طنز و حکایت هفته

0
8
نکته مثبت هفته

با افراد مثبت ارتباط برقرار کنید، کسانی که حال‌تان را بهتر می­‌کنند.

 

حکایت هفته

«تمرکز»

روزگاری مردی پیکان‌ساز در دهکده‌ای در هند زندگی می‌کرد. یک روز وقتی مشغول ساخت و پرداخت دقیق تیر بود، سپاهیان پادشاه از آنجا گذر کردند. سپاهیان از کنار او عبور کردند و او سر خود را بلند نکرد.

«داتا تاریا»ی مقدس یکی از فرزانگان دهکده، که این صحنه را دیده بود از پیکان‌ساز پرسید: آیا سپاهیان پادشاه را ندیدی؟

پیکان‌ساز پاسخ داد: «کدام سپاهیان؟»

داتا تاریا بلافاصله در برابر او تعظیم کرد و گفت: «تو مرشد منی».

برای موفقیت و حصول نتیجه باید تمرکزی نظیر پیکان‌ساز داشته باشید، آن‌گونه که اگر تمام جهان عبور کنند چیزی نبینید. تمام نوابغ جهان کسانی بوده‌اند که از تمرکز فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده‌اند.

آشفتگی و شوریدگی ذهن شما را موفق نمی‌کند. وقتی که کاری می‌کنید، به خانواده فکر می‌کنید. وقتی در خانواده به سر می‌برید، از شغل خود نگرانید. وقتی ورزش می‌کنید در اندیشه تحصیل هستید، وقتی درس می‌خوانید فکرتان به هزار سو می‌رود. این عملا اتلاف وقت و مؤثر نبودن است. موفقیت یعنی تمرکز، تمرکز و تمرکز.

«به عمل کار بر آید»

 فصیح‌ترین سخن عمل است

«شکسپیر»

این داستانی است در مورد چهار شخصیت: همه، بعضی، هرکس، هیچ‌کس.

شغل مهمی وجود داشت که «همه» می‌توانستند آنرا انجام دهند. «همه» مطمئن بودند که «بعضی» آن کار را انجام خواهند داد. «هر کس» از عهده آن بر می‌آمد، اما «هیچ‌کس» آنرا انجام نداد. «بعضی» از این موضوع ناراحت شدند زیرا این شغلی بود که «هرکس» می‌توانست آنرا برگزیند. «همه» فکر می‌کردند که «هرکس» می‌تواند آنرا انجام دهد، اما «هیچ‌‌کس» درک نکرد که ممکن است «همه» از زیر بار آن شانه خالی کنند.

خلاصه داستان این‌گونه تمام شد که «همه» «بعضی» را ملامت می‌کردند، در حالی که در واقع «هیچ‌کس» از «هرکس» نخواست که آنرا بر عهده بگیرد.

 

«مسافر»

جهانگردی آمریکایی به قاهره رفت تا روحانی معروفی را زیارت کند. جهانگرد با کمال تعجب دید که روحانی در اتاقی ساده زندگی می‌کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می‌شد.

جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟

روحانی گفت: مال تو کجاست؟

جهانگرد گفت: اما من اینجا مسافرم.

روحانی گفت: من هم همین‌طور.

 (منبع: بهشت یا جهنم انتخاب با شماست، مسعود لعلی، تهران؛ بهار سبز،1387)

 

لطیفه‌های هفته
  • دنیای آقایان: زندگی با خانومم. مستی با هستی. شکار با نگار. ناهار با بهار. شمال با نهال. دریا با رویا. ویلا با ژیلا. چت‌روم با معصوم. ماشین با نوشین، خرید با مهشید. سونا با مونا. بازی با نازی… آخرش هم می‌گوید می‌زنم به سلامتی تنهایی!!! یعنی اسیر این تنهایی‌شومیم والاااااا….
  • روزی مردی به دختری گفت: با من ازدواج می‌کنی؟ دختر گفت نه! از آن روز به بعد آن مرد کلی شاد زیست و تا سرحد مرگ فوتبال دید و به اخبار گوش داد و کنترل هم دست خودش بود… پای لپ تابش نشست و دستش توی دماغش بود. پول‌هایش را جمع کرد، شاسی بلند خرید. کثافت پیر هم نشد…
  • تنها استفاده‌ایی که پدرم از من کرده برمی‌گردد به 22 سال پیش… من را برد بانک و گفت کلا حرف نزن. به رییس بانک گفت بچه‌ام کر و لال هست. وام گرفت، ماشین خرید…..
  • برای دختره کامنت گذاشتم خداییش خیلی بهت حسودی می‌کنم… دختره کامنت گذاشت خوو چلا؟ نوشتم عقل نداری، راحتی. حذفم کرد. بی‌جنبه قطع ارتباط هم کرد… آدم تا این حد بی‌تجربه…
  • الان همه چیز گران شده است… اون موقع‌ها با 100 تومان می‌رفتیم داخل مغازه، با یک دونه نوشابه شیشه‌ای و دو سه عدد پفک و آدامس و چیز‌های دیگر می‌آمدیم بیرون… الان دیگه نمی‌شه همه جا دوربین دارد…
  • در تهران همه جدول مندلیف را با یک نفس می‌کشیم تو بدن…
  • یارو زنگ می‌زند 110 می‌گوید فرمون، کلاچ، ترمز و دنده ماشینم را دزدیدند… پلیس می‌گوید؟ تو فلانی هستی؟ می‌گوید آره. پلیس: فلانی صندلی عقب نشستی، برو جلو بشین…

 

نکته هفته

زود تصمیم نگیرید، وقت بیشتری صرف تصمیم‌گیری کنید، تا کیفیت اجرای آن بهتر شود.

 

نقل‌قول هفته

سقراط حکیم: نمی‌توانم چیزی به دیگران بیاموزم؛ فقط می‌توانم وادارشان کنم بیندیشند.

 

ضرب‌المثل هفته

پارسی: تا پریشان نشود، کار به سامان نرسد!

تازی: کسی که غرور دارد حاضر است گم شود و راه را از دیگران نپرسد!

 

شعر طنز هفته
«حاضر جوابی»

قلم از حافظ شیراز باشد جوهرش از من

ز هر بیت اولش از اوست جفت دیگرش با من

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

مهیا کن شراب کهنه‌اش را، ساغرش با من

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

تو پیدا کن دلی عاشق، جواب لشکرش با من

شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم

شراب ارغوانی جو، گلاب قمصرش با من

چو در دست است رودی خوش،

بزن مطرب سرودی خوش

که رنگ چارمضراب از تو رقص بندرش با من

صبا خاک وجود ما بدان عالی‌جناب انداز

که کشف روی او با تو، نظر بر منظرش با من

یکی از عقل می‌لافد، یکی طامات می‌بافد

خدایی ادعا داری اگر، پیغمبرش با من

بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه

در میخانه را وا کن، بهشت و کوثرش با من

سخن‌دانی و خوش‌خوانی نمی‌ورزند در شیراز

اگر شیراز شد شد، ورنه جای دیگرش با من

بیا حافظ حوالت ده جسارت‌های هالو را

به موی یار شیرازي، جواب مادرش با من

(منبع: افاضات آقای هالو 1، محمدرضا عالی‌پیام. تهران؛ محمدرضا عالی‌پیام، 1391)

 

 

به اشتراک بگذارید

نظر بدهید

Please enter your comment!
Please enter your name here