پنجشنبه 21 جولای 2011 مرکز هابور فرونت Harbourfront Centre در تورنتو، شاهد اولین روز از یک جشنواره سهروزه بود که طی آن نزدیک به 120هزار ایرانی و غیر ایرانی با گوشهای از زیباییهای فرهنگ و هنر و ادبیات این کشور روبهرو شدند. مرکز هاربور فرونت محل برگزاری جشنواره تیرگان بود که بیش از دو سال برای برپایی آن زحمت کشیده شده بود. این کار بزرگ که برنامهریزی و سازماندهی آن بیش از دو سال و هزاران ساعت وقت برده بود، غروب یکشنبه با یک جشن چشمگیر پایان گرفت.

مراسم پایانی جشنواره: مهرداد آریننژاد، ماریا صبای مقدم، نیما کیان، دکتر رضا مریدی، مارال مسعودی، بهروز آموزگار
عکس از مهدی زاهد
تیرگان، بزرگترین جشنواره ایرانی در خارج از میهن
با شرکت بیش از صدهزار بازدیدکننده برگزار شد!
گفتوگو با مدیر هنری جشنواره، ماریا صبای مقدم
گروهی که با تلاشی خستگی ناپذیر این کار را مدیریت میکرد، هیئت اجراییه تیرگان بود: مهرداد آرین نژاد، ماریا صبای مقدم، نیما احمدی، آرین شجاعی، فاریا شاکر، بهروز آموزگار، فرهاد شهلااما در کنار این هفت نفر زنان و مردان جوان دیگری همچون مریم اسکندری، علی نخعیزاده، حسین دادفر، شهرزاد شهریاری، ساویز ارزنده، فریبا راد، مهسا پزشکی، سمیرا کاشانی، نسرین خاتم، آرین بهشاد، مریم افشار، مارال مسعودی و صدها نفر دیگر از دلوازجان کارکردند.

دکتر ماریا صبای مقدم در تیرگان 2008 / عکس از مهدی زاهد
دکتر ماریا صبای مقدم به عنوان مدیر هنری این جشنواره، یکی از صدها نفری بود که بیچشمداشت و با اعتقاد به اینکه هنر و ادبیات آفریدگاران صلح و آرامش بر زمین هستند، بیش از دو سال برای این فستیوال 3روزه تلاش کرده بود. برای ارائه یک تصویر واقعیتر از این جشنواره با دکتر صبای مقدم گفتوگو کردیم.
دکتر ماریا صبای مقدم دارای مدرک دکترای شیمیفیزیک تئوری و فارغالتحصیل دانشگاه تورنتو است. او در کنار کار علمی، به فعالیتهای فرهنگی و هنری و پژوهش در زمینههای مراسم و سنتهای رایج در جنوب ایران، رقص، بناهای تاریخی و داستانهای عاشقانه ایرانی میپردازد. تحقیقات او در زمینه رقص در قالب گفتگو با هنرمندان، نقد و مقالات پژوهشی در رسانهها و مراجع گوناگون از جمله دانشنامه ایرانیکا منتشر شده است. وی نخستین عضو ایرانی کنگره جهانی رقص است که توسط سازمان یونسکو به رسمیت شناخته شده است. درمیان آثار او میتوان به کتاب «به سوی انسانتر شدن» (ترجمه) نام برد که در سال 2008 با استقبال خوانندگان در ایران روبهرو شد. کتابهای «زار در ایران و کشورهای دیگر» و «ویس و رامین: بر اساس منظومه ویس و رامین» از دیگر آثار او هستند. ماریا صبای مقدم از بنیانگذاران جشنواره تیرگان است.
خانم دکتر ماریا صبای مقدم، تیرگان 2011 چطور بود؟ به عنوان یکی از برگزارکنندگان آیا از نتیجه کار راضی هستید؟
خیلی خوب. ما موفق شدیم که بیش از 70 برنامه هنری و ادبی را عرضه کنیم، دو مسابقه در زمینه داستان کوتاه و فیلم کوتاه برگزار کنیم، و نزدیک به 120000 نفر بازدیدکننده را به این جشنواره جلب کنیم. نتیجه کار بسیار درخشان بود.
مجموعه شما به نظرم برای اولین بار در سال 2003 یک برنامه داشت و سنگ بنای تیرگان عملاً در آن زمان گذاشته شد. درباره اولین برنامه، مسیر و مراحلی که طی شد بگویید.
