بازار ارز، به دور از ساحل آرامش

0
67

 آرمین آریان پور

نرخ برابری دلار در برابر ریال در هفته‌های اخیر شاهد نوساناتی شدید و رو به افزایش بود. شاید از دید برخی افزایش نرخ دلار چندان پدیده بدی برای اقتصاد نباشد و قیمت واقعی دلار در بازار ایران باید بالاخره روزی به مقدار واقعی خود برسد. این حرفی است که مدتهاست ورد زبان برخی اقتصاد‌دان‌هاست، آنها که معتقدند اقتصاد بیمار باید جراحی شود. اما آیا رسیدن قیمت دلار به ارزش واقعی، آن هم در این زمان اندک درمان اقتصاد است؟

بسیاری از مهاجران بخشی از پس‌انداز، دارایی‌ها و املاک خود را یا به امید بهبود قیمت و یا به عنوان خراب نکردن پل‌های پشت سر به جای گذاشته اند. آنچه مسلم است، افزایش نرخ برابری دلار نسبت به ریال در پایین بردن ارزش دارایی‌های مهاجران و مسافران تاثیر ویرانگری داشت. تا جایی که برخی از انتقال دارایی‌هایشان به کشورهای ثانویه صرف نظر کردند.

 شروع بحران

شیب نرخ ارز در ایران مدتی است با سیر صعودی رو به افزایش است ولی بحران جدی ارز تقریبا از بعد از تعطیلات عید و در روز 19 فروردین شروع شد. قیمت دلار در این روز شاهد نوسانات شدیدی بود و طبق گزارش بازار با افزایش حدود هشت و نیم درصد در یک روز تا 5800 تومان هم بالا رفت. در همین روز خبر رسید که سهمیه ارزی دانشجویان قطع شده است. در همین احوال، این دولت بود که هدف حملات منتقدان قرار‌ می‌گرفت. این تحولات ناگهانی طی چند روز اول، برخی از بازارهای ایران از جمله بازار‌های خرید و فروش رایانه را به کلی مختل یا تعطیل کرد.

 دلایل ایجاد بحران ارز

از جمله دلایل بحران ارز‌ می‌توان به خروج سرمایه از کشور، درگیری‌های سیاسی و نظامی و هجوم مردم به بازارهای ارز در زمان تلاطم و تحریم‌های بین‌المللی اشاره کرد. وقتی جو روانی جامعه انتظار بالا رفتن قیمت ارز را دارد این پدیده تحقق‌ می‌یابد و در این شرایط تثبیت ارز ممکن نیست. برخی از اقتصاددانان معتقدند قیمت دلار در ایران به صورت مصنوعی و با دخالت و کنترل دولت، به وسیله تزریق ارز و با هدف پایین نگاه داشتن نرخ تورم صورت گرفته است و مدت‌ها پیش باید شاهد افزایش نرخ ارز‌ می‌بودیم. حال که دولت عرضه ارز را محدودتر کرده و از طرفی دیگر تنش‌های بین‌المللی حول محور سیاست‌های آمریکا به وجود آمده لجام نرخ ارز گسیخته شده و از کنترل دولت خارج شده است.

دلیل دیگری که‌ می‌تواند موجب افزایش ارز باشد خواست دولت برای بالا رفتن آن است. برخی از دولت‌ها به قصد و با هدف مقابله با بحران‌های اقتصادی به دست خود نرخ ارز داخلی را نسبت به ارز خارجی پایین نگه‌ می‌دارند تا بتوانند با افزایش میزان ارز داخلی کسر بودجه خود را جبران کنند. از سوی دیگر، کشورهای صادر کننده نیز مانند چین از چنین سیاست‌هایی برای پایین نگاه داشتن قیمت کالاهای صادراتی خود در سطح جهان استفاده‌ می‌کنند. اما تثبیت نرخ برابری ارز از طرف دولت نشانگر آن است که آستانه تحمل دستگاه اجرایی برای افزایش نرخ ارز تا چه حد است.

