مغز دوم‌ ، تغذیه

تاثیر مستقیم تغذیه بر « مغز دوم »

دستاوردهای جدید دانش که پرده از راز میکروبیوم انسان برداشته درک دانشمندان  را از سلامتی مغز و اختلالات روانی بکلی تغییر داده است. می‌دانیم که مغز بر همه اجزای بدن انسان تسلط دارد، اما تاثیر اکوسیستم موجود در روده‌ها بر روی مغز موضوع کاملا تازه‌‌ای است.

اسرار یک ارتباط دو طرفه بین مغز و سیستم گوارش

با مطالعه میکروبیوم موجود در روده انسان و تاثیراتی که بر روی مغز دارد اسرار یک ارتباط دو طرفه بین مغز و سیستم گوارش انسان آشکار شده است. افسردگی، نگرانی، آلزایمر، پارکینسون، بیش فعالی، اوتیسم و بسیاری از مسائل دیگر با سلامتی روده انسان و سیستم ایمنی او ارتباط دارد.

نحوه عملکرد میکروبیوم در بدن انسان و وسعت تاثیر آن بر سلامتی  موضوع مهمی است. نوع غذایی که‌ می‌خوریم، آبی که‌ می‌نوشیم، داروهایی که مصرف‌ می‌کنیم، و حتی نحوه تولد ما بر ترکیب انواع باکتری‌های موجود در روده تاثیری تعین‌کننده دارد. بنابراین توجه به میکروبیوم و تقویت باکتری‌های خوب در مقابل باکتری‌های بد یکی از ارکان سلامتی انسان است.

مغز دوم‌

به دلیل ارتباط مهمی که بین روده و مغز انسان وجود دارد، بسیاری از دانشمندان روده را مغز دوم‌ می‌نامند. وجود یک اکوسیستم هوشمند در روده و سیستم عصبی متصل به آن که با مغز در ارتباط است اهمیت سلامتی روده‌ها و چگونگی تاثیر آن بر حالات روانی انسان را نشان‌ می‌دهد .

 علاوه بر ارتباط فیزیکی یک ارتباط شیمیایی بین مغز و روده وجود دارد. سهم بزرگی از هورمونهای سروتونین، دوپامین و انتقال دهنده‌های عصبی دیگر که در ثبات روحی افراد نقش دارند در روده سالم تولید‌ می‌شوند.

از طرف دیگر در بیمارانی که از اختلالات و بیماری‌های مغزی رنج‌ می‌برند علایم روده نفوذپذیر دیده‌ می‌شود. این موضوع نشان‌ می‌دهد که اختلالات مغزی را باید در ارتباط با سایر اجزای بدن بخصوص روده‌ها بررسی کرد.

بنظر می‌رسد که راز سلامتی و طول عمر انسان به  تعداد و تنوع اورگانیسم‌هایی که در روده او زندگی‌ می‌کنند و ترکیب ژنتیکی و تولیدات متابولیک آنها وابسته است. این موضوع  دانشمندان را درباره درستی اینکه ریشه اختلالات روانی تنها در مسائل کودکی، تروماهای عاطفی و استرس است، به تردید انداخته است.

هزاران نوع اورگانیسم در روده انسان زندگی‌ می‌کنند. تعداد آنها به تریلیون‌ها باکتری‌ می‌رسد که در مجموع یک و نیم کیلوگرم از وزن بدن انسان را بخود اختصاص‌ می‌دهند. ایجاد تعادل در اکوسیستمی که زیستگاه این تنوع شگفت انگیز از اورگانیسم‌ها در بدن ماست اساس و بنیان سلامتی انسان را تشکیل‌ می‌دهد.

از زمانهای دور همواره مشکلات روده‌‌ای را عامل تشدید علائم روحی و رفتاری بیماران‌ می‌دانستند. امروزه روشن شده است که بیشتر انتقال‌دهنده‌های عصبی نه در مغز بلکه در روده ساخته‌ می‌شوند. اینها با حرکت از طرف روده به مغز و برعکس عامل برقراری این ارتباط هستند. بنابراین هر تغییری که به هر دلیل در پیغام‌های عصبی بوجود بیاید سلامتی روانی انسان را تحت تاثیر قرار‌ می‌دهد. پیغام‌های عصبی در واقع هورمون‌هایی هستند که توسط باکتری‌ها در میکروبیوم ما تولید‌ می‌شوند.

انتقال دهنده عصبی

برای مثال دوپامین که مهمترین انتقال دهنده عصبی انگیزه است باعث‌ می‌شود افراد شوق انجام دادن کاری را داشته باشند. بنابراین کسانی که انگیزه‌‌ای برای به پایان رساندن یا حتی شروع کاری را ندارند درواقع دچار کمبود دوپامین هستند. تحقیقات نشان‌ می‌دهد که ورزش کردن به افزایش دوپامین کمک‌ می‌کند به شرط آنکه دوپامین کافی برای شروع آنرا داشته باشد.

