خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / عمومی / مقاله ها / سلامت تن و روان / جامعه سالم؛ خانواده سالم/ مهارت‌های ارتباطی کارآمدتر و موفق‌تر بین همسران/ قسمت دوم و پایانی

جامعه سالم؛ خانواده سالم/ مهارت‌های ارتباطی کارآمدتر و موفق‌تر بین همسران/ قسمت دوم و پایانی

قسمت اول را در اینجا بخوانید

دکتر الهام گرامی/

 

می‌دانید همدلی یعنی چه؟

همدلی با همدردی کاملا متفاوت است. درهمدردی به‌جای درک احساسات طرف مقابل، باافکار و احساسات او موافقت می‌کنیم. یا دچار احساسات او می‌گردیم. مثلا با گریه او گریه می‌کنیم بدون آن‌که همدلش شویم و باری از روی احساساتش برداریم.

در زندگی روزانه بسیار برخورده‌ایم به این‌که، ما را عمیقا بفهمند و درک کنند.

همدلی یعنی برای این که بفهمید طرف مقابل چه می‌گوید، خود را جای او بگذارید.

همدلی رابطه شما را با خانواده مستحکم می‌کند، اجازه می‌دهد آنها را درک کنید و آن‌ها نیز شما را بفهمند. همدلی کردن یعنی درک احساسات و هیجانات دیگران و دیدن دنیا از دریچه چشمان آن‌ها.

تا وقتی که خودتان احساس شکست یا دلتنگی نداشته باشید، نمی‌توانید طرف مقابل‌تان را همراهی کنید، اما وقتی این احساسات را می‌شناسید، در واقع مثل این است که خودتان احساسات این چنینی را تجربه کرده‌اید.

مثلا در مورد ورشکستگی اخیر همسرتان، چطور با او همدلی کردید؟

در بسیاری مواقع کسانی که به همدلی نیاز دارند با یک درد دل ساده و تخلیه احساسات حال‌شان بهتر می‌شود. این طبیعی است که شما نتوانید مثلا در مورد ورشکستگی همسرتان اوضاع را در دست بگیرید و به طور کامل بهبود ببخشید، اما  وقتی خودتان را جای او می‌گذارید درک بهتری از اوضاع به دست می‌آورید. برای رسیدن به همدلی در ابتدا بایستی همصحبت خوبی با همدیگر باشید.

به عنوان مثال خانمی را در نظر بگیرید که از رفتار خانواده همسرش به شدت ناراحت است. در چنین شرایطی طرف مقابل بهتر است پس از گوش کردن بگوید اگر درست فهمیده باشم کاری که خانواده من کرده‌اند از نظر تو درست نبوده و باعث ناراحتی تو شده است.

 

در این مهارت:

  1. هیجانات خود را بشناسید و بتوانید هیجان و احساسی را که در زمان اختلاف نظر با همسرتان دارید، تشخیص دهید و در ابتدا روی هیجانات ناخوشایند خودتان مسلط شوید. زیرا وقتی فردی هنوز درگیر هیجانات منفی خودش است، نمی‌تواند با احساسات دیگران همدلی کند.
  2. زمان اختلاف یا درد دل از طرف همسرتان، سعی کنید خوب به سخنانش گوش دهید. در مهارت همدلی گام مهم گوش فرادادن به طرف مقابل است، با توجه و علاقه و همین‌طور به مفهوم و احساسات پشت آن سخنان.
  3. تشخیص این که در هر ارتباطی به چه نوع شنیدن نیاز دارید یک مهارت است. با شناختی که از همسرتان دارید، می‌توانید مهارت همدلی مناسبی را رقم بزنید.
  4. گاهی فقط سکوت کردن و گوش دادن محض و تنها با زبان بدن همدلی کردن، از هر کاری مثمرثمرتر است.
  5. تجارب شخصی و احساسات خود را کنار بگذارید و بی‌قید و شرط به آن چه همسرتان می‌گوید توجه کنید.
  6. احساسات و هیجانات همسرتان (احساس گناه، ترس، ناامیدی، اضطراب، عصبانیت و…) را تشخیص و درک کنید.
  7. احساسات و عقاید همسرتان را همان گونه که بیان می‌کند بپذیرید و مورد سرزنش، انتقاد یا قضاوت قرار ندهید. مثل جملاتی از این دست: «مادر من مشکلات بسیار سخت‌تری را نسبت به تو تحمل کرده است» یا « کاش کمی از خاله‌ام یاد می‌گرفتی و با برنامه‌تر عمل می‌کردی».
  8. به تلاش همسرتان برای سازگاری با وضعیت ناگوار پیش آمده احترام بگذارید.
  9. در نهایت سعی کنید تا آن‌جایی که باعث آزار و مزاحمت او نمی‌شود، برای حل مشکلات همکاری کنید و حامی او باشید.
  10. فراموش نکنید که در حضور فرزندتان هم با همسرتان همدلی کنید و به کودکان اجازه بدهید تا بدانند که والدین‌شان همدیگر را دوست دارند و به این‌صورت، خود نیز مهارت همدلی با دیگران را می‌آموزند.

