عکس ها: مسعود پاکدل
یک حرفه‌ای و اجرای «حرفه‌ای»

تاتر حرفه ای

به بهانه اجرای «حرفه‌ای» در مونترال

نفیسه حقیقت‌جوان

تلفن را که برداشتم، صدایی آرام و صمیمی گفت: «کیانیان هستم». در صدمی از ثانیه همه کیانیان‌های زندگی‌ام به مغزم هجوم آوردند و سعی کردم یکی از آنها را که شباهت بیشتری به این صدای آرام، پخته و پرجاذبه داشت، انتخاب کنم که ناگهان به‌یادآوردم شماره‌های تماسم را برای «رضا کیانیان» ای‌میل کرده بودم تا قبل از عزیمتش به کانادا قراری بگذاریم و گپ‌و‌گفت کوتاهی به مناسبت اجرای تئاتر «حرفه‌ای» در مونترال داشته باشیم.

سلام و احوال پرسی کوتاهی می‌کنیم. صدایش آنقدر نزدیک و حضورش آنچنان قابل لمس است که احساس می‌کنم هر لحظه ممکن است «حبیب» بگوید: «بیتا!» و من همه غم و شادی‌هایی را که با دیدن فیلم «کفش‌هایم کو؟» از آلزایمر، مهاجرت، تنهایی و عطش عشق مزه‌مزه کرده بودم بار دیگر تجربه کنم.

مثل یک روزنامه‌نگار آماتورِ بدونِ تجربه دست و پایم را گم می‌کنم. سعی دارم دکمه‌ی خاموش اسامی و دیالوگ‌های داخل مغزم را بزنم اما همه رضا کیانیان‌های داخل کاسه سرم به طرز غیرقابل کنترلی در حال رژه رفتن هستند. «پاتال و آرزوهای کوچک»، «کیمیا»، «آژانس شیشه‌ای»، «بوی کافور، عطر یاس»، «گاهی به آسمان نگاه کن»، «گزارش یک جشن»، «مادرم گیسو»، «سلطان»، «ماهی‌ها عاشق می‌شوند»، «باغ فردوس، پنج بعد از ظهر»، «همیشه پای یک زن درمیان است»، «تمام وسوسه‌های زمین»، «یک بوس کوچولو»، «فرش باد»، «خانه‌ای روی آب» و…

توضیح داد که به دلیل هم‌زمانی ضبط سریال شهرزاد و تمرین‌های مربوط به تئاتر حرفه‌ای زمان خالی اندکی دارد و اگر بشود، کار را با گفت‌وگوی تلفنی پیش ببریم. آنقدر خوب و ساده می‌گوید که اصلا نمی‌شود مقاومت کرد و بهانه آورد که باید دیدتان و رو در رو با هم حرف بزنیم و حرف حرف بیاورد…

می‌پرسم: «چه شد که کانادا را برای اجرای تئاتر انتخاب کردید؟ فکر نمی‌کنید جایی مثل آمریکا که تعداد ایرانی‌هایش بیشتر است موفقیت اجرای شما را بیشتر تضمین می‌کرد؟»

با لحن شیرینی می‌گوید: «حقیقتش را بخواهید، من کانادا را انتخاب نکردم. کانادا من را انتخاب کرد. در واقع آشنایی دیرین من با «مسعود پاکدل» و حضور او در کانادا و شناختی که از جامعه و مخاطب‌های فارسی زبان ما در این کشور داشت زمینه و فرصت این اجرا را برای ما فراهم کرد.

خوشبختانه وقتی امکانی به وجود می‌آید، آن امکان در زمان و مکان مناسب می‌تواند گسترش یابد و تبدیل به فرصت‌ها و موقعیت‌های متنوع و متعدد شود. درست بعد از اینکه اجرای تئاتر حرفه‌ای در مونترال و تورنتو قطعی شد، آقای «فضل‌علی» در ونکوور توسط آقای «دانشی» در ایران پیغام فرستادند که چنانچه شرایط فراهم باشد و ما بتوانیم، می‌شود چند اجرا هم در ونکوور داشته باشیم. به همین دلیل می‌خواهم بگویم درست است که اول داستان کانادا ما را انتخاب کرد اما مطمئن هستم که ایرانیان و مخاطبان فارسی زبان ما در کانادا همراه ما خواهند بود.»

