خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / اخبار مونترال / خوانندگان / بار دیگر درباره ی حاشیه های کنسرت رحیم شهریاری در مونترال

بار دیگر درباره ی حاشیه های کنسرت رحیم شهریاری در مونترال

وطنم قلب همه آن مردمی است که دوست‌شان دارم

صادق گل‌پرور

در هفته‌‌های اخیر مونترال شاهد یکی از رخدادهای هنری جامعه ایرانی بود، برنامه موسیقی ‌‌آذری. اینجانب نیز به نوبه خود، به خاطر علاقه به  زبان و موسیقی ‌‌آذری و همچنین ارادتی که به دوستان آذری دارم، خود را مشتاقانه به برنامه موسیقی رساندم. اما در روند برنامه متاسفانه اتفاقاتی افتاد که باعث دلگیری شد.  عدم مدیریت صحیح کنسرت، دادن تذکرهای مکرر و بی‌جا و از همه بدتر استفاده از واژگان نامناسب از طرف هنرمند محترم برنامه را دچار حاشیه‌‌هایی کرد. تا جایی که اینجانب را  بر آن داشت نکته‌ای چند را با هموطنان فرهیخته‌ام در میان بگذارم.

اول) اصولا برای من، و فارسی‌زبانانی مثل من شاید تفاوت چندانی نداشت در برنامه‌ای که به زبان ‌‌آذری برگزار می‌شود چه اندازه توضیح به زبان فارسی داده شود و اصولا توضیحی به فارسی داده شود یا خیر، گو اینکه معانی خیلی از کلمات را متوجه نشویم، چرا که ما برای موسیقی امده‌ایم در درجه اول و موسیقی خود زبانی است بس گویا و تاثیرگذار که نیاز به تفسیر خاصی ندارد. اصرار بیش از اندازه و کمی عجیب هنرمند محترم به استفاده مکرر از گویش فارسی، و از آن سو عدم تحمل برخی دوستان روند برنامه را در مقاطعی دچار اختلال کرد، کفایت می‌کرد هر از گاهی مابین اجرا چند کلمه‌ای در مورد شعر و اهنگ توضیحی داده شود. که اگر هم نمی‌شد، اهمیت چندانی نداشت، و لااقل می‌توانم بگویم در مورد این جانب که زبان مادری‌ام ترکی نیست، انگیزه را بیشتر می‌کرد که معلومات زبانی ام را قویتر کنم.کنسرت زبان ‌‌آذری رحیم شهریاری

دوم) اصولا سیاسی کردن و سیاست‌زده کردن مسایل متفرقه، خصوصا امور فرهنگی روندی است ناصحیح که باعث خدشه‌دار شدن روح هنر و اهداف والای پشت چنین برنامه‌‌هایی است. همانگونه که سیاست زده کردن امور ورزشی به شکل اشنای سرباز زدن از مسابقات تا کنون چیزی جز ضرر و حسرت به همراه خود نیاورده‌ است.

سوم) گوناگونی و تکثر زیباست، برخلاف تصور نادرستی که تکثر را به شکل یک تهدید می‌بیند، معتقدم کاملا بر عکس این گوناگونی، نقطه قوت جامعه ماست، چه بسا نظرات و دیدگاهای متفاوت که چون دستانی  حمایت‌گر از هر سو گوشه‌ای از این اب و خاک را در حمایت خود گرفته‌اند، هر کدام مکمل یکدیگر و در جایگاه خود کارا.

چگونه می‌شود منکر تنیدگی فرهنگی و قومیتی زیبای آن جامعه شد و سطح گفت‌وگو‌‌ها را به مرز بندی‌های غیرواقعی زبانی، قومیتی، فارس و کرد و بلوچ و عرب تنزل دادن که اصولا این کار نقض غرض و انحراف افکار از مسایل مهمتر مرتبط با تک تک افراد آن جامعه است. براستی چه کسی می‌تواند غربال به دست امروز راه بیفتد از خراسان تا به اذربایجان از گیلان تا به هرمزگان و یکی یکی  جدا کند ریشه‌‌های در هم تنیده این فرهنگ چند هزارساله را،  اینگونه مرزبندی‌های ساده‌انگارانه در دنیای امروز  جایگاهی ندارد.

چهارم) با کمی نگاه دقیق بی‌شمار ادیب و فرهیخته، صنعتگر و پزشک و بازرگان و انسان‌های سرشناس را می‌شود مثال زد، از قومیت‌های مختلف خصوصا جمعیت بزرگ ایرانیان ‌‌ترک زبان در جای جای آن مرزو بوم. این بزرگان  سرمایه‌‌های بی‌نهایت ارزشمند جامعه ایران هستند چه در داخل و چه در خارج از مام وطن،  تلاش برای جدا کردن و مصادره این افتخار ابزاری‌ست نخ نما و ناکارامد. تاریخ این آب و خاک بس طوفان‌های سهمگین به خود دیده است، سالها و قرنها گذشته است و اذربایجان نیز همچنان بر جای خویش ایستاده، استوار و ‌پرغرور چون سهند و ساوالانش، امروز فرزندان باقرخان و ستارخان، پا را فراتر از آذربایجان گذاشته همه ایران را در حمایت خود دارند، هیچ جا نرفته و نمی‌روند، هستند که این سرزمین میراث اباء و اجدادی همه ماست.

در پایان می‌خواهم بگویم، اگر من به موسیقی کامکارها می‌روم‌، اگر برنامه‌‌های محلی، رقص‌ها و برنامه‌‌های کردی، گیلکی، ‌‌آذری را دوست دارم، بیش از هر چیز  از حسی است در وجودم که می‌گوید من متعلق به این فرهنگ و این فرهنگ متعلق به من است. گو اینکه نتوانم با همه جنبه‌‌هایش ارتباط کامل برقرار کنم، می‌روم چون  دوست دارم با دوستان کرد و ‌‌آذریم شعر بخوانم

همراهشان «بوتورای»را زمزمه کنم  از درد  «آیریلیق» و زیبایی «ساری گلین» بگویم،

بگویم هر جا که باشم از هر رنگ و زبان و پیشینه‌ای، با نغمه‌‌هایشان، شادی و غم‌هایشان همراهم، می‌روم تا یک بار دیگر به یاد بیاورم ایرانی‌ام، بگویم وطنم اذربایجان است، گیلان است، کردستان است، خراسان است…

که وطنم قلب همه آن مردمی است که دوست‌شان دارم و زبانم زبان همدلی است.

که همدلی از همزبانی بهتر است…

به اشتراک بگذارید

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

نوروززمین ؛ آخرین انار دنیا

مهسا محبی / «آخرین انار دنیا» رمانی به زبان کردی از «بختیار علی»، نویسندهٔ کرد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *