انقلاب

به بهانه سالگرد 22 بهمن 1357
راه درست تحول به سوی آینده کدام است؟

انوشه جاوید

این‌ روزهای ایران را باید در زمره روزهای پر اتفاق این کشور قلمداد کرد. اتفاق‌هایی که هر یک به نوبه خود می‌تواند موضوعی جدی برای تحلیل و بررسی ایران در حوزه آینده‌پژوهی آن باشد.

از اعتراض‌های خیابانی که دی ماه در حدود ۶۰‌ شهر مختلف به راه افتاد و به دنبال آن شعارهایی از زبان مردم شنیده شد که از ابتدای انقلاب 57 تا کنون سابقه نداشت؛ تا بیرق شدن روسری‌ها توسط زنان و حمایت شدن این حرکت از سوی برخی از مردان، همه و همه رویدادهایی هستند که نشان از وقوع جنبشی اجتماعی- سیاسی در ایران دارد. جنبشی که بسیاری آن را انقلابی تازه، برخی اتفاقی ضد انقلابی و گروهی حرکتی اصلاح‌طلبانه نام‌گذاری می‌کنند. آنچه در این مقال آمده است، نگاهی گذرا به چند دلیل از مجموعه دلایل و اتفاقاتی است که برخی رویدادهای تاریخی این روزهای ایران را سبب شده‌اند، داشته باشیم.جنبش اعتراضی

به دنبال یک نام

اگرچه ما معمولا انقلاب را رویدادی بزرگ همراه با تغییرات اساسی در حکومت یا ساختار اجتماعی می‌شناسیم اما در تعاریف جامعه‌شناسانانه هرگونه جنبش اجتماعی توده‌ای که به فرایندهای عمده اصلاح یا دگرگونی اجتماعی بینجامد، را باید با نام انقلاب مورد تحلیل و بررسی قرار داد. البته نباید فراموش کرد که هر انقلاب در دل خود با یک ضد انقلاب نیز همراه است. ضد انقلاب فرد یا رفتاری است که با انقلاب، خواه جزیی و خواه کلی و از اساس، مخالفت می‌کند. در واقع ضد انقلابی، نیز نوعی انقلاب و جنبش به شمار می‌آید که تمایل زیادی به بازگرداندن وضعیت امور یا اصول به وضع پیش از انقلاب یا کاملا متفاوت از شرایط حاکم دارد. این در حالی است که برخلاف بار واژگانی عبارت «ضد انقلاب»؛ مبتنی بر انقلابی که قرار است دگرگون شود، نتایج ضد انقلاب می‌تواند مثبت یا منفی باشد. در کنار این دو واژه البته باید به مفهوم اصلاحات نیز گریزی زد که شاید در دل خود هم انقلاب و هم ضد انقلاب را یدک می‌کشد. فرایندی که می‌تواند با حفظ ساختارهای موجود جامعه را به سمت شرایط مطوب‌تری هدایت کند.

تجربه‌های تاریخی انقلاب، چرخش‌های 180 درجه‌ای

بسیار پیش می‌آید که فعالان سیاسی-اجتماعی و کسانی که در راس یک حرکت انقلابی گام برداشته‌اند و به عنوان پیشرو و رهبر شناخته شده‌اند، در برحه‌ای از تاریخ و با لمس جدی بحران‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیط زیستی و… چرخشی 180 درجه‌ای می‌کنند و در گفتار و عمل تبدیل به ضد انقلاب یا اصلاح طلب می‌شوند.

«بهزاد نبوی»، وزیر صنایع سنگین دوران میرحسین موسوی، سخنگوی دولت رجایی و نایب‌رییس مجلس ششم از جمله افرادی است که این درگردیسی انقلاب به ضد انقلاب را تجربه کرده است و خود مدعی است که اینک یک ضد انقلاب است. او در مصاحبه اخیرش با روزنامه وقایع‌اتفاقیه نیز به صراحت تاکید کرده که در زندان، ضد انقلاب یا به عبارت بهتر ضد همه انقلاب‌ها شده است.