نمی‌دانم چه می‌شود که هیجان بر من غالب می‌شود و دوباره رشته کلام را از دست می‌دهم. یاد تور نمایش «ماتریوشکا»ی «پارسا پیروزفر» می‌افتم که در لس‌آنجلس، تورنتو، مونترال و ایران با اقبال عمومی مواجه شد. دلم می‌خواهد فارغ از اصول و چارچوب‌های خبرنگاری هیجان‌زده بگویم چه عالی می‌شود مثل پارسا پیروزفر تور بگذارید. اصلا چه خوب می‌شود بعد از این سر دنیا به اجرا در چند کشور اروپایی هم فکر کنید… اما نمی‌گویم.

تاتر حرفه ای

بی‌ربط به اصل موضوع گفت‌وگو و در عین حال مرتبط با فعالیت‌های هنری رضا‌ کیانیان در عرصه هنرهای تجسمی می‌پرسم: «حالا که این مسافت را طی می‌کنید، چرا از فرصت استفاده نمی‌کنید و کارهای حجمی و عکس‌هایتان را به نمایش نمی‌گذارید؟»

پاسخ می‌دهد: «اتفاقا یک پیشنهاد برای نمایش عکس‌هایم داشتیم؛ اما واقعیت این است که متاسفانه با توجه به هزینه‌های مرتبط با بیمه و حمل و نقل و اینکه اجراهای ما برای روزهای شنبه و یکشنبه برنامه‌ریزی شده‌اند، و نمایش آثار عکاسی هم باید شنبه و یکشنبه باشد، نمی‌شد که از مخاطب دعوت کرد به نمایشگاه بیاید و کنارش نبود. ضمن اینکه متاسفانه واقعا تضمینی هم برای جبران هزینه‌ها وجود ندارد. اما اگر بتوانیم راهی برای نمایش و فروش آثار پیدا کنیم، چرا که نه؟ اتفاقا استقبال هم می کنیم از این پیشنهاد.»

حواسم را جمع می‌کنم و می‌پرسم: «درست است که شما سعی کرده‌اید نسخه اصلی حرفه‌ای را تا حدودی ایرانیزه و طنز کنید؛ اما این احتمال را داده‌اید که شاید مخاطب‌تان نتواند با فضا و اتمسفر حاکم بر تئاتر حرفه‌ای ارتباط برقرار نکند؟ منظورم این است که شاید دغدغه‌های جامعه مهاجر کانادا با دغدغه‌های شما در انتخاب اجرای این کار فاصله داشته باشد.»

پاسخ می‌دهد: «تئاتر حرفه‌ای، کاری اجتماعی- سیاسی در بستر کمیک است. من آن را ایرانیزه نکردم، خودش اثری جهان شمول است. به نظر من ایرانیان خارج از کشور که همیشه قلبشان برای کشورشان تپبده است به راحتی با موضوع ارتباط برقرار خواهند کرد. اتفاقا بسیاری از دوستانم که بیرون از ایران زندگی می‌کنند و اجرای ما را در ایران دیده بودند بارها و بارها به من گفتند که حرفه‌ای می‌تواند با اقبال زیادی از سوی مخاطبان فارسی‌زبان بیرون ایران مواجه شود.»

کیانیان در ادامه می‌گوید: «داستان و روایت نمایش طوری است که مخاطب به سادگی می‌تواند با موضوع همزادپنداری کند. درست است که نمایش اجرایی طنزگونه و کمیک دارد اما مفاهیم جدی از رویدادهای پیشا انقلاب و پسا انقلاب را به تصویر می‌کشد، وقتی که تیتو (رهبر یوگسلاوی سابق) در حال سرنگون شدن است و نشانه‌های ظهور دموکراسی ظاهر شده‌اند. در واقع آنچه در حرفه‌ای می‌بینید شباهت بسیار زیادی به سایر کشورهایی که انقلابی در آن رخ داده یا در حال بروز است، دارد. این نمایشنامه هم مانند خیلی از نمایشنامه‌های مهم دنیا که بارها و بارها اجرا می‌شوند، به دلیل موضوع جهانشمولش قابلیت اجرا در هر زمان و مکانی دارد.»

برایم جالب است، کیانیان نخستین کارگردانی‌ تئاترش را با انتخاب نمایشی  تجربه می‌کند که خودش 14 سال پیش در قالبی متفاوت‌تر به کارگردانی «بابک محمدی» و با نام «حرفه‌ای‌ها، یک کمدی غمگین»در کنار «احمد ساعتچیان» و «مریم سعادت» روی صحنه می‌برده است. او که برخلاف بابک محمدی که کار را از برگردانی آلمانی به عاریت گرفته بود، به سراغ نسخه‌ای از نمایشنامه حرفه‌ای با ترجمه «ایرج امامی»، از روی ترجمه انگلیسی که در آف برادوی اجرا شده است، به صحنه می‌برد.

وی پیش از این در مصاحبه‌ای درباره نخستین تجربه کارگردانی‌اش گفته بود که فکر نمی‌کرده طراحی صحنه، کارگردانی و بازیگری همزمان کاری به غایت دشوار باشد. چون کارگردان که باشی همواره آن ‌طرف نشسته‌ای و نظارت می‌کنی، اما به‌ عنوان بازیگر-کارگردان همواره یک چشم سوم داشته است و مدام از بیرون هم به صحنه نگاه می‌کند.

کیانیان با هوشمندی وصف‌ناشدنی سراغ شاهکار دوشان کواچویچ یکی از مشهورترین هنرمندان تئاتر اهل یوگسلاوی رفته است. چرا که با اینکه اثر بعد از ترجمه از زبان صربی به انگلیسی توسط «باب دور ویویس»، 27 سال پیش در برکلی روی صحنه رفت و سپس در سال ۱۹۹۲ در لندن، ۱۹۹۴ در نیویورک و در سال ۱۹۹۵ در برادوی اجرا شد و بعد کمپانی «رابرت ردفورد» مقدمات ساخت فیلم «حرفه‌ای» را بر اساس آن فراهم کرد، اما هنوز هم بوی تازگی می‌دهد و مخاطب احساس دوری از متن نخواهد داشت. این اثر در سال 1995 در قالب فیلمنامه‌ای با نام «زیر زمین» به کارگردانی «امیر کوستوریتسا (کاستاریکا)»_فیلمساز، بازیگر و موسیقی‌دان اهل بوسنی و هرزگوین_ جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن سال ١٩٩٥ را دریافت کرد.

همه اینها یعنی، کیانیان مرد جدال‌های سخت و بزرگ است. به کم و کوچک بسنده نمی‌کند و به همین ترتیب نمی‌تواند چیزی کم بها و بی‌ارزش برای مخاطبش داشته باشد.

تاتر حرفه ای

نیم‌ نگاهی به خالق «حرفه‌ای»

نفیسه حقیقت جوان

تئاتر «حرفه‌ای» به کارگردانی، طراحی صحنه و اجرای «رضا کیانیان» بزودی در مونترال، تورنتو و ونکورر روی صحنه می‌رود. اگرچه نام بزرگان و هنرمندانی چون رضا کیانیان، هدایت هاشمی، دیانا فتحی و سعید ملک، علی کیانیان، داوود امیری، نورالدین حیدری ماهر و… کافی است تا این تئاتر را به قطعه‌ای اثرگذار برای دیدن تبدیل کند؛ اما نباید از خالق اصلی این کار، یعنی «دوشان کواچویچ» غافل بود.

روز 21 جولای سال ١٩٤٨ میلادی، در «مردنواچ» در نزدیکی «شاباچِ» در یوگسلاوی سابق، کودکی به دنیا آمد که 25 سال بعد، پس از اتمام دوره تحصیلش در مدرسه دستور زبان «نوی‌ساد (NoviSad)» و رشته تئاتر و ادبیات دراماتیکِ دانشگاهِ بلگراد تبدیل به یکی از نام‌های بزرگ در عرصه کارگردانی، نمایش‌نامه‌نویسی و فیلم‌نامه‌نویسی آن دیار شد.

دوشان پس از اتمام دانشگاه به مدت پنج سال در رادیو و تلویزیون یوگسلاوی مشغول به کار بود. وی از سال 1998 میلادی به عنوان مدیر هنری تئاتر زوزدارا (Zvezdara) بلگراد در عرصه تئاتر فعالیت مستمر دارد، ضمن اینکه یکی از اعضای شاخص آکادمی هنر و علوم صربستان نیز است.

کواچویچ که بیش از 25 نمایشنامه و فیلمنامه مهم و معروف و 20 جایزه بزرگ هنری و بین‌المللی را در کارنامه کاری خود دارد در زمره معروف‌ترین و محبوب‌ترین‌های دنیای تئاتر و سینمای صربستان قرار دارد.

او که برخی از آثار ادبی و نمایشی‌اش به هفده زبان دنیا ترجمه و در قالب کتاب، تئاتر یا فیلم عرضه شده است، مدتی نیز به ‌عنوان سفیر کشورش در پرتغال خدمت کرده است و از جمله‌ نویسندگانی به شمار می‌آید که شخصیتی سردوگرم چشیده، فرهیخته، ممتاز و اثرگذار نه تنها در صربستان بلکه در سراسر جهان دارد.

آثار دوشان به طرز غیرقابل توصیفی با ظرافت، تلخی دوران سرکوبگری و خودکامگی نظام کمونیستی را که متکی به ابزار سانسور و حضور جاسوسان و پلیس‌های مخفی بود، به تصویر می‌کشد. اغلب نمایشنامه‌های کواچویچ منعکس کننده تجربه‌ای جهانشمول از سیاست‌های دیکتاتوری و پیامددهای اعتراضی حکمرانی چنین سیستم‌هایی هستند؛ به همین دلیل هم خیلی پیش آمده است که بسیاری از کشورها اجازه اجرای کارهای او را لغو کرده یا بخش عمده‌ای از آن را به تیغ تیز و بی‌رحم سانسور سپرده‌اند.

یکی از نمایش‌نامه معروف او که با نام «جاسوس بالکان» شناخته می‌شود، در اواخر دهه هشتاد میلادی به زبان چینی برگردانده شد و قرار بود با توجه به فضای باز سیاسی دموکراسی‌خواهی چین آن زمان، روی صحنه برود که به دلیل همزمانی با سرکوب قیام میدان «تیان آنمن» و تغییر سیاست‌ها و واکنش‌های خشونت‌آمیز و محافظه‌کارانه حکم ممنوعیت اجرای آن صادر شد و تا امروز نیز به اجرا درنیامده است.

یکی دیگر از آثار جهانی دوشان کواچویچ، «حرفه‌ای» نام دارد که بارها و بارها با در آمریکا و اروپا و حتی ایران اجرا شده است. این اثر روایتی اجتماعی و طنازانه از فروپاشی کمونیسم در اروپای شرقی و پیامدهای آن دارد. این نمایش از قلم روشنفکری صرب که با طنزی قوی، آن نظام متکی به جاسوسی و سانسور و سرکوب را به تمسخر می‌گیرد و اعتراض می‌کند، بیان کننده بسیاری از اتفاق‌هایی است که حتی در دنیای امروز هم می‌توان آن را با گوشت و پوست تجربه و لمس کرد.