انتقال دهنده عصبی دیگر که در روده تولید‌ می‌شود سروتونین است که با روحیه افراد ارتباط دارد. کسانی که دچار کمبود سروتونین هستند از هیچ چیز لذت نمی برند.

انتقال دهنده عصبی دیگری  به نام آستیلکولین وجود دارد که به حافظه افراد مربوط است. کمبود آن باعث فراموشی اسم افراد یا بعضی از اتفاقات زندگی‌ می‌شود.

انتقال دهنده عصبی دیگرکه گابا نامیده‌ می‌شود آرام کننده سیستم عصبی مرکزی است. افرادی که با کمبود این هورمون مواجه هستند ذهن ناآرام و نگران دارند. .

بنابراین بیماریهای روحی را‌ می‌توان نشانه‌هایی از یک پدیده دیگر دانست، مانند نگرانی که نشان دهنده استرس است. بدین ترتیب افسردگی یا نگرانی یک مکانیسم آگاهی دهنده از اتفاقهایی هستند که در بدن شما‌ می‌افتند تا شما را متوجه کنند که باید کاری بکنید و چیزی را در زندگی خود تغییر بدهید.

دستگاه گوارش

دستگاه گوارش را‌ می‌توان به یک کارخانه بزرگ شیمیایی تشبیه کرد که هضم غذا، تنظیم هورمونها، دفع سموم و تولید ویتامین‌ها و ترکیبات لازم برای ادامه حیات را بعهده دارد. این سیستم زمانی درست کار‌ می‌کند که غذا را به بهترین شکل هضم ، جذب و ترکیب کند. فاکتورهای متعددی در بانجام رسیدن این پروسه دخالت دارند؛ مانند گوناگونی باکتری‌های روده که در اکوسیستم به هم پیوسته محل زندگی خود باید در تعادل باشند. عدم تعادل و آسیب‌های میکروبیوم افراد را در شرایط کمبود غذایی قرار‌ می‌دهد که ممکن است در عین پرخوری یا چاقی از نظر بعضی از مواد اساسی دچار کمبود باشند.

کمبودعناصری مانند منیزیم ، روی و ویتامین دی آثار مخربی بر روی سلامتی دارند. باید به تفاوت کمبود این مواد در خون و در سلولهای بدن دقت کرد. آزمایشات خون نیازهای بدن را در سطح  سلولی نشان نمی دهند. بعلاوه در سلولهای ما مواد بیشماری وجود دارند که در آزمایشات خون سنجیده نمی شوند. بدین ترتیب باید به نیازهای بدن در سطح سلولی توجه کرد. درغیر اینصورت بدن با علائمی مانند خستگی و کمبود انرژی مواجه‌ می‌شود که مدتها پیش از آنکه به شکل بیماری مشخصی خود را نشان دهد سیستم را کم کم با اختلال مواجه‌ می‌کند.

تغذیه یک عامل مؤثر در اختلالات مغزی

تغذیه یک عامل مؤثر در اختلالات مغزی است. گذشته از کمبودها، باید به وجود مواد مضر در ترکیبات غذایی دقت کرد. در این میان قند که تاثیرات مخرب و اعتیادآور آن بر روی مغز به اثبات رسیده است بیش از همه حائز اهمیت است.مصرف بی رویه قند و نشاسته که بلافاصله در بدن به قند تبدیل‌ می‌شود عامل مهمی در بروز  افسردگی، بیش فعالی و بیماریهایی است که با تخریب سلولهای مغز همراهند. قند، نشاسته و شیرین کننده‌های مصنوعی میکروبیوم ما را تغییر داده و تخریب‌ می‌کنند. در نتیجه این تخریب پدیده‌‌ای بروز‌ می‌کند که التهاب نام دارد. التهاب عامل مشترک کلیه بیماریهای مزمن و از جمله بیماری‌های مغزی است.

مقاومت انسولین

پدیده دیگری که به مغز آسیب‌ می‌زند مقاومت انسولین نام دارد. مقاومت انسولین در نتیجه مصرف مداوم و بی رویه غذاهای حاوی قند بوجود‌ می‌آید و باعث ایجاد مشکلات مهم در مغز‌ می‌گردد. مغزبرای فعالیت  به قند احتیاج دارد اما مقاومت انسولین مانع از رسیدن قند به سلولهای مغز‌ می‌شود  و آنرا کند، پیر و خشمگین‌ می‌کند.

التهاب در مغز

 علاوه بر اینها، باید به تاثیرات اعتیادآور قند اشاره کرد که فرد را به مصرف هر چه بیشتر آن ترغیب‌ می‌کند. مصرف زیاد قند سطح التهاب در مغز را افزایش‌ می‌دهد، مقاومت انسولین را تشدید‌ می‌کند و مغز را وارد چرخه معیوبی‌ می‌کند که حاصل آن کند شدن هر چه بیشتر و التهاب بیشتر و خشم بیشتر است.

مغز سالم

برخلاف قند که به تاثیرات مخرب آن بر روی مغز اشاره شد، مصرف چربی‌ها برای داشتن مغز سالم اهمیت دارد. مغز از چربی ساخته شده است و برای سالم ماندن به آن نیاز دارد. چربی‌های امگا 3 که در روغن ماهی، گوشت و چربی حیواناتی که در طبیعت بزرگ شده اند، گردو، تخم کتان و دانه چیا یافت‌ می‌شود برای سلامتی مغز بسیار مفید هستند. مغز به چربی‌های امگا 6 که در دانه‌های آجیل و غذا‌های طبیعی وجود دارند نیز نیاز دارد، اما روغن‌های فرآوری شده که منشأ گیاهی دارند و از سبزیجات، کانولا، و سویا گرفته شده اند، همچنین چربی‌های اشباع شده و چربی غذاهای سرخ شده عامل التهاب و برای سلامتی مغز بسیار مضر هستند.

مواد شیمیایی

از جمله مواد مضر برای سلامتی مغز مواد شیمیایی افزوده شده به غذا مثل طعم دهنده‌های مصنوعی ، نگهدارنده‌ها و رنگهای غذایی هستند که در غذاهای فرآوری شده و صنعتی به وفور وجود دارند. غذاهای فرآوری شده، آنتی بیوتیکها و قند به رشد قارچ‌ها و  باکتری‌های بد روده کمک‌ می‌کنند  و از این جهت نیز آسیب جدی به مغز وارد‌ می‌کنند.

به هم خوردن تعادل اکوسیستم روده‌ها و افزایش تعداد باکتری‌های بد، قارچ‌ها و انگل‌ها التهاب مزمن را شدت‌ می‌بخشد. مولکولهایی بنام سایتوکین در بدن وجود دارند که در اثر التهاب افزایش‌ می‌یابند. سایتوکین‌ها انتقال دهنده پیغام‌های التهابی هستند. دو سوم از سیستم ایمنی انسان در دستگاه گوارش او قرار دارد. وقتی دستگاه گوارش رنجور و دچار التهاب باشد سیستم لنفاوی و سیستم ایمنی را تحت تاثیر قرار‌ می‌دهد و سایتوکین‌ها پیغام‌های التهابی را در سرتاسر بدن از جمله مغز منتشر‌ می‌کنند.

 وقتی مغز پیغامهای التهابی را از روده دریافت کند احساس خطر‌ می‌کند. در نتیجه سیستم ایمنی مغز نیز فعال‌ می‌شود و سایتوکین‌های بیشتری تولید‌ می‌کند. سایتوکین‌های التهابی در مغز حالت روحی و ادراک انسان را تحت تاثیر قرار‌ می‌دهد و انسان خلق و خوی افسرده پیدا‌ می‌کند.

داشتن روده نفوذپذیر و حساسیت‌های غذایی از عوامل تولید کننده التهاب هستند. همچنین هورمون‌ها، آنتی بیوتیک‌ها، سموم شیمیایی، افزودنی‌ها و محصولاتی که تغییر ژنتیکی داده شده‌اند سیستم ایمنی را به واکنش غیرعادی وا‌ می‌دارند و واکنش‌های مداوم سیستم ایمنی که نمی‌تواند مولکول‌های غذا را از مولکول‌های مهاجم تشخیص بدهد به افزایش التهاب منتهی‌ می‌شود. لبنیات، سویا، ذرت و گلوتن در ردیف غذاهای حساسیت‌زا و تشدیدکننده التهاب قرار دارند.

کمبود مواد اساسی مانند چربی‌های امگا3 و روی، زندگی پراسترس، آلاینده‌های محیطی و رژیم غذایی پر از قند و نشاسته شانس ابتلا به سندرم روده نفوذپذیر را افزایش‌ می‌دهند. حساسیت‌های غذایی و سیستم ایمنی آسیب دیده با سندرم روده نفوذپذیر ارتباط دارند که در نهایت به اختلالات مغز و خلق و خو منتهی‌ می‌شوند.

بنابراین سلامتی روانی انسان به ارتباط بین مغز، روده، سیستم ایمنی و سیستم هورمونی او وابسته است که سلامتی روده  در آن نقش کلیدی دارد. این موضوع اهمیت تغذیه در زندگی، سلامتی و شادابی انسان را نشان‌ می‌دهد.

توضیح: این مطلب بر اساس بخش دوم از یک مستند 8 قسمتی به نام broken brain نوشته شده است. مستند مذکور توسط دکتر مارک هیمن در ماه ژانویه 2018 در فضای مجازی پخش شد و شما می‌توانید به مراجعه به وب سایت دکتر هیمن این مستند ها را خریداری کرده و تماشا کنید.

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here