در بحران پیش آمده اخبار تایید نشده‌ای به دست آمد که منتقدان و مخالفان دولت از جناح سیاسی مخالف در قالب شرکت‌های مالی بزرگ وابسته به نهادها و بنیادهای غیر دولتی ارقام سنگینی از ارز را به منظور دستیابی به سود کلان جابجا نموده‌اند تا با این کار بتوانند با یک تیر دو نشان بزنند؛ اول رسیدن به سودهای کلان و دوم ضربه زدن به دولت. این موسسات و ارگان‌ها کسانی هستند که با خدشه‌دار کردن حیثیت دولت روحانی سعی دارند نشان دهند کابینه وی از عهده کنترل بازار ارز بر‌ نمی‌آید. این گروه‌ها از لحاظ سیاسی نیز با هدف قرار دادن برجام از ابتدا قصد سنگ اندازی در سیاست‌های دولت فعلی داشتند و نکته ماجرا اینجاست که اهداف و سیاست‌های این افراد برای ضربه زدن به اقتصاد ایران، اکنون با سیاست‌های کاخ سفید در یک راستا قرار گرفته است.

در کنار این دلایل، مجموعه‌‌ای از اتهامات هم از سوی رئیس بانک مرکزی در مجلس ارائه شد که از میان آن‌ها‌ می‌توان به نقش دست‌های پشت پرده در فضای مجازی و همچنین نقش عربستان و بازار امارات در جهت دهی و التهاب بازار ارز ایران اشاره نمود که البته دلایل این ادعاها به مجلس ارائه نشد.

 جو روانی بازار ارز: چرا مردم ارز می‌خرند؟

به طور کلی و با بررسی میزان رشد نرخ ارز‌ می‌توان دریافت که نرخ برابری دلار نسبت به ریال از سال 1357 تا به امروز به جز دوره‌های بسیار کوتاه و به میزان ناچیز (مانند دوران پس از انتخاب حسن روحانی و ایجاد امید نسبی در جامعه از حدود 3700 تومان به زیر 3000 تومان رسید) هرگز روند نزولی نداشته است. بنابراین خرید دلار در ایران را به نوعی‌ می‌توان مطمئن ترین روش «سرمایه‌گذاری» دانست. بنابر آمار ارائه شده میزان دلاری که خانوارهای ایرانی در اختیار دارند چیزی حدود بیست میلیارد دلار برآورد‌ می‌شود. ثروتی که در صورت بازگشت به اقتصاد کشور خواهد توانست تا حدی چرخه بیمار بازار نقل و انتقال ارز را بهبود ببخشد. این در حالی است که دولت رسما اعلام کرده که با افرادی که بیش از ده هزار یورو در اختیار داشته باشند برخورد قانونی خواهد شد. این بدین معنی است که دولت سعی در بازگرداندن ارز احتکار شده ولو با توسل به زور دارد.

مردم در شرایطی که جو روانی بازار متلاطم است به تبدیل دارایی‌هایشان به دلار و طلا روی‌ می‌آورند. همین موضوع تقاضا را افزایش داده و موجب افزایش قیمت‌ می‌شود. در صورتی که دولت نتواند با استفاده از منابع ارزی که در داخل یا خارج از کشور در اختیار دارد ارز مورد نیاز بازار را تامین کند روند افزایش نرخ ارز به صورت صعودی تا مقداری غیر قابل پیش بینی بالا خواهد رفت. دولت نیز با برقراری نرخ رسمی برای ارز به مردم پیام روشنی داد که ارز جایگزین مناسبی برای سرمایه گذاری و حفظ ارزش دارایی‌ها نیست.