لازم به یادآوری است که کواچویچ علاوه بر نمایشنامه‌هایش به خاطر کارگردانی و نوشتن فیلم‌هایی چون «حرفه‌ای» (2003)، «جاسوس بالکان» (1984)، «محل ملاقات» (1989) نیز بسیار شناخته شده است و آثارش ازسوی کارشناسان سینمای جهان به کرات دیده و نقدهای بیشماری داشته است. تاتر حرفه ای

حرفه ای مفرح و موثر؛ سرگرم کننده و عمیق

محدثه واعظی‌پور / منبع: خبرآن‌لاین

شاید نخستین امتیاز نمایش «حرفه‌ای» متن طنزآمیز و چند بعدی آن باشد. متنی که اگرچه به موضوعی سیاسی اشاره دارد و با نیش و کنایه‌های تند و صریح از نظام‌های کمونیستی و توتالیتر انتقاد می‌کند اما نه تنها خالی از وجوه انسانی نیست، بلکه تمرکزش را بر تاثیر رویدادهای سیاسی بر سرنوشت بشر گذاشته است.

«حرفه‌ای» از خلال رابطه جالب و منحصر به فرد لوک (رضا کیانیان) و تئودور (هدایت هاشمی) از موضوعی بزرگتر از تولد و مرگ حکومت‌ها و بازی سیاستمداران با باورها و آرمان‌های انسان‌ها سخن می‌گوید. با انتخاب و رویکرد کیانیان نمایش تبدیل به اثری در ستایش زندگی، خانواده و انسانیت شده است. بخشی از انتقاد کارگردان به نظام‌های سیاسی و غرق شدن در موج‌های برآمده از آنها حاوی این نکته است که سیاست می‌تواند پیوندهای خونی و ارزش‌های انسانی را به مسلخ ببرد.

لوک، مامور مخفی بازنشسته در طول نزدیک به دو دهه آنچنان مثل سایه تئودور را تعقیب کرده که به شناختی عمیق از او رسیده، بیش از نزدیکانش تئودور را دیده و همراهش بوده. عقاید و افکارش را می‌داند و یادگارهایش را حفظ کرده است. او یک مامور وظیفه شناس بوده که در کنار خدمت به نظام کمونیستی، چند بار جان سوژه اش را نجات داده و حالا در موقعیتی ویژه برای تحویل حاصل یک عمر خدمتش به دیدن تئودور آمده. آنچه بر تئودور گذشته و می‌گذرد، اتفاقی سهمگین است. او سال‌ها زیر نظر بوده و علیه دستگاه نظارت و سانسور موضع‌گیری کرده اما خود در نظام جدید به جایگاهی رسیده که باید محدود کننده نویسندگان دیگر باشد.

کیانیان این فضای رقت‌انگیز را به کمک طنزی که در کل نمایش جاری کرده، به موقعیتی خنده‌دار تبدیل کرده است. استیصال و رنج تئودور، مسخ او در سیستم تازه و ترسش از دیگران اسباب خنده و تفریح مخاطب می‌شود در حالی که درون این دنیا، دریایی از تیرگی و اندوه جاری است. نمایش بیش از هر چیز بر کلام استوار است، اجرای کیانیان ساده است. چیزی برای آنکه فهم و درک مخاطب و فرایند لذت بردن او از این نمایش را تحت‌الشعاع قرار بدهد وجود ندارد. صحنه‌ای ساده، دیالوگ‌هایی که خوب نوشته و ادا می‌شوند و شوخی‌هایی قابل فهم.

کارگردان به روح اثر وفادار بوده، اما آنچه روی صحنه است بیش از آنکه غربی باشد ایرانی است. از نوع رابطه پدر و پسری لوک و تئودور و عاطفه و حسی که میان آن دو جریان دارد و از شوخی‌ها و موقعیت‌های کمیک که شاهد آن هستیم. به همین دلیل «حرفه‌ای» تبدیل به اثری می شود که مخاطب ایرانی هم با آن ارتباط برقرار کرده و ظرایفش را درک می‌کند.

