23می2019

14 شهریور 1392 نوشته شده توسط 

نامه‌ی محمد بنا و حساب‌‌و کتاب کفاشیان

bannaweb

حکایت از قصه نامه محمد بنا شروع شد مردی که می‌توان ادعا کرد در عرصه کشتی فرنگی همان نقش را دارد خوزه مورینیو و الکس فرگوسن در دنیای فوتبال دارند. محمد بنا همان فردی‌است که توانست تیم ما را در المپیک لندن قهرمان کند. اما درمقابل جایزه‌‌ای که دریافت کرد این بود که وادار به گوشه نشینی و کناره‌گیری شد و دلگیر کردن‌اش هدیه ما به او بود.
به نامه‌ی محمد بنا نگاهی می‌اندازیم:
«اول باید از همه عزیزانی که در پی بازگرداندن محمدرضاخلعتبری این فوتبالیست خوب و ملی پوش‌مان از فوتبالی که به نام جعلی فعالیت می‌کند، تشکر کنم. این دومین‌بار است که راجع به فوتبال، ورزشی که خودم هم بازی می‌کردم و دوستش دارم صحبت می‌کنم.
در پی اتفاقاتی که این چند روز افتاده و ذهن مرا درگیر خود کرده، به یاد امیر علی اکبری این قهرمان خوب‌مان که یکی از نوادر کشتی فرنگی جهان است افتادم که چند وقت پیش به کشور آذربایجان رفته بود و با این‌که پیشنهادی اغوا کننده و بسیار بالای مالی به او داده بودند تا تغییر ملیت بدهد و برای این کشور کشتی بگیرد، ولی بعد از این همه بی‌مهری که من می‌دانم و خیلی‌ها نمی‌دانند، این فرزند ایران به تمام این پیشنهادها و تمام امکاناتی که برایش فراهم می‌کردند پشت پا زد و برای عشق به ایران و مردم، عشق به پیراهن تیم ملی کشورش برگشت تا دوباره زیر پرچم ایران عزیز کشتی بگیرد و به امید خدا در مسابقات جهانی به افتخاری دیگر دست یابد.
تمام حرفم این است که آیا مسئولی، نهادی و یا خیری این همه عشق به کشور و دوبنده تیم ملی ایران را ندید. / فرزند کوچک ایران زمین - محمد بنا»
محمد بنا را ندیدند و شاید کسی خیال ندارد که امثال «بنا»های ورزش‌های مختلف را ببیند. نتیجه این شده است که بسکتبال ما پس از این همه افتخار‌آفرینی هنوز اندرخم داشتن یک سالن اختصاصی است و والیبال ما رو به فراموشی است و حالا نوبت به فوتبال ملی رسیده است. فوتبال ملی که امروز در بی‌اعتنایی کامل است. علی کفاشیان هم که خودش پدیده‌ای‌ست، اعلام کرد پدیده‌ای در فوتبال ما است که همه چیز را کشک می‌داند، به راحتی می‌گوید توانایی جذب اسپانسرهای مالی را ندارد اما با این همه هم‌چنان بر راس فدراسیون مدیریت می‌کند. او می‌گوید: فوتبال ایران برای رفتن به جام جهانی رقمی نزدیک به 30 میلیارد تومان یا 10 میلیون دلار نیاز دارد. در حالی‌که بها یک حساب ساده می‌بینیم که رقم 10 میلیون دلار غیر‌واقعی است. زیرا اگر هر اردویی مثل اردوی پرتغال هزینه‌ای نزدیک به 300 هزار دلار داشته‌باشد، و اگر 10 اردوی اینچنینی داشته باشیم، مجموع هزینه‌های اردوهای تیم خودمان می‌شود 3 میلیون دلار و علاوه‌بر این اگر 2 تیم از تیم‌های هم‌سطح گروه‌مان دعوت کنیم، هزینه‌ی آن هم کمتر از دو میلیون دلار خواهد بود و دو میلیون دلار هم خرج تدارکات و دیگر ابزار خواهد شد. تازه این یک محاسبه سخاوتمندانه است، یعنی بودجه به‌درستی محاسبه نشده است.
اما حتی اگر این رقم هم درست باشد هر بازی تیم ملی در جام جهانی نزدیک به 3.5 میلیون دلار برای ما خرج دارد و اگر خوب بازی کنیم با توجه به ایجاد فضا برای خرید بازیکنان ایرانی و بالا رفتن خشنودی ملی که بهره‌وری را بالا می‌برد این مبلغ نه تنها جبران می‌شود، بلکه کمک مالی هم از فیفا می‌گیریم. اما کفاشیان «ندارد و نمی‌تواند» و ما نمی‌دانیم چرا باید او مسؤل باشد. در حالی‌که مردانی چون صفایی فراهانی و محمد دادکان توانستند.
بنا حق دارد که بپرسد، چگونه هدایتی می‌گوید ارز را از بانک مرکزی گرفته که اختصاص به تجار دارد؟ مگر آن ارز نباید خرج تولید ملی و بالا رفتن تولید ناخالص ملی شود. می‌پرسیم مگر والیبال و بسکتبال و کشتی فرنگی و وزنه‌برداری افتخار ملی نبودند پس چرا بی‌اعتنایی همراه‌شان بود؟ مگر تیم ملی ایران ویترین کشور ما نمی‌تواند باشد پس چرا ارز و دست به جیب بردن و گلریزان فقط برای خلعتبری است؟ همه عرق ملی ما فقط برای لیگ جعلی امارات بود؟ چرا کسانی که به قول دایی دست‌شان غیر پاییز هم در جیبشان می‌رود برای فوتبال کاری نکنند؟ چرا کفاشیان‌ها باید باشند و این همه حقارت به فوتبال ما دهند؟ چرا باید مهدی تاج در جلسه تیم ملی نباشد؟ چرا دیگر رشته‌های ورزشی این دیار این همه غریبه هستند؟ همه درد ما خلعتبری بود؟ همه وطن‌پرستی ما رگ‌های گردن متورم مال خلعتبری است؟