شاید یکی دیگر از دلایل هجوم مردم به بازار ارز را بتوان کاهش نسبی نرخ بهره سپرده‌های بانکی به پانزده درصد دانست. زیرا ارز در برخی شرایط به صورت نجومی رشد‌ می‌کند و حتی با سرمایه کم هم قابل خریداری است. جهش‌هایی که بازار ارز ایران در دهه گذشته تجربه کرده برخی را به طمع افزایش سریع دارایی‌هایشان به سمت بازار ارز روانه کرده است. این بخش از مردم شامل افرادی هستند که سرمایه‌های کلان خود را به سمت بازار ارز هدایت کرده اند تا با سوداگری بتوانند یک شبه ره صد ساله بپیمایند. در بحبوحه و گیرودار تلاطم قیمت‌ها در بازار ارز گاهی خبر از بازداشت و دستگیری برخی فعالان اقتصادی به گوش‌ می‌رسید که در موازات برخورد با همین افراد بود.

اگر به اقتصاد بازار ارز نگرشی کلاسیک داشته باشیم، همزمان با کاهش عرضه ارز توسط دولت، تقاضا از سوی مردم به دلیل ایجاد جو نا امیدی و بی اعتمادی در سطح بین المللی بالا رفته و زمانی که این دو عامل با چنین شدتی در جهت معکوس با یکدیگر قرار گیرند بدون شک قیمت خرید و فروش ارز بالا خواهد رفت. از طرفی به غیر از دولت، کمتر کسی در شرایط فعلی حاضر به فروش ارز است. تمام دارندگان ارز در انتظار بالا رفتن نرخ آن و در طمع رسیدن به سود بیشتر هستند و از این رو ارز را در خانه‌هایشان نگه‌ می‌دارند. از سوی دیگر بیم آن دارند که با فروش ارزشان در امروز دیگر قادر به خرید مجدد آن در فردا روز نباشند.

 روش‌های کنترل

در کشاکش بحران ارز بانک مرکزی روش‌هایی متنوعی برای کنترل بازار ارائه کرد. یکی از این روش‌ها برقراری نرخ رسمی و به عبارتی تک نرخی کردن ارز با قیمت چهار هزار و دویست تومان بود. این تصمیم را اسحاق جهانگیری پس از نشست ویژه دولت در خصوص تلاطم بازار ارز اعلام کرد که بعدها به طنز با عنوان “دلار جهانگیری” معروف شد. به سخره گرفتن این تصمیم نشاندهنده عدم تمایل بازار و صاحبان ارز برای فروش ارزشان به قیمتی پایین تر از قیمت خرید است. به عبارتی نه صرافی‌ها و نه مردم مایل به ضرر کردن در بازار ارز نبودند. رقم چهار هزار و دویست تومان شاید با واقعیت بازار فاصله قابل ملاحظه‌‌ای داشته باشد اما حداقل برای جو روانی بازار افسار گسیخته‌ می‌تواند خط معیاری باشد که نشان‌ می‌دهد انتظار دولت از نرخ ارز ایده آل به چه اندازه است. دولت در بیان خط مشی خود در بازار ارز تا جایی پیش رفت که تخطی از این رقم را مصداق جرم و قاچاق ارز دانست. بر طبق بخشنامه‌های دولت تمام مبادلات ارز باید از طریق بانک‌ها و موسسات مورد تایید دولت صورت پذیرد و خرید و فروش از سایر مراجع مجاز نیست. این روش کنترل با حضور نیروهای امنیتی به بازار ارز تهران تحمیل شد ولی از اینکه تا چه حد موثر بود ارزیابی و تحلیل دقیقی در دست نیست. با وجود محدودیت‌های به وجود آمده شاید این سوال مطرح شود که از این پس نقش صرافی‌ها در اقتصاد ایران چیست؟ پاسخ رئیس بانک مرکزی به این سوال این است که صرافی‌ها نقش انتقال ارز و خرید ارز حاصل از صادرات غیر نفتی را بر عهده خواهند داشت. به عبارت دیگر، با حذف صرافی‌ها از چرخه اقتصادی دیگر افرادی که قصد خارج کردن سرمایه‌هایشان از ایران را داشتند نخواهند توانست بر این خواسته جامه عمل بپوشانند.