به قول خودش از انقلاب فرانسه گرفته تا بهار عربی، همه و همه مشکلات اساسی داشته و دارند که مهم‌ترین آنها تفکرات انقلابی، عدم تجربه کافی مدیریت و نبود برنامه‌ریزی درست برای ایجاد سیستم جدید است که منجر به برهم ریختن و تخریب همان ساختار‌های نصفه‌نیمه موجود هم می‌شود. نبوی با تکیه بر تجربیاتی که از شروع انقلاب 57 ایران به دست آورده است، مصرانه بر این باور است که در عصر حاضر برای ما و همه ملت‌ها و کشورها، اصلاحات تنها راه نجات است و گفتمان اصلاح‌طلبی از آن دسته گفتمان‌هایی به شمار می‌آید که به هیچ وجه تعطیلی بردار نیست.

نبوی 76 ساله امروز برخلاف نبوی سال‌های دور که به مبارزات انقلابی‌اش شناخته می‌شد، به شدت بر رفتارهای اصلاح‌طلبانه و اصلاحات تاکید دارد. او معتقد است در فضای پر تنش و مملو از اشکال ایران امروز، برای داشتن جامعه‌ای مطلوب‌تر چاره‌ای جز اندیشیدن و یافتن راه‌کارهایی اساسی همچون همکاری با دولت، ائتلاف میان اصلاح‌طلبان و اعتدالیون با اصولگرایان معتدل؛ در راستای ایجاد تغییر و اصلاح وجود ندارد.

بحران اقتصادی، گره‌ای که کورتر می‌شود

اقتصاد مبتنی بر واردات و کاهش درآمدهای ارزی در بسیاری از موارد منجر به رکود و بیکاری می‌شود و رکود و بیکاری به سادگی می‌تواند نارضایتی‌ عمومی را رقم بزند. تلاش جدی برای جلب سرمایه‌‌گذاری خارجی یکی از راهبری‌ترین شیوه‌های خروج از بحران است.

بسیاری از ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که ایران امروز تنها برای حفظ وضعیت کنونی اشتغال باید سال‌های متمادی، سالانه بیش از۶۰‌ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جذب کند، در حالی که گزارش‌ها نشان می‌دهد این عدد از سال ۹۲ تا کنون کمتر از پنج میلیارد دلار بوده است. این در حالی است که در شرایط کنونی، بیش از ۵۰‌ درصد ثروت کشور در دست چند نهاد است و به ‌این ‌ترتیب حتی نقش دولت فعلی در اقتصاد نیز بسیار کمتر از دولت‌های هفتم و هشتم است.بحران اقتصادی

انباشته شدن حس نارضایتی در مردم یک سرزمین زنگ خطر جدی برای دولتمردان آن سرزمین است چرا که در نهایت ناآرامی‌های عمومی را پدید خواهد آورد. رویداد و بحرانی که اخیرا در ایران شاهد بودیم ریشه در وضعیت نامطلوب اقتصادی کشور داشت.

اگر از حافظه تاریخی فرارمان کمک بگیریم، باید به یاد بیاوریم که پیش از این در دهه 70 و در دوران ریاست جمهوری «هاشمی رفسنجانی» هم مردم به دلیل فشارهای اقتصادی دست به اعتراضاتی زدند که نقطه شروع آنها نیز از مشهد و اسلامشهر بود. همان ناآرامی‌ها سبب شد تا سیاست‌های تعدیل اقتصادی، به شیوه‌ای متناسب‌تر اجرا شود. اما شرایط امروز اندکی با آن زمان فرق دارد، چرا که قوه مجریه نمی‌تواند بدون هماهنگی با سایر قوا و البته نهادهایی چون سپاه و رهبری به تغییر فضای کنونی سیاست خارجی دست بزند و شرایط حضور سرمایه‌گذار خارجی را فراهم کند.

بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند یکی از موثرترین راه‌حل‌ها برای برون رفت از بحران اقتصادی که ایران با آن دست و پنجه نرم می‌کند «سرمایه‌گذاری» است. اما دولتی که از امکانات ارزی و ریالی لازم برای سرمایه‌گذاری برخوردار نیست، بخش خصوصی کم‌توانی که شرایط مطلوب برای سرمایه‌گذاری را ندارد، عدم وجود ضمانت‌های اجرایی لازم برای آن دسته از سرمایه‌گذارانی که ابزار و امکانات در اختیارشان هست، فقدان دیپلماسی مطلوب برای جذب سرمایه‌گذار خارجی و… همه و همه موجب می‌شود تا گره‌های اقتصادی ایران روز به روز کور و کورتر به نظر برسند.

