از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود

بخش دوازدهم و پایانی

 دکتر امید صارمی

در این شماره، آخرین قسمت از سلسله بحث‌های کیهان‌شناسی و فیزیک نظری را می‌خوانید. امیدوارم بعد از وقفه‌ای چند ماهه، دوباره با دوره جدیدی از این مجموعه بحث‌ها در خدمتتان باشیم. در قسمت پیشین راجع به اصول Anthropic بحث کردیم. همان‌طور که قبلاً اشاره کردیم تئوری‌های مدرن فیزیک بنیادی (مثل نظریه ریسمان)، پیش‌بینی می‌کنند که در واقع تعداد بسیار زیادی جهان، شبیه جهان ما، می‌توانند وجود داشته باشند که در هر کدام از آنها مقدارهای ثابت‌های بنیادی با یکدیگر متفاوت است. مثلاً سرعت نور در جهان A، دو برابر سرعت نور در جهان B است. سؤال اساسی این است که چرا ما در «یکی از این جهان‌ها با مشخصات جهان ما» زندگی می‌کنیم. بگذارید این سؤال را کمی روشن‌تر بیان کنم. سؤال این است که بر مبنای چه «اصل فیزیکی» ثوابت بنیادی طبیعت روی مقادیری تنظیم شده‌اند که آنها را امروزه در آزمایشگاه اندازه می‌گیریم؟ در این نقطه فیزیک‌دانان به چند دسته تقسیم می‌شوند. بعضی جواب به این سؤال را در قالب اصول Anthropic جستجو می‌کنند. همان‌طور که گفتم این اصل بیان می‌دارد جهان ما به گونه‌ای است که مشاهده می‌کنیم، زیرا حتی اگر ذره‌ای با وضعیت کنونی‌اش فرق می‌داشت، انسان (ناظر آگاه) نمی‌توانست خلق شود تا اصلاً پرسش «هستی» را مطرح کند. در مقابل این گروه، دسته دیگری از فیزیک‌دانان صف‌آرایی کرده‌اند که معتقدند هدف اصلی فیزیک نظری «پیش‌بینی» آینده از روی وضعیت «حال» سیستم‌هاست. اگر روزی فیزیک قدرت پیش‌بینی خود را از دست بدهد، آن روز، روز پایان فیزیک نظری خواهد بود. این دسته از فیزیک‌دانان عقیده دارند که اصول Anthropic قدرت پیش‌بینی ندارند، پس نمی‌توانند «فیزیک» به حساب بیایند. این گروه از فیزیک‌دانان معتقدند که روزی با شناخت دقیق‌تر قوانین بنیادی فیزیک و با شناخت «شرایط اولیه» جهان، فیزیک موفق خواهد شد که به طور قطعی توضیح دهد چرا جهان ما و نه جهان دیگر، جهانی است که ما در آن زندگی می‌کنیم. دید سومی هم وجود دارد و آن موضع «نمی‌دانم» در وضعیت کنونی فیزیک نظری است. البته موضع «نمی‌دانم» می‌تواند در طول زمان با پیشرفت فیزیک تغییر کند. توجه کنیم که فیزیک به گونه‌ای که می‌شناسیم تنها چند صد سال عمر دارد و این در مقایسه با مدت زمان حضور انسان بر روی کره خاکی بسیار بسیار نا چیز است. برای دست‌یابی به پاسخ این سؤالات بنیادی شاید هنوز هزاران سال زمان و تحقیق نیاز باشد.

کم کم به پایان سفر خود در اعماق زمان نزدیک می‌شویم. امیدوارم دفعه بعدی که به آسمان شب نگاه می‌کنید به بعضی سؤالات دیرپای بشر در مورد کائنات فکر کنید. فیزیک یقیناً ما را چند قدمی به پاسخ این سؤالات نزدیک‌تر کرده ولی صادقانه بگویم، مهم‌ترین سؤالات انسان همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند: از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود…

تا بعد…

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here