جشنواره فیلم بین‌المللی فیلم تورنتو

مریم ایرانی/عکس ها: فرشید سلیمانپور/جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو Toronto International Film Festival یا همان TIFF یک سپتامبر هر سال در تورنتو برگزار می‌شود. این جشنوارامسال از 6 تا 16 سپتامبر برگزار شد. از سال 1976 که این جشنواره شروع به کار کرد تا به امروز فیلم‌های زیادی در بخش مسابقه این جشنواره به رقابت می‌پردازند و چهره‌های سرشناسی از سینمای‌هالیوود و سراسر دنیا در آن شرکت می‌کنند. برنامه‌های جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو عبارتند از، فیلم‌های اول کانادایی، گنبد کانادا، مروری بر آثار کانادایی، سینمای معاصر جهان، دیالوگ: حرف زدن با تصاویر، بخش ویژه مستند، فیلم‌های کوتاه، نمایش‌های ویژه و غیره. با توجه به این‌که جشنواره فیلم تورنتو یک جشنواره غیررقابتی است بنابراین بخش مسابقه رسمی و هیئت داوران ندارد، اما در پایان بهترین فیلم با آرای تماشاگران انتخاب می‌شود. به نقل از ورایتی، «یک ستاره متولد شده است»، «اولین مرد» و «بیوه‌ها» از جمله فیلم‌هایی هستند در این جشنواره اکران شده‌اند. شماری از فیلم‌های معتبر سال هم در فهرست امسال به چشم می‌خورد که از آن جمله می‌توان به «پسر زیبا» درامی درباره مصرف مواد مخدر با بازی استیو کارل و تیموتی شالامه، «رقیب پیشتاز» با بازی هیو جکمن در نقش سناتور گری‌هارت و «پیرمرد و اسلحه» تریلری با بازی رابرت ردفورد که با آن از دنیای بازیگری خداحافظی خواهد کرد، اشاره کرد.

به گزارش بی.بی.سی، در بخش «کشف»، فیلم «روزهای نارنجی» ساخته آرش لاهوتی، اولین نمایش جهانی خود را تجربه کرد؛ فیلمی که می‌خواهد دنیای زنانه‌ای را در برابر یک دنیای مردانه خشن در شهری کوچک در ایران قرار دهد. اصغر فرهادی با آخرین فیلمش، «همه می‌دانند»، در جشنواره تورنتو حاضر بود تا در بخش گالا اولین نمایش آمریکای شمالی فیلم را تجربه کند.

آخرین ساخته جعفرپناهی، «سه رخ» که به مانند فیلم فرهادی، برای اولین بار در بخش مسابقه جشنواره کن نمایش داشت، اولین نمایش خود در آمریکای شمالی را تجربه کرد؛ کماکان بدون حضور فیلمساز که هنوز در ایران ممنوع الخروج است.

سعید جعفریان با فیلم «تاریکی»، تنها نماینده سینمای ایران در بخش فیلم‌های کوتاه بود؛ فیلمی جسارت‌آمیز درباره شبی از زندگی یک زن که می‌تواند همه چیز را در زندگی اش تغییر دهد.

نازنین بنیادی، بازیگر و مدل ایرانی‌تبار ساکن کانادا که در فیلم «هتل بمبئی» ساخته آنتونی ماراس – درباره حمله تروریستی به هتلی در بمبئی- یکی از نقش‌های اصلی را عهده داشت، بر روی فرش قرمز ظاهر شد و گلشیفته فراهانی هم دیگر بازیگر ایرانی‌ای بود که آخرین اثرش- «دختران آفتاب» ساخته اوا‌ هوسون Eva Husson – در جشنواره تورنتو به نمایش درآمد. مریم کشاورز فیلمساز ایرانی- آمریکایی، که با فیلم «شرایط» در سال ۲۰۱۱ در جشنواره‌های مختلف شرکت کرده بود، پس از یک وقفه طولانی با فیلم تازه‌ای به نام «کلوپ افعی» بازگشته است. یاسمین مظفری، فیلمساز ایرانی تبار کانادایی هم با اولین فیلم بلند خود به نام «دختران پرنشاط»Firecrackers  در بخش «کشف» حضور داشت: فیلمی با حس و حال زنانه که تقریباً همه عوامل ساخت آن زنان بوده‌اند.