تیم بازیگری نمایش، ترکیبی درست و جذاب دارد. کیانیان مثل اغلب بازیگران بزرگ، روی صحنه درخشان است. نقشی که او بازی می‌کند ممکن است ظاهرا ساده و معمولی به نظر برسد، اما رویکرد کیانیان است که باعث شده تغییر شخصیت لوک در طول نمایش باور پذیر از کار درآید. لوک ابتدا رازآمیز و ترسناک جلوه می‌کند و آهسته آهسته شکل و شمایل پیرمردی خیرخواه و از نفس افتاده به خود می‌گیرد.  تا آنجا که تماشاگر هم به اندازه تئودور زمان رفتن او به بیمارستان نگرانش می‌شود.

کیانیان در اجرایی بدون اغراق اما شیرین، پیچ و خم‌های این شخصیت را به نمایش می‌گذارد. تاتر حرفه ای

هدایت هاشمی و کیانیان زوجی مناسب برای این نمایش هستند، اگرچه سادگی و بلاهت شخصیت نویسنده در بخش‌هایی از نمایش ممکن است این تصور را به وجود بیاورد که چطور او یک عمر علیه کمونیسم فعالیت کرده، یا آزادی بیان و اندیشه مهمترین دغدغه‌های زندگی او بوده؟ تئودور زیادی ساده و دست و پاچلفتی به نظر می‌رسد. البته می‌شود روبرو شدن با مامور مخفی و حقایقی که درباره تئودور فاش می‌کند را عامل این ترس و اضطراب دانست. در شکل فعلی، بیش از آنکه نویسنده آزادیخواه به چشم بیاید، مامور مخفی دیده می‌شود. مردی که زمانی به کمونیستم اعتقاد راسخ داشته و از عقاید گذشته‌اش پشیمان نیست. ستاره این اجرا، لوک است. او فراتر از تصور مخاطب از یک مامور مزدور چشم بسته، پیرمردی است خسته و دلشکسته که آرزو می‌کند قهرمان زندگی پسرش باشد.

«حرفه‌ای» نمایشی مفرح و سرگرم‌کننده است. با این که حرفی جدی و عمیق برای مخاطبش دارد، روایت در آن مهم است و تماشاگر را با قصه‌ای پرکشش و تازه همراه می‌کند، شعار نمی‌دهد و به دام ملال نمی‌افتد. «حرفه‌ای» به مخاطبش یادآوری می‌کند عواطف انسانی قربانی سیاست است. قربانی منافع سیاستمداران و سیستم‌هایی که هر چه از آزادی و دموکراسی فاصله می‌گیرند میل به کنترل و هدایت سرنوشت انسان‌ها در آنها بیشتر می‌شود.

درباره هدایت هاشمی 

تاتر حرفه ای

هدايت هاشمي متولد 1353 سبزوار، كارشناسي ارشد كارگرداني نمايش. وي از سال 77 فعاليت حرفه اي خود را در تئاتر همزمان با ورود به دانشكده هنر و معماري دانشگاه آزاد تهران آغاز كرد. در سال 83 در فيلم يك بوس كوچولو ساخته بهمن فرمان آرا پا به عالم سينما گذاشت. سپس در سال 86 در فيلم آرام باش و تا هفت بشمار ساخته رامتين لوافي پور و فيلم خاك آشنا ساخته بهمن فرمان آرا بازي در سينما را ادامه داد. او همچنين در سال 87 پس از حضور موفق در تئاتر افرا به كارگرداني بهرام بيضايي براي بازي در نقش كارگردان در فيلم وقتي همه خوابيم انتخاب شد و در همان سال فيلم ديگري را به نام سوت قرمز كوچك براي بابك شيرين صفت بازي كرد. عمده فعاليت هاي وي در تئاتر حرفه اي متمركز بوده و وي در زمينه تدريس نيز سابقه اي طولاني دارد، كه از جمله مي توان به تدريس متوالي اش در مؤسسه كارنامه از سال 81 تاكنون اشاره كرد. / منبع: وب سایت سوره سینما

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here