زنان ، سفیران صلح جهانی

نگاهی کوتاه به نقش زنان در آفرینش صلح

ترجمه و گردآوری: نفیسه حقیقت‌جوان

«وینی بایانیما» Winnie Byanyima، مدیراجرایی کنفدراسیون بین‌المللی آکسفام در یکی از سخنرانی‌های رسمی خود در سال 2015 با تاکید بر این حقیقت که جایگاه زنان در کنترل و ایجاد امنیت در کشورهایی چون لیبریا، اوگاندا، افغانستان، میانمار، سودان‌جنوبی و یمن انکارناپذیر است، گفت: «قاطعانه می‌گویم زنان در سراسر دنیا نقش کلیدی را در ایجاد صلح و امنیت بازی می‌کنند. زمانی که در اوگاندا بودم این حقیقت را به چشم خود دیدم. زنان عادی، زنان فعال بخش خدمات اجتماعی، زنان سیاستمدار و حتی زنانی که عضو پیشین مجلس اوگاندا بودند؛ همه و همه برای برقراری آرامش و صلح تلاش می‌کردند. اگرچه تنها حدود 34 درصد از کرسی‌های مجلس اوگاندا در اختیار زنان این سرزمین است؛ اما ورود جدی آنان به عرصه سیاسی اوگاندا به طرز چشمگیری موجب شده تا آهنگ تخاصمات و نزاع‌های قومی و قبیله‌ای در این کشور کندتر شود!»

به نظر می‌رسد یکی از عمده‌ترین دلایل تلاش جامعه جهانی برای کمک و حمایت از زنان به دستیابی فرصت‌های برابر به ویژه در عرصه‌های سیاسی، ریشه در این باور داشته باشد که آنها نسبت به مردان از پتانسیل‌های بیشتری برای برقراری صلح و آرامش در دنیا برخوردارند. بایانیما، معتقد است درک و پذیرفتن این حقیقت که زنان به شکل رسمی و غیررسمی می‌توانند آثار مخرب جنگ، تخاصم و آزار را در سراسر جهان کاهش دهند؛ برای پیشبرد مذاکرات صلح و برقراری آرامش آن هم در ابعاد جهانی بسیار مهم و اثرگذار است. با این وجود متاسفانه در کشورهایی چون روآندا، اوگاندا یا افغانستان چنین نقش تاثیرگذاری نادیده گرفته می‌شود.

آمارها نشان می‌دهد از سال 1992 تا 2011 میلادی کمتر از چهار درصد امضاکنندگان توافقنامه‌های صلح زنان بودند. همچنین کمتر از چهار درصد شرکت‌کنندگان مذاکرات صلح را زنان تشکیل داده‌اند و کمتر از 10 درصد مذاکره‌کنندگان صلح، زنان بوده‌اند. در ماموریت‌های صلح‌بانی و سرویس‌های امنیتی داخلی مناطق دارای درگیری و نزاع در سراسر دنیا نیز به زنان فرصت مشارکت کمتری داده شده ‌است. در حالی که بر اساس چشم‌اندازهای قطعنامه 1325 شواری امنیت سازمان ملل مبنی بر «زنان، صلح و امنیت» (2000) صلح پایدار بدون مشارکت زنان و دختران و گنجاندن چشم‌اندازهای جنسیتی در فرآیندهای رسمی و غیررسمی صلح، به هیچ وجه محقق نخواهد شد.

نگاه عمیق زنانه

خصوصیات زنانه همچون تمایل برای برخورداری از امکان رهبری جمعی، داشتن ديدگاه‌های کلان‌ نسبت به موضوعات مرتبط با اطفال، زنان و جامعه، سلسله مراتبي عمل نکردن برای ريشه‌يابي منازعات، داشتن نگرانی‌های عمیق نسبت به امنيت غذايي، آب و آوارگان در کنار ارایه راهبردهايی که معمولا مسايل زيستي، مراقبت‌هاي بهداشتي، آموزشي، عدالت و امنيت انسان را مورد توجه قرار مي‌دهند از مواردی به شمار می‌آیند که تقویت حضور زنان را در مذاکرات صلح ضروری می‌کند. دستاوردهای عمليات‌هاي صلح سازمان ملل به ويژه در مورد بوسني و هرزگويين، کامبوج، الساوادور، ناميبيا و آفريقاي جنوبي گویای این واقعیت است که روحيه‌ تعاون، مشورت و رابطه‌ متقابل زنان از جمله عوامل موفقيت آنان برای ايجاد صلح پایدار است.