حضور بازیگران و چهره‌های سرشناس سینمای‌هالیوود چون جولیان مور، خاویر باردم، امبر هرد و نیز جولیا رابرتز از دیگر جذابیت‌های جشنواره امسال فیلم تورنتو بود.

 

با اصغر فرهادی در کارگاه فیلم‌نامه نویسی:

در فیلم‌‌‌هایم لباس قاضی‌نمی‌پوشم

روز یکشنبه 9 سپتامبر، زیر بارش گاه و بی‌گاه باران در میان شلوغی‌‌های شهر تورنتو، هر طور هست خودم را به نزدیکترین ایستگاه مترو در حوالی دانشگاه تورنتو می‌رسانم. جایی که قرار است میزبان حضور اصغر فرهادی باشد وکارگاهی به همت موسسه فرهنگی «موج نو» و به سرپرستی عارف محمدی برای مدت 4 ساعت درباره اصول فیلمنامه نویسی برقرار شود.

از  آخرین ملاقات من و فرهادی سال‌ها گذشته است. اولین بار او را در زمانی‌که در نشریه دانشجویی «روزنامه شریف» می‌نوشتم، دیدم و با او همکلام شدم. فرهادی به همراه «ترانه علیدوستی»  برای اکران فیلم سینمایی «شهر زیبا» به دانشگاه شریف آمده‌بود. آن‌روزها، هنوز کسی نمی‌توانست موفقیت‌های بیشمار و درخشش بی‌نظیر فرهادی در عرصه سینمای دنیا را پیش‌بینی کند.  یکبار هم او را در غرفه نشریه «فیلم» در یکی از نمایشگاه‌های بین المللی کتاب دیدمکه خیلی ساده و بی تکلف در انتهای غرفه نشسته، صدایش کردم. آمد و مفصل درباره فیلم «چهارشنبه سوری» گپ زدیم. حالا بعد از گذشت چند سال و در فاصله این دیدارها، فرهادی تبدیل به تنها کارگردان ایرانی شده‌‌است که جایزه اسکار را نصیب خود کرده‌است. همین مساله برای من،  هیجان حضور در کلاس و همکلام شدن دوباره با او را در گذر زمانی دراز دوچندان می‌کند.

 

  • اگر اجازه ندهیم مخاطب خودش کشف کند، ماندگاری اثر را از او گرفته‌ایم
  • من اساسا معتقدم که انتهای فیلم باید مخاطب را وادار به فکر کند و اصلا برایم مهم نیست دقیقا چه فکری می‌کند. بلکه در نهایت می‌خواهم بدانم که چرخ‌دنده‌های ذهنش را روشن کرده‌ام.
  • من فقط یک راوی هستم و هیچ‌گاه لباس قاضی بر تن نمی‌کنم. در این زمینه من به شدت تحت تاثیر شیوه و دیدگاه روایی شاهنامه هستم. شما در هیچ یک از روایت‌های شاهنامه نمی‌بینید که فردوسی بخواهد شخصیت‌هایش را قضاوت کند.

 

کلاس فیلمنامه‌نویسی با استقبال گسترده‌ی علاقه‌مندان با نظم بسیار خوبی با همکاری دانشجویان دانشگاه تورنتو، در یکی از سالن‌های دانشگاه و راس ساعت آغاز می‌شود. در میان شرکت کنندگان برخی از مونترال برای شرکت در کلاس به تورنتو آمده‌اند. عارف محمدی، سرپرست گروه هنری موج نو، با تشکر از حضور همه شرکت‌کنندگان، توضیح می‌دهد که بعد از 5 سال دوندگی و تلاش بسیار زیاد برای دومین بار، اصغر فرهادی در تورنتو برای ایرانیان کلاس فیملنامه‌نویسی و بازیگری ارائه می‌کند که در نوع خود در خارج از ایران بی‌نظیر است. بعد از آن فرهادی به سرعت و بی تکلف به سراغ کارگاه فیلم نامه‌نویسی‌اش می‌رود و درباره سبک و سیاق شخصی‌اش در فیلمنامه‌نویسی توضیحاتی را ارایه می‌دهد. او با اشاره به اینکه برای نوشتن و خلق یک فیلمنامه مهم و موثر باید ابتدا بفهمیم استعداد داریم یا نه می‌گوید:

