نگاهی دین پژوهانه پژوهانه به یهودیت (8)

0
117

عرفان یهود

سروش شهریاری

این آخرین قسمت از سری آشنایی با آیین یهود است که خدمت شما ارائه می گردد. در قسمت‌های پیشین ابعاد مختلفی از این آیین را به صورتی بسیار گذرا بررسی کردیم. از تاریخ قوم بنی اسرائیل تا کتب مقدس ایشان و عقاید و اعمال عبادی یهود تا مختصری در مورد فلسفه یهود برای شما بازگفته شد. در این قسمت به یکی دیگر از جذاب ترین موضوعات مورد بحث در دین یهود می پردازیم: «عرفان یهود» یا به عبارتی دقیق تر «کابالا».((1))

واژه «عرفان» برگرفته از ادبیات عربی-اسلامی است و از آن طریق به زبان فارسی راه یافته است. برای صحبت در مورد این نوع معرفت شهودی در یهود، شاید بهتر باشد از معادل انگلیسی آن یعنی mysticism استفاده کنیم. در معنای این کلمه (عرفان/میستیسیزم) صحبت بسیار است اما چکیده نظریات مختلف را می توان در چنین عبارتی خلاصه کرد: «عرفان/میستیسیزم کشف و درک مستقیم و بلاواسطه حقیقت عالم است». بر خلاف فلاسفه که هدف خود را رسیدن از یقینیات به ناشناخته‌ها از طریق سیری منطقی معرفی‌ می‌کنند، میستیک به دنبال دیدن و چشیدن مستقیم و بلاواسطه حقیقت است. چون در ادیان ابراهیمی این حقیقت همان خدای یکتا محسوب می شود، کابالا را می توان تلاش برای به دست دادن فهمی شهودی از خدا و آنچه وی در کوه طور به موسی القا کرده (تَنَخ در کنار سنت شفاهی) تعریف کرد. در این ارتباط قلبی، مفهومی برتر و معنوی بر قرائت ثابت و سنتی چیره می‌شود و کابالیست در عین اعتقاد و پایبندی به ظاهر تورات، دل در گرو رسیدن به باطن و سرچشمه حیاتی دارد که تورات از آن جاری شده و بر قلب موسی ریزان گردیده. کابالیست‌ها به وجود چهار لایه معنایی (یا چهار بطن) در متن تورات و تلمود قائل هستند که عمیق‌ترین و سری‌ترین آن (سُد) اشاره به مفاهیم معنوی دارد. از این روست که خدای کابالیست ها از جهت روش شناخت (و نه واقعیت بیرونی) با خدای فلاسفه و خدای مومنین عادی بسیار متفاوت است.

به گفته موشه ایدل، کابالا پژوه معاصر، دو جریان عمده در کابالا قابل ردیابی است. اولی کابالای «اشراقی-آئین مدار» (theosophical-theurgical) و دومی کابالای «بی-خودی» (ecstatic).((2)) در جریان نخست که بر مبنای هستی شناسی سفیروتی بنا شده است، غایت حرکت فهم و ایجاد توازن میان احکام دین یهود و رموز نهفته در آنهاست، در حالی که جریان دوم حول محور شخص کابالیست می چرخد و متضمن گوشه گیری و ادای اذکار مختلف می‌باشد. در حالی که گرایش اول پایبندی به اجرای دسته‌جمعی احکام شریعت یهود و هم‌نشینی با دیگر کابالیست‌ها را شرط موفقیت خود می‌داند، عزلت نشینی به یکی از شروط اولیه گرایش دوم کابالا تبدیل گشت. همین اختلاف موجب دو شقه شدن و حتی بروز اختلافات شدید میان کابالیست‌های دو گروه گشت. گرایش دوم که هدف غائی خود را اتحاد و محو شدن در خداوند می‌دید با برخی شاخه‌های عرفان اسلامی اشتراکات زیادی دارد و تبادلات اعتقادی-فکری زیادی میان این دو صورت گرفته است.((3)) در سیری تاریخی گرایش نخستین توانست رقیب خود را از عرصه به بیرون براند و موجب شود آنچه امروز از آن تعبیر به کابالا می‌کنیم بیشتر در معنای اولی آن مد نظر باشد.

