از خوانندگان
عطا هودشتیان
یکی از موارد ویژه ای که به مبارزه مسالمت آمیز و فلسفه وجودی آن کمک می کند، گسترش فوق العاده تکنولوژی جدید خبر رسانی است. برق آسا بودن، مرکز گریز بودن و بلاخره شفاف بودن که از جمله ویژگی های این تکنولوژی می باشد، به مبارزین شیوه های غیر قهرآمیز یاری می رساند. بی شک این تکنولوژی در عین حال به نیروهای اهریمنی و سرکوب گر نیز کمک می کند. هم می تواند به گسترش مبارزه قهرآمیز کمک کند و هم می تواند روش های غیر قهرآمیز را تسریع نماید. اما رهروان مبارزه مسالمت آمیز که حامی شفاف بودن، گفتگو، روشنایی و مدنیت هستند، از این ابزار به بهترین وجهی می توانند بهره گیرند.
قدرت های مثبت و قدرت های منفی
بطور سمبولیک می توان گفت که قدرت های "منفی" همواره سرپوش گذاشتن به روی حقیقت و خفا کاری را ترجیح می دهند. و قدرت های "مثبت" ارتباط و بیان و گشایش را. اگر به نزاع تاریخی میان قدرت های منفی و مثبت، بد و خوب، نور و تاریکی، که تاریخ کهن مانیکیستی جهان را می سازد، فکر کنیم، در می یابیم که یک خصوصیت اصلی قدرت های منفی اکراه و سکوت است. عدم بیان، درون گرایی افراطی، مشکلات را به درون کشاندن و از بیان زنده و روشن آنها پرهیز کردن و بر سر مشکلات سرپوش گذاشتن، و از همین طریق قطع رابطه کردن، خلاصه کردن آن به "گوشه زدن"، و بالاخره در حاشیه سخن گفتن، و از بیان واضح عقاید طفره رفتن، اینها خصوصیات قدرت های "منفی" یا متمایل به آن است.
قدرتهای مثبت اما، طرفدار رابطه اند. حامی بیان حقیقتند. به لاپوشانی کردن و کتمان حقیقت تن نمی دهند. اهل مکالمه و مجادله و گفتگو هستند، نه پشت هم اندازی و حیله گری.
از این رو سانسور منفی است. و تکنولوژی ارتباطات، از آنرو که اخبار، شفافیت و ارتباط را رواج می دهد، مثبت است. در هریک می توان لایه خوب، یا خوب تر، بد یا بدتر را دید. پس هیچ یک از این دو را نمی توان مطلق کرد.
نظامی که براساس قدرت منفی و تاریکی استوار شده است، تلاش خود را در قطع رابطه و سرپوش گذاشتن بر حقیقت می گذارد. و این واقعیت را در ماههای اخیر در ایران دیده ایم.
دیده ایم که جمهوری اسلامی برای اثبات حقیقت خود، راههای بیان آراء و نظرات طرف مقابل، یعنی مخالفان خود را قطع می کند. امکانات خبررسانی آن را از وی می گیرد. حال آنکه درست برعکس، تکنولوژی جدید خبررسانی اساسا قدرت مثبت است. یعنی ضمیرش در گشایش و روشنی جلوه می کند. (اگرچه از آن استفاده منفی هم می توان کرد و می کنند).
پدیده اینترنت در عمل و در گسترش خود، از حوزه کنترل سازندگان و طراح های آن فراتر می رود. سازندگان اینترنت تسلطی بر گسترش بعدی و اثراتی که آن تکنولوژی بر کلیه جهان بر جای می گذارد ندارند.
باید به درستی نوشت که پدیده اینترنت از خاصیت و ماهیت نظام سرمایه داری ناشی می شود. که آن نظام، با وجود کج روی و بی عدالتی ماهوی و تاریخی اش، بر گشایش و رابطه استوار است. یعنی خود شرایط نقد خود را در چهارچوب نظامش مهیا می کند. و اینرا -از جمله- از طریق ارتباط انجام می دهد.