عدهای از برگزارکنندگان فعلی تیرگان از سال 2003 در دانشگاه تورنتو در برگزاری برنامههای مختلف با یکدیگر همکاری میکردند. اولین برنامهای که در این زمینه برگزار شد، یک برنامه سهساعته با هنرنمایی هنرمندان تورنتو و همینطور عرضه غذاهای ایرانی به نام رنگها و جلوههای ایران (Colours of Iran) در سال 2003 بود. همکاری برخی از برگزارکنندگان تیرگان از جمله آقای مهرداد آریننژاد مدیر جشنواره و خود من از همین جا شروع شد و در تمام برنامههای بعدی ادامه یافت. سال بعد دوباره این برنامه تکرار شد و برنامه بعدی در سال 2006 در مرکز هاربرفرانت به مدت سه روز و بعد از آن تیرگان در سال 2008 به مدت چهار روز برگزار شد.
سازماندهی تیرگان امسال را کی شروع کردید؟
بیش از دو سال پیش، اما برنامهریزی بخش هنری از ماه مارس 2010 شروع شد.
شما به عنوان یکی از اعضای اصلی کمیته سازماندهی برای برنامهریزی و طی زمان اجرا، چند ساعت کار کردید و چقدر درآمد داشتید؟
پاسخ سؤال اول بسیار سخت است و پاسخ سؤال دوم بسیار ساده. من روزهایی بوده که بدون اغراق 16 ساعت کار کردهام و روزهایی هم بوده که 6 تا 8 ساعت. مطمئنم که این در مورد بسیاری از همکاران من دقیقاً صادق است. اما جمع بستن ساعتها در طول دو یا سه سال (تیرگان قبلی سال 2008 برگزار شد) مشکل است چون آماری نگه نداشتم. حساب درآمد بسیار آسان است چون صفر بوده. ما همه داوطلب هستیم و در ازای ساعات کاریمان پولی دریافت نمیکنیم.

آرین شجاعی و گروه همکارن داوطلبان او در تیرگان
چند نفر داوطلب در این کار همراهی کردند؟ میدانم تعداد همکاران داوطلب بسیار بالاست، به همین دلیل میخواهم خواهش کنم درباره سازماندهی این گروه بزرگ توضیح بدهید. با توجه به اینکه ما ایرانیها خیلی با فرهنگ کار داوطلبانه آشنا نیستیم و داوطلب بودن را گاه با عدمتعهد اشتباه میگیریم.
بیش از سیصد نفر داوطلب در این تیرگان همراهی کردند. هسته اولیه این کار هیأت مدیره بوده که از ابتدا روی طرح تیرگان کار میکردند و بعد هیأت اجرایی تشکیل شد که اجرای طرح را به عهده گرفت. تمام این افراد و کسانی که به تدریج در کمیتههای گوناگون مشغول به همکاری شدند، با تعهد و پشتکار فوقالعادهای کار کردهاند که جز با تکیه بر اینها تیرگان ممکن نمیشد. اما از ابتدا برای همه روشن بود که اساس کار بر عدم دریافت هرگونه وجهی است و همه با آگاهی کامل و کمال میل انتخاب کردند که این مسئولیت بزرگ را به دوش بگیرند و با موفقیت به انجام برسانند.
به طور کلی درباره کار داوطلبانه انجام شده تخمینی دارید؛ مثلاً در مجموع چند ساعت کار داوطلبانه بوده است؟
بیش از سیصد نفر در زمانهای مختلف با مسئولیتها و ساعتهای مختلف در طول دو سال کار کردهاند، تعداد ساعات از تصور خود من خارج است. حقیقتش وقتی به آن فکر میکردم، تنها چیزی که در نظرم میآید حس شگفتی و احترام است. حساب و اندازهاش در ذهنم نمیگنجد ولی یقیناً زمانی باید سعی کنیم تخمینی به دست بیاوریم.
آیا هیچ بخش از سازماندهی تیرگان به شرکتها و افرادی حرفهای (که در مقابل پرداخت، کار انجام میدهند) سپرده شد؟
در بخش سازماندهی تیرگان هیچ کس وجهی در ازای کار دریافت نکرده است. همه اعضای هیأت مدیره و هیأت اجرایی داوطلب هستند و تخصص و توانایی و ساعات بیشمار وقت خود را به رایگان در اختیار تیرگان قرار دادهاند.
کنسرت آغازین برنامه ظاهراً قرار بود از رستاک باشد. چرا این گروه را انتخاب کرده بودید و چرا گروه موفق به اجرا نشد؟
رستاک گروه جوانی است که برداشتی نو از موسیقی مناطق مختلف ایران عرضه میکند. برای ما خیلی جالب بود که در شب گشایش تیرگان، در راستای موضوع جشنواره، جاودانگی، به پایایی ایران که همه این اقوام مختلف را در درازای تاریخ درکنار هم نگاه داشته و آرزوی ایرانیان برای تداوم این مسیر بپردازیم. متأسفانه دو ماه و نیم پیش از برگزاری تیرگان، رستاک به ما اطلاع داد که برای شرکت در جشنواره به آنها اجازه ندادهاند.
