌کنند و این دعوا بسیار واقعی است. در ایران به دلیل نقش قدرت سیاسی در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، هر گروه که بخواهد سیاست اقتصادی خودش را پیش ببرد باید در قدرت سیاسی سهیم باشد و این سبب دعوای واقعی بر سر کسب قدرت می‌شود.

نقش زنان در انتخابات خاتمی، در جنبش سبز و به درجه کمتری هم در آخرین لحظات این انتخابات برجسته بود.  به عنوان یک زن فعال چپ نقش زنان را در این برهه‌های زمانی خاص و به خصوص انتخابات اخیر چگونه ارزیابی می‌کنید؟
زنان اولین گروهی بودند که از آغاز حیات جمهوری اسلامی مورد تبعیض و فشار قرار گرفتند. زن‌ها را از خیلی حوزه‌های حرفه‌ای، از جمله از قضاوت دور کردند، سعی کردند حجاب سرشان کنند... و این روند ادامه پیدا کرد. بنابراین زنان در جامعه ما دارای یک پتانسیل اعتراضی هستند. از سوی دیگر می‌دانیم همه جامعه تغییر می‌خواهد و زنان به عنوان گروهی که دچار تبعیض‌های گسترده و چندگانه هستند بیشتر از همه احتیاج دارند به این تغییرات، بنابراین سعی می‌کنند بسته به آگاهی و امکاناتی که وجود دارد در تحولات و روندهای سیاسی نقش داشته باشند و یکی از این روندها، انتخابات است.
درست است که در انتخابات 1376 و  1388 زنان به عنوان یکی از گروه‌های اجتماعی بسیار فعال شرکت کردند اما در انتخابات امسال این طور نبود. شاید چون فشار خیلی زیاد بود و زنان و همچنین جنبش دانشجویی دچار رکود مبارزاتی شده بودند. مثلا گروهی از زنان که من به آنها می‌گویم زنان اصلاح‌طلب یک جلسه قبل از انتخابات گذاشتند تحت عنوان «هم‌اندیشی زنان». یک جلسه هم بعد از انتخابات گذاشته شد که بخشی از زنان اصلاح‌طلب حکومتی آن را تشکیل دادند. اینها زنانی بودند که یا خودشان و یا همسرانشان در دوره‌های قبلی در حکومت بودند و یا هستند. اینها سعی کردند خواسته‌هایی را مطرح کنند اما به گفته خودشان چون در انتخابات دیر جنبیدند نتوانستند نقشی جدی داشته باشند. اینها بعد از انتخابات خواسته هایی را مطرح کردند، از جمله برداشتن فشارهای امنیتی و امکان فعالیت ان جی او ها و غیره و در بیانیه‌ای هم که بعد صادر کردند، خواهان آن شدند که در کابینه روحانی 5 وزیر زن وجود داشته باشد.
الان می‌بینیم کابینه‌ای که معرفی شد در این مرحله به خواسته‌های این بخش از زنان به هیچ‌وجه پاسخ مثبت نداده است. البته باید این را هم بگویم که تنها گرایش موجود میان زنان، این گرایش نیست. زنان سکولار و لاییک هم هستند که هنوز فعالیت‌شان نمود خارجی ندارد. در زمان اعتراض‌های 88 نکته قابل توجه این بود که علی‌رغم درخواست‌های مکرر زنان اصلاح‌طلب مبنی براینکه از سوی معترضان خشونت نشود، زنان و دختران جوان گوش نمی‌کردند و واکنش‌های اعتراضی شدید نشان می‌دادند. به نظرم این بیانگر یک گسل میان گرایش اصلاح‌طلبان و توده زنان است و همین‌اینکه زنان به دلیل فشار و تبعیض و ستم مضاعفی که بر آنان می‌رود، پتانسیل اعتراضی بالایی دارند.