هرچه صنعت نوین و اقتصاد رقابتی گسترده گردد، گشایش اجتماعی و ارتباط جمعی در عمل وسعت می یاید. و ما در ایران امروز به همین ها نیاز داریم.
پس در مقابله با دشمن انحصارطلب، در مقابله با نظام جمهوری اسلامی که تمامی ابزارها و تکنولوژی ارتباطات را به دست گرفته، ما می بایست به پرورش روحیه فردگرایی مثبت - با احترام به حقوق جمع-، و به جمع گرایی آگاهانه، با احترام به حقوق فرد، بپردازیم. باید امکانات مبارزه پیگیر را بر علیه نظام، نظام دروغ حاکم درایران از طریق گسترش تکنولوژی ارتباط مدرن گسترش دهیم.
واضح است که استفاده های فراوان دیگری از این تکنولوژی می شود، و بخشهای متعدد جامعه هریک به نفع خود از آن بهره می گیرد. این ابزار وسیله انتشار تفاله های اجتماعی و خشونت و فساد هم می شود. لیکن آزادیخواهان می توانند از خواص آن به بهترین وجه برای مبارزه علیه دیکتاتوری استفاده کنند.
برخی خصوصیات اصلی تکنولوژی جدید ارتباطات:
تکنولوژی اطلاع رسانی جدید با سازمان های خبررسانی سنتی همچون رسانه های رسمی و بنگاههای خبر رسانی دولتی تفاوت دارد. کارکرد آنها حتی با بنگاههای خبر رسانی عظیم غیر دولتی در غرب (چون CNN) متفاوت است. خبر رسانی با روش های جدید غالبا با اینترنت عمل می کند و از گوگل، یوتوب، تویتر، فیس بوک و غیره بهره می گیرد.
چند مورد زیرین برخی خصوصیات اصلی تکنولوژی ارتباطات و خبررسانی جدید را رقم می زنند که آن ویژگیها را همچنین در جریان جنبش های مردمی که از خرداد 1388 در ایران آغاز شدند، نیز دیده ایم:
نخست آنکه، این تکنولوژی اصولا یک ویژگی اولیه دارد و آن ارزان بودن است. و چون دستیابی به این تکنولوژی یک هزینه هنگفت نمی طلبد (و حتی هر سال از سال پیش ارزانتر می شود)، پس پدیده ای همگانی است. یعنی هر کس کم و بیش براحتی می تواند به آن دسترسی داشته باشد و نحوه کارکرد آنرا بیاموزد. از اینرو این تکنولوژی پدیده ای تقریبا عمومی و کارکرد آن شاید (با اندکی تلاش) همه فهم است. پس ارزان بودن، همگانی بودن و همه فهم بودن از جمله سه ویژگی اولیه تکنولوژی جدید ارتباطات است.
به دلیل سهولت نسبی کار کرد و ارزانی این تکنولوژی، پس میتوان دید که در تکامل این روند، هر فرد که یک تلفن دستی دارد خود یک خبرنگار است. از این رو گویا مفهوم خبر رسانی در عصر ما در حال تحول است.
اما خصوصیات دیگر تکنولوژی ارتباطات اینها هستند:
یازده ویژگی:
1- برق آسا بودن: برعکس تکنولوژی ارتباطات سنتی که به توسط سازمان های دولتی رسمی و یا شرکتهای خبررسانی بزرگ غیر دولتی سازمان می یابد، تکنولوژی خبررسانی جدید برق آساست. هر تظاهرات و سخنرانی و حادثه ای، بدون فیلتر و بدون سانسور، به طور برق آسا و فوری در شبکه بین المللی خبررسانی پخش می شود (یا می تواند بشود).
2- گمنام بودن: خاصیت جهشی خبر رسانی جدید آنگونه است که گاه شخص فرستنده و ارسال کننده خبر و یا فیلم خبری می تواند براحتی تنها نقش یک رابط ساده را بازی کند. این کارکرد تا آنجا می تواند پیش رود که گاه رساننده خبر از میان حذف می شود. بنابراین در اینجا با نوعی گمنامی "خبر نگار" روبرو هستیم.