«سعید احمدی»، د‌‌انشجوی د‌‌کتری علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفت‌وگویی با تاکید بر اینکه مدیران کشوری باید با چشمان باز و گوش‌هایی شنوا، اعتراض‌ها و مطالبات را مورد ارزیابی و واکاوی قرار دهند، می‌گوید: «همه ما به خوبی می‌دانیم که اغلب بحران‌های اجتماعی ریشه در شرایط سیاسی و اقتصاد‌‌ی موجود دارند.‌‌ باید بپذیریم که ایران امروز د‌‌ر شرایطی قرار دارد که به دلیل تحولات ساختاری د‌‌ر محیط د‌‌اخلی و خارجی از زمینه‌های بالقوه مناسبی برای بروز رفتارهای منازعه‌ای برخورد‌‌ار است. رفتارهای که هر کسی می‌تواند هر نامی برایش انتخاب کند. انقلاب، ضد انقلاب یا اصلاح طلبی! شرایط امروز ایران شرایط بحرانی است و پتانسیل پدید آوردن معضلاتی را دارد که می‌تواند‌‌ د‌‌ولت را د‌‌ر تنگناهای فراوانی قرار د‌‌هد‌‌.»

وی در ادامه به  از شاخص‌های کلان اقتصادی به عنوان یکی از ناامید‌کننده‌ترین بخش‌های اقتصادی ایران یاد کرد و اظهار داشت: «طی سال‌های اخیر شاهد از بین رفتن یا کوچک‌تر شدن تعداد زیادی از کسب و کارها و بسته شدن کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی بودیم که موجب بروز بحران بیکاری، محدود شدن فضای کسب و کار، تورم و … شده و بر شاخص امید‌‌ به زندگی جامعه نیز تاثیر مستقیم گذاشته است. در چنین شرایطی اگر با رفتارهای غافلگیرکننده همچون بیرون ریختن مردم و اعتراض‌های سراسری از سوی طبقه متوسط یا پایین جامعه مواجه شویم، اصلا نباید تعجب کنیم. رفتارهایی که ممکن است به نام رفتارهای ضد انقلابی یا انقلابی از آنها یاد شود.»

احمدی در بخش دیگری از اظهاراتش به مطالبات شفاف مردم در مورد مقابله با فساد‌‌ مالی – اد‌‌اری اشاره کرد و گفت: «تصور بسیاری از ما از انقلاب یک زیر و رو شدن اساسی است. حتی تعریفی که به رفتارها ضد انقلابی هم می‌دهیم با همین دگرونی‌های صفر تا صدی مشخص می‌شوند. اما واقعیت این است که بعد از اختلاس‌های میلیارد دلاری که انگار بدون پیگیری باقی‌مانده‌اند و پس از رسوایی‌های پی‌درپی که موسسه‌های مالی و اعتباری به بار آورده‌اند و اخبار آن به مدد امکانی که شبکه‌های اجتماعی در اختیار مردم عادی قرار داده ‌است، به سرعت منتشر می‌شود حالا یکی از مطالبات جدی مردم و افکار عمومی مقابله با فساد ‌است.‌ متاسفانه هرچه جلوتر می‌رویم انگار کمتر و کمتر با سلامت اد‌‌اری و شفافیت مالی مواجه می‌شویم‌‌. مردم‌ در آرامش و مسالمت‌آمیز از دولت می‌خواهند که سیاستی را اتخاذ کند که به مدد آن جلو فسادهای اقتصادی و اداری گرفته شود اما گویا تنها اتفاقی که افتاده این بوده است که موج بزرگی از بد‌‌بینی، کاهش سرمایه اجتماعی و بی‌اعتماد‌‌ی سیاسی کل جامعه را در برگرفته است.»

د‌‌انشجوی د‌‌کتری علوم سیاسی دانشگاه تهران در پایان خاطر نشان کرد: «کافی است به وضعیت سیاسی و اقتصادی موجود بدون موضع‌گیری و تعصب خاصی توجه کنیم تا متوجه شویم که انقلابی که نزدیک به 40 سال است، سنگش را به سینه می‌زنیم در حال بلعیدن فرزندان و دستاوردهای خود است و به زودی به ضد انقلابی عجیب تبدیل خواهد شد که هیچ حرکت و جنبش مسالمت‌آمیز و اطلاح طلبانه‌ای هم نمی‌تواند جلوی تخریبش را بگیرد.»

