مولانا عبدالرحمن جامی

0
45

قدر و قیمت انسان را به هنر و برتری سیرت می‌داند

حبیب عثمان
بزرگ ترین غزل سرای زبان دری بعد از حافظ و دانشمندترین سخن‌سرای سده‌ی نهم هجری نورالدین عبدالرحمن فرزند نظام الدین احمد بن محمد جامی است و از استادان نظم دری به شمار می‌رود.

تولد جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در قریه خرجرد از توابع خراسان بوقوع پیوسته و تحصیلاتش را در نظامیه هرات باستان به پایان رسانیده است. جامی یکی از نوابغ روزگار خود بوده و در تمام علوم و دانش های روزگارش استاد ماهر و دانشمند آگاه بوده است. او یکی از استادان نظم دری فارسی به شمار می‌رود. اشعار جامی را متاثر از سعدی،حافظ و نظامی دانسته اند، او در اشعارش به موضوعاتی چون آزاده گی: شرافت انسانی و مردم زحمت کش پرداخته است. خود نیز به اختیار زنده گی ساده و بی تکلف معروف می‌باشد. آثاری نیز در ادبیات و عرفان از عربی به فارسی ترجمه نموده و شمار تألیفات اش را بیش از صد اثر برشمرده اند. در عرفان و تصوف نیز از مردان برجسته زمان خود بود. جامی فنون ادبی دانش های شرعی و دینی را در شهر هرات فرا گرفت و پس از آن به حکمت روی آورد. چندی بعد به سمرقند رفت و در آن جا مدتی به کسب دانش پرداخت در همین دوره تحصیل به قوت حافظه و توانایی در بحث و استدلال شهرت یافت. جامی آن چنان صاحب مرتبه معنوی گردید که سلطان حسین بایقرا و امیر علی شیر نوایی با او افتخار می‌کردند.

جامی در پنجاه سالگی ازدواج کرده است و چهار فرزند داشت، دو فرزندش در خردسالی در گذشتند. دوره نبوغ فکری جامی از چهل سالگی به بعد بود. زیرا عمده تألیفات و آثار منظوم و منثورش در زمان سلطان حسین بایقرا صورت گرفته است.

جامی پس از هشتاد سال زنده گی در سال ۸۹۸ هجری قمری در هرات چشم از جهان بست و جنازه‌ی او را در در مقبره استادش سعدالدین کاشغری که در شمال غربی هرات واقع و معروف به تخت مزار است به خاک سپردند.

جامی نصیحت گری بر دل دوستان را چون دم صبح برای بوستان می‌داند.

جامی قدر و قیمت  انسان را به هنر و برتری سیرت می‌داند؛ وی در بسیاری از نوشته هایش اهمیت بزرگ علم و دانش را چون کلید معرفت عرفانی قید نموده و علم را سر تاج هنر ها، کلید همه در ها، نظام دهنده‌ی عالم و شرف آدمی می‌داند و مردم را به پرداختن علم و دانش هدایت می‌کند به نظر جامی ادب، دانش و هنر برای انسان از ضروری ترین صفت هاست و آموزش آن ها به فرزندان در جوانی لازم است. جامی کتاب را یار غمگسار و استاد بی منت ستایش نموده و آن را انیس کنج تنهایی و فروغ صبح دانایی دانسته است.

جامی در مثنوی، قصیده، غزل، ترکیب، ترجیع، قطعه، رباعی، مدحیه، مرثیه و نعت سر آمد بوده است.

از آثار گران بهای او می‌توان این ها را نام برد: بهارستان، الفواید الضیائیه، دیوان اشعار، هفت اورنگ

نمونه‌ی شعر:

 کعبه عبادت

به کعبه رفتم و ز آن جا هوای کوی تو کردم

جمال کعبه تماشا به یاد روی تو کردم

شعار کعبه چو دیدم سیاه دست تمنا

دراز جانب شعر سیاه موی تو کردم

چو حلقه‌ی در کعبه به صد نیاز گرفتم

دعای حلقه‌ی گیسوی مشک بوی تو کردم

نهاده خلق حرم سوی کعبه روی عبادت

من از میان همه روی دل به سوی تو کردم

مرا به هیچ مقامی نبود غیر تو کامی

طواف و سعی که کردم به جست و جوی تو کردم

به موقف عرفات ایستاده خلق دعا خوان

من از دعا لب خود بسته گفت و گوی تو کردم

فتاده اهل فتی در پی منی و مقاصد

چو ( جامی ) از همه فارغ من آرزوی تو کردم

منبع : تاریخ ادبیات دری، مؤلف، محمداکبرسنا غزنوی- زنده گی نامه شاعران، انتشارات عابد.

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here