گادامر و «حقیقت و روش»

0
179

 نوشته: ژان گروندن / از «فرهنگ فلاسفه»

بخش 2 و پایانی

در وهله اول، سخن کتاب «حقیقت و روش» ترسیم مسیر تفکر علوم انسانی در باب خود است، و این پیش داوری‌های همچنان پوزیتیویست را که روش شناسی این علوم را تعیین می‌کنند، زیر سوال می‌برد. علوم انسانی از ابتدای پیدایش از عقده خود کم بینی در برابر علوم دقیقه مبتنی بر روش‌های دقیق ریاضی رنج می‌بردند. علوم انسانی اغلب می‌خواستند این کمبود را با ارائه روش مخصوص به خود برای رسیدن به حقیقت جبران کنند. به زعم گادامر، این وسواس نسبت به روش عمیقا با حقیقت مخصوص به علوم انسانی ناآشناست. در واقع با فاصله گرفتن روش شناختی این کار ممکن نیست، بلکه برعکس، با تعلق به آنچه که گفته شده و به سنتی که تجربه حقیقت پایه گذار آن است ایجاد می‌شود، حقیقتی که علوم انسانی حامل آن است. حقیقتی که از محدودیت تغذیه می‌کند با صرفا عقلانیتی روش شناختی یا فراتاریخی قابل دسترس نیست، بلکه اثر و دستاوردهای تاریخی (Wirkungsgeschichte) است که حکایت تجربیاتی است که در طول نسل‌ها خود را تحمیل کرده اند. شهود بنیادینی که در کتاب «حقیقت و روش» شایسته است بسط یابد، آگاهی نسبت به اثر تاریخی است (Wirgungsgeschichtliches Bewusstsein) که همزمان آگاهی به این تعین تاریخی و آگاهیی است که از واقعیت خود آگاه است یا با اثر تاریخی محدود شده زیرا خرد انسان بیش از احکام (عقلانی) از پیش داوری‌ها تشکیل شده است. آگاهی نسبت به اثر تاریخی نه تنها به رسمیت شناختن باروری پیش داوری‌ها و سنت در هر فهمی است، بلکه ایجاد امکان انتخاب برای خود است که با بازگشتی متاملانه به اثر تاریخی که ما، پیش داوری‌ها و چشم اندازهایی را که مفید به فایده بودند، ممکن می‌شود.

چنین آگاهی نسبت به اثر تاریخی بیانگر پیشرفت عقلانی اساسی در جستجوی جهانشمول فهم است که تعیین کننده محدودیت انسانی است. این جستجوی معنا در زبان است که ایجاد می‌شود، و با گفتگو با دیگری و سنت شکل می‌گیرد. وجودی که می‌تواند فهمیده شود میل به بیان شدن در زبان دارد. بر روی این جستجو یا اراده معطوف به فهم، که زبان واقعی همیشه فقط می‌تواند به آن نزدیک شود، جهانشمولی مسئله هرمنوتیک قرار گرفته است. این هرمنوتیک نه نسبی گرایی است و نه تاریخ انگاری، انکار نسبی گرایی فقط در چارچوب حقیقتی مطلق قرار گرفته است، که هرمنوتیک‌هایدگری و گادامری منشا متافیزیکی آن را بیان کردند و به همین واسطه عقل را از حقیقتی که نوع بشر به آن تمایل دارد، تنها حقیقتی که ما تجربه آن را داریم، از یوغ هر فرضیه بنیادگرایانه یا متافیزیکی رها کرده اند. این کار بزرگ هرمنوتیک است که گادامر با آن فلسفه را از یوغ تاریخ انگاریی که فلسفه از دوران هگل در آن غرق شده بود، رها کرد.

هرمنوتیک سه نوع انتقاد را برانگیخت. امیلیو بتی و اریک دونالد هیرش در ابتدا انتقاد از تاریخ انگاری و سوبژکتیویسم را بازخوانی کردند و گادامر را محکوم به ترک روش شناسی و اُبژکتیویسم می‌کنند، مسیری که هرمنوتیک شلایرماخر و دیلتای را به خود مشغول کرده بود. نقد ایدئولوژی‌هابرماسی گمان کرد که باید در برابر سنت گرایی ظاهری هرمنوتیکی که به نظر فاقد معیاری هنجاری بود،  قد علم کند، فقدانی که برای مثال باعث می‌شد تا این هرمنوتیک متوجه شرایطی که فهم در آن دچار اختلال می‌شد، نباشد (به واسطه منافع طبقاتی یا غیر ارتباطی).

این انتقاد باعث شد تا گادامر بر بُعد انتقادی که در یک هرمنوتیک واقعمندی وجود دارد تاکید کند، که این به علت موانع و محدودیت‌هایی بود که در تمرین عقل در تاریخ وجود داشتند. این آگاهی شدید نسبت به محدودیت‌های عقل بشری به او اجازه داد تا در عوض ایدئالیزاسیون متافیزیکی یا ضد واقعی را که نقد ایدئولوژی قربانی آن بود، محکوم کند. در نهایت در طی یک مناظره اخیرتر، دریدا هرمنوتیک را متهم کرد که با بنیاد نهادن تجربه زبان بر روی اراده نیک برای فهم، به متافیزیک بازگشته است، فهمی که حق مطلب را در مورد واقعیت محتضر کلام بیان نکرده است. گادامر در رساله‌هایی با دقت فکری خارق العاده، پاسخ داد که هیچ متافیزیکی برای جستجو برای فهمیدن به واسطه زبان وجود ندارد.

گادامر در سال ۱۹۶۸ استاد برجسته دانشگاه بود و با قبول دعوت‌هایی که از چهار گوشه جهان از او می‌شد، جوانی جدیدی را کشف کرد و بسیاری را با آرمان هرمنوتیک آشنا کرد. بین سال‌های ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۶، در چندین دانشگاه آمریکای شمالی به تدریس پرداخت (بوستون کالج، مک مستر). علاوه بر مباحثات نظری که کتاب «حقیقت و روش» باعث آن شده بود، او تحقیقات گسترده ای در مورد هگل (دیالکتیک هگل ۱۹۷۱، میراث هگل ۱۹۷۹)، یونانیان (رجوع شود به تحقیقات جمع آوری شده در جلدهای ششم و هفتم کل آثار او)،‌هایدگر (راه‌های‌هایدگر، ۱۹۸۳) ادبیات (رجوع شود به جلدهای هشتم و نهم کل آثار او)، در زمینه سیاست و اخلاق (خرد در عصر علم، ۱۹۸۹)، هرمنوتیک محدودیت و درنتیجه هرمنوتیک گفتگو انجام داد که تمامی اینها به طور قطع نشان از تفکر مسئولیت و مراقبت او بود.

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here