جنبش‌های اجتماعی، انقلاب‌های مسالمت‌آمیز

اعتراضات سراسری به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال 88، به راه افتادن پدیده‌ای به نام جنبش سبز و به دنبال آن دستگیری و زندانی شدن تعداد قابل توجهی معترض و سپس به حصر افتادن رهبران جنبش نشان داد که ایران آبستن رویدادهای بزرگی است. شاید بتوان پیام جنبش را این گونه خلاصه کرد که بخش عمده‌ای از جامعه فارغ از پیشینه‌های تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی‌شان خواستار اصلاحات اساسی در شیوه مدیریت کشور هستند. راه‌پیمایی‌های مملو از سکوت مردم نیز گویای این واقعیت بود که میل به حرکت‌های انقلابی تند و بدون تامل در جماعتی که خواستار تغییر هستند، بسیار قلیل است.

با این وجود بی‌توجهی به همان اعتراض‌ها، نادیده‌ انگاشتن نیاز‌های اولیه مردم، بحران‌های اقتصادی که بالا گرفتن موضوع پرونده هسته‌ای و وضع تحریم‌های همه جانبه از سوی جامعه جهانی ادامه حیات را برای اقشار مختلف مردم به ویژه طبقه متوسط و فرودست سخت و سخت‌تر می‌کرد، اختلاس‌های کلان و پی‌درپی، تهدید امنیت مالی سرمایه‌گذاران در موسسات مالی و اعتباری، بحران‌های زیست محیطی، بدون پاسخ ماندن مطالبات اجتماعی زنان و… سبب شده است تا هشت سال پس از به راه افتادن جنبش سبز، امروز شاهد نوعی انقلاب یا ضد انقلاب در ایران باشیم.

جنبش‌های اجتماعی، انقلاب‌های مسالمت‌آمیز
Hundreds of thousands of supporters of leading opposition presidential candidate Mir Hossein Mousavi, who claims there was voting fraud in Friday’s election, turn out to protest the result of the election at a mass rally in Azadi (Freedom) square in Tehran, Iran, Monday, June 15, 2009. (AP Photo/Ben Curtis)

در سرزمینی که حزب، سندیکا و انجمن مفهوم کارکردی خود را از دست داده است، حالا مردم تصمیم گرفته‌اند انفرادی و به تنهایی با تکیه بر امکاناتی که دنیای مدرن و هوشمند امروز در اختیارشان قرار داده است، صدا و مطالبات خود را به گوش دولتمردان و مدیران عالی رتبه‌ای که در راس امور کشوری و لشگری قرار دارند، برسانند. آنها دیگر منتظر ناجی نیستند و زمانی که احساس می‌کنند سیستم، کاری برایشان نمی‌کند یا دغدغه‌های آنها را در اولویت قرار نمی‌دهد، خودشان دست به کار می‌شوند. عده‌ای (از معلم و کارگر گرفته تا پرستار، هنرمند، بازنشسته و مالباخته) پلاکارد به دست می‌گیرند و در میادین بزرگ شهر، جلوی مجلس و ساختمان بانک مرکزی و … می‌ایستند و با فریادی که در سکوتشان هویداست خواستار بازنگری در قوانین تعریف شده نظام حقوقی، مالی و اداری هستند. گروهی نیز لباس مبدل پسرانه بر تن می‌کنند و پا به ورزشگاه‌هایی که می‌گذارند که بی‌دلیل از پذیرش آنها سرباز می‌زند. بخش دیگری از جامعه نیز به ابزار سیاسی شدن دین، اعتراض کرده و خواستار اختیاری شدن حجاب در جامعه هستند.

به نظر می‌رسد شعور جمعی، به این نتیجه رسیده باشد که برای تغییر وضع موجود به وضع مطلوب، نه انقلاب (با آن چارچوب‌های از پیش تعریف شده و کلیشه‌ای) و نه دخالت خارجی (آنچه در افغانستان، عراق، یمن، سوریه و… رخ داده است) هیچ کدام نمی‌تواند گره از کار ملت ایران باز کند. البته نباید فراموش کرد که این «نمی‌تواند» هم صرفا از بی‌رمقی و محافظه‌کاری ریشه نمی‌گیرد، زیرا اگر قرار به محافظه‌کاری بود هیچ یک از رویدادهای اعتراضی اخیر شکل نمی‌گرفت. مردم ایران به دنبال اصلاح شرایط کنونی و همدلی بیشتر مسئولان با آنها هستند. آنها مصرند با فعالیت‌های قانونی، مسالمت‌آمیز و تدریجی وضع موجود را به سمت وضعیت مطلوب هدایت کنند.