همزمان با بحران ارزی در ایران، شرکت پتروشیمی جم توانست از طریق بانک مرکزی به صورت مستقیم در بازار ارز تزریق کند تا بتوان به میزان عرضه افزود و بازار را تا حدی تنظیم کرد. یکی دیگر از راهکارهای توصیه شده از طرف رئیس بانک مرکزی در این خصوص جایگزینی واحد یورو به جای دلار در مبادلات تجاری بود تا به دور از تنش‌های سیاسی آمریکا باشد و در عمل نیز مبادله‌‌ای با دلار آمریکا در دستور کار دولت نبوده است که این راهکار نیز هنوز به صورت اجرایی در نیامده است.

راهکار بعدی راه اندازی سیستم “نیما” یا نظام یکپارچه معاملات ارزی است که با هدف تخصیص بهینه منابع ارزی راه اندازی شده است. بر اساس این سامانه، خریداران و فروشندگان‌ می‌توانند در فضای وب به عرضه و تقاضای ارز مورد نیاز بپردازند. این گروه‌ها شامل وارد کنندگان و صادر کنندگان و صرافی‌ها هستند که در این سیستم کنترل شده مجاز به خرید و فروش ارز با نرخ چهار هزار و دویست تومان‌ می‌باشند. بر اساس اعلام بانک مرکزی تاکنون معاملاتی به ارزش بیش از دو میلیارد دلار در این سامانه انجام شده است.

در موازات سیاست‌های مطرح شده توسط بانک مرکزی، خرید و فروش سکه بر خلاف ارز همچنان مجاز است و بدین صورت مقداری از نقدینگی به جای سرازیر شدن به بازار ارز به سمت بازار سکه خواهد رفت. التبه ناگفته نماند برخی از منتقدان اقتصادی معتقدند قیمت فروش سکه‌ها کمی گرانتر از میزان جهانی بر اساس دلار است ولی به هر صورت این سیاست هم توانست تا حدی از نقدینگی سرمایه گذاران را به سمت این بازار هدایت کند.

 نقش رسانه‌ها و فضای مجازی

بدیهی است در چنین بازار آشفته‌‌ای مردم همواره گوش به زنگ و منتظر اخبار جدید از بازار طلا و ارز هستند تا در وقت مناسب تصمیم درست اتخاذ کنند. همین امر به رسانه‌ها و شبکه‌های داخلی و خارجی، این امکان را‌ می‌دهد تا با تحلیل و خبر رسانی و حتی ترویج شایعات بتوانند سمت و سوی این بحران را مدیریت کنند. نقش رسانه‌ها تا حدی در این موضوع زیاد است که مردم با هربار شنیدن خبر گرانی و افزایش نرخ ارز به سمت بازارها هجوم‌ می‌آوردند. هجوم به بازار به طور کلی همیشه باعث عدم ثبات بازار است و وقتی یک عده اقدام به خرید یا فروش اقلامی به صورت دسته جمعی نمایند قیمت و شرایط بازار به صورت اغراق آمیزی دستخوش تغییر‌ می‌شود. زمانی که شرایط بازار به صورت وسیع از طریق رسانه‌ها یا شایعاتی در فضای مجازی منعکس شود باعث به وجود آمدن پدیده‌‌ای می‌شود که در بازار سهام به آن «اثر گله‌ای» یا Herd effect گفته‌ می‌شود چرا که در گله گوسفندان اگر گوسفند پیش قراول به سمت قعر دره حرکت کند سایرین تنها با دنباله روی و بدون ارزیابی موقعیت به دنبال آن خواهند رفت. این اصطلاح در بازار بورس زمانی به کار‌ می‌رود که به یکباره و به دلیل افزایش شایعات، صاحبان سهام تصمیم به فروش سهامشان‌ می‌کنند و سایرین نیز به تبع آن‌ها بدون ارزیابی دقیق بازار و تنها با عکس العملی احساسی دست به فروش همه جانبه سهام یک شرکت‌ می‌زنند و شرکت مزبور بدون اینکه واقعا لایق چنین شکستی باشد از گردونه فعالیت خارج‌ می‌شود. امروزه با گسترش معاملات بورس از طریق سامانه‌های هوشمند این پدیده‌ می‌تواند بسیار خطرناک باشد و به همین منظور در صورت پیش آمد این پدیده تمام رایانه‌ها از کار افتاده و تا مدتی دست از فروش سهام‌ می‌کشند. پدیده‌‌ای که ذکر شد در مورد بازار ارز ایران به دلیل بالا رفتن نرخ ارز همیشه برعکس است و مردم معمولا به صورت دسته جمعی به جای فروش، دست به خرید ارز‌ می‌زنند.