در نظر داشته باشید که مهارت همدلی راحت نیست. برای به دست آوردن این مهارت، هم‌چون هر مهارت دیگری بایستی تلاش مداوم باشید و به تمرین پیاپی نیاز دارید.

 

  1. مهارت ابراز احساسات و هیجانات به روش کارآمد

یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها برای تقویت زندگی مشترک، مهارت بیان احساسات است. شناخت احساسات و یادگرفتن نحوه ابراز آن‌ها مخصوصا در اوایل زندگی زناشویی اهمیت ویژه‌ای دارد.

در زندگی زناشویی با ابراز احساسات بجا و با بیانی صریح و درست می‌توان از تبدیل سوء تفاهمات کوچک به کوهی از مشکلات جلوگیری کرد. گاهی ابراز احساسات محبت‌آمیز در زمان درست می‌تواند اعتماد همسران به یکدیگر را تقویت کرده و لذت رابطه را برای هر دوی آن‌ها افزایش بخشد.

 

سه اشتباه مهم

  1. بازگو نکردن احساسات

مطمئنا مواقعی پیش آمده که از همسر خود ناراحت یا عصبانی شده‌اید، اما به دلایلی توان بازگو کردن این احساسات منفی را به او نداشته‌اید، اما باید بدانید که این موضوع وضع را به شدت بدتر می‌کند. بدون بیان احساسات و عدم حل مسئله و گذر از آن شما تبدیل به بمبی می‌شوید که با یک اشاره آماده‌ی انفجار است.

  1. گاهی نیز همسران به اشتباه تصور می‌کنند که در هر لحظه و به هر شکلی، بایستی ناراحتی خود را بلافاصله نشان دهند. از این روی، احساسات خود را بدون در نظر گرفتن شرایط و نکاتی که در این رابطه مطرح است، بلافاصله به صورت تکانشی نشان می‌دهند.
  2. ابراز نادرست احساسات فقط به احساسات منفی محدود نمی‌شود، بلکه در ارتباط با احساسات مثبت نیز این مشکل می‌تواند به صورتی جدی وجود داشته باشد. بسیاری از همسران از بیان عشق و علاقه خود به همسرشان امتناع کرده و با جملاتی چون «دوست داشتن به دل است، به حرف نیست»، «چرا باید حرف دلم رو به زبون بیارم» و یا «خودش از رفتارم می‌فهمه، نیازی به گفتن من نیست»، همسر خود را از احساسات زندگی مشترک محروم می‌کنند. درست است که دوست داشتن با عمل ثابت می‌شود اما در کنار آن انسان نیازمند شنیدن نیز هست. بنابر این از بیان احساسات مثبت خود به شریک زندگی‌تان هیچگاه کوتاهی نکنید.

 

موارد زیر کمک بزرگی است در ابراز احساسات شما نسبت به همسرتان:

  1. باور کنیم که بعد از ازدواج هم تمام احساسات، حتی انواع ناخوشایند آن همراه ما خواهد بود و قرار نیست با ازدواج کردن تمام زندگی، پر از احساسات لطیف و عاشقانه شده و ادامه یابد.
  2. انتظارات نادرست اجتماعی و فرهنگی را در نظر داشته باشیم. مثلا مردان در جامعه ما نباید غمگین شوند، یا این که نباید بترسند و نگران شوند. مرد باید همیشه مثل یک کوه استوار باشد و پشت زن و بچه بایستد. همین پیام‌ها و آموزش‌های فرهنگی غلط باعث می‌شود که مردان جامعه ما فقط یک راه برای بروز هیجانات منفی خود داشته باشند و آن خشم است.

در عرف اجتماعی، عصبانی شدن و پرخاشگری از طرف مردان مقبول ولی گریه و ناراحتی یا ترس و اضطراب بد و زشت است؛ بنابراین مردان به صورت ناخودآگاه یاد می‌گیرند که به جای همه این حالات هیجانی، فقط عصبانی شوند. باید بدانیم که ما هیجاناتی جز خشم و عصبانیت نیز داریم.