چرا کنسرت پردیس اجرا نشد؟
کنسرت پردیس اجرا شد، اما با تغییر قطعات و بدون حضور آقایان متبسم و عقیلی که چند روز قبل از شروع تیرگان به ما اطلاع دادند که وزارت ارشاد شرکت آنها را در تیرگان ممنوع کرده است. آقای مازیار حیدری از تورنتو رهبری ارکستر را به عهده گرفتند و خانم کاملیا دارا اجرای تصنیفها را. این دو و همینطور ارکستر بسیار زحمت کشیدند و توانستند برنامه بسیار جالبی را در مدت کوتاهی اجرا کنند. این جای تشکر و قدردانی بسیاری دارد.
آقای سعید شنبهزاده، یکی از هنرمندانی که با گروهش کنسرت اجرا کرد، در هنگام اختتامیه به تندی انتقاداتی مطرح کرده است. یکی از شاهدان عینی عنوان میکرد که هنگام اختتامیه از آقای شنبهزاده تشکر نشده بود و ایشان معتقد بوده که وی سانسور شده است؛ ماجرا چه بود؟
آقای شنبهزاده صبح روز 25 جولای در صفحه فیسبوک خود پیامی گذاشتند مبنی بر این که دو کنسرتی که در تیرگان 2008 و 2011 داشتهاند، بهترین تجربههای ایشان بوده است.
در مورد مراسم پایانی، ما از تکتک هنرمندان تشکر نکردیم بلکه تشکری کلی از همه هنرمندان بود. اما به هنرمندانی که برای اولین بار در تیرگان 2011 برنامه اجرا کردند، تندیس آرش اهدا شد. این نکته هم به روشنی قبل از اهدای تندیسها توضیح داده شد. به هنرمندانی که در مراسم پایانی تیرگان 2008 «آرش» را دریافت کرده بودند، در اختتامیه تیرگان 2011 مجسمه اهدا نشد. مثلاً به ناصر اویسی، شاهرخ مشکینقلم و سعید شنبهزاده برای بار دوم مجسمه اهدا نشد چون در تیرگان 2008 هم کار عرضه یا برنامه اجرا کرده بودند و هر سه در تیرگان 2008 مجسمه دریافت کرده بودند.
آیا این درست است که نام آقای شنبهزاده از لیست تشکرها حذف شد به خاطر اینکه روی صحنه ابراز نظر سیاسی علیه وضعیت حاکم بر ایران کرده بود؟
این نکته درست نیست به دو دلیل: همانطور که درپاسخ به سؤال قبلی گفتم، اول این که اصلاً فهرست تشکری وجود نداشت که نام کسی از آن حذف شود. ما از همه هنرمندان به طور کلی تشکر کردیم. دوم این که ما به هنرمندانی که برای اولین بار در تیرگان 2011 برنامه اجرا کردند یا اثرشان را عرضه کردند، مجسه آرش را به یادگار اهدا کردیم.
چرا در بخش ادبیات از دکتر رضا براهنی خبری نبود؟
در بخش ادبیات در تیرگان 2008 و 2011 تأکید ما بر حضور کسانی بود که غالباً برای اولین بار به تورنتو میآمدند. افراد بسیاری در تورنتو هستند که به دلیل حضور در تورنتو خوشبختانه مرتب از طریق سخنرانی در محافل و مجامع گوناگون با علاقهمندان در ارتباط هستند. ولی ارتباط مستقیم علاقهمندان در تورنتو با کسی مثل عباس معروفی جز در چهارچوب تیرگان تا کنون ممکن نبوده. یا اگر کسی بخواهد در جلسه سخنرانی پژوهشگرانی مثل دکتر محمد استعلامی یا آصف فکرت شرکت کند باید به شهر دیگری سفر کند. ما در تیرگان این امکان را برای علاقهمندان فراهم کردیم که این افراد را از نزدیک ببینند، پای صبحت ایشان بنشینند و رو در رو با آنها گفتوگو کنند.