در "یوتوپ" دهها هزار فیلم خبری وجود دارد که سازندگان آن همواره گمنام مانده اند.
3- خودآفرین بودن: تکنولوژی جدید خبررسانی خودآفرین است، و به خلاقیت های فردی دامن می زند و آن را تشویق می کند. هیچ مرکزی آن خلاقیت ها و اکتشافات جدید را تأیید نمی کند. بلکه آن خلاقیت ها گاه در زیر زمین خانه ها، پستوخانه ها، در شهرها و شهرستان های دور دست، در اتاق های دانشجویی می تواند گسترش یابد و چه بسا مدلهای جدیدی را به بازار عرضه کند.
4- فردگرا بودن: این تکنولوژی شدیدا فردگرا است و به فردگرایی دامن می زند، اگرچه اساسا برای جمع ساخته می شود. مگر نه اینکه ای بای (E-Bay) و گوگل (Google) به توسط یک یا دوتن، به طور خود آفرین و به توسط جوانانی به کلی ناشناخته، گمنام ولی خلاق و تیزهوش و فعال ایجاد شدند؟ ماجرای مایکروسافت چیزی بیش از این نبود. در واقع در اینجا برای آفرینش و ایجاد خلاقیت نیازی به یک تلاش جمعی نیست، بلکه اساس آن آفرینش یک حرکت فردی است. با این حال همه چیز به جمع باز می گردد، و در نهایت جمع است که بهره تکنولوژیک آنرا می برد.
5- مجازی بودن: در تکنولوژی جدید خبررسانی حالتی فوق العاده گسترده از مجازی بودن رشد می کند. همه چیز در همه حالات، صورتی مجازی، یعنی غیر واقعی به خود می گیرد. به عبارت دیگر "واقعی" و "واقعیت" نیز خود مجازی می شود. می شود جزئی از پدیده ای که اکنون و تنها در این لحظه واقعی است، لیکن لحظه ای بعدتر، غیز واقعی می شود. در رابطه مجازی، جمع و فرد درهم می آمیزند، و برق آسا بودن و مرکزگریزی و حتی بی هویتی فضای جدیدی از هستی را برملا می کنند.
6- شبکه ای بودن: در این تکنولوژی همه چیز در فضای شبکه شکل می گیرد. اقدامات غالبا فردی آغاز می شوند لیکن به جمع باز می گردند؛ از فرد به جمع، از کوچک به شبکه می رسند. همین وضعیت، از "جمع" معنای جدیدی می سازد. جمع دیگر افرادی با هویت نیستند. بلکه "شبکه" است که جمع را می سازد. آن جمع در واقع هویتی روشن ندارد. چنانکه آمد، گاه اعضایش به کلی نامعلومند.
7- بی هویت بودن: در اینجا افراد تنها از طریق پیوست به "شبکه" هویت می یابند، لیکن هرکس می تواند همواره و در طول سالیان دراز، بدون نام و هویت اصلی خود فعالیت کند. و جزئی از شبکه باقی بماند. این خصوصیت لزوما به آن معنا نیست که افراد شبکه، و یا خالقان تیزهوش این تکنولوژی خود افرادی بی هویت هستند، بلکه به آن معناست که تکنولوژی مورد نظر این خصوصیت ویژه را دارد که آدمی می تواند در عین فعالیت مداوم و گسترده در آن شبکه، نام خود را همواره پنهان نگهدارد. بهترین نمونه آن در این روزها شبکه اینترنتی "بالاترین" در میان مبارزین ایرانی است که با یک سیستم عضوگیری فوق العاده جدید، همه کس را فعال می کند بی آنکه هویت کسی آشکار شود.
اما بی هویتی تنها در مخفی بودن، و یا قابلیت این سیستم در مخفی نگهداشتن اعضای آن نیست. بی هویتی همچنین به آن معناست که از هنگام پیوست به شبکه، انچه کمتر اهمیت می یابد، نه "فرد" که شبکه، جمع، مجموعه اعضاء است.