  1. افکار و احساسات خود را صریح، شفاف، با صداقت و به طریق مثبت بیان کنید. از فکر این‌که همسرم چه فکری در مورد من خواهد کرد، اجتناب کنید. مثلا: «با وجودی‌که خیلی مواقع ملاحظه میکنی، ولی من دیروز از اون حرفت غمگین شدم. یا از اون رفتارت عصبانی شدم». در مواقع ناراحتی سعی کنید هنگام بیان احساسات خود همسرتان را متهم یا نقد نکنید؛ از اظهاراتی مانند «بر خلاف تو، من اینطورم» یا «این به خاطر این است که تو متوجه هیچی نیستی»، اجتناب کنید. جملات خود را با کلمه «من» شروع کنید و حتی الامکان از شروع با «تو» پرهیز کنید.
  2. به طور فردی و با همسرتان جدول فکر، احساس و رفتار را تمرین کنید. به این‌صورت که در مواقعی که اتفاقی برای‌تان رخ داده، جدولی با سه ستون بکشید. ستون اول را فکر، ستون دوم را احساسات و هیجانات و ستون سوم را رفتار نامگذاری کنید. سپس افکار، احساسات و رفتاری را که در قبال آن موضوع داشته‌اید در آن جدول جای دهید. به مرور یاد می‌گیرید که افکارها و احساسات‌تان را بازگو کنید.
  3. احساسات خود را بشناسیم. در مورد آ‌ن‌ها فکر کنیم و در شناخت احساسات اصلی خود رو راست باشیم. مثلا وقتی نامه‌ای از بانک مبنی بر قسط‌های معوقه بدست‌مان می‌رسد، اولین واکنش ما ترس یا اضطراب است، ولی چون آن‌را نمی‌شناسیم و یا جرات بازگو کردنش را نداریم، با خشم ناراحتی‌مان را نشان می‌دهیم.
  4. احساسات‌مان را بپذیریم. بعد از شناخت احساسات، گام بعدی پذیرفتن آن‌هاست. به خودمان اجازه دهیم احساسات‌مان ظهور و بروز کنند و آن‌ها را تجربه کنیم. هیجان‌های مختلف مانند خجالت، شرم، ترس یا ناامیدی همین احساسات بشری هستند که ما هم مثل هر انسان دیگری حق داریم آن‌ها را تجربه کنیم. پذیرش بدون قضاوت احساسات‌مان باعث کنترل، مدیریت و ابراز صحیح آن‌ها می‌شود.
  5. احساسات‌مان را بیان کنیم. صادقانه و شفاف با همسرمان حرف بزنیم. زمان مناسبی را انتخاب کرده و به او بگوییم که حرف‌های مهمی برای گفتن داریم و از او می‌خواهیم که به حرفهای‌مان با دقت گوش دهد. خیلی مواقع ما از شفاف بودن و این که دیگران حتی همسرمان از احساسات اصیل و واقعی‌مان باخبر شوند واهمه داریم و نگران قضاوت طرف مقابل هستیم. مثلا به او بگویید وقتی مرتبا تنهایی با دوستانش بیرون میرود، چه قدر احساس نادیده گرفته شدن و تنهایی می‌کنید.
  6. انتظار درک نشدن را هم داشته باشیم. گاهی اوقات ممکن است ما تمام اصول بالا را رعایت کرده باشیم، اما باز هم همسرمان نتواند ما را به خوبی درک کند و واکنش‌هایی نشان دهد که باب میل ما نباشد. چنین اتفاقی کاملا طبیعی است؛ به خصوص ابتدای زندگی که دنیای بسیار متفاوتی داریم و مدت‌ها باید بگذرد و تلاش و تمرین داشته باشیم که همدیگر را بهتر شناخته و بیشتر درک کنیم.
  7. صبور باشیم و به آموزش و تمرین ادامه دهیم. رابطه زناشویی از آن چیزهایی است که به گذر زمان نیاز دارد. زن و شوهر در طول زمان شناخت بیشتری نسبت به هم پیدا کرده و صمیمیت بین آن‌ها بیشتر می‌شود. بنابراین از در میان گذاشتن احساسات خود با همسرمان خسته و ناامید نشویم. عمیق‌تر شدن صمیمیت و ایجاد همدلی نیاز به گذر زمان، صبوری و تمرین دارد.

 

  1. مهارت بیان درست انتظارات و خواسته‌های منطقی خود
  2. در گام اول انتظارات و خواسته‌های خود را بررسی کنید و ببینید تا چه اندازه معقول، منطقی و مطابق با توانایی‌ها و واقعیت‌های فعلی همسرتان است.
  3. حواس‌تان به توقعات ممنوعه باشد. توقعات ممنوعه عبارت‌ست از: تغییر اجباری و همه جانبه همسر، واداشتن او به انجام کاری که نمی‌خواهد یا نمی‌تواند، اجبار همسر برای از دست کشیدن کارها یا علائقش به خاطر شما
  4. به جای این‌که در لحظه مناسب حرف نزنید و بعد با فکر کردن به کاری که مجبور به انجامش شده‌اید، حرص بخورید، بهتر است نظرتان را شفاف و مستقیم بگویید. فروخوردن حرف و ایده‌تان در شما خشم ایجاد می‌کند.