میترا ظفر، دانش‌آموخته مطالعات خاورمیانه و شمال آفریقا نیز در گفت‌وگویی کوتاه با اشاره به نتایج جنبش‌هایی که سرانجام بهار عربی را رقم زد، می‌گوید: «از آنچه در سال 2010 میلادی در تونس، مصر، لیبی، یمن، سوریه و … رخ داد و مطالباتی که در قالب انقلاب‌ فرم تازه‌ای به منطقه بخشید می‌توان نتیجه گرفت که بدون داشتن درک درستی از اصلاحاتی که مردم مطالبه می‌کنند، انقلاب به سادگی تبدیل به دیکتاتوری و ضد انقلابی می‌شود. ایران امروز، کشوری بحران زده است که هم با بحران‌های طبیعی دست و پنجه نرم می‌کند و هم با بحران‌های غیرطبیعی و اجتماعی (سیاسی، فرهنگی، و اقتصادی). ناتوانی در مدیریت درست و به موقع بحران‌ها موجب شده تا جامعه با بحرانی به نام بحران امنیت دست به گریبان باشد.»

ظفر در ادامه عنوان کرد: «به قول بوزان، نظریه پرداز مجموعه امنیتی منطقه‌ای و استاد روابط بین‌الملل دانشگاه اقتصاد لندن- اولویت کشورهای جهان سوم بحران زده در مدیریت بحران، غیرامنیتی کردن بحران باید باشد. ایران به عنوان کشوری که هم خصوصیات جهان سومی را با خود یدک می‌کشد و هم ویژگی‌های یک کشور در حال توسعه و در دوران گذار را دارد؛ همواره حیات سیاسی و اجتماعی‌اش با بحران‌های اجتماعی متعدد و در هم تنیده تهدید می‌شود. بسیاری از این بحران‌ها به دلایلی امکان ظهور و بروز پیدا نمی‌کنند یا به سرعت با ابزارهای پلیسی و نظامی‌گری‌ سرکوب می‌شوند؛ اما این سرکوب نمی‌تواند ریشه را بخشکاند و در بطن لایه‌های مختلف اجتماعی زاد و ولد می‌کند و ناگهان و یک شبه به طور گسترده ظهور می‌کند. این ظهور یکباره که اتفاقا اصلا پدیده یکباره و یک‌شبه‌ای نیست گاهی به انقلاب و گاه به ضد انقلاب تعبیر می‌شود در حالی که نشات گرفته از عدم درک درست مدیران کشور از شیوه‌های مطلوب مردم‌داری است.»

این کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانه، در پایان با تاکید بر اینکه ناکارآمدی دولت‌، میزان مشارکت مردم، توزیع ثروت، قدرت و موقعیت‌های اجتماعی و… از متداول‌‌ترین بحران‌هایی به شمار می‌آیند که کشورهای جهان سوم و در حال گذار با آنها دست به گریبان هستند، عنوان می‌کند: «به شرط اینکه حاکمان نظام بخواهند هوشمندانه و درست با بحران‌های موجود برخورد کنند باید بپذیرند که بحران مرجعیت و اقتدار، ناکارآمدی ساختاری، ناهنجاری‌های اجتماعی، عدم وجود امنیت روانی، مخالفت با فرهنگ و مظاهر موردنظر تبلیغ شده از سوی حکومت، وجهه سیاسی یافتن رفتارهای فرهنگی، بحران هویت در سطوح و  مختلف جامعه، تجارت موادمخدر، بحران‌های مالی، پولی، ارزی، بیکاری، اپیدمی شدن بیماری‌هایی چون سرطان، ایدز و…، آلودگی‌های زیست محیطی، تروریسم و….موارد جدی هستند که می‌توانند موجب نارضایتی عمومی و در نهایت تخریب کل سیستم شوند. پس چه بهتر که قبل از زیر و رو شدن کل نظام و حرکت به سمت تجربه‌های بدون نتیجه‌ای که پدیدآوردنگان بهار عربی داشتند، فکری برای پاسخ‌ گفتن به مطالبات برحق مردم کرد و زمینه بروز یک انقلاب دیگر را فراهم نکرد.»

bidotech banner

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here