حضور کارگران برای شما به عنوان یک فعال چپ طبیعتا یک بحث محوری است. وضعیت این نیروی اجتماعی را چطور می‌بینید؟ آیا هیچ شانسی هست که این گروه بتواند در تحولات آینده نقش آفرین باشند یا نه؟
واقعیت این است که کارگران آن بخشی از جنبش اجتماعی است که هیچ وقت از اعتراض دست نکشید. اگر فشارها جنبش زنان و یا حرکت دانشجویان را دچار افت‌و خیز کرده، اما حتی شدید‌ترین فشارها هم کارگران را خاموش نکرده. دلیل آن هم این است که خواسته‌های کارگران خواسته‌هایی است که با معیشت و زندگی سر و کار دارد. آنها نمی‌توانند از مطالبه حقوق حیاتی خود دست بکشند  تا بتوانند زنده بمانند، خرج خانواده را بدهند و تا زمانی که مشکلات اقتصادی دارند این ادامه دارد. اکسیون‌ها و مبارزاتی که سر جاده‌ها، جلوی اداره کار و در کارخانه دارند نشان می‌دهد که یک حدی از سازماندهی وجود دارد گرچه همچنان مشکل اصلی کارگران این است که تشکل‌های آنها هنوز در همه جا گسترده و سراسری نیست. مثلا در سال 88 کارگران به صورت فردی در اعتراضات مردمی شرکت کردند، اما با هویت طبقاتی خود به جانبداری از این یا آن کاندیدا برنخاستند. البته کارگران به جز خواسته‌های صنفی در اعتراضات‌شان، خواسته‌های سیاسی هم مطرح کرده‌اند. ما امیدوارم که این مبارزات متشکل‌تر شوند. اما هرگاه کارگران به صورت متشکل وارد مبارزات سیاسی بشوند و به عنوان طبقه به دنبال تغییرات اساسی باشند می‌توانند تاثیر ریشه‌ای بگذارند و همزمان به حمایت جنبش‌های دیگر هم امیدوار باشند و به خواسته هایشان برسند.

به عنوان سوال آخر نقش سازمان فداییان اقلیت را در تغییرات اجتماعی چطور می‌بینید و چقدر جایگاه برای سازمان قائل هستید و تحولات احتماعی در ایران؟
فکر می‌کنم جنبش چپ به هر حال دچار مشکلاتی است که باید مورد توجه قرار بدهد. چپ باید این مشکلات را جدی بگیرد...

خیلی خلاصه، مهمترین مشکل چپ را چه می‌دانید؟
اگر خیلی خلاصه بگویم، به نظر من پراکندگی در نظر و در عمل مشکل اساسی است. فکر می‌کنم باید شرایطی ایجاد شود که این پراکندگی‌ها کمتر شود و همکاری‌ها بیشتر. باید توجه کنیم که نه تنها کارگران، بلکه زنان هم مخاطب ما هستند و مشکلات ملیت‌های ایران و مساله آزادی‌های سیاسی نیز برای ما بویژه مهم است و همه آن‌ها را زنجیره‌وار به هم وابسته می‌دانیم. از سوی دیگر باید تاکید کنم که سازمان ما هم بخشی از جنبش چپ است و نمی‌شود امروزه گفت که این یا آن سازمان نقش مهم‌تری دارد، زمان این حرف‌ها گذشته است و امیدوارم مجموعه چپ بتواند یک زمانی به مشکلات خود غلبه کند و بتواند تاثیر مثبت و بیشتری در جامعه ایران داشته باشد. اینر ا هم باید بپذیریم که تاثیرپذیری دوجانبه است. ما هم از مبارزات داخل جامعه تأثیر می‌پذیریم و می‌توانیم از آن‌ها یاد بگیریم.
خانم اعظم نوری از شما سپاس گزاریم

گفت‌وگوی تلفنی با خانم اعظم نوری توسط خسرو شمیرانی برای چاپ در «هفته» در تاریخ 10 جولای 2013 انجام شده است.