برجام

مسلما افزایش نرخ ارز با چنین شیب تندی تنها متاثر از وضعیت نابسامان اقتصادی نیست چرا که این وضعیت اقتصادی از زمان دولت محمود احمدی نژاد و برقراری تحریم‌های شدید اقتصادی بر اوضاع و احوال بازار کشور حاکم بوده است. پس چرا این چنین و به یکباره بازار ارز باید تنشی بی سابقه را تجربه کند؟ شاید جواب آن را در جو سیاسی حاکم دانست. تنها عاملی که از پس از امضای برجام تغییر کرده و دقیقا مصادف با بحران ارز ایران شده شایعه کارشکنی و خروج آمریکا از برجام است که در هفته گذشته به واقعیت پیوست و جهان را در بهت و حیرت فرو برد. اینکه خروج آمریکا از برجام محتمل بود یا خیر و اینکه چه عواملی در این تصمیم دخیل بودند و پس از این چه خواهد شد در مجال این بحث اقتصادی نیست و خود نیاز به مجالی دارد که به این موضوع از لحاظ سیاسی نگریست. ولی آنچه مسلم است، خروج آمریکا از برجام از همان ابتدا که به شکل شایعه مطرح شد تا به امروز که به واقعیت پیوست تاثیر مستقیم و انکار ناپذیری بر بازار ارز ایران داشت.

ایجاد جو روانی برای بر هم زدن برجام باعث شد نوسانات بازار ارز به صورت تدریجی و از هفته سوم فروردین آغاز شود و بعد از اعلام رسمی دولت آمریکا مبنی بر خروج از برجام، عملا بازار شوک اصلی را پشت سر گذاشته بود. طرح‌های پیشگیرانه دولت روحانی نیز برای ذخیره ارز به منظور گذر از روزهای بحرانی خروج آمریکا از برجام سبب شده بود تا میزان ذخایر ارزی شناور در بازار کم و به عبارتی عرضه در بازار محدودتر شود. حال اینکه این ذخایر ارزی تا چه حد و تا چه مدت بتواند درمان این درد باشد را‌ نمی‌توان به راحتی پیش بینی نمود.

از طرف دیگر، درست است که افزایش قیمت دلار موجب‌ می‌شود ارزش ریالی صادرات نفتی ایران در داخل کشور بیشتر شود و دولت دست بازتری برای پرداخت بدهی‌های معوقه داخلی داشته باشد ولی این در صورتی است که خروج آمریکا از برجام باعث کاهش دسترسی ایران به منابع ارزی حاصل از فروش نفت در بازارهای بین المللی نشود.

به طور کلی و با راهکارهایی که ارائه شد، هر چند برخی از آن‌ها در زمره روش‌های کنترل سرسختانه قرار بگیرند، روند شدید تصاعدی ارز تا حدی متوقف شد. در انتها نیز دونالد ترامپ آخرین تیر ترکش خود را به سوی اقتصاد ایران روانه کرد ولی همانطور که ذکر شد بازار ارز از زمستان و اواسط فروردین ماه با بروز شایعات مبنی بر خروج آمریکا از برجام شاهد تلاطم جدی بود و عملا با اعلام رسمی آن شوک جدی به بازار ارز وارد نشد. توجیه این پدیده مانند این است که بگوییم پذیرش خبر فوت فردی که مدت طولانی با بیماری سختی دست و پنجه نرم‌ می‌کند به مراتب برای اطرافیان راحت تر است تا اینکه فرد به ناگاه بر اثر حمله قلبی از دست برود!

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here