8- بی مرکز بودن: هیچ مرکز ویژه ای تکنولوژی خبررسانی جدید را هدایت نمی کند. از آن رو که برق آسا و فردگرا و خود آفرین است، پس ضد کنترل و بی مرکز است. ویژگی خود آفرینی آن طوری عمل می کند که گویی خالقان آن در گسترش بعدی این تکنولوژی میلی به حساب پس دادن به هیچ صاحب قدرتی را ندارند
9- خارج از کنترل بودن: هیچ قدرت فراملی یا ملی گسترش خبر را کنترل نمی کند. این تکنولوژی مرکز گریز، پس ضدکنترل است. نه یک مرکز کنترل دارد، و نه کنترل پذیر است. حوزه و پیکره فعالیتش بی نهایت است که حتی از کنترل خالقانش نیز فراتر می رود.
10- جهانی و غیر بومی بودن: این تکنولوژی در عمل غالبا بومی است لیکن در کارکرد و در نتیجه عمیقا جهانی است. از این رو تکنولوژی خبررسانی جدید بومی را جهانی، و جهانی را بومی می کند. کشورها و ملت ها و فرهنگ های جهان را به هم متصل می کند. دور افتاده ترین مناطق را به کلیت جهان می کشاند. اگر فیلم یک اتفاق ساده در یک ده کوره ناشناخته در "یوتوب" گذاشته شود، آن واقعه دیگر جهانی شده است. از این رو، در مقطعی از رشد این تکنولوژی جدید، مرز میان "بومی و جهانی" در هم می ریزد. هویت ها ادغام گردیده، و بی هویتی عین هویت می شود.
11- شفاف گرا بودن: و این یکی از مهمترین خصوصیات این تکنولوژی است. شفاف گرایی یک پدیده ضد سانسور است. نظام سیاهی و تاریکی بر عدم شفافیت و عدم ارتباط استوار است. لیکن آنچه نظام سانسور و رژیم دیکتاتوری را از پا می اندازد، تکنولوژی ارتباطات جدید است، زیرا ماهیتی ضدسانسور و شفاف گرا دارد.
اشتباه نشود: این تکنولوژی همانطور که اشاره شد، می تواند به سانسور نیز دامن بزند. به اهرم های دروغ و تاریکی کمک کند، اما این پدیده در ماهیت اصلی اش ضد سانسور است. اگر دیکتاتورها یک وب سایت را ببندند، یک تلویزیون اینترنتی را مسدود نمایند، یکی دیگر در پس و پیش آن زاده می شود. اگر اخبار یک حادثه را سانسور کنند و سازنده آنرا دستگیر نمایند، یک فرد دیگر، از یک کوچه بالاتر با تلفن همراهش می تواند فیلم آنرا بگیرد و آن را در شبکه "یوتوب" یا در "فیس بوک" بگذارد تا از آن یک واقعه جهانی بسازد.
اگر می گوئیم ماهیت این تکنولوژی ضدسانسور است، منظور آن است که نیروهای ضد سانسور و شفاف گرا می توانند برای تحقق اهداف خود از آن تکنولوژی به بهترین وجه استفاده نمایند. چراکه با این تکنولوژی کمتر چیزی در "خفا" می ماند، و بهترین امکان برای گشایش، برای آزادی افکار و خبررسانی و ضد خفا کاری به دست می آید.
در شرایط تسلط یک نظام خفقان و سرکوب، قدرت شفاف گرا و نیز قابل کنترل تکنولوژی خبررسانی جدید، اگر از آن به درستی استفاده شود، ابعاد آزادی ملت را گسترش می دهد. و این همه ابزار جدیدی برای مبارزه با نظام های سرکوب خواهد بود.
در یک کلام: در ایران امروز مان، آنچه نظام استبداد را به زمین خواهد کوباند، از جمله، همین تکنولوژی خبررسانی است، اگر از آن به درستی استفاده شود.
مونترال - مرداد 1388




