تیرگان موافق کدام خط سیاسی است؟ به کدام جریان سیاسی نزدیک است؟ آیا برای دعوت از هنرمندان ملاکهای سیاسی، مثلاً موافق بودن یا مخالف بودن با دولت یا حکومت ایران را دارد؟
تیرگان به عرضه فرهنگ و هنر ایرانی پایبند است و در انتخاب برنامهها و هنرمندان از هیچ جریان سیاسی پیروی نمیکند. برای تیرگان کیفیت هنر و ادب، همخوانی با موضوع جشنواره، و تنوع و تازگی آثار ملاک انتخاب است نه مخالف و موافق بودن با یک جریان یا حکومت. ما هیچ وقت در باب دریافت دیدگاه سیاسی یک هنرمند یا ادیب، سؤال و جواب و تلاشی نکردهایم. در همین راستا، ما از هنرمندان غیرایرانی، مثلاً کانادایی یا آمریکایی، که اصلاً در مسایل سیاسی هیچ گونه دخالت یا نظری ندارند هم دعوت به همکاری کردهایم و نتیجه بسیار موفقیتآمیز بوده چون اصل، هنر و ادبیات است و گفتوگوی انسانها با زبان فرهنگ.
وسعت کار نسبت به تیرگان 2008 چگونه بود؟
تعداد برنامهها از 52 به 78 افزایش یافته بود، تعداد بازدید کنندگان از 60000 نفر به نزدیک به 120000. ما برنامههای جدیدی مثل مسابقات و بزرگداشت را به تیرگان اضافه کردیم. همینطور بخش آموزشی تیرگان بسیار گسترش یافته بود و برنامههای کودکان هم از کیفیت بالای هنری برخوردار بودند.
بیش از 150 هنرمند با حضور در تورنتو در برنامههای تیرگان شرکت کردند، اما شرکت هنرمندان و نویسندگان در تیرگان 2011 فراتر از حضور آنها در یک برنامه بود. داستانهای 262 نفر از چهار قاره در مسابقه داستان کوتاه تیرگان که با مدیریت عباس معروفی برگزار شد، شرکت داده شد. برندگان اول تا سوم از سه قاره متفاوت بودند و کتابی شامل پانزده اثر برگزیده این مسابقه با عنوان داستانهای تیرگان، توسط انتشارات گردون منتشر شد. در مسابقه فیلم کوتاه، به مدیریت شهرام تابعمحمدی، برنده بهترین فیلم و بهترین فیلم از کانادا هر دو از شهر تورنتو بودند. اگر ما همه این افراد را در نظر بگیریم، تعداد افرادی که به گونهای آثارشان در جشنواره تیرگان مطرح شد نزدیک به 500 نفر است.
چه مبلغی هزینه شد و این هزینه از کجا تأمین شد؟
هزینه نقدی جشنواره حدود 300000 دلار بود که از طریق حمایت مالی صاحبان کسب (sponsorship) ، کمکهای دولتی (grant) ، فروش بلیت (از 78 برنامه تیرگان 7 برنامه با فروش بلیت همراه بود و بقیه به رایگان عرضه میشد) و تلاشهای گوناگون برای جمعآوری پول (fundraising events) تأمین شد. البته بودجه جشنواره از این مبلغ بسیار بالاتر است، چون کمکهای غیر نقدی جشنواره نزدیک به 400هزار دلار بود. برای مثال مرکز هاربرفرانت قسمت اعظم فضای مجموعه در روزهای جشنواره و وقت و کار پرسنل هاربرفرانت در زمینههای اداری، بازاریابی، فنی و غیره را به مدت نزدیک به دو سال (به ارزش نزدیک به 170000دلار) به طور رایگان در اختیار تیرگان قرار داد. اضافه بر این 20هزار دلار کمک نقدی در بخشهای مختلف کرد. ارزش مالی ساعات کار داوطلبان هم که از مجموع همه این ارقام بالاتر است.
شنیدم هنرمندانی تقاضا کردهاند که برای تیرگان بعدی کار ارائه دهند. آیا این درست است؟
بله. خوشبختانه به دلیل تجربه بسیار خوبی که هنرمندان داشتهاند، برخی با ما تماس میگیرند و برای شرکت در برنامه بعدی سؤال میکنند.
آیا تیرگان بعدی در راه است؟
برای هنرمندان و بازدیدکنندگان تیرگان 2011 به جز خاطرات خوبی که یقیناً در طول سالها با خود خواهند داشت، جشنواره در روز 24 جولای به پایان رسیده. برای برگزارکنندگان اما، کار تا چند ماه ادامه دارد چرا که باید حساب و کتابها رسیدگی شوند و... تا قبل از پایان این تیرگان طبعاً نمیشود شروع به برنامهریزی تیرگان دیگری کرد.
خانم دکتر ماریا صبای مقدم، از شما سپاسگزاریم.
گفتوگو با خانم دکتر ماریا صبای مقدم توسط خسرو شمیرانی به صورت تلفنی و ایمیل برای انتشار در مجله هفتــــه مونترال، در تاریخ یکشنبه 7 آگوست 2011 انجام شده است.