«شخصیت پردازی در نوشتن فیلمنامه کار سختی است. بنابراین بسیار مهم می‌شود که بفهمیم، آیا اصلا استعداد نوشتن داریم یا نه! ممکن است که استعداد داشته باشیم ولی در جهت درست به کار نگیریم و دلسرد شویم. ممکن هم هست که استعداد نداشته باشیم و بیهوده برایش هزینه کنیم. اصل موضوع، همین استعداد در نوشتن است که آن را با تکینیک‌هایی روی کاغذ می‌آوریم.»

او در ادامه با تاکید بر این نکته که سبک مورد علاقه‌اش در فیلمنامه نویسی «غیر مستقیم گویی» به مخاطبان است این کار را برای به کار گرفتن قدرت تخیل مخاطبان به شدت ضروری می‌داند:

«غیر مستقیم گویی از مستقیم‌گویی بهتر است. چون بعنوان تماشاگر، مثل یک ناظر منفعل منتظر نمی‌شویم تا برایمان قصه را تعریف کنند. بلکه خودمان بخشی از پروسه فیلم می‌شویم. البته باید مرز هم رعایت شود. اگر بخواهیم خیلی هم غیرمستقیم‌گویی کنیم ممکن است مخاطب نتواند منظور را بفهمد. اما به طور کلی اگر اجازه ندهیم مخاطب خودش کشف کند، ماندگاری اثر را از او گرفته‌ایم.»

فرهادی رمز نوشتن یک فیلمنامه باورپذیر را در داشتن تجارب شخصی هر فرد و یا درک یک موقعیت در زندگی افرادی که با آن‌ها سروکار داشته‌است می‌داند. «برای شخصیت پردازی‌ها باید از تجارب شخصی و احساسات و عواطفی که از آن‌ها شناخت داریم استفاده کرد. در واقع باید تصویر چیزهایی را که تجربه کرده‌ایم بنویسیم.

در تمام فیلم‌های من شخصیت یک آدم کم حرف و با سکوت‌های زیاد و مرموز است که تاز‌گی‌ها کشف کرده‌ام احتمالا در جایی پس ذهنم و یا خاطرات نوجوانی همچنین فردی را درک کرده‌ام و برایم جالب توجه بوده است. مثل شخصیت اِلی در فیلم درباره الی یا شهاب حسینی در فروشنده»

او با تاکید بر این نکته که خلق بحران در فیلمنامه و واکنش شخصیت‌های اصلی به این بحران است که داستان فیلم را جلو می‌برد، می‌گوید که بحران‌ها لایه‌های پنهان آدم‌ها را رو می‌کند و آن‌ها را از زیر ماسک‌هایی که زیرش پنهان شده‌اند، بیرون می‌کشد: «تحول شخصیت‌ها برای من خیلی مهم است. البته شاید تحول کلمه مناسبی نباشد و باید بگویم تغییر. چون یک آدم خیلی منفی از نظر من با یک اتفاق عاطفی تبدیل به آدم خوب نمی‌شود. اساسا اگر ادم بدی خوب می‌شود یعنی این بدی در ذات او نبوده و شاید به دلایلی که می‌دانیم یا می‌دانیم این تغییرات رخ داده است.»

 

  • هیچ وقت آدم ویژه و عجیب و غریبی را که قدرت برتری نسبت به دیگران دارد و یا از آن‌ها ضعیف‌تر است را نمی‌خواهم به تصویر بکشم.
  • ترجیح شخصی خودم همیشه این است که در ایران فیلم بسازم. ولی وقتی که می‌بینم، پشت سرم حرف و حدیث هست و می‌خواهد برایم مانع و حاشیه درست شود دیگر چاره‌ای ندارم.
  • [فیلم «همه می‌دانند»] بسیار تجربه جذاب و خوبی بود. کار خیلی راحت پیش رفت و همه چیز از قبل به دقت برنامه‌ریزی و آماده شده ‌بود.

فرهادی با اشاره به این نکته که دیگر در فیلم‌هایش به دنبال سورپرایز کردن مخاطب نیست و تنها می‌خواهد او را وادار به فکر کردن کند اضافه می‌کند: «من اساسا معتقدم که انتهای فیلم باید مخاطب را وادار به فکر کند و اصلا برایم مهم نیست دقیقا چه فکری می‌کند. بلکه در نهایت می‌خواهم بدانم که چرخ‌دنده‌های ذهنش را روشن کرده‌ام.»

فرهادی درباره جهان بینی‌اش در روایت و شخصیت‌پردازی هم می‌گوید: «من به طور کلی وقتی برای شخصیت‌هایم قصه می‌نویسم این را در نظر می‌گیرم که آن‌ها بشر هستند و ذاتا بشر اهل خطا است. پس یک تناقضی باید در همه رفتار و حرف‌هایش وجود داشته باشد. این تناقض جذاب است. من فقط یک راوی هستم و هیچ‌گاه لباس قاضی بر تن نمی‌کنم. در این زمینه من به شدت تحت تاثیر شیوه و دیدگاه روایی شاهنامه هستم. شما در هیچ یک از روایت‌های شاهنامه نمی‌بینید که فردوسی بخواهد شخصیت‌هایش را قضاوت کند. به همان اندازه که رستم را در مرگ سهراب می‌توان مقصر دانست در همان حال هم می‌توان برای او دل سوزاند. در داستان رستم و اسفندیار، این بی‌طرفی فردوسی بیشتر مشهود می‌شود. او به یک اندازه رستم و اسفندیار را در وضعیت عاطفی مشابه برای مخاطب قرار می‌دهد. به همین دلیل به نظر من فردوسی یکی از مدرن‌ترین روایت‌گران است.»

در ادامه جلسه فرهادی توضیحاتی را درباره نحوه دیالوگ‌نویسی و شخصیت‌پردازی برای شرکت‌کنندگان بیان می‌کند و چندین بار تاکید می‌کند که این نحوه فیلمنامه‌نویسی مربوط به دیدگاه و نوع جهان‌بینی خودش است و فیلمنامه‌نویسی‌ می‌تواند هر مدل استاندارد دیگری هم داشته‌باشد.

حالا کلاس به اتمام رسیده و جلسه پرسش و پاسخ با فرهادی حسابی گرم است. فرهادی با تواضعی در خور یک هنرمند صاحب سبک به همه سوالات جواب می‌دهد و با همه صمیمانه عکسی به یادگار می‌گیرد. صدای ناقوس کلیسای اطراف که بلند می‌شود، فرهادی هم آهنگ رفتن می‌کند. باد خنک و پاییزی ماه سپتامبر صورتم را نوازش می‌کند. در زیر نم‌نم باران و در مسیر برگشت به حرف‌های فرهادی فکر می‌کنم. بعنوان یک انسان معمولی که در بزنگاه‌هایی از زندگی با بحران‌های شخصی روبرو شده‌است،  بشدت با دنیای فیلم‌های فرهادی همذات پنداری می‌کنم. همه ما روزی مثل قهرمان‌‌های فیلم‌های او این تجربه‌ را کرده‌ایم که ناگهان به وسط یک چالش بزرگ می‌افتیم که ناگزیر تصمیم‌های مهمی باید بگیریم. مهم این است که این تصمیم‌ها چقدر ما و دنیای اطرافمان را تحت تاثیر قرار می‌دهند و آیا سرنوشت زندگی ما را هم با خود متحول خواهند کرد یا نه. هر کدام از ما می‌توانیم یکی از آدم‌های معمولی فیلم‌های فرهادی باشیم.

 

گفت وگوی اختصاصی «هفته» با اصغر فرهادی

يادداشت :برای اصغر فرهادی و سینمای ماندگارش

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here