22سبتامبر2017

18 ارديبهشت 1392 نوشته شده توسط  مهرداد معمارزاده طهران

برنامه هسته‌ای ایران، برنامه تجزیه ایران

این دو تا چه ربطی به هم دارند؟
باید بگوییم ربط دارند، خیلی هم خوب ربط دارند. برنامه‌های استعماری، اصولا زمانی به درازای زندگی یک انسان و یک نسل را در برمی‌گیرد. بنابراین در طول زندگی یک فرد، درک آنچه که استعمار بر سر کشور آن آدم می‌آورد،کمی مشکل است.
در 150 سال گذشته، سرزمینی به وسعت دو ایران را از پهلویمان درآوردند، و اینک نیز در پی جدایی چهار استان مرزی ایران می‌باشند، که احتمالا آخرین برگ از تجزیه ایران خواهد بود. زیرا پس از آن، دیگر ما می‌مانیم و دو تا گوش‌هایمان و به طور کلی از صفحه معادلات جهانی حذف شده و تاثیرگذاری‌مان بر مسایل منطقه‌ای و جهانی به صفر خواهد رسید. برنامه این تجزیه، حدود 50 سال (از امروز) به طول خواهد کشید و نخستین گام جهان‌خواران، دو استان دوقلوی آذربایجان و مناطق اطرافش در شمال‌غرب کشور است که اینک با برنامه‌های رسانه‌ای استعماری ایشان و همراهی گروه اقلیتی به نام پان‌ترک (حساب مردم شریف استان‌های آذربایجان از ایشان جداست)، از آمادگی بالایی برای ایرانی ندانستن خود برخوردار گشته‌اند!
جلوی این بی‌شرمی‌های استعماری را تنها «ما» می‌توانیم بگیریم. نیازی هم نیست که بگوییم، این «ما» یعنی همین ما ایرانیان.
امروزه کشورهایی که به باشگاه هسته‌ای جهان پیوسته‌اند، از امنیت نسبی بالایی نسبت به دیگر کشورها برخوردارند، فارغ از اینکه کشورهای پهناور و برخورداری باشند یا نباشند.(مانند پاکستان) زیرا اجرای نقشه‌های استعماری و از آن جمله «تجزیه» درباره آنان، هزینه‌ای نامتعارف و گاه گزاف برای جهانخواران در برداشته و بدین ترتیب کشورهای استعمارگر تنها گاهی به جابجایی حکومت در اینگونه کشورها مبادرت ورزیده و بسنده می‌کنند، اما دیگر به تجزیه آن‌ها فکر نمی‌کنند. بدین‌گونه، ایران نیز که در یکی دو سده گذشته با اجرای روش «تجزیه»، دیگر آن پهناوری گذشته را ندارد، از این قضیه مستثنی نبوده و تا روزی که به باشگاه هسته‌ای کشورهای جهان نپیوندد، همچنان بختک شوم تجزیه دور سرش خواهد چرخید و نقشه‌های رنگ و وارنگ جغرافیای سیاسی منطقه روی میز کارشناسان کشورهای استعمارگر، بالا و پایین خواهد شد.
اکنون راهش چیست که با هزینه کمتر و پیش از فروپاشی اقتصادی که بی‌گمان به فروپاشی قانون اساسی کنونی و آن‌گاه تماس جرقه حاصل از آن به چاشنی انبار «تجزیه» خواهد انجامید، به فناوری کامل هسته‌ای تا سطح عالی (چرخۀ سوخت، ساخت کلاهک هسته‌ای و موشک‌های قاره‌پیما با قابلیت حمل آن) به عنوان عاملی بازدارنده دست یابیم؟
نخست آنکه، با اتخاذ شیوه‌هایی چون «ننه من غریبم!» نمی‌توانیم به این خواسته دست پیدا کنیم. یعنی با این روش که «دین ما گفته سلاح کشتارجمعی حرام است»، و سپس نیز جلوی ورود بازرسان ناظر سازمان‌های ‌ین‌المللی را به پایگاه‌های هسته‌ای و غیرهسته‌ای داخل کشور بگیریم، به جایی نخواهیم رسید. آن زمان که ما پیشرفته‌ترین جنگ‌افزارهای جهان را در اختیار داشتیم، در آمریکای شمالی سرخ‌پوستان بومی می‌زیستند و مشتی وحشی جنگل‌نشین هم در قاره اروپای کنونی. پس باید رُک‌وپوست‌کنده به جهان بگوییم،
حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بنابراین تنها راهش این است که به تنش‌زدایی در سطح جهانی بپردازیم. امروزه برزیل و کره جنوبی هم - چند سالی است - دارند اورانیوم غنی می‌کنند. اما نه تنها آب از آب تکان نمی‌خورد، که اتفاقا همه جهان از ایشان حمایت هم می‌کنند. از تحریم‌های شورای امنیت نیز خبری نیست. پس چرا با ما این‌گونه رفتار می‌کنند؟