قدرت برابر؛ صلح پایدار

تشکیلات «کمک زنان به زنان» سوئد پس از انجام بازدیدهای مکرر از منطقه قره‌باغ، لیبریا، کنگو، عراق و بوسنی در گزارشی به نام «قدرت برابر؛ صلح پایدار» تاکید کرد که برخلاف انتظار، زنانی که در سطح محلی تلاش‌های چشمگیری برای برقراری صلح می‌کنند به دلیل وجود قوانین دست‌وپا گیر و سنت‌های حاکم بر فرهنگ عامه اجازه ندارند در مذاکرات صلح شرکت کنند. اما از همه این‌ها بدتر استفاده از شایعه برای جلوگیری از مشارکت تاثیرگذار زنان در فعالیت‌های منجر به صلح است. در بسیاری از این مناطق گروه‌هایی وجود دارند که با اعمال خشونت جنسی و پخش شایعات و اتهامات نادرستی همچون خودفروشی یا داشتن رابطه نامشروع وجهه اجتماعی زنان را تخریب کرده و مانع از حضور فعال آنها در مذاکرات صلح می‌شوند.

لیبریا، الگوی مشارکت جدی

«الن جانسون سیرلیاف »- نخستین زن رییس‌جمهور تاریخ سیاسی آفریقا- و «لیما گبووی» دو زن برنده جایزه صلح نوبل (2011) به عنوان نماد مبارزه و تلاش برای ورود زنان لیبریا به مذاکرات صلح و روند سیاسی پس از آن نقش مهم و تاریخی بازی کرده‌اند.

لیبریا از سال 1989 با چالش کنترل و درگیری‌های نژادی، قومی و مذهبی شدید دست و پنچه نرم می‌کرد. در جریان این درگیری‌ها بیشترین آسیب‌ها جامعه زنان را هدف گرفته بود. تعداد بیشماری از زنان و دختران از سوی جنگ‌جویان مسلح ربوده ‌شده، وادار به کار اجباری و ازدواج با آنها ‌شدند یا مورد آزار جنسی و تجاوز قرارگرفتند. همین مسایل سبب شد تا گروهی از زنان لیبریایی در سال 2003 دست به مبارزه بدون خشونت برای دست‌یابی به صلح پایدار به رهبری لیما گبووی بزنند. گبووی و دوستانش زنان مسلمان و مسیحی بومی و نخبه را از سرتاسر لیبریا با هم متحدکردند و کنش توده‌ای «زنان لیبریا برای صلح» را به وجود آوردند. با این وجود تهدید‌های بیشمار، قید و بندهای شدید سیاسی و فرهنگی اجازه حضور فعال آنها را برای پایان‌دادن به درگیری‌ها نمی‌داد ولی زنان کنش توده‌ای دست از تلاش برای برقراری صلح برنداشتند و راه‌هایی برای ادامه اعتراضات مسالمت‌آمیز خود پیداکردند. آنها مداوم خود را خواهر، مادر و همسر جنگ‌جویان می‌نامیدند و با تاکید بر این نقش‌های کلیشه‌ای مسالمت‌آمیز و غیرتهدیدآمیز موفق شدند تا حدودی، به جنگ‌جویان و مقامات دولتی دسترسی پیدا کنند و سرانجام پس از راهی طولانی و پرفراز و نشیب به درگیری‌های این کشور پایان دهند.زنان

دستاورد زنان لیبریایی الگوی اثرگذاری برای سایر کشورهای آفریقایی شد. به طوری که زنان در سیرالئون در ابیجان، ساحل عاج و… شیوه مبارزه بدون خشونت را فراگیرفتند و دست به اعتراضات مسالمت‌آمیز زدند تا به بن‌بست سیاسی و وضعیت بد امنیتی در کشورشان پایان داده و سبب برقراری صلح و مخالفت با خشونت‌های جنسی و جنسیتی شوند.

گبووی، در سخنرانی مراسم اهدای جایزه نوبل گفت: «ما زمانی توانستیم موفق شویم که کسی فکرش را نمی‌کرد. ما وجدان کسانی بودیم که وجدان‌های خود را در مسابقه برای قدرت و مناصب سیاسی باخته بودند. همزمان که دستاوردهای خود را جشن می‌گیریم، بگذارید به خودمان یادآوری کنیم که با پیروزی هنوز فاصله داریم. تا دنیایمان سالم و متوازن نشده نباید از پای بنشینیم، دنیایی که در آن، مردان و زنان برابر و آزاد فرض شوند.»

از شرق تا غرب

تاریخ درگیری‌ها و جریان‌های سیاسی مبین این حقیقت است که زنان نقش موثری در ایجاد گفت‌وگو و تعامل بین گروه‌های درگیر جنگ را بازی کرده‌‌اند.

