کتک بود و تحقیر اما دست کم تجاوز جنسی نبود

0
255

در حاشیه خبر تجاوز به کودکان در مدارس تهران

وحید چایچی

از زمانی كه خبر تجاوز به بچه‌های یك مدرسه منتشر شده، دایم دوران محصل بودن خودم  را در ذهن مرور می‌كنم كه ببینم آیا اولیاء مدارس ما در آن زمان، تمایلی به انجام این كارها داشتند یا این كارها ماحصل چندین دهه تعلیمات اسلامی و دینی در جامعه و مدارس و دانشگاه‌ها و صدا و سیماست.

خوشبختانه در دورانی كه محصل بودم (دهه ٥٠ و ٦٠) كسی  از كادر مدرسه ما را مورد تعرض جنسی قرار نداد و هرگز نشنیدیم در مدارس دیگر هم چنین اتفاقی افتاده باشد.

اما…

متاسفانه در بسیاری از موارد معلمان و ناظمینی در مدرسه كار می‌كردند كه از روی اجبار و برای امرار معاش این شغل را انتخاب كرده بودند و اصلاً صلاحیت شغل حساس معلمی و تعلیم و تربیت را نداشتند.

در دو سه مورد شخصاً معلمینی داشتم كه به معنای واقعی «لات» بودند. بی ادب، بی شخصیت، عصبی و پرخاشگر و دارای بسیاری از مشكلات رفتاری و شخصیتی.

یكی از آنها برای گذران زندگی (چون حقوق معلمی كفاف نمی‌داد)، در وقتهای اضافه در ترمینال اتوبوس بلیط می‌فروخت و خیلی وقت‌ها هم مسافركشی می‌كرد. خیلی از معلمان مسافركشی می‌كردند.

وقتی به كلاس میامدند به بچه‌ها به چشم دشمن نگاه می‌كردند نه بچه‌های پاك و معصومی كه توسط خانواده‌ها به دست آنها سپرده شده بودند تا باسواد بشوند و برای خودشون كسی.

آقای بلیط فروش كه معلم كلاس پنجم ابتدایی من بود، علناً سر كلاس فحش‌های ركیك می‌داد و وقتی عصبانی می‌شد با تمام قدرت بچه ١٢ ساله رو با مشت و لگد می‌زد انگار كه تو ترمینال اتوبوس با یكی از راننده اتوبوس‌ها یا مسافرین دعواش شده. روزی یك خط كش ٥٠ سانتی را روی تن بچه‌ها خرد می‌كرد. فكر كنم اسرای ایرانی در عراق كمتر كتك می‌خوردند. الان كه فكر می‌كنم می‌بینم تمام فشارهای روانی را داشت روی بچه‌ها خالی می‌كرد.

معلم دیگری در چهارم دبستان داشتیم كه از اینم بدتر بود. عادت داشت سر كلاس خط كش بلندی رو مثل شمشیر از كمربندش رد می‌كرد و می‌گفت این شمشیر ابوالفضله. هر كی شلوغ كنه می‌كوبم تو فرقش. حتی یك بار همچین با لبه خط كش زد تو سر یكی از بچه‌ها كه سرش شكست و خون راه افتاد. بچه بدبخت جرأت نداشت تو خونه بگه كه این بلا رو معلم سرش آورده. همون معلمی كه قرار بود بهش علم و دانش بیاموزه. تو خونه گفته بود موقع بازی با بچه‌ها سرش شكسته و جالب اینكه كسی نیامد مدرسه ببینه واقعاً چرا سر پسرشون شكسته. اینطوری بود زمان ما. بچه‌ها تو مدرسه واقعاً شكنجه می‌شدن و تو خونه هم جرأت نداشتن چیزی بگن چون آنجا هم اگر پدر و مادر می‌فهمیدند بچه‌شون تو مدرسه از معلم یا ناظم كتك خورده، بچه را می‌زدند و می‌گفتند حتماً كاری كردی… كتك معلم گله هر كی نخوره خله… این بود فرهنگ حاكم بر مدارس و خانه‌های ما و اولیاء و مربیان ما.

یه بار همین معلم كلاس چهارم موهای یه پسره رو به جرم اینكه موهاشو قرار بود كوتاه كنه و نكرده، با قیچی از ته زد و برای خرد كردن شخصیتش موهای دور سرش رو باقی گذاشت كه شكل مردهای كله تاس بشه. بعد گفت زنگ تفریح باید بری تو حیاط بگردی كه همه ببینن و حق نداری كلاه بزاری سرت.

معلم دینی و قرآن سر آموزش قرائت و قرآن، بدن بچه‌ها رو كبود می‌كرد. از ترس همین كتك‌ها بود كه قرآن را از خودِ عرب‌ها بهتر یاد گرفتم بخوانم و بسیاری از سوره‌هاش رو از آن زمان حفظم و یادم نرفته و نمی‌رود.

خاطرات تلخ از آن دوران خیلی زیاد است. بارها و بارها شاهد هتك حرمت و شكنجه بچه‌ها در دوران دبستان، راهنمایی و حتی دبیرستان بودم.

اما با تمام این حرف‌ها آن زمان به ما تجاوز نمی‌كردند گرچه این بلاها را سرمان میاوردند. انواع و اقسام شكنجه‌های جسمی و روحی. حالا حاصل اون دوران كسانی شدن كه تو مدارس و كلاس‌های قرآن به بچه‌های مردم تجاوز می‌كنند. همین سعید طوسی معلم قرآن كه می‌گویند به ٥٠ تا بچه تعرض كرده، همسن و سال من و مال همون دورانه.

همین همسن و سال‌های من و تربیت شده‌های همون دوران هستند كه دزدی و اختلاس می‌كنند و به خودی و بیگانه رحم نمی‌كنند. یادمه وقتی همكلاسی‌هایم كتك می‌خوردند، با كف دو تا دست گوش‌هایم  را می‌گرفتم، و چشمهایم را می‌بستم و سرم را می‌كردم زیر میز كه نبینم و نشنوم. شكنجه روحی از این بالاتر كه بچه‌های مردم را جلوی چشمت شكنجه كنند؟

با اون چیزهایی كه به ما گذشته، چه انتظاری  از ما داریند؟ انتظار دارید آدم باشیم و درست رفتار كنیم؟ انتظار دارید الان جامعه‌ای سالم داشته باشیم؟ نمیشه. شدنی نیست. چون همون بچه‌ها با همه اون عقده‌ها و بیماری‌ها كه از آن دوران دارند، الان جامعه را اداره می‌كنند.

مورد داشتیم آقا تا به یه پست و موقعیت رسیده، هنوز مهر حكمش خشك نشده، كلی اختلاس و تخلف اداری كرده و در حالیكه زن داشته، با خانم‌های همكار ارتباطات… برقرار كرده. معلومه این آدم هر جای دیگه هم بره همین شیوه را ادامه می‌دهد.

این است مملكتی كه ١٤٠٠ سال است اسلام و تعلیماتش بر آن حاکم‌اند؟

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here