با سفری که در جمع درباره آن تصمیم‌ گرفته‌اند مخالف هستید و یا می‌دانید برنامه جدید کاری که رئیس برای‌تان تعیین کرده بد است اما می‌ترسید بگویید؟

قاطعیت درست را بیاموزید. قاطعیت با پرخاشگری فرق دارد. فرد قاطع با اعتماد بنفس است، به همه احترام می‌گذارد و مورد احترام دیگران است. لبخند و روی گشاده بهترین روش برای قاطعیت سالم و درست است. در موقع عصبانیت از اظهار نظر و قاطعیت بپرهیزید. کلمه «من» را کنار بگذارید. سعی کنید نشان دهید تنها به خودتان فکر نمی‌کنید. در جملات‌تان تاکید را روی هدف و منطق مسئله بگذارید تا نشان دهید نظرتان خودخواهانه نیست. تمرکز را روی همان موضوعی که درباره آن صحبت می‌شود، بگذارید. این شاخه و آن شاخه نپرید. در بیان قاطع نظرتان، از تحقیر و طعنه زدن بپرهیزید. به جای استفاده از عباراتی مثل «باید»، «من می‌گویم» یا «من می‌خواهم»، از جملاتی مثل «خوشحال می‌شوم اگر…»، «لطف می‌کنید اگر…» و … استفاده کنید.

  1. مهارت جرات‌ورزی، نه گفتن و نه شنیدن را بیاموزید.
  2. منفعل نباشید، چه در بیان خواسته خود و چه در شنیدن خواسته همسرتان.

نرمش بیش‌از حد، سکوت، انفعال و عدم اعتماد به نفس تاثیر بسیار منفی در فرد مقابل خواهد گذاشت. به هیچ وجه در بحث از عباراتی مثل «نمی‌دانم»، «نظری ندارم» و «هرچه تو بگویی» استفاده نکنید.

  1. در نظر گرفتن تفاوت‌های فردی. به طور کلی به دلیل تفاوت جنسیت و تفاوت‌های فردی، نیازها و خواسته‌های زن و مرد با یکدیگر متفاوت است. به طور معمول زنان دوست دارند بیشتر از مردان کلمات احساسی از سوی همسرشان بشوند، آن‌ها مایلند که زیاد صحبت کرده، حتما آقایان به حرف‌های‌شان گوش دهند. هم‌چنین از آن‌ها قدردانی شود. اما آقایان طولانی صحبت نمی‌کنند. خلاصه‌وار حرف زده و مایلند که همسرشان به آن‌ها قدرت، و مدیریت داده و احترام بگذارند.
  2. توقع داشتن همسران از همدیگر سبب جبهه‌گیری و مختل‌شدن ارتباط‌شان می‌شود. بهتر است به جای توقع داشتن از همدیگر، در یک ارتباط سالم و منطقی خواسته‌های خود را به طور مستقیم، شفاف و در زمانی‌که آرامش نسبی دارید، مطرح کنید. از ضمیر من به جای ضمیر تو استفاده کنید، به عنوان مثال اگر مردی خواسته‌اش از همسر خود غر نزدن است، می‌تواند بگوید: من واقعا ازت انتظار دارم که به جای غر زدن درست حرف بزنیم، نه این‌که بگوید: تو همه اش داری غر میزنی. هنگام مطرح کردن خواسته‌های خود توانایی و ظرفیت طرف مقابل خود را سنجیده، سپس با احترام انتظارات‌تان را مطرح کرده و به طور متقابل به خواسته‌ها و انتظارات همسرتان نیز توجه کنید.
  3. تعادل و مدیریت در انتظارات. در انتظارات خود تعادل ایجاد کنید و آن‌ها را مدیریت کنید. بدانید که تا چه حد از دیگران می‌توان توقع داشت و در عین حال تقاضای‌تان را چه زمانی مطرح کنید. یادتان باشد انتظارات و توقعات‌تان باعث سوء استفاده و آزار طرف مقابل‌تان نشود.

 

 

 

 

 

 

به اشتراک بگذارید

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

جامعه سالم؛ خانواده سالم / مهارت خودآگاهی و تاثیر آن در زندگی

دکتر الهام گرامی/   آیا تا به حال این سوال را از خود پرسیده‌اید که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *