زنانی که رویایشان را به ناسا باختند

 زنانی که رویایشان را به ناسا باختند

برای همه ما در زندگی لحظاتی وجود دارند که در اوج آمادگی و اعتماد به نفسی که احساس می‌کنیم و درست جایی که می‌خواهیم از مجموعه تلاشمان برای پیشرفت استفاده کنیم، اتفاقی خارج از کنترل و پیش بینی‌هایمان می‌افتد که تمام مسیر زندگی ما را تغییر می‌دهد. چیزی که بعد از این اتفاق خیلی مهم می‌شود واکنشی است که ما نسبت به این مساله انتخاب می‌کنیم.

اتفاقی که برای گروه زنان خلبانی که برای ماموریت «مرکوری 13» انتخاب شده‌بودند افتاد از همین دست اتفاقات بود. آن‌ها تحصیلات خوبی داشتند، مهارت زیادی در کارشان از خود نشان داده بودند و از هر لحاظ به طور فیزیکی برای پرواز در یک ماموریت فضایی آمادگی داشتند. اما به خاطر اینکه زن بودند، «ناسا» رویای آن‌ها را نابود کرد. این داستان زنانی است که مستند « مرکوری 13» در نت فلیکس این روزها از آنان سخن می‌گوید.

آغاز یک رویا

در سال 1960 میلادی، یک سری از زنان خلبان ماهر از سوی یک فضانورد به نام «رندی لاولاک» به طور آزمایشی برای ماموریت مرکوری 13 به کلینیک او دعوت شدند. این کلینیک قبلا از هفت فضانورد مرد دیگر مثل آلن شپارد، جان گلن و ویرژیل گریسوم که بعدها سه نفر اول مرد فضانورد آمریکا شدند را هم دعوت کرده بود.

تمام زنانی که برای ماموریت فضایی مرکوری 13 به ناسا دعوت شده بودند، خلبانانی موفق بودند. آن‌ها تمام آزمایشات پرواز را مشابه خلبانان مرد گذراندند. حتی شاید در بعضی موارد از آنان بهتر هم بودند. اما در سال 1961 به همه آن‌ها گفته شد که فضانوردان زن به درد ناسا نمی‌خورند.

خلبان بودن در دهه 1950 یک موفقیت خارق‌العاده برای زنان محسوب می‌شد. «سارا ریتلی» خلبانی بود که برای ماموریت مرکوری 13 انتخاب شده ‌بود. ولی در آن زمان در باور عموم زنان فقط به درد خانه داری می‌خوردند و مردان بودند که هرکاری را می‌توانستند انجام بدهند. اما سارا اینطوری فکر نمی‌کرد، او از زمان دبیرستان رویای پرواز را در سر می‌پروراند.

«من فکر می‌کنم که یک آدم بسیار پیگیر و پرتلاش بودم که هرگز به جایی دعوت نمی‌شدم و هرگز مورد توجه قرار نمی‌گرفتم من به گشت هوایی پرواز پیوستم و یاد گرفتم چگونه پرواز کنم و عاشق این کار شدم و این درست زمانی بود که مورد توجه واقع شدم.»

سارا در اولین تجربه پروازی خود احساس آزادی مطلق را تجربه کرد. او هم مثل زنان بلندپرواز دیگری که در اطرافش بودند در تست‌های پرواز فضانوردی شرکت کرد و با زنان دیگری که همگی مثل او رویای رفتن به فضا برایشان خیلی شیرین بود رقابت می‌کرد.

سارا در سن 18 سالگی برای اولین بار در یک تست پرواز شرکت کرد. در اوایل سال 1953 اولین زن به نام جکی کوچران که در یک پرواز آزمایشی موفق به شکستن دیوار صوتی شد راه را برای امثال سارا در صنایع هوایی گشود. جکی تبدیل به اسطوره‌ای برای همه آن زنان شده‌ بود.

در سال 1959 شایعاتی بر سر زبان‌ها افتاد که نشان می‌داد آزمایشگاه لاولاک که وابسته به ناسا بود خلبان زن هم برای انجام تست دعوت به همکاری خواهدکرد. در سال 1960 لاولاک در حدود 25 خلبان زن را که بسیار شایسته و ماهر بودند برای سفر به فضا انتخاب کرد. اولین کسی که انتخاب شد همان خانم کوچران بود و به ترتیب افراد دیگر از جمله سارا هم وارد این کار شدند. با وجود اینکه قرار بود تمام این زنان برای ناسا و ماموریت مرکوری 13 انتخاب شوند ولی به دلیل حساسیت‌هایی که برای پرواز زنان وجود داشت همه این کارها در یک مکان خصوصی و به طور مخفیانه و دور از چشم ناسا انجام شدند. سارا، به عنوان مهندس پرواز برای یک شرکت هوایی کار می‌کرد که تماسی از دفتر لاولاک با او گرفته‌شد.

سارا تصمیم گرفت که حتما این کار را بکند: «من به نتیجه فکر نمی‌کردم فقط می‌خواستم بروم.»

او در این باره می‌گوید: « وقتی این تلفن را دریافت کردم که به من گفت آیا فردا صبح می‌توانید به نیومکزیکو بیاید، سر کارم بودم. به خودم گفتم آیا می‌توانم بروم؟ و رفتم. »

تست‌هایی که خلبانان زن از جمله سارا باید آن را می‌گذراندند بسیار سخت و نفس‌گیر بود. بیشتر آن‌ها به صورت انفرادی و یا دونفره در تست‌ها شرکت می‌کردند و هرگز همدیگر را به صورت گروهی ندیده بودند. یکی از سخت‌ترین تست‌های این مرحله از کار این بود که گوش هر کسی را با آب یخ پر‌می‌کردند تا حالت سرگیجه فضایی را برایشان بازسازی کنند. هدف این بود که متوجه شوند هر خلبانی چقدر ظرفیت دارد. سارا درباره ترس‌هایش از این آزمایشات پروازی سخت می‌گوید: « من تصمیم داشتم هر طور شده این آزمایشات را بگذرانم. یک نفس عمیق کشیدم و ترس‌هایم را فراموش کردم.» سارا در انتهای دوره موفق به گرفتن تاییدیه کلینیک لاولاک برای شرکت در ماموریت فضایی مرکوری 13 شده بود. او یک نامه رسمی برای شروع به کار هم دریافت کرد.

سارا خیلی هیجان‌زده و خوشحال بود. او تقریبا مطمئن شده ‌بود که جزو اولین زنان تاریخ است که به فضا پرواز می‌کنند.

سارا از برخورد خوب و همکاری‌های کارکنان کلینیک که همیشه خلبانان زن را حمایت می‌کردند به نیکی یاد می‌‌کند. آن‌ها تصمیم گرفته‌بودندکه به زنان فرصت ابراز وجود بدهند.

 ناسا سرنوشت را تغییر می‌دهد

سارا و زنان دیگری که با او همراه شده‌ بودند هرگز نمی‌توانستند تصور کنند که چه سرنوشتی در انتظارشان است. هنوز دو روز از پایان تست ‌ها نگذشته بود که ناسا جریان کلینیک لاولاک را که تا آن زمان مخفی مانده‌بود فهمید و بلافاصله اعلام کرد که زنان هرگز اجازه سفر به فضا را نخواهند داشت.

بله! به همین سادگی ناسا رویاهای این زنان را از آن‌ها گرفت. ریاست ناسا در پیامی اعلام کرد که هرگز در جریان این کار نبوده و اجازه نمی دهد کسی قوانینش را زیر پا بگذارد.

چیزی که بیش از هر چیز دیگری سارا و دیگر زنان خلبان را به هم ریخت، حرف‌های جکی کوچران اسطوره همه این زنان خلبان بود. او در سخنانی که با رسانه‌ها کرد گفت: «تست‌های پروازی بسیار گران هستند و بهتر است که هزینه زیادی برای تربیت کردن زنان صرف نکنیم. آن‌ها بهتر است به جای خلبانی و رفتن به فضا به شوهرداری برسند.» اسطوره سارا و دیگر خلبانان با این حرف‌ها به همه آن ها خیانت کرد. سارا و بقیه اعتقاد دارند که جکی می‌خواست اولین زنی باشد که به فضا می‌رود و وقتی دید نمی‌تواند با این حرف‌ها کل پروژه را به هم ریخت. اما در سال‌های بعدی او از تصمیمش به شدت پشیمان شد.

در سال 1963 روسیه به جای ناسا به زنان فضانوردش اجازه داد که بپرند. «والنتینا ترشکووا» اولین زنی بود که به فضا رفت. سارا با وجود اینکه همیشه حسرت به دل رفتن به فضا است به والنتینا افتخار می‌کند. او می‌‌گوید رفتن یک زن به فضا نهایت آرزوی همه آن ها بوده‌است. ولی ناسا باز هم بعد از کار روسیه قانون خود را تغییر نداد. بیست سال طول کشید تا ناسا اولین فضانورد زن خود به نام سالی راید را به فضا پرتاب کند.

زنانی که رویایشان را به ناسا باختند

در سال 1995 یک زن دیگر به نام الین کولینز برای خبانی یک شاتل فضایی انتخاب شد. او تمام خلبانان ناکام زنی که در پروژه مرکوری 13 از حقوق خود محروم شدند به محل پرواز خود دعوت کرد.همه این زنان اشک می‌ریختند. رویای ناتمام آن‌ها مقابل چشمانشان زنده شده بود.

سارا در حالی که اشک می‌ریخت گفت « یک نفر باید یخ‌ها را می‌شکست و راه را هموار می‌کرد. ما جزو آن‌ها بودیم.» الین کولینز به همه این زنان افتخار می‌کند.او همواره گفته است که روی شانه‌های این زنان ایستاده و بالا آمده‌است. سارا هنوز هم رویای سفر به فضا را دارد هر چند که دیگر زمان مناسب آن برایش تمام شده‌است. با این حال او هنوز روحیه‌اش را حفظ کرده است. سارا اعتقاد دازد که با بسته شدن هر دری یک در دیگر به روی شما بازخواهد شد. بنابریان باید به زندگی ادامه داد و هرگز ناامید نشد: «شما باید همیشه به خود بگویید اگر شما نتوانستید بقیه می‌توانند. شما باید همیشه بخشی از رویای دیگران باقی بمانید.»

سارا هم اکنون 84 ساله است ولی هنوز هم با هواپیمای خودش در آسمان پرواز می‌کند تا  همه با چشمانشان ببینند هیچ چیزی نمی تواند رویای کسی را از او بگیرد. او با قدرت و تمام قلبش اعتقاد دارد روزی فضا را از نزدیک خواهد دید.

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here