دین

نگاهی دین‌ پژوهانه به یهودیت (2)

سروش شهریاری

در قسمت پیشین گفته شد بر خلاف الهیات که به دنبال اثبات یا جستجوی در حقیقت دین است، دین‌ پژوهی مدرن در پی ارائه شناختی بر مبنای واقعیات محسوس از دین است. واقعیاتی که بتوان آنها را با اصول ساینتیفیک  محک زد و تا آنجا که می‌شود آنها را در قالب ساختارهای مدرن به عنوان بخشی از نظام آموزشی جدید به علاقمندان آموخت. این گرایش مدرن در مطالعه ادیان خود را ناتوان از دسترسی به حقایق غیر‌مادی و به اصطلاح متافیزیکی می‌داند و از همین رو نفی یا اثبات امور غیبی را از دایره اصول موضوعه (subject matter) خود خارج می‌بیند. در نتیجه نبایستی از دین‌پژوه و دین‌شناسی توقع نفی یا اثبات منشاء ماورائی ادیان را داشت.

اما از آن‌رو که بشر قرن‌ها پیش از به وجود آمدن دین‌پژوهی مدرن با ادبیات و نوع گفتمان الهیات آشنا بوده و خو گرفته است، صحبت در فضای این ساینس جدید غالبا با سوء تفاهم و کژفهمی همراه شده و همچنان می‌شود. این اشتباهات فقط محدود به مردم عادی و نا‌آشنا با این علوم هم دیده نمی‌شود بلکه در کمال تعجب در میان اساتید این رشته هم بعضا چنین سوء برداشت‌های غیر‌ علمی دیده می‌شود. برخی اساتید دین‌پژوهی با اتکا به نظریات دین‌پژوهانه اقدام به صدور احکام قطعی و «حقیقی» می‌نمایند.

به طور مثال تا پیش از برخی کشفیات باستان‌شناسی اخیر، این نظریه مطرح بود که اساس ماجراهای نقل شده در عهد عتیق (یا تورات) در ماجرای مهاجرت بنی‌اسرائیل به مصر و حضور ایشان در آن منطقه صرفا ساخته و پرداخته نویسندگان آن متون است. بر همین اساس برخی در امری که از آن تعبیر به «شتاب‌زدگی علمی» می‌توان کرد نتیجه گرفتند تمامی ماجراهای منقول در عهد قدیم صرفا افسانه بوده‌اند.. اما با کشفیات باستان‌شناسی که در نیم قرن گذشته صورت گرفته است صحت برخی از ماجراهای منقول در این کتاب اثبات شده است و مشخص گشته همه آنها کاملا افسانه نیستند و حداقل وجهی از حقیقت تاریخی را شامل می‌شوند (اگر چه هنوز نقاط تاریک و مبهم بسیاری باقی مانده است و باستان‌شناسان هنوز برای بسیاری ماجراها نتوانسته‌اند سندی قطعی بیابند).  مثال دیگر آن کشف مجموعه بسیار نفیس و گرانسنگ طومارهای بحر المیت (Dead Sea Scrolls) است که در اواسط قرن گذشته تحول عظیمی در مطالعات کتاب مقدس ایجاد کرد.  یا کشف اخیر برخی قدیمی‌ترین نسخ قرآن که تاریخ نگارش آنها حوالی زندگی پیامبر اسلام تخمین زده شده است (با استفاده از روش‌ آزمایش رادیو کربن) و می‌توانند تاثیر بسیار مهمی در تصحیح برخی نظریات داشته باشد. با به دست آمدن این کشفیات جدید، نظریاتی که مدعی بودند قرآن سال‌ها بعد از وفات پیامبر اسلام توسط جمعی از مسلمانان نگاشته شده است و در زمان خود وی مجموعه‌ای اینچنین که اکنون در دسترس مسلمین است وجود نداشته است با تردید مواجه شده اند. نمونه دیگر کشف استوانه (منشور) کوروش در اواخر قرن نوزدهم میلادی است که توانست برخی مدعیات کتاب مقدس در مورد کوروش و آزادی یهودیان را که پیش از آن مورد مناقشه تاریخ‌نگاران بود به اثبات برساند..

هدف از ذکر این مثال‌ها نه سعی در اثبات تمامی مدعیات کتب مقدس، بلکه توجه دادن به این امر بود که اصولا دین‌پژوهی نمی‌تواند ادعاهایی حقیقت‌یابانه، مطلق و زمان‌شمول مطرح نماید. بدین معنا که چون دین پژوهی به واقعیات ساینتیفیک می‌پردازد، در نتیجه آنچه به دست می‌دهد نیز محدود به حیطه روش‌های مدرن کشف وقایع است و چون دانسته‌ها و کشفیات تاریخی همواره در حال گسترش هستند و با به دست آمدن شواهد جدید به سمت کمال پیش می‌روند، نمی‌توان هیچ زمانی به طور قطع و از موضع «حقیقت» در زمینه‌ای که با یافته‌های ما در تضاد نیست اظهار نظر کرد. حداکثر می‌توان چنین گفت که تا به حال این مدعای تاریخی فلان متن مقدس به اثبات نرسیده است یا ما دلیلی بر رد یا اثبات آن نداریم. اگر چه باید این نکته را متذکر شد که در صورت یافتن دلایل محکم و قطعی ساینتیفیک در رد برخی ادعاهای ادیان، دین‌پژوه می‌تواند بر باطل بودن آن مطلب تاکید کند. اما سوال مشکل یافتن این دست مطالب است و اثبات ساینتیفیک خلاف آن.

همان‌طور که پیشتر هم گفته شد، دین از امور بسیار مناقشه‌برانگیز است که با احساسات و گرایش‌های قومی و مذهبی تک تک افراد گره خورده است. و نباید از این مسئله تعجب کرد که علائق و تعصبات مذهبی یا سیاسی افراد (دانسته یا ندانسته) در نظریات دین‌پژوهانه ایشان تاثیرگذار شود. متاسفانه فضای دین‌پژوهی با وجود مدعای ساینتیفیک بودنش مملو از این دست غرض‌ورزی‌ها و نزاع‌های تعصبی است و کمتر فردی در این علم را می‌توان یافت که توانسته باشد به اصول و روش تحقیق کاملا وفادار باقی بماند.

بر خلاف علوم ریاضی و فنی و یا علوم زیستی که در آنها دخالت دادن تعصبات و گرایش‌های شخصی در نتایج علمی تقریبا غیرممکن می‌نماید، علوم انسانی از این مسئله رنج می‌برند که نیات و مقاصد پژوهشگر نقش مستقیم در قضاوت‌های وی خواهد داشت. اگر چه می‌توان با در نظر گرفتن و دقت در مبانی معرفت‌شناختی و تحقیقاتی تا حد زیادی از این غرض‌ورزی‌ها اجتناب کرد اما تجربه نشان داده است ما انسان‌ها عموما در رفتارهایمان بسیار بیش از آنچه فکر می‌کنیم یا مدعی آن هستیم از امیال و خواسته‌های غیر منطقی‌مان پیروی می‌کنیم. اما از سوی دیگر این واقعیت نمی‌تواند دلیل موجهی برای رها کردن مطالعه و پژوهش در علوم انسانی باشد. حداکثر می‌توان تلاش کرد تا با روش‌هایی که محققان در آثار خود ذکر کرده‌اند میزان قضاوت‌های شخصی (subjective) را به حداقل رساند و با عینکی واقع‌بین (objective) به مقوله دین نگریست. / ادامه دارد….

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here