بی شک مشهورترین و مهم‌ترین اثر متعلق به کابالای یهود (گرایش اول) کتاب زوهار  Zoharاست.((4)) مطالعه این کتاب تصویری بسیار روشن از خصوصیات و شاخصه‌های معنویت یهود به ما ارائه می‌دهد. برای نخستین بار بخش‌هایی از این اثر کم نظیر در اوایل قرن چهاردهم میلادی در میان کابالیست‌های ساکن اسپانیا کشف شد. بحث و گفتگوهای فراوانی در مورد نویسنده حقیقی این اثر و تاریخ واقعی نوشتن آن در میان دانشمندان صورت گرفته است. تا اوایل قرن بیستم میلادی اعتقاد غالب بر این بود که نویسنده واقعی آن ربای شیمون بار یوخای (م. قرن دوم میلادی) بوده اما یافته‌های یک قرن گذشته و برخی بررسی‌های دقیق ادبی-زبانی این حدس را تقویت می‌کند که نویسنده اصلی زوهار Moses de León (م. قرن سیزدهم) است و او صرفا برای اعتبار بخشیدن به اثرش آن را به ربای شیمون ساکن قرن دوم منتسب نموده.

زوهار را می‌توان محصول نهایی چند قرن تلاش کابالیست‌ها برای فهم معنوی از آیات تورات و متن تلمود در نظر گرفت. از این رو است که نویسنده زوهار  تلاش دارد با تأویلات بسیار عمیق و بعضا دور از ذهن از متن و واژگان تورات و تلمود، تصویری راز‌آلود از حقیقت عالم هستی و رابطه عاشقانه میان یهودیان و خالق ترسیم کند. تصویری که بر اساس جهان‌بینی ده-گانه سفیروتی بنا شده است. رابطه میان ذات ناشناخته و دست نیافتنی خداوند (اَین سُف) و عالم کثرات، در قالب ده نماد یا ظهور اسماء الهی یا مرحله تکامل تصویر می‌شود. اینکه کابالیست‌ها چگونه توانستند میان وحدت خداوند (که از اصول خدشه ناپذیر الهیات یهود است) و این نوع خاص نگرش سفیروتی جمع کنند معرکه آراء و نظرات است. فهم حقیقت کابالا همانند همه مکاتب عرفانی دیگر کاری سخت و دشوار می‌نماید اما می‌توان به صورت مختصر  به برخی شاخصه‌های اصلی آن اشاره کرد: ۱- ارتباط بسیار نزدیک و عاشقانه میان خداوند و قوم برگزیده‌اش (یعنی یهودیان)، ۲- همکاری و همراهی خداوند با فرزندانش (قوم یهود) برای اصلاح جهان (تیکون عُلَم)، ۳- قدرت فوق طبیعی و راز آلود الفبای عبری و ارتباط آن با چگونگی فهم اسرار عالم و روش اتصال و ارتباط با خداوند، ۴- ناتوان بودن عقل و فهم در عبور از مراحل بالا و رسیدن به حقیقت ذات خداوندی.

در پایان بایستی به نکته‌ای توجه کرد. بسیاری از آنچه امروز در رسانه‌ها و در میان برخی شخصیت‌های مشهور (سلبریتی) از آن با عنوان کابالا یاد می‌شود نه در عمق و نه در روش ارتباطی با سنت کابالای یهود ندارد. همچنین بسیاری عقاید خرافی در مورد ارتباط کابالا با شیطان پرستی و اموری از این دست هم پایه و اساس علمی ندارند. اگر چه در میان کابالیست‌ها توسل به برخی قدرت‌ها و اذکار رمز آلود رسم بوده است اما بسیاری از آنچه امروز در فیلم‌ها و محصولات دیداری از کابالا تصویر می‌شود با حقیقت ماجرا فاصله بسیاری دارد.

توضیحات

((1)) اصل واژه «کابالا» به معنای «سنت» است. برای مطالعه بیشتر درباره تاریخ و ریشه های کابالا، ر.ک. کتاب بسیار تاثیر گذار محقق مشهور کابالا پروفسور گرشوم شولم که مطالعات معاصر در این حوزه مدیون اوست:(1941)   Major Trends in Jewish Mysticism. این کتاب به فارسی نیز ترجمه شده: جریانات بزرگ در عرفان یهود، البته توصیه اکید دارم علاقمندان به متن اصلی انگلیسی مراجعه کنند زیرا متاسفانه ترجمه آقای رادمهر دارای اشکالات اساسی است.

((2)) در میان شاگردان شولم، موشه ایدل یکی از برجسته ترین و در حال حاضر از چهره های بنام در عرصه کابالا شناسی است. وی چندین کتاب در این زمینه تالیف کرده که یکی از مهم ترین آنها Kabbalah: New Perspective (1988) می باشد.

((3)) ر.ک. کتاب دیانا لوبل A Sufi-Jewish Dialogue (2006).

((4)) برای بحثی مقدماتی و مختصر درباره زوهار ر.ک. کتاب آرتور گرین A Guide to the Zohar (2004).

 

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here