کره جنوبی هم مانند ما، مدتی به مخفی‌کاری درباره تاسیسات هسته‌ای خود پرداخت. اما می‌بینیم که رفتار جامعه جهانی با ایشان و ما متفاوت است. دلیلش آن‌ است که، کره جنوبی از گروه‌های شبه‌نظامی (به ویژه در خاور نزدیک) حمایت نمی‌کند و در این‌باره و هر باره دیگری کاملا تابع سازمان ملل است. اما ما تنها به این بهانه که، جنایتکاری چون اسد مثلا به ظاهر علوی است! (خودش ادعا دارد که لائیک است) و علویان هم شاخه‌ای متمایل به شیعه (در برابر سنی‌ها و سلفی‌ها) هستند، بنابراین چشمانمان را به روی کشتارهای دولت دیکتاتور و نامشروع سوریه بسته و به همراه تنها یکی دو کشور دیگر به پشتیبانی از بشارالله اسد می‌پردازیم. غافل از اینکه آن دو تای دیگر (روسیه و چین)، با حق وتویی که در شورای امنیت دارند و کلاهک‌های هسته‌ای خویش، می‌توانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند، اما اکنون ما چه؟
در کشور استعمارزده‌ای مانند ما، مغز همگی به صورت صفر و یک برنامه‌ریزی و بسته شده است. یعنی، یا اینکه باید دشمن آمریکا باشی به هر قیمتی، و یا مزدور آمریکا باشی به هر راه و روش بی‌شرمانه‌ای! درست آن‌ است که، نیازی نیست با اسراییل دوست باشیم(!)، اما لزومی هم ندارد همه چیزمان ( به راستی همه چیزمان) را برای مبارزه با این کشور فسقلی، به پای یک گروه شبه‌نظامی بریزیم که حتی خود دولت لبنان هم قبولش ندارد.
باید برنامه هسته‌ای‌مان را پرتوان اما خردمندانه به پیش برده و بهانه‌ای هم بی‌خودی به دست کسی ندهیم، تا برنامه تجزیه ایران را روی میز بدخواهان جهانی‌مان میخکوب نماییم. لازم به توضیح است، این سلاح‌ها نه برای آن‌ است که بر سر کس یا جایی کوفته شود، بلکه بیشتر به سان عاملی بازدارنده عمل خواهند نمود. تضمین آن هم، همان تضمین‌هایی که تاکنون دارندگان بی‌اعتبار و تازه به دوران رسیده این سلاح‌ها (هسته‌ای) به جهانیان داده‌اند! این نکته بر همگان روشن است و به اثبات رسیده که هرگاه ایرانیان در طول تاریخ فرمانروای جهان بوده‌اند، جهانیان در صلح و آرامش زیسته و به سر برده‌اند.
به هر روی، از سویی شاید کسانی بگویند هسته‌ای شدن ایران به پایداری بیشتر حکومت کنونی انجامیده و ابدی‌اش خواهد کرد. اما پاسخ این‌ است که، اگر کشورمان تجزیه شود و سپس مثلا حکومتی دموکراتیک هم در آن یک وجبی که می‌ماند، روی کار بیاید(!)، این چه ارزشی خواهد داشت؟ اولویت نخست، حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی ایران است، که اکنون یکی از راه‌هایش همان هسته‌ای شدن است. اولویت دوم نیز طی کردن روندی آرام و همراه با مداراست، تا این حکومت نیز مانند مقدونیان به سرکردگی اسکندر گجستک، اعراب به سرکردگی عمربن‌الخطاب، مغولان به سرکردگی چنگیز مغول و دیگران، در فرهنگ ایرانی‌مان حل گشته و ما نیز رفته‌رفته به خواسته‌های اولیه و به‌حق‌مان چون آزادی‌های فردی و اجتماعی دست یابیم.
بیایید از تجزیه ایران جلوگیری کنیم، این چیزها مشکلی نیست، درست شده‌اند و باز هم می‌شوند.
به هر روی، به گفته دکتر علی‌اصغر دادبه که درباره مبحث «جهانی‌سازی!» گفتند، «هرگاه آن‌ها (کشورهای مدعی جهانی‌سازی) مرزهای‌شان را برداشتند، ما هم فردا صبح ساعت 7 اَش مرزهای‌مان را برمی‌داریم!». از این رو، هرگاه مدعیان عاری‌سازی جهان از سلاح‌های هسته‌ای و دارندگان کنونی این سلاح‌ها، به این کار خوب(!) مبادرت ورزیده و به نابودی کلاهک‌های هسته‌ای‌شان همت گماردند، خبرمان کنند تا ما هم برنامه و فعالیت‌های هسته‌ای‌مان را مسکوت گذاشته و تعلیق نماییم! با «هسته‌ای شدن ایران»، پان‌ترکان و دیگر تجزیه‌طلبان به همراه اربابان جهانی‌شان، آرزوی تجزیه و فروپاشی کشورمان را برای همیشه با خود به گور سیاه تاریخ خواهند برد. اگرچه که در حالت عادی و همین حالا هم، بدخواهان هیچ غلط خاصی نمی‌توانند بکنند.
در پایان، امیدواریم حالا که ما مردم ایران، داریم این تحریم‌ها را تحمل می‌کنیم، حکومتی‌ها هم جلوی تهدیدهای بعضی‌ها کوتاه نیامده و آن «چیز!» را زودتر بسازند و به قول معروف «کلک کار را بکنند»، تا دست‌کم این فشار مضاعفی که دارد به مردم کشورمان می‌آید، بی‌ثمر نشود.
*نسخۀ پایه از این نوشتار را در پیوند زیر ببینید:
http://kuroshebozorg2.persianblog.ir/post/28