حزب صلح زنان، انجمن مادران مفقود‌الاثر گواتمالا، ائتلاف مادران شوری، گروه مادران سریلانکا، زنان جنبش هيندوتا، گروه خواهران مسلمان مصر، جنبش توربان ترکیه، گروه زنان صلح‌جوی افغانی، نپالی، فيليپيني، ايرلند شمالي و آفريقايي به ويژه در روآندا و مذاکرات صلح کلمبیا نمونه‌هایی از تلاش‌های اثرگذار زنان برای مبارزه با اعمال خشونت و جنگ و برقراری صلح پایدار است.

کاره آس (Kåre Aas)، سفیر نروژ در آمریکا سال گذشته در سخنرانی که در روز جهانی زن (8 مارس) در موسسه مطالعانی جان‌ هاپکینز داشت، با تاکید بر این مطلب که اغلب تحقیقات و بررسی‌ها تایید می‌کنند زنان نقش تاثیرگذار و غیرقابل انکاری در پیشرفت مذاکرات و روند صلح دارند، گفت: «نروژ در مذاکرات صلح بیش از 20 کشور جهان از جمله فیلیپین، نپال، افغانستان و سری‌لانکا حضور جدی داشته است و در تمام این موارد دولتمردان بر لزوم حضور و شنیدن دیدگاه‌های زنان برای پایان دادن به درگیری‌ها و اختلافات تاکید داشتند. این اتفاق نشان‌دهنده ارتقا سطح آگاهی درمورد دیدگاه‌های جنسیتی و نقش کلیدی و حقانیت زنان برای پایان دادن به درگیری‌هاست.»

نقش زنان در پایان 50 سال درگیری و امضای معاهده صلح دولت کلمبیا و شورشیان فارک، را هیچ‌گاه نباید از یاد برد. زنان کلمبیایی زیادی برای رسیدن به این صلح  مشارکت داشتند و حضورشان، گفت‌گوهای و دولت و شورشیان را تحت‌تاثیر قرارداده است.

پایان یک دهه درگیری بین دولت و جبهه آزادی اسلامی مورو در فیلیپین نیز مدیون گفت‌وگوهای صلحی است که بیش از یک سوم مذاکره‌کنندگانش را زنان تشکیل می‌دادند. عددی که به مراتب بالاتر از عرف مذاکرات رسمی صلح است!

در بروندی هم وقتی تنش‌ها صلح شکننده را تهدید می‌کرد، زنان با تشکیل شبکه زنان میانجی برای سرکوب یا کاهش مناقشات محلی بیشمار در سراسر کشور، مانع از فروپاشی امنیت نسبی و بروز جنگ شدند. آنان در 129 شهرداری در سراسر کشور علاوه بر میانجیگری اقدام به استفاده از اطلاعات قابل بازبینی به منظور پیشگیری از گسترش وحشت فراگیر بین نیروهای امنیتی و معترضان شدند، پیشنهاد آزادی تظاهرات‌کنندگان و زندانیان سیاسی را مطرح کردند، گفت‌وگوهای صلح‌آمیز مبتی بر عدم‌خشونت را بین جوامع تقسیم شده ترویج دادند با شایعه و ترس‌های اغراق ‌آمیز و مقابله کردند و به این ترتیب به حدود سه هزار درگیری در سطح محلی رسیدگی کردند.

مطالعه جامع پانزدهمین سالگرد قطعنامه 1325 شورای امنیت که نقش برابری جنسیتی و رهبری زنان در صلح و امنیت جهانی را به رسمیت شناخت، نشان می‌‌دهد برابری جنسیتی سبب بهبود کمک‌های بشردوستانه می‌شود. تلاش‌های محافظتی حافظان‌صلح را تقویت می‌کند، نقش موثری در نتیجه‌گیری گفت‌وگوهای صلح و پایداری موافقت‌نامه‌های صلح دارد و بهبود شرایط اقتصادی پس از درگیری‌ها را سرعت می‌بخشد. این تحقیق نشان می‌دهد گفت‌وگوهای صلح متاثر از حضور زنان بسیار محتمل‌تر به توافق منتهی می‌شود و ماندگارتر است؛ به طوری که شانس ماندگاری توافقنامه‌ها از 15 سال، 35 درصد افزایش یافته است.

این نتایج نشان می‌دهد که دولتمردان علاوه بر تحقق اهداف جامعه مدنی باید بیشتر به زنان فرصت دهند تا بیشتر از قبل پای میز گفت‌وگوها به ویژه در مذاکرات صلح بیاییند. به ویژه آنکه زمانی که نمایندگان جامعه مدنی در توافق‌نامه‌های صلح مشارکت دارند، شانس موفقیت و پایداری بیشتر تا 64 درصد افزایش می‌یابد.

منابع: خبرگزاری رویترز، weforum.org و www